بلاگ

بیشتر

با هم بنویسیم شماره 3

حدود یک سال پیش در مجتمع رفاهی بین راه مثلا ...

پروین خانم ــ ملا باجی قلیان سوار‎

آن روزِ سردِ حوالی پایانِ پاییز ــ خانم جان خیلی ...

پر از زندگی!

بیست و سه سال پیش یه عصرِ پاییزی مثلِ امروز دمِ درِ ...

وابسته و گسسته: چکیده‌‌ای از داستان «جبران ناپذیر»

وابسته و گسسته داستانهای کوتاه شهیره شریف نشر ...

باران با ما کار ندارد

در سوگ لگدمال شدگان اعتراض های آبان ۹۸ باران با ما ...

با هم بنویسیم شماره 2

ماشین به آرامی دل شب را میشکافت. چراغهای شهر از دور ...

تا احمدآباد

<<دختر ِ احمدآباد تو عروس بندری...>> زمان گذشت اما همیشه...

آبــــی پَرنـــده‌ی خوشبَــخـتــی‎

هوا دارد سرد میشود قوهی خورشید دیگر آن چنان نبوده و ...

پاییز ریز ریز

به مناسبت روز یادآوری در کانادا - به یاد پرپرشدگان ...

کمی دیوانگی!

بیشتر مراجعین سونوگرافی خانمهای باردار بودن. یکیشون...

دختری که گریه می کرد

در سوگ آنیتا ایران نژاد دختری که گریه می کرد بر ...

«با هم بنویسیم» شماره ۱

دیرتر از آنچه که میبایست بیدار شدم. لحظهای طول کشید ...

وقتـی‌ میرزا باشـی‌ محل بـودم

واقعیت این بود که پولِ تو جیبی من ـ کفافِ برخورِ خودم ...

پیراهن احساس

پیراهن احساس تنگ است پیراهن احساس تو بر ...

پارکینگ ویژه

آخرین پیچ کوه را که بالا آمدیم رسیدیم به پارکینگی ...

نقاش خودآموخته دهر

نقاش خودآموخته دهر نقاش خودآموختهی دهر همان ...

عریانی!

بهار اومده. وقتی درست تو دلِ یه جنگلِ بزرگ زندگی ...

جامعه شناسی سوسک کشی

قصه ازدواج خاله سوسکه یکی از متل های قدیم ایران است. ...

دوستت دارم!

<< دوستت دارم >> را من دلاویزترین شعر جهان یافته ام این ...

تحسین!

تازه دو ماه بود که برگشته بودم ایران. تصمیم گرفته ...

بیشتر