بلاگ

بیشتر

ساقه گندم

از لین ها1 زدند بیرون و حاشیه آسفالت باریک راه ...

جهش معکوس

جهش معکوس با هر جهشِ ویروس پس می رویم ما هر ساله هر ...

اسـتانبول، استـانبول‎‎

حضرت والا ـــ پدر بزرگِ پدری من از سوی پدرش به مدرسه ...

شکوفه پر

شکوفه پر بر شاخه شکوفه بود اما افتاد بادی به کمک ...

یا کــباب یا طـــلاق‎

<<داستانی از شمیران زاده>> جریانِ زیارتِ سلطان ...

کابـوسِ تـکراری مـادربـزرگ‎

داستانی از شمیران زاده خانم باجی ـــ مادربزرگم در ...

گنجشک و درخت

گنجشک و درخت گنجشک و درخت حرفِ هم میفهمند در درکِ ...

تعـزیه‌ی ما و کـابوکی آنها

انواع مراسمِ مذهبی در عمارتِ پدر بزرگم ـــ دائماً ...

شَــبی‌ که بــَـختک به دیـدارم آمـد‎‎‎

امتحاناتِ ثلثِ سوم آغاز شده و برای بچه تنبلی مثلِ ـــ...

آرامستان قلهک

هر وقت از مقابل باغ بزرگ قلهک که در اختیار سفارت ...

وقـتـی‌ شـعـلـه بـه شـمـیـران رسـیـد‎

عادت نداشتم با دخترها به سینما رفته و فیلم تماشا کنم ...

شـاهـزاده دیگر بـاز نـَـخواهـد گـشـت‎

ده سال از آن تاریخ گذشت از زمانی که در تاریخِ ۱۹ ...

ای وای رفیق

ای وای رفیق عالم همه جمع است ولی ما تفریق در راه یکی ...

مایکل شوماخر و من!‎

خبر میگفت: "ادامه ی درمانِ مایکل شوماخر قهرمانِ ...

جوجـه غـازی کـه سـگ شـد‎‎‎‎

یک زمانی بود که در قسمتِ شمالی باغ منزل ـــ کنارِ چند ...

خبر انتشار: شماره دوم مجله بمبئی ریویو ویژه ایران

شماره دوم ویژه ایران مجله بمبئی ریویو با آثاری از ...

تاجِ سر شین

دریا به تنش دامن پُر چین دارد یک دشت شکوفه باد بر زین ...

یک ایرانـی در میانِ صَـلیـبیـون‎‎

من هیچ وقت مذهبی نبوده اما یکتا پرستی صحبتِ دیگرست ...

دکارت، فیلسوفی که شاید دلباخته‌ی راهبه ترزا بود

میاندیشم ـــ پس هستم این جمله را لاقل هر کسی در زندگی ...

روسری ِنارنجی / قسمت آخر

نمی تونستم باور کنم که این من بودم که وسط دل پایتخت ...

بیشتر