عمومی

دنبال کن


عضو از ۱۵ مهر ۱۳۹۱

آیا واژه‌ی کودتا برای وقایع اسفند ۱۲۹۹ خورشیدی مناسب است؟

برخی‌ ـــ استفاده از واژه‌ی کودتا (سرنگونی ناگهانی و خشن دولت یا حکومت وقت توسط گروهی کوچک است، پیش‌نیاز اصلی یک کودتا، کنترل تمام یا بخشی از نیروهای مسلح است) برای وقایع اسفند ۱۲۹۹ خورشیدی را تبلیغات و ساخته‌ی رژیمِ فاشیستی اسلامی می‌دانند، اما استفاده از این واژه ـــ در دورانِ پَهلوی هم برای اشاره به آن وقایع عادی بود، بخصوص تا قبل از سال ۱۳۳۲ خورشیدی.

دوستان بیشتر مطالعه کنند، به هر چیزی که در شبکه‌های مجازی انتشار می‌‌یابد ـــ اطمینان نکنند.

سپاس.
 

شـرحِ یک نـاهار در چـَمنزار‎‎

ناهار در چمنزار ـــ که در ابتدا آب‌تنی نامگذاری شده‌ بود، یک نقاشی رنگ روغن اثر نقاش فرانسوی ادوار مانه (او بیشتر به موضوعات شهری و مدرن توجه داشته و همین امر ـــ او را از هنر مورد پسند سالن جدا می‌کرد) است این اثر که بین سال‌های ۱۸۶۲ تا ۱۸۶۳ میلادی خلق شده‌ است، همنشینی یک زن برهنه با مردانی در لباس رسمی ـــ انتقادات فراوانی را هنگام اولین نمایش این اثر در نمایشگاه ردشدگان در پاریس و به سال ۱۸۶۳ میلادی ـــ  به وجود آورد، این کار هم‌اکنون در موزه اورسی در پاریس نگهداری می‌شود.

افکار عمومی فرانسه ـــ با نمایش ناهار در چمنزار شوکه شده بود، شوک دیدن زنی برهنه در حال خوردن ناهار با دو مرد سر تا پا پوشیده که توهین به قواعد متداول اجتماعی و آداب نزاکت آن دوران تلقی می‌شد، با مطرح شدن آشنایی نقاش با مدل‌ها شدت گرفت، زن برهنه ـــ مدل نقاشی معروف ـــ ویکتورین مورنت بود که با اندامی به شدت لاغر، به بیننده خیره شده‌ است.

یکی از دو مرد، برادر نقاش گوستاو و دیگری، برادر زن آینده‌اَش فردیناند لینهوف است، دو مرد در حالی که لباس رسمی بر تن دارند، گرمِ گفتگو شده و زن را نادیده گرفته‌اند، در مقابل آن‌ها، لباس‌های زن، یک سبد میوه و یک قرص نان شبیه به یک نقاشی در طبیعت بی‌جان نمایش داده شده‌ است، در پس‌زمینه اثر ـــ یک زن لباس پوش به آبِ رود زده‌ که در مقام مقایسه با پیکره‌های مقابل کار، خیلی بزرگ‌تر از دید پرسپکتیو بوده و به نوعی شناور دیده می‌شود، پس‌زمینه تقریباً بدون عمق رنگ شده‌ که به بیننده حسی را تلقین می‌کند که این صحنه در فضای باز رخ نداده‌ ـــ بلکه در استودیو کار شده‌ است، این حس با کاربرد نور عکاسی که تقریباً بدون سایه کار می‌شود، تقویت شده‌ و در واقع نورپردازی این اثر را کاملاً متناقض و غیرطبیعی نشان می‌دهد، همچنین مرد سمت راست کلاه مَنگوله‌داری بر سر داشته که معمولاً در خانه مورد استفاده قرار می‌گیرد.

همسر مانه، سوزان لینهوف و مدل مورد علاقه‌اش ویکتورین مورنت، هر دو برای زن برهنه مدل شدند که از سر مورنت و اندام لینهوف در این اثر استفاده شده‌است، همچنین سبک این نقاشی از رسوم آکادمیک زمان خود کاملاً مستقل است، نقاش سعی نکرده‌ تا ضرباتِ قلم‌مو را پوشانده و در واقع در بعضی از نقاطِ صحنه ـــ نقاشی ناتمام دیده می‌شود، زنِ برهنه در این کار با پیکره‌های صاف و بی‌عیب اینگرس (نقاش نئو کلاسیک فرانسوی) و کابانل ( نقاشِ فرانسوی بود که موضوعات اساطیری، تاریخی و مذهبی را در سبکِ آکادمی می‌کشید) ـــ بسیار فاصله دارد.

یکی از تفاسیر این اثر ـــ اشاره به فحشای گسترده در پارک بولونی، پارک جنگلی بزرگی در حومه جنوب غربی پاریس در زمان خلق این اثر دارد، در پاریس، تقریباً همه مردم از روسپیگری در این پارک خبر داشتند اما این موضوع، تابویی بود که به هیچ روی مناسب سوژه اصلی خلق یک تابلو نقاشی نبود، در واقع این پارک تا به امروز به عنوان مکان تماس با روسپیان و فعالیت‌های غیرقانونی شناخته شده، همان‌طور که در قرن نوزدهم میلادی بود.

امیل زولا (رمان‌نویس، نمایش‌نامه‌ نویس و روزنامه‌نگار فرانسوی، مهم‌ترین نماینده‌ی مکتبِ ادبی طبیعت‌گرایی) نسخه‌ای خیالی از این نقاشی، جار و جنجال‌های پیرامون آن را در رمانِ خود به نام شاهکار (این کتاب؛ بیانگرِ داستان یک نقاش و استعداد و نبوغِ شخصیت اصلی وی ـــ به نام کلود لانتیر می‌باشد که زولا شخصیت دو نقاش معاصر خودش یعنی مانه و سزان را در آن به نوعی متجلی ساخته است) ـــ ارائه کرده‌ است.

یادداشتِ زولا (که تحت تأثیر طبیعت‌ گرای آثار مانه قرار گرفته بود) این را می گوید: ناهار در چمنزار بزرگترین اثر ادوار مانه‌ است، اثری که در آن وی رؤیای تمام نقاشان را درک کرد: قرار دادن نقوش شکوه طبیعت در یک چشم‌انداز، ما قدرتی که وی با آن بر این مشکل غلبه کرد را می‌شناسیم، در کار تعدادی برگ و تعدادی تنه درخت دیده می‌شود و در پس‌زمینه، رودخانه‌ای که یک زن در لباس خواب در آن حمام می‌کند، در پیش‌زمینه، دو مرد در مقابل یکدیگر بر روی زمین نشسته‌اند در کنار زن دومی که به تازگی از آب خارج شده‌ است و تن برهنه‌اش را در فضای باز خشک می‌کند، این زن برهنه جامعه‌ای را به تمسخر گرفت که فقط وی را بر روی بوم می‌دیدند، خدای من! چه گستاخ! یک زن بدون هیچ پوششی بین دو مرد پوشیده! چنین چیزی هرگز دیده نشده‌ است و این باور یک خطای فاحش است.

در لوور بیش از ۵۰ نقاشی است که در آن‌ها ترکیبی از اشخاصی پوشیده و برهنه دیده می‌شود اما هیچ‌کس به لوور نمی‌رود تا مورد تمسخر قرار گیرد، مردم از قضاوت کردن در مورد ناهار در چمنزار به عنوان یک کار اصیل از هنر طفره می‌روند؛ آن‌ها در این اثر عده‌ای را می‌بینند که به پیک‌نیک رفته‌اند، حمام کردنشان را تمام کرده‌اند و خیال می‌کنند که هنرمند با نمایش این موضوع قصد و نیتی وقیحانه و شهوت‌انگیز را نشان می‌دهد، در حالی که نقاش سعی کرده‌ است تا به راحتی مخالفینی دمدمی مزاج و مخاطبینی بی‌پرده پیدا کند، نقاشان، و به‌ ویژه ادوار مانه که خود یک نقاش تحلیلی است، وسواس توده مردم در این موضوع که بیش از همه مردم را زجر داد، ندارند؛ برای آن‌ها یک موضوع تنها دستاویزی است برای نقاشی کردن، در حالی که برای مردم عادی تنها موضوع است که وجود دارد؛ بنابراین، زن برهنه ناهار در چمنزار مطمئناً به این دلیل آنجاست تا فرصتی استثنایی برای هنرمند در نقاشی پیکره‌ای انسانی را مهیا کند، آن چیزی که در نقاشی باید دیده شود ناهار بر روی چمنزار نیست، بلکه تمامی این منظره‌ است، با قدرت و قابلیتش، با پیش‌ زمینه‌ای بزرگ و استوار، و با پس‌ زمینه‌ای از ظرافت‌های نورپردازی.

بعد از بازخورد مثبتی که زولا انتشار داد و دیگر حمایت‌ها ـــ من جمله یک منتقد هنری معروف به نام از مانه کردند، او در سال ۱۸۷۰ میلادی، در نمایشگاه سالن پاریس و در تابلویی که فانتن لاتور ( نقاش فرانسوی سبکِ رئالیسم و سمبولیسم، لاتور به عنوان نقاشی حرفه‌ای ـــ کار خود را در سالن پاریس آغاز کرد) از او کشیده بود، مورد تمجید قرار گرفت.

۸ سال برای خوزستان جنگیده و ۳۰ سال از خوزستان گفت

در بدترین روزهای تاریخِ چند هزار ساله‌ی ایران به سر می‌‌بریم، فقر و گرسنگی، فساد و بی‌ لیاقتی در سراسرِ ایرانِ ما دیده می‌‌شود، چند وقت پیش متوجه شدم که داریوش ضرغامی ـــ فرمانده تکاوران ویژه نیروی دریایی ارتش در مقاومت ۳۴ روزه و آزادسازی خرمشهر ـــ جان به جان‌آفرین تسلیم کرده است، دلم خیلی‌ از غریبی ایشان و امثالِ ایشان ـــ دیگر قهرمانانِ ایران زمین گرفت.

ایشان ۸ سال برای خوزستان جنگیده و ۳۰ سال از خوزستان گفت؛ در نهایت هم دی ۹۷ خورشیدی ـــ در کنار پل خرمشهر سکته قلبی کرده و ایران سربازِ غیورِ دیگری را از دست داد.

سلحشوری‌های ایشان آنچنان زیاد بوده که نمی‌‌دانم از کدامِ قسمتِ آن برایتان بنگارم، داریوش ضرغامی در نبرد خرمشهر، شکست حصر آبادان و آزادسازی خرمشهر فرمانده‌ی عملیاتِ تکاوران ارتش را بر عهده داشته و وطن پرستانه به همراهِ سربازانَش ـــ دشمنِ کثیف را از مملکت بیرون کرد، ایشان در آخرین سخنرانی خود می گوید:

آی آدم‌ها کجایید، آی مدیران ما از شما انتظار محبت داریم نه کمک، انتظار داریم ما را ببینید، آیا زمان فراموشی ما رسیده‌ است؟ مردم خرمشهر کجا هستید؟ مسئولان شهر چرا غایب هستید؟ مدافعان شما پس از ۳۰ سال با تنی خسته و زخمی به دیدنتان آمده‌اند، نمی‌خواهید آنها را ببینید؟

تار موی امثال دریادار داریوش ضرغامی تبریزی ـــ می‌ارزد به صد مدیرِ بی‌لیاقت.

نامَش گرامی روانِشان شاد باد.

جاسوسِ آلمانی در ایران‎‎

در ابتدا باید آنچه را که مورخینِ آن دوره معتقدند ـــ را یادآوری کنم، با آغاز جنگ، چشم اميد ايرانيان به نیروی سوم يعنی آلمان دوخته شده بود، آلمان از نظر ايرانيان ــ حداقل در رابطه با ايران ــ به روش استعمارگرانه نپرداخته بود، ايرانيان از اینکه می ديدند آلمان با روس و انگليس، وارد جنگ شده ـــ شادمان بوده و پیروزی آلمان را به يک معنی پيروزی خود می دانستند، چراکه با شکست روسيه و انگليس، ايران نيز از قيدِ نفوذ سیاسی آن دو دولت آزاد می شد.

سياستمدارانِ آلمانی نيز از اين مسئله استفاده کرده و فعالیتهای خود را در ايران گسترش دادند، به آزاديخواهانِ ايران نزديک شده ـــ ايلات و عشاير را بر ضد انگليس شوراندند، ويلهلم ليتن ـــ یکی از کارگزاران سياسی آلمان که در اثنای جنگ جهانی اول در ايران فعاليت داشت ـــ می‏ گوید: همانطور که در کشورهای بی طرف معمول است ـــ وظيفه ما عبارت بود؛ از فعاليت در جهت جلوگيری از سمت گیری موفق کشور ميزبان به سود دشمن و حتی‏ الامکان کشاندنِ آن کشور به اردوی خود، اما در ايران داشتن چنين عقيده‌‏ای خطا و اشتباهی آشکار بود؛ چه، ايران به قدری از روسيه و بريتانيا سابقه تلخ داشت که ايرانيان، بدون هيچ تبليغی، از بدوِ امر ـــ طرفدارِ آلمان محسوب می‏ شدند.

مامورانِ سياسی و نظامی آلمان در ايران ـــ در سراسر کشور مشغول فعاليت بودند، اين تلاشها در سالهای نزدیک به جنگ جهانی اول، شروع و طی سالهای جنگ به طرز فزاینده رو به گسترش نهاد، مأمورانِ آلمانی با تدبير و شيوه‌های خاصی ـــ جامعه ايران را بر ضد اتباع و منافعِ روسيه و بريتانيا به شورش واداشتند.

جاسوسان اعزامي آلمان، قبلاً طی سفرهای متعددِ خود به مناطق مختلف ايران، ضمن آشنایی با اوضاع جغرافیایی از فرهنگ، اعتقادات، باورهای قومی و مذهبی شناخت کامل حاصل کرده بودند، به همين دليل بود که آنها به آسانی توانستند خود را به هيئت مسلمانی و لباس ايرانی درآورند.

برنهارد شولتسه هولتوس ـــ معروف به شولتس، جاسوس آلمانی که در دوران جنگ جهانی دوم، مدتی را در ایران و عمدتاً در ایل قشقایی سپری کرد، وی خاطراتش را از این دوران منتشر نموده‌ است.

برنهارد شولتسه هولتوس، معاون اداره یکم سازمان جاسوسی و ضد جاسوسی آلمان نازی بود، وی در زمان جنگ جهانی دوم، جاسوس آلمان‌ها در ایران بود، شولتس در سال ۱۹۴۱ در پی انعقاد صلح میان آلمان و شوروی، به همراه همسرش با سمتی پوششی به منظور شناسایی منطقه قفقاز از طریق اروپا، روسیه، باکو و بندرانزلی به ایران آمد و در تبریز مستقر شد.

او با استفاده از عوامل آلمانی و ژرمانوفیل و گسترش شبکه خبرچینی، توانست اطلاعات بسیار مهمی برای آلمان تهیه کند، با اشغال ایران توسط متفقین ناگزیر از منطقه آذربایجان به تهران فرار کرد و در پی آن، بر آن شد فعالیتش را در افغانستان ادامه دهد اما در بیرجند دستگیر و مجدداً به تهران بازگردانده شد.

با این همه، پس از چندی فرار کرد و سرانجام به قلمرو ایل قشقایی و بویراحمدی رفت و در آن جا به کمک آلمانی‌های دیگر مانند مایر (نيدرماير، یکی از شاخص ترين چهره هاي جاسوسي آلمان در ـــ  در اين رابطه می نويسد: «با طرز تغذيه و نحوه زندگی ايرانيها از ديرباز آشنا بودم، هنگامی که زير نظر کسی بودم ـــ درست مانند اهالی بومی وضو می گرفتم و نماز می خواندم...)، فعالیت‌های جاسوسی و اطلاعاتی خود را ادامه داد.

وی در کتاب سپیده دم در ایران علاوه بر شرح رویدادها و عملیات و وظایفی که برعهده داشته‌ است اطلاعات ارزشمندی درباره جنبه‌های مختلف زندگی عشایر مذکور به دست می‌دهد، افزون بر آن، با اشاره به دیدگاه‌ها و عملکرد افراد و گروه‌های سیاسی نسبت به طرفین درگیر جنگ ـــ به ویژه آلمان ـــ تصویری از اوضاع آن روز ایران فراهم می‌آورد.

گفتنی است با خروج ایران از بی‌طرفی و اعلام جنگ از سوی دولت وقت ایران به آلمان، اکثر آلمانی‌های حاضر در ایران از جمله شولتس دستگیر و اسیر می‌شوند و بعد از خاتمه جنگ بسیاری از آنها از اسارت رهایی می‌یابند.

دوستانی که علاقمند به این موضوعات هستند ـــ با بنده تماس گرفته تا یک سری منبع عالی‌ و واقعی‌ به ایشان معرفی کنم.

این سری تصاویر و اطلاعات همچنان ادامه خواهند داشت.

سالم‌ترین نمونه‌ی پارچه و لباس کشف شده از دوران هخامنشی

مُشتی گره کرده از دوران هخامنشی، مومیایی شماره‌ی ۴، محل کشف: معدن نمک تاریخی چهرآباد زنجان، در اطراف روستا سنگی بزرگی است که بر روی ان خطی باستانی حک شده که نشانگر عبور جاده ابریشم از این منطقه بوده‌است.

وضعیت: سالم‌ترین مرد نمکی کشف شده تا به امروز، قدمت: بیش از ۲۳۰۰ سال، سن هنگام مرگ: ۱۶ سال، قد: بین ۱۷۰ تا ۱۷۵، سالم‌ترین نمونه‌ی پارچه و لباس کشف شده از دوران هخامنشی، جنس کفش‌ها: چرم.

گابریل با پیراهن باز

پیر اُگوست رنوآر ـــ نقاش فرانسوی از جایی به بعد در حیات هنری‌اَش ـــ به امپرسیونیست‌ها روی آورده و البته دوباره پس از مدتی به آن‌ها پشت کرد.

تابلوی «گابریل با پیراهن باز» در رده‌ی آثار امپرسیونیستی رنوآر قرار می‌گیرد، او پس از پیوستن به امپرسیونیست‌ها در سال‌های اوایل دهه‌ی ۱۸۸۰ در کارهایش از رنگ‌های روشن و شاد و تند استفاده کرده و بیشتر به نقّاشی از اندام‌های خوش‌تراش زنان، کودکان شاد و مناظر سرسبز و دل‌انگیز روی آورده بود، پس از ازدواجش تصاویر بسیاری از زندگی خانوادگی‌اَش، همسر و بچه‌هایش و پرستارشان در حال انجام کارهای عادی روزمره کشید.

تابلوی «گابریل با پیراهن باز»، در همین رده از کارهای رنوآر قرار می‌گیرد، رنوآر؛ آفرینشِ این اثر را در سال‌های متأخّر عمرش به پایان برد.

این نقاشی اکنون در موزه هنرهای معاصر تهران نگهداری می‌شود، به دلیل بازبودن پیراهن مدل، این نقاشی پس از شورش ۲۲ بهمن ۵۷ ـــ نمایش نیافته است.

این در حالی است که یک‌بار یکی از مقامات مذهبی شورای عالی انقلاب فرهنگی با سرسختی از معاوضه‌ی نقّاشی رنوآر مخالفت کرده و گفته بود: «این نقّاشی رنوآر بسیار نفیس است، آن را از دست ندهید.»

معرفی بهترین پنیرهای فرانسه برای ایرانیان‎‎

به نظرِ بنده این فهرستی که مشاهده می‌‌فرمایید ـــ بهترین پنیر های فرانسه بوده که بنده در بیش از ۳۹ زندگی‌ درین سرزمین ـــ آنها خوردم، البته ایرانیان در زمینه‌ی پنیر خوری چندان تجربه ـــ دانشِ خاصی‌ نداشته و این اشتباهِ بزرگی‌ بوده ـــ می‌بایستی این خوراکِ معرکه را واردِ مِنوی غذایی خود کنند.

پنیر رَگه‌ آبی روکِفور Roquefort: شیرِ گوسفند ـــ تُرد ـــ مرطوب ـــ پنیرِ پاییزی ـــ عالی برای صبحانه، تِکه های قارچی که در همه جای این پنیر به صورت رَگه‌هایی به چشم می‌خورد ـــ مجموعه ای از قارچ پِنیسیلیوم (خطر ندارد) رُکِفورت هستند که به طور طبیعی در غار رکِفورت (مرکزِ فرانسه) یافت می‌شوند.

پنیر کُمْتِ Comté: شیر گاو ـــ پخته ـــ در درون نرم و در داخل فشرده و سخت، ظریف و دارای عطرِ میوه ای‌، عالی‌ برای ذائقه‌ی ایرانیان، ویژگی اصلی‌ این پنیرها ـــ سوراخ‌های آن است، این سوراخ‌ها اندازه‌های متفاوتی دارند.

پنیر بِری Brie: شیرِ گاو ـــ زرد رنگ با لایه‌ی خاکستری ـــ بُرشِ خمیری ـــ پوستِ نرم ـــ غَنی و خامه‌ای، عالی برای پخت و پزِ شبانه ـــ شامِ عاشقانه، در تمام طولِ سال نوشِ جانَش کنید، زیاد در یخچال نماند، با مزه‌ی قارچِ دنبلان حضور در بهشت را احساس خواهید کرد.

پنیر کِمِمْبِر Camembert: شیر گاو ـــ پوسته‌ی جامد ـــ ظریف ـــ سفید رنگ ـــ بافتِ کُرک دار (کپکِ خوراکی از خانواده‌ی پنی‌سیلین) طعمی تُند و عالی‌ برای ذائقه‌ی ایرانیانِ بهانه گیر، تازه ترِ آن طعم و بوی قارچ ـــ گاهی هم عطرِ فندق و کَره دارد، نسبت به پنیر های دیگر مقدارِ نمکِ آن کنترل شده است، عالی‌ برای صبحانه‌ی خانوادگی، به همراهِ میوه (انگور، گلابی و انجیر) برای اوقاتِ سرد ـــ می توان نوشِ جان کرد.

پنیر های فرانسوی خوبِ دیگر ــــ که به نظرم برای ذایقه‌ی ایرانیان خوش طعم تر است، اینها هستند:

پنیرِ واشِرین Vacherin: شیر گاو ـــ طعمی تقریباً اَسیدی (ملایم، شیرین و خامه‌ای) و چربی بالا، بافتِ مرطوب ـــ عالی برای فصولِ پاییز تا بهار، این پنیر در ظرف‌هایی از جنس پوستِ صنوبر قرار داشته و با قاشق خورده می‌شود، می‌ توانید بروی آن خامه‌ی معمولی و یا خامه بستنی ریخته و نوشِ جان کنید.

پنیر سَنت مائِر Sainte-maure: شیر بز ـــ مرطوب ـــ روشن ـــ طعمی تُرش مثلِ لیموی تازه، با ترکیبِ سبزیجات، ادویه یا سیر نیز در بازار موجود است، در سالاد ریخته و یا سُرخ‌ کرده و با ساندویچ بخورید، عالی برای جوان سالان و خانمهای بدونِ رژیمِ خاصِ غذایی.

پنیرهای مزرعه‌ای بهتر و سالم تر از پنیرهای صنعتی هستند.

روی بسته بندی پنیرها را بخوانید، شاید بهتر است بدانید دقیقا چگونه ساخته می‌‌شوند، مثلاً فشرده (سفت) هستند یا خیر، در فرایندِ تهیه آن (پنیرهای پخته ماندگاری بسیار بالایی دارند) از حرارت استفاده شده یا خیر.

پنیرهای نرم را حتماً کلِ قالبِ آن را بخرید، دست خورده و یا چاقو خورده باشد ـــ احتمالِ ایجادِ آلرژی دارد، قبل از خریدن ـــ حتما آن را مزه کنید، در سوپر مارکت‌ هایی‌ که اجازه نمی‌‌دهند ـــ از مسئولِ مربوطه اطلاعات لازمه را جویا شوید، باید به شما بگویند پنیرِ باز شده ـــ تازه است و یا خیر.

پنیر تازه (یا همان سفید) و پالایش نشده ـــ از شیر خام (پاستوریزه نشده) ساخته می شوند، شیر برای مدت مشخصی در هوای آزاد مانده تا بسته شود، شیر بسته شده را سپس در سبد های  کوچکی قرار داده تا آب (یا آب پنیر) آن جدا شده و به فرمِ نهایی خود برسد، سعی‌ کنید بدونِ نمکِ آن را خریده و خودتان به آن نمک زده و برایش آب نمک درست کنید، اینجور پنیر بهتر مانده و سالم تر است.
 

آخوندی نسناس به نامِ شاه سیاه

در کتابِ مشروطه ایرانی، نوشته ماشاءالله آجودانی آمده که؛ آخوند عبدالله بهبهانی (عنوان آیت الله؛ از سال ١٣٠١ خورشیدی رواج پیدا کرده و اصلا قبل از آن چنین عنوانی وجود نداشته است) ـــ یا آنطور که صدایَش می کردند؛ «شاه سیاه» (از بس که اخاذی پسرانَش ـــ امانِ کسبه طهران را بریده بود)، در بحبوحه جنگ ایران و عثمانی بر سر اراضی شمال غرب کشور در زمان سلطان مظفرالدین شاه قاجار، بنفع دولت عثمانی فتوا می دهد که خشم تمام مسئولان دولتی را برمی‌انگیزد، بعد که صدا بالا می رود ـــ با مراجعه به سفارت عثمانی فتوایَش را پس می گیرد.

به هوش باشید، به هوش باشید، خدا می‌بیند‎‎

هفت گناه کشنده و چهار امر واپسین، نام یک نقاشی رنگ روغن روی چوب از هیرونیموس بوش، نقاش هلندی، است، این نقاشی در سال ۱۴۸۵ میلادی به پایان رسیده‌ و از جمله نقاشی‌های دایروی می‌باشد.

چهار دایره کوچک مرگ گناهکاران، قضاوت واپسین، دوزخ و بهشت را نمایش می‌دهد که دور دایره‌ای بزرگتر هستند که هفت گناه کشنده را نمایش می‌دهند. این گناه‌ها از پایین در جهت ساعت‌گرد عبارتند از:

خشم، حسادت، آز، پرخوری، تنبلی، شهوت، غرور.

نقاشی به جای داستان‌های معمول و تملیح، از زندگی روزمره برای نمایش گناهان استفاده کرده‌ است.

در مرکز دایره بزرگ چشمی است که به عنوان چشم خدا رسم شده‌ و مسیح در مردمک آن دیده می‌شود، زیر تصویر به لاتین نوشته شده‌ که به هوش باشید، به هوش باشید، خدا می‌بیند.

برخی نویسندگان تلاش می‌کنند که آثار او را با استفاده از زبان روان‌شناسانه فروید تفسیر کنند، چنین تفاسیری معمولاً رد می‌شوند، به گفته گیبسون ـــ تاریخدانِ آمریکایی، آنچه ما شهوت می‌نامیم، توسط کلیسای قرون وسطی، به عنوان گناه نخستین، محکوم شد و آنچه که ما به عنوان ذهن ناخودآگاه می‌شناسیم، از دیدگاه قرون وسطی، تلاش برای برانگیختن خدا یا شیطان بوده‌ است.

این اثر در موزه با شکوهِ دل پِرادو ـــ  در مادرید، اسپانیا نگهداری می شود.

یاد بانو جهان سادات به خیر

امروز خبرِ تلخی رسید که دال بر درگذشتِ بانو جهان سادات، همسر محمد انور سادات، رهبر فقید مصر و نزدیک‌ترین دوستِ شهبانو فرح پَهلوی بود.

به عنوانِ یک جمهوری خواه باید بگویم که در این بیست و چندی سال که به مصر می‌‌روم ـــ همیشه نامِ ایران و ایرانیانِ واقعی‌ وطن دوست با مقبره‌ی محمد رضا شاه پهلوی گِره خورده و هیچ گاه نباید حمایتِ خاندانِ سادات را در این زمینه از یاد برد، درگذشت بانو جهان سادات با ایامی مصادف شده که تدارکات آیین چهل و یکمین سالروز درگذشت محمدرضا شاه پهلوی در قاهره ـــ در جریان است.

بانو جهان سادات، که در سال‌های ۱۹۷۰ تا ۱۹۸۱ بانوی اول مصر بود، هنگام مرگ ۸۷ سال داشت، او تا اندکی پیش از بیماری، مدرس دانشگاه قاهره و نیز استاد مهمان دانشگاه در آمریکا و همچنین سخنران نشست‌های جهانی بود.

جهان سادات در تمامی سال‌هایی که شهبانو فرح پهلوی برای بزرگداشت محمدرضا شاه پهلوی به مزار او در قاهره سفر می‌کرد، نزدیک‌ترین همراه و مونس ملکه پیشین ایران بود.

شهبانو فرح و بانو سادات هر سال در روز پنجم مرداد، ابتدا بر مزار انور سادات در منطقه نصر قاهره حضور یافته و همراه با یکدیگر به مزار محمد رضا شاه پهلوی در مسجد الرفاعی قاهره می‌رفتند.

تقریبا در تمامی چهار دهه اخیر، دو بانوی پیشین ایران و مصر از سوی صدها تن از مردم مصر و نیز ایرانیانی که از کشورهای مختلف برای حضور در این مراسم به قاهره می‌رفتند، مورد استقبال قرار می‌گرفتند.

چند سال قبل در مهمانی که سفارت مصر در فرانسه ترتیب داده بود ـــ افتخارِ آشنایی با ایشان داشتم، چه شیرین و چه خانم، چه مطلع از اوضاع و چه دانا در زمینه‌ی احوالِ مردمِ دنیا، یادِ ایشان گرامی‌، روحَش شاد.

همه‌ی آن نسلِ خوب دارند می‌‌روند...

بیشتر