بلاگ

بیشتر

مولاتو

اسمی را که در بدو تولد داشتم اصلا یادم نمیاد. در باره ...

تانژانت 45 درجه

نوروز 1333  از اولش بدیمن بود. مادر بزرگ  سرحال نبود و ...

تخریب سن پترزبورگ

حالا دیگر همه در بازار تهران می دانستند که شاه قاجار ...

آفتابگردان صورتی

 در یک صبح اوایل پائیز سال 1955 ؛ روزا پارکزRosa Parks ...

راه بندان

وقتی پسر ته تغاری و بازیگوش مادر بزرگ را که میشد عمو ...

ه.الف.سایه

آ.ه.ارغوان. . . . . . كجاست.سايه.ات؟   ... نيلوفر شيدمهر- ١٩...

بخـت‌گشـایی در ایـرانِ خـراف آلـود‎‎

دختران اهواز برای بختگشایی یا آش رشته پخته یا آجیل ...

تاناکورا

افسانه سالها به مناسبت های مختلف برای همسرش رامین ...

دیدار از نوه ها یک سال بعد

  باز به دیدار نوه های عزیزتر از جان و بقول دوستی ...

زنده به گور شدگان

به من بگید ناصر.پدرم غلام خانه زاد میرزا محمد ولیخان ...

داستان مردم با آخوندهای به قول بعضی ها (دوزاری)

مردم ما زمانیکه در مورد آخوندها صحبت می کنند واژه ...

عرق بید مشگ

 مادر بزرگ با دقت پشت پنجره نشسته و با چشمانی که ...

سفربه پشت پرده ی آهنین ( دهه ی هفتاد میلادی)

  خبر روز چهار شنبه ی روزنامه ی واشنگتن پست با این ...

فرش فوندا

 آقای  سیامک اکبری  همیشه گفته های پدر بزرگ  آویزه ...

مزار نعلبکی

شب چارشنبه سوری حاج صفر خسته و کوفته اما شاد و خندان ...

جزیره آبسکون

مش باقر آهنگر روستا  به آزادی گوسفندها اعتقادی نداشت....

لولی سرمست

کریمخان با لباس مبدل در کوچه های شیراز میگشت. لولی ...

طعم گس خرمالو

مادربزرگم چند بار کربلا رفته اما دریا ندیده ...

سعدی در نوادا

اين خبر عين بمب چند مگا تني در محافل علمي و فرهنگي ...

بوی بلوغ

کلاس هشتم بودم . ما تو خونه حموم نداشتیم. روزهای ...

بیشتر