بلاگ

بیشتر

چهلم سوزان

برف نبود می‌بارید          خاکستر بودبعد آن دو شبکه ...

جنگ 12 روزه :Sic Semper tyrannis

یک اسب! پادشاهی من برای یک اسب! از مشهورترین جملات ...

تیک‌تاک

خالی        افتاده بودم در مرور سالیان         ...

سینـدرلا بـاکره نبـود‎

اخیرا فیلمی دیدم به نامِ خواهر ناتنی زشت ـــ محصول ...

غـروبِ تلـخ خورشیـد شعـر روسیـه‎‎

کسی که ادعای شناختِ ادبیاتِ غربی را کند ولی آثارِ ...

گربـه سیــاه شمـیـران‎‎

بر دامنهی برفی البرز؛ شمیران زیر سایهی درختانِ هرزِ ...

پــَـــروانہ‎‎

هر وقت برای بازدید قبورِ خانوادهام؛ به قبرستانی ...

پـس فرشتـه خانـمها کجـا هستنـد؟‎

فرشتگان موجوداتی پیچیده؛ مخلوقاتی از جنسِ روح بوده ...

حـسِ قبـل از مـَرگ‎

لحظاتی در زندگی وجود دارد که ما به سادگی نمی توانیم ...

مترسکِ افسردگی‌ها‎

مترسکِ افسردگیها با چشمانِ برافروخته و لبخندی ...

انتشار رمان من : دیوانگی سیاوش-حسین

رمان من با تیتر «دیوانگی سیاوش حسین» از جانب نشر تنفس...

نسیم خاموشِ پاییزی‎

نسیم خاموشِ پاییزی زمزمهی روزهای فراموش شده سایهها ...

زنگ را بزنیم

خواب دیدم بابای مدرسه‌مان گم شده ...

مسافــری؛ اسیـر در زمـان

در نبودِ روشنایی ستارگان خفتهاند سکوتی عمیق و ...

کتـاب اسرارآمیـزی که خورخـه را نابیـنا کـرد‎

ماهی یکبار به سرِ مزارِ پدرم در ژنو رفته و مدتی را در ...

بود، نیست، هست

شهری هست آنور آب‌هاکه «من و تو» می‌گوید ...

از عـشق تا نفـرت یک قدم وجود دارد و گاه هـیچ‎

از چه لحظه ای در تاریخ تکاملِ بشریت (مجموعه سرگذشتها ...

بمب‌های گرسنه

می‌بلعنددهان باز و دست‌هایدراز و ...

در شـَـبـها جـغد می‌شـوم‎

در ظلمتِ شبهای بیجان اما روح بیدار چشمانم زهرِ سیاهِ ...

مـــادرانِ بـــَــد‎

وحشت نکنید نلرزید صحبت از مادرِ نورمن بِیتس ...

بیشتر