بلاگ

بیشتر

جـریـانِ زنـدگی خصــوصــی

به گمانمِ فیلمِ زندگی خصوصی ـ اولینِ فیلمِ نیمه لختی ...

چـپ دسـتِ مـوردِ علاقـه‌ی مَـن

این روزها اگر نی نی خانم (دخترِ ۹ ماهه بنده) اجازه ...

روزی که من به دختربودنم پی بردم!

انشای ایرون خانه ی ما در خیابانی بود که در اواخر دوره...

چهارشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۶۰

دفتر عزیزم , باعث خجالت- واقعا باعث خجالت! قرار بود (در...

پنج شنبه ۳۱ خرداد ۱۳۵۸

صبح ساعت ۵ از خواب بیدار شدیم همگی و ساعت ۶ به فرودگاه...

پنج شنبه ۷ اسفند ۱۳۵۹

امروز ساعت هفت و ربع بیدار شدم. بعد از انجام کارهایم ...

ده (۱۰) " هم دوره ی من" در عرصه ی سیاست و دانش و هنر ایران

در عرصه ی سیاست ★ دکتر مرتضی صالحی: در نوجوانی ساکن ...

پیامِ مرا به دخترِ صَّدام حسین برسانید

جایتان خالی دیروز ظهر پِنِلوپه خانم ـ کلیدِ دارِ ...

می‌ شنوم، می‌‌بینم و بیاد می‌‌آورم

از امروز عصا کِش شدم انگاری خودِ خودِ حضرتِ والا ـ ...

اَندر حال و احوال جاتِ این حَقیرِ شمیران زاده

به غیر از پانسمانِ گوشِ راست مُچِ دستِ راست چندی ...

مجموعه تَپِش‌های صامت

چشمانَم را به زحمت باز میکنم سایههای ناشناسی مغزِ ...

به عَراق و پاکستان می‌‌رَوم

مدّتها منتظرِ این خبر بودم امّا امکانَش جور نمیشد ...

ای روزگارِ نا مهربان، کو بهار، کجاست آفتاب در برج جوزا

سَرما خورده بر میگردم از کجا؟ از کمپِ خارجیها در ...

خاطرات شازده اسدالله میرزا

ماه من و یاد آشفته پس از یک عشق ورزی دلپذیر روی ...

قورمه سبزی کریسمسی در شبِ سردِ پاریسی

اِمسال از برف در اُروپا خبری نیست لآَقل در وین فقط ...

به اُمیدِ دیدار کیوتو

چند ساعتی بیش نیست که به وین بازگشتم این چندِ سالِ ...

آبی‌ آبی‌، دلم تنگت بود آبی‌

عادت دارم نشسته چشمانم را بسته و به خواب رَوَم این ...

تـــنـــهـــا بـــه خـــاطـــرِ تـــو بـــود

آن سال که بهار از دیارِ ما رَخت بسته بود چه دردناک؛ ...

من مهتاب فرزند آسمان

من مهتاب فرزند آسمان نام مادر خورشید نام پدر زمین ...

شازده در اسارتِ اِستاسی

اَوایلِ آوریلِ ۲۰۱۴ میلادی... در بینِ تودهای اَنبوه ...

بیشتر