تصویری کم دیده از حضرتِ شوریدهٔ شیرازی. نفر نشسته که شوریده روی شانه اش دست گذاشته مرحوم مؤید الملک قَوامی می باشند.

افراد پشت سر خدمتکاران و فراشّانِ درگاه ایشان هستند.

شوریده شیرازی، حاج محمد تقی، ملقّب به فَصیح‌المُلک، متخّلص به شوریده، پدرش عبّاس پیشه‌ور از اَعقابِ اَهلی شیرازی، شاعر معروف عهدِ قاجار و صاحبِ مثنوی سحر حلال، است.شوریده در هفت‌سالگی به علت ابتلای به بیماری آبله از هردو چشم نابینا و چهره‌اش آبله‌گون شد.

ناصرالدین‌شاه به خاطر سرودن قصیدهٔ مدحیه، قریهٔ بورنجان واقع در بلوک کوهمره فارس را به او بخشید و از جانب او به فصیح‌الملک ملقب شد.

او در روز پنچ‌شنبه (۲۱ مهر ۱۳۰۵ خورشیدی) در زادگاه خود درگذشت و در جوار آرامگاه سعدی به خاک سپرده شد.

یکی‌ از زیباترین سروده‌های او این گونه است:

خواهم که بر زلفت، زلفت، زلفت هر دم زنم شانه هر دم زنم شانه
ترسم پریشان کند بسی حال هر کسی
چشم نرگست مستانه مستانه مستانه مستانه
خواهم بر ابرویت، رویت، رویت هر دم کشم وسمه هر دم کشم وسمه
ترسم که مجنون کند بسی مثل من کسی
چشم نرگست دیوانه دیوانه دیوانه دیوانه
یک شب بیا منزل ما حل کن دو صد مشکل ما
ای دلبر خوشگل ما دردت به جان ما شد روح و روان ما شد
خواهم که بر چشمت، چشمت، چشمت هر دم کشم سرمه هر دم کشم سرمه
ترسم پریشان کند بسی حال هر کسی
چشم نرگست مستانه مستانه مستانه مستانه
خواهم که بر رویت، رویت، رویت هر دم زنم بوسه هر دم زنم بوسه
ترسم که نالان کند بسی مثل من کسی
چشم نرگست جانانه جانانه جانانه جانانه
یک شب بیا منزل ما حل کن دو صد مشکل ما
ای دلبر خوشگل ما دردت به جان ما شد روح و روان ما شد

***
شوریده یکی از شاعرانِ نامی قرن معاصر است. در سرودن انواع شعر بویژه قصیده و قطعه، استاد است. اشعارش سرشار از مضامین بِکر و معانی نو و ترکیبات تازه‌است. شوریده در بکار بردن اصطلاحات عامیانه مهارت داشته و می‌توان وی را با رودکی و ابوالعَلا مُعری مقایسه نمود.

یادَش گرامی‌ باد.