در میان ایرانیان اهل ادب، شازده ایرج میرزا، شاعر عصر مشروطه که نتیجۀ فتعلی شاه قاجار بود جایگاه ویژه ای دارد. معروفترین اثر او مثنوی عارفنامه است که در قالب هجو عارف قزوینی، یکی از دیگر شاعران شهیر عصر مشروطه، با شجاعت و تیزبینی حیرت انگیز و بدون پرده پوشی انتقادهای گزنده از معضل های اجتماعی و سیاسی عصر خود کرده است.
شوربختانه این روزها بسیاری از معضلاتی که ایرج دربارۀ آنان هشدار میداد، مانند زن ستیزی، حجاب زورکی، فساد حاکمان و .... دوباره گریبان ایران و ایرانی را گرفته است.
ایرج بیست و خورده ای سال پیش از تأسیس مجدد کشور اسرائیل چشم از جهان فرو بست. نظر به مضرات و هزینۀ سنگین و بیهودۀ سیاست بدخیم یهودستیزی در قالب اسرائیل (صهیونیسم) ستیزی ساری و جاری حاکمان ایران، که شوربختانه از همراهی و همدستی برخی ایرانیان با این کج رفتاری برخوردار است، میشود تصور کرد که ایرج شعر تعارفات بیهوده خود را اینگونه هم می سرود:
یارب این عادت چه می باشد که اهل این دیار
گاهِ شنیدن نام اسرائیل به یکباره رم می کنند
جمله بنشینند با هم خوب و بر خیزند خوش
چون به نام اسرائیل رسند یکباره رم می کنند
در زندگی این یکی بر چپ رود، آن یک به راست
از دو جانب دوخته بر اسرائیل نظر، رم می کنند
بر زبان آرند صهیونیست ، صهیونیست را
گوییا جن دیده یا از جانور رم می کنند
منافع ملی ایران، ایرانی، صلح و آرامش منطقه خاورمیانه با سیاست محو اسرائیل- محور فاشیست های اسلامیست "اصلاح طلب" و غیره در تضاد کامل است. نباید سکوت کرد.
دور نیست، رهایی اصلاً دور نیست.
"تنها حقیقت است که رهایی میبخشد"
تبریک
عکس نادر شازده ایرج میرزا از اینجا.
ایرج میرزا، والامقام تر از اینحرفهاست. شکی ندارم که اگر شاهد تجاوزات وحشیانه صهیونیستهای کودک کش میبود، در هجو سردمداران زالوصفت و یهودآزار اسرائیل قصیدهها میسرود. او بدون کوچکترین درنگی بحال یهودیان اسف میخورد که اینگونه بازیچهٔ دست "صهیونیسم جهانی" شدهاند. اینکه اسرائیل بیشترین مبلغ کمکهای خارجی را از مالیاتدهندگان آمریکایی گدایی میکند، نمیتوانست به این سادگیها از ذهن قافیهپرداز ایرجمیرزا دور بماند.
یادِ ایشان و یادِ تابستانهای زیبای جعفر آباد به خِیر باد.
همۀ ابیات ایرج میرزا را باید آویزه گوش کرد اما این یکی را باید با آب طلا نوشت:
...سی بشاش تر از روی مومن
منزه تر ز خلق و خوی مومن
راستش من با ادبیاتی که یک صحنهٔ تجاوز جنسی به یک زن را به عنوان حجتی بر حقانیت آزادی پوشش زن میآورد مشکلی جدی دارم ولی بهرحال این ادبیات مردسالار دوران خودش بوده است.
من در بخش انگلیسی (این روز ها که سایت سریعتر شده بیشتر به بخش انگلیسی سر میزنم) کامنتی در این باب گذاشته بودم که دیگر پیدایش نمیکنم. اصلاً معلوم نیست به چه مناسبت باید این مغزهای کپک زدهٔ اسرائیل ستیز و مرتجع را اپوزیسیون تلقی کرد!
"ایرج میرزا، والامقام تر...."
آخه مزدور فلسطینی تبار عقدهای نیاکی دوزاری بی وطن ابله! تو بی سواد احمقی که کّل عمرت یه دستت تو زیر تنبونیت بوده، یه دست دیگت تو کیبورد، چطوری به خودت اجازه میدی بیای اینجا راجع به ایرج میرزا ایرانی اظهار عقیده کنی؟!!
برو نیاکی بی وطن! برو کون اوباما رو که اینجور این روزا دلتو بهش خوش کردی بیشتر بلیس. یادت نره که دست شویی های کاخ سفید رو هم حسابی برق بندازی!!!!
نه دادا، خواب دیدی خیر باشه. اگه ایرجمیرزا زنده بود اتّفاقا ً یَک هجویهٔ استخواندار مینوشت برای ننهٔ نتانیهایو که توک موشکهای ایران بنویسند که نتانیهایو از خوندنش فقط بره تو مخفیترین پایگاههای سرزمینهای اشغالی خودش رو گموگور کنه و آفتابی نشه.