انتخابات پارلمانی و ریاست جمهوری اخیر تونس را باید به مردم آن کشور تبریک گفت که توانسته اند انقلاب خود را با کمترین هزینه و خونریزی در مسیر دموکراسی قرار دهند. طبیعی است این سؤال پیش می آید که چرا سرنگونی دیکتاتوری و روی کار آمدن اسلام گرایان در تونس و ایران نتایج کاملا متفاوتی داشته است.
تابستان سال گذشته وقتی برای کار خبری به تونس سفر کردم اولین چیزی که توجهم را جلب کرد این بود که انقلاب جامعه را زیر و رو نکرده بود. در انقلاب ما، مطابق نسخه های یاد گرفته از شوروی و چین و کوبا، طی چند ماه سران و مدیران دولتی و ارتشی و آموزشی اعدام یا برکنار شدند. کمیته ها و سپاه جای پلیس و ارتش را گرفتند. نیروهای سیاسی غیر مذهبی با فشار و تهدید از صحنه بیرون رانده شدند. شریعت و حجاب اجباری اعمال شد.
اما در تونس، با وجود گذشت دو سال از انقلاب، هیچ نشانه ای از تحولات عمیق و خونین سیاسی و اجتماعی نبود. راننده ی اولین تاکسی که سوار شدم زن بود. و بی حجاب. و از دولت اسلام گرای جدید می نالید و خواهان بازگشت بن علی بود. بسیاری از پلیس های راهنمایی زن بودند. با یونیفورم های اروپایی. در خیابانها بیشتر زن ها بی حجاب رفت و آمد می کردند. فروش مشروبات الکلی ادامه داشت. ساحل دریاها را برای زنان ممنوع نکرده بودند. زبان فرانسه، در کنار عربی، همه جا به چشم و گوش می خورد.
فقط ظاهر قضیه نبود که با ایران تفاوت داشت. حزب اسلامگرای النهضه که بعد از سقوط دیکتاتوری بن علی در انتخابات مقدماتی پیروز و دولت را در اختیار گرفته بود، هیچیک از خصلت های خمینی و افراطیون ایران را نداشت و در عمل هیچ برنامه ی خاصی از سوی دولت برای «اسلامی» کردن جامعه به اجرا درنیاورد. اسلام سیاسی به مردم تحمیل نشد. حکومت در زندگی شخصی و خصوصی مردم دخالت نکرد.
در همین حال اسلامگرایان تونس که در اوایل انقلاب محبوبیت زیادی داشتند، سعی نکرند با انجام رفراندوم کشور را اسلامی کنند. در عوض مجلس تدوین قانون اساسی تونس، دو سال به بحث و بررسی نشست (در ایران سه ماه) و در نهایت به سندی رای داد که هیچ اثری از حاکمیت سیاسی اسلام و ولایت فقیه در آن وجود ندارد.
بنابراین انتخابات اخیر تونس در شرایطی برگذار شد که مردم تحت هیچ گونه فشاری از سوی حکومت و اسلامگرایان قرار نداشتند. آنها از عملکرد حزب حاکم النهضه در این سه سال راضی نبودند و این بار احزاب غیر مذهبی را با اکثریت به پارلمان فرستادند و یکی از مقام های سابق دولت بن علی را به ریاست جمهوری انتخاب کردند.
حال باید دید دولت جدید به اصول دموکراسی پایبند خواهد ماند یا نه. تاکنون جامعه تعادل خود را حفظ کرده و با ادامه مشارکت سیاسی اسلامگرایان در پارلمان، همه ی نیروهای مذهبی و غیر مذهبی بصورت مسالمت آمیز به فعالیت ادامه می دهند.
در مصر نارضایتی عمومی نسبت به دولت اسلامگرای اخوان المسلمین منجر به کودتا و استقرار دیکتاتوری نظامی، حتا بدتر از زمان مبارک شده. این در حالی است که اگر ارتش دخالت نمی کرد، در انتخابات بعدی اسلامگرایان نیز مانند تونس به احتمال قوی شکست می خوردند و دولت بصورت دموکراتیک تغییر می کرد. اما کودتا تحقق آرمان های دموکراتیک انقلاب مصر را سالها بتعویق انداخته. راهی که تونسی ها با درایت از آن اجتناب کرده اند.
آنچه آینده را برای تونس امیدوار کننده می سازد، خودداری نیروهای سیاسی و مردم از کاربرد خشونت است. چیزی که خاورمیانه به آن نیاز مبرم دارد.
آنچه در ایران در سال ۵۷ رخ داد خشم و طغیان پسر بر علیه پدر بود و خواست "انقلابیون" هر چیزی بغیر از شاه بود. روزی هم که شاه رفت بجای اینکه به کشتار و خرابکاری پایان دهند و از دکتر بختیار پشتیبانی کنند, دنباله روی خمینی و ادامه گر جنگ با آمریکا شدند.
تونسی ها نتنها تجربه تلخ ما را دیده بودند و از آن درس گرفته بودند, بلکه دیگر دنباله روی ایدئولوژی های ورشکسته چپی و یا جنگ با غرب و تجدد نشدند.
تونس نفت نداره.
مردم تونس پیرو فرقه حشری شیعه اثنا اشری نیستند.
مردم تونس بزدل نیستند.
مردم تونس کون خودشون رو برای تروریستهای بزدل فلسطینی در نوار غزه جر نمیدن وقتی که هموطنانشون به دست فلسطین پرستان و فلسطین تباران در ملا عام اعدام میشن.
مردم تونس هر چهار سال به خاطر انتصاب یک آخوند آدمکش بی وطن به دستور یک آخوند آدمکش تر و بی وطن تر به خیابونهای نمیریزن برای رقص بابا کرم .
مردم تونس ۳۶ سال منتظر اصلاح فاسدترین و جنایتکارترین حکومت در تاریخ کشورشون نمیشن.
مردم تونس حماقت ، بی عرضگی و بزدلی خود را به گردن انگلیس و بی بی سی و صهیونیزم و کمونیزم و کوفت و زهرمانیزم نمیگذارند.
مردم تونس به جای اتحاد برای سرنگونی دیکتاتور فاسد ، ۲۴ ساعته تو سر و کله هم دیگه نمیزنن که ۳۶ سال پیش تقصیر کی بود که اینجوری شد.
و، و، و...
۱ـ نا رضایتی پیش آمده در مصر تنها در طبقهٔ مذهبیون و طرفدارانِ اخوان المسلمین دیده میشود، از محافظة القاهرة خارج شوید میتوانید مردم را خوشحالترْ با همین اَرتشیان مشاهده بفرمائید.
۲ـ تونس همچو بقیهٔ کشورهای آفریقای شمالی از مشکلاتِ شدیدِ اقتصادی رنج میبرد، تولیداتِ کشاورزی این کارتاژیانِ قدیمی به نصف رسیده، معادن یکی پس از دیگری تعطیل میشوند، و همینطور ذخایرِ اندکِ نفتی این کشور و... بن علی (رئیسجمهور پیشینِ کشور تونس) دزدِ پدر سوختهای بود که لنگه نداشت اما بلد بود چگونه با روسها (کشاورزی)، چینیها (معدن و کارخانجاتِ صنعتی، تولید موادِ اوّلیه) کنار بیاید، حالا تونس شده یک سینی آب طلا در دستِ اُروپای مشترک و سیاستِ کلّی آن وابسته به فرانسه و دیگر متحّدانِ وابستهٔ ایشان.
۳ـ بر عکسِ قاهره اگر از پایتختِ تونس به بیرون روید ملاحظه خواهید کرد که مردم سخت پشیمانند، همین حالا همگی نگرانِ سوختِ زمستانی هستند و عدهای ناچاراً به دیگر مناطق و حتّی کشورهای همسایه برای امرارِ مَعاش میروند.
۴ـ از خشونت فرمودید امّا حتماً میتوانید حس کنید که این نیز یک نمونه از آتش زیرِ خاکستر است، مرزها به هیچ وجهی کنترل نمیشوند، هر کس اسلحه بخواهد میتواند آنرا با چند صد دینارِ تونسی خریداری کند. هفتهای نیست که در شهری از این کشور تظاهرات نباشد؛ مردم به بیرون نروند و با پلیس درگیر نشوند.
چندان خوشبین نباشید، باید دید اینبار به چه نحوی این مردمان اعتراضِ خود را به گوشِ سیاسیونِ بی عرضهٔ خود خواهند رساند.
Backward leftism is what gave Iran away. You ask how? Just compare the revolutionaties of the Constitutional Revolution of 1906 with those of the 1979 revolution. They had Mirza Aqa Khan Kermani, and we had Ehsan Tabari. They had Mirza Fathali Akhundzadeh, and we had Nooredin Kiaynoori. They had Hassan Pirnia, and we had Hassan Banisadr. Every single of the 1979 turned out to be the sworn enemies of the west especially the United States. And this anti-US histeria still lives on...
”انقلاب“؟ کجا تو تونس انقلاب شد؟ تو مصر هم میگفتن «انقلاب» شد، خانم کلینتن میگفت. کی؟ کجا؟ چی؟ شما دلتون خوشه هر دگرگونی رو «انقلاب» نشون بدین. بن علی من علی!
Hamal said is perfectly. We don't like to admit it, but Iranians are extremely religious people. Don;t believe me, look at what happens every Ashura. The Shia religious government fits them perfectly.
ما از تونس چه میدانیم بجز آنچه که بوسیله رسانه های غربی بخوردمان میدهند؟ تونس بر اساس آمار، در زمان بن علی توانسته بود بهترین اقتصاد قاره آفریقا را داشته باشد. درآمد سرانه و اوضاع اقتصادی آنها از برخی کشورهای اروپائی از جمله ایتالیا خیلی بهتر بود و رفاه نسبی برای اکثریت جامعه وجود داشت. تنها گروهی که ناراضی بودند و از نظر سیاسی سرکوب میشدند همان اسلامگرایان دار و دسته النهاد و دیگر گروههای وابسته به آنها بودند که آخور آنها در اروپا بود و ناگزیر از تونس خارج شدند. امروز، بعد از بازگشت همان اسلامگرایان، دیگر آن ثبات و آرامش در تونس وجود ندارد. ثبات و آرامشی که لازمه هرگونه پیشرفت در یک جامعه است.
در واقع آنچه در تونس اتفاق افتاد فتو کپی همان چیزی بود که در ایران پیش آمد. ممکن است انقلابچی های تونسی آنقدر که اسلامیها در ایران کشتند نکشته باشند ولی نتیجه کار در واقع یکی بوده. این موضوع تنها میتواند نتیجه بهتر بودن کار فرهنگسازی باشد که در زمان حبیب بورقیبه و بن علی انجام شده بود اما با همه اینها دیگر آن ثبات و آرامش رفته و دار و دسته های اسلامگرا که از سی و جند سال پیش مانند قارچ در اینجا و آنجا سر بر میآورند توانستند آنچه را دیگران رشته بودند بهم بریزند تا منافع کسانی را که پیشرفتهای دیگران را باعث کسادی بازار و اقتصاد خود میدانند تامین شود.
مهمترین عامل موثر در پیدایش و موفقیت یک دموکراسی واقعی اخلاق و آموزش پذیری است. فسادی که امروز در جوامع اسلامگرا بسرعت گسترش پیدا کرده که در واقع نتیجه همان دخالتهای گروههای فاسد بین المللی است که برای سلطه خود بر جهان به این امر دامن میزنند. وارونه نمائی یکی از ویژگیهای این دار و دسته است و برای این کار هم ابزارهای بسیاری را در اختیار دارند. آنچه امروز در دنیای غرب رواج دارد دیگر نشانی از آن دمکراسی در آن نیست. امروز دموکراسی در غرب مسابقه ایست میان دو یا چند گروه و باند مافیائی و مهم هم نیست که چه کسی پیروز شود چون هدف همه حفظ و ادامه برتری جوئیها و برتری طلبیها بر دیگران بهر قیمتی است و آن قیمت میتواند شامل هر چیزی از جمله نابودی ملتهای دیگری که خواهان پیشرفت هستند باشد. امروز در دنیا جنگی پنهانی و بزرگ در جریان است که در آن، هر کس برای دلیلی در گیر است. گروهی برای حفظ موجودیت خود میجنگند و گروهی هم برای اعمال قدرت و پذیراندن خود به عنوان ارباب و نیروی برتر.