عمومی

دنبال کن

Moradi


جنسیت: مرد |

ساکن شهر: تهران | ساکن استان: تهران | ساکن کشور: کشور محل سکونتت رو انتخاب کن

عضو از ۱۸ آذر ۱۳۹۱

وام ازدواج ؛ موی زائد

تبلیغات تجاری  کف خیابون های تهران 

استخدام تلگرافچی

این آگهی از روزنامه اطلاعات 30 آبان 1317 برابر با  21  نوامبر 1938 در مورد استخدام تلگرافچی در شرکت نفت انگلیس و ایران نقل میگردد. در این تاریخ کمتر از یک سال تا شروع جنگ جهانی دوم زمان باقی مانده بود. 

بن بست حقیقت

 

بن بست (  عکاس : سیروس  مرادی ؛ شاعر : افشین یدالهی)

 

 گاهی مسیر جاده به بن بست می رود
    گاهی تمام حادثه از دست می رود
    گاهی همان کسی که دم از عقل میزند
    در راه هوشیاری خود مست می رود
    گاهی غریبه ای که به سختی به دل نشست
    وقتی که قلب خون شده بشکست میرود
    اول اگرچه با سخن از عشق آمده
    آخر خلاف آنچه که گفته است می رود
    گاه یکسی نشسته که غوغا به پا کند
    وقتی غبار معرکه بنشست می رود
    اینجا یکی برای خودش حکم می دهد
    آن دیگری همیشه به پیوست می رود
    وای از غرور تازه به دوران رسیده ای
    وقتی میان طایفه ای پست می رود
    هرجند مضحک است و پر از خنده های تلخ
    بر ما هرآنچه لایقمان هست می رود
    این لحظه ها که قیمت قد کمان ماست
    تیریست بی نشانه که از شست می رود
    بیراهه ها به مقصد خود ساده می رسند
    اما مسیر جاده به بن بست می رود

 

یادم. تو را فراموش

بعد از جنگ جهانی دوم دولت وقت شوروی روش خصمانه ائی نسبت به دول غربی درپیش گرفت و جنگ سرد رسما آغاز گردید.شوروی در تبلیغات ضد غربی خود مشکلات اقتصادی بعد از جنگ را وسیله مناسبی برای موفقیت تلاش های ضد غربی خود می انگاشت. به خاطر همین جرج مارشال وزیر امور خارجه وقت امریکا توسعه اقتصادی و رفاه مردم را بهترین وسیله دفاع در برابر تبلیغات کمونیست ها می دانست. در ایران احمد قوام سیاستمدار کهنه کار قبل از بقیه متوجه نقش مهم  ایالات متحده در روزهای بعد از پایان جنگ  گردید. قوام واحدهائی از ارتش آمریکا را در سال 1943 به تهران دعوت کرد. آنها در پادگانی در امیرآباد فعلی   مستقر گردیدند. از آن  زمان برنامه کمک های نظامی و غیر نظامی ایالات  متحده به ایران شروع گردید

 تابلوئی را که مشاهده میکنید بر بدنه برج  آب دانشکده کشاورزی کرج نصب گردیده نشان دهنده آن است که پروژه  آبیاری  این دانشکده با همکاری ایالات متحده انجام گرفته است. وضعیت فعلی تابلو نشان دهنده آن است که با وجود سنگ اندازی هائی که به تابلو صدمه زده اما همچنان پابرجا و استوار باقی مانده است. انگار شاهدی  بر روزهای خوش آینده  است.

 

پسر کاکل زری

ازم می پرسید تو این ظل آفتاب کجا میرم ؟ میرم خونه زینب قابله.  دخترم رقیه همیشه برام دردسر درست میکنه. هیچیش مثل آدمیزاد نیست. از  6 ماهگی دردهاش شروع میشه. زینب میگه نمیشه کاریش کرد. باید تحمل کند.  اما  من نمیتونم. خوب مادرم.

زینب هم که میاد خونه هیچکاری نمیکند الا حرافی. تا پاش به خونه ما میرسه رقیه دردشو فراموش و  می افتند تو  نخ  غیبت پشت سر این و اون........ رقیه خیلی نگرانه. بچه اولش دختره.  عباس دامادم پسر خوبیه. میگه دختر و پسر برام فرقی نداره اما رقیه میگه خودم خجالت میکشم.  عباس پسر دوسته.منتظر یک پسر کاکل زریست. خدا از دهنش بشنوه. اون روز خودم شنیدم که رقیه زیر لب میخوند : تو پسر بشی من سرفرازم.....پیش مادر شوهر زبون درازم. انشاء الله که خیره.

 زینب و رقیه آن قدر  حرف می زنند که آفتاب غروب میکنه. شام میمونه.  همه زحمتها می افته گردن من. منتظر می مونیم که عباس بیاد.شام میخوریم.رقیه هی می لونبونه. زینب میگه : کم بخور. چاق بشی زایمان سختی خواهی داشت. رقیه خودشو به کری میزنه و  میگه : دوغو بده من.

 فانوس را روشن و در تاریکی شب زینبو تا خونه اش می رسونیم. یک تومن میزارم کف دستش. حق قدم............  زیر نور فانوس چهره ناراضیشو می بینم. یواشکی در گوشش زمزمه میکنم : انشاء الله گل پسر بیاد. از خجالت ات در میام.

عکس  از : Annemarie Schwarzenbach1908-1942

چشمه علی شهر ری

 این عکسو روز دوشنبه 26 آوریل گرفتم.اینجا چشمه علی شهر ری است. ساعت حدود 11 صبح.   باقیمانده باروهای قدیمی شهر باستانی راگا را در پس زمینه می بینید. این چشمه خیلی قدیمی است و اکثر گردشگران اروپائی عکس هائی را از اینجا  در سفرنامه های خود منتشر کرده اند.  اون پائین پیرزنی را می بینید که دارد فرش می شوید. اینها کارگرانی هستند که  اصطلاحا گازر گفته میشوند. فرش و گلیم را با دست و وسایل ابتدائی  می شویند. قدیم ها تعداد گازرها زیاد بوده. آنها فرش های رنگی را روی سنگ های کنارپهن میکردند و منظره ائی عین  نقاشی های مدرن درروی تخته سنگ ایجاد میشد.

 اون آقائی  هم که با لباس رفته تو آب یک کارتن خوابه.  کودکان باید با شلوار( همانطوریکه می بینید) و مردان با  لباس کامل تو آب بروند. اون کنار  سنگ نگاره ائی از فتحعلیشاه قاجار و درباریان دیده میشوند. انگار دارند حرکات شناگران و  گازرها را رصد میکنند.

آب چشمه خیلی خنک و شفاف است.پارک کوچکی کنار چشمه است به نام سورنا. پیرمردهای بازنشسته هر روز جمع می شوند و  در باره گرانی و افزایش حقوق احتمالی صحبت میکنند. گربه ها هم در کمین یاکریم ها و کبوتر ها می نشینند. بعضی  وقتها موفق اند. 

دسته گل پیکاسو

 این عکسی از  تابلوی دسته گل پابلو پیکاسو نقاش بزرگ اسپانیائی متولد 1881 و در گذشته 1973 است. همانطوریکه روی تابلو امضاء  نقاش را می بینید اثر در 21 آوریل 1958 یعنی 63 سال پیش خلق شده.

جدا از زنده بودن گلبرگ ها و ترکیب خیره کننده رنگ ها نقاش موفق شده لحظه ائی را که دسته گل تقدیم شده به خوبی تصویر کند.  هم دستان اهداء کننده و هم پذیرنده گلها بر آن حلقه زده اند و این دسته گل عامل وحدت و یکی شدنشان گشته.

  اخیرا نمایشگاهی در تهران از  اشیاء نفیسی که  بعد از انقلاب به دلایلی مصادره شده اند برپا شده و  این تابلو را آنجا دیدم. در ذهن خودم ده ها بار  مالک اصلی تابلو را تصور کردم که احتمالا در سفری  به فرانسه آن را خریده و کسی بوده که هنر جدید را درک  میکرده. حالا خریدار کجاست ؟  میداند تابلو محبوبش اینجا در معرض تماشای آدم هائی هست که اصلا فکرش نمیکنند صاحب تابلو زمانی که اونو هر روز میدیده  به زندگی امید تازه می بسته.

به نظرم این تابلو  یک فایل زیپ شده از هزاران صفحه خاطراتی  است که هچکس آنها را بازگو نخواهد کرد.

Sun Tzu

 سون تزو  ژنرال و استراتزیست بزرگ چین شرقی بود که بین سالهای 544  تا496 قبل از میلاد یعنی حدود 2500 سال پیش زندگی میکرد . کتاب مشهور وی  به نام هنر جنگ The art of war به زبان های زنده دنیا ترجمه و خیلی ها را تحت تاثیر قرار داده. در اینترنت  میتونید به ترجمه فارسی pdf آن به قلم حسن حبیبی  دسترسی پیدا کنید.............. بگذریم. منظور ؟

  ایشون می فرمایند شما وقتی وارد جنگی میشوید توسل به زور باید آخرین اهرم باشد. از چنان عقل و  درایتی برخوردار باشید که بدون آنکه به خود و حتی دشمن تلفاتی وارد کنید حتما به اهدافتون برسید. راهبردهای گوناگونی را پیشنهاد کرده. یکی از اونا خیلی جالبه

 می فرمایند یکی از روش های شکست دشمن  اینه که هرچی میخواهد به اش بدهید. حتما تعجب میکنید. سون تزو  میگه : خیلی ها تحمل موفقیت و ابزارهای هضم آن را ندارند. بعد از اینکه به خواسته هاشون رسیدند از هم می پاشند. در تابستان سال 1975 دول غربی هرچی شوروی  در جنگ سرد میخواست به اش دادند. 16 سال بعد در 1991 شوروی از هم فروپاشید. 

کتاب جالبیه. فرضت کردید ورق بزنید. رایگانه.

Je Pense , donc Je suis

 René Descartes رنه دکارت  ریاضیدان و فیلسوف فرانسوی  در 31 مارس سال 1596  در فرانسه به دنیا آمد و در 11 فوریه سال 1650  در استکهلم سوئد ازدنیا رفت.  فردا چهارشنبه 31 مارس 2021 مصادف است با 425 امین سالگرد تولد این دانشمند و فیلسوف بزرگ فرانسوی.

دکارت نقش مهمی در تحولات  علمی و آموزشی دوران رنسانس داشت و بشریت مدیون  نو آوری های وی در زمینه های مختلف است.

  1.  دکارت بیش از همه درک علوم را ساده کرد.  اغلب دانشمندان قبل از وی به طبقات اشرافی تعلق داشتند. علم زبان پیچیده  داشت  که افراد  معمولی از درک آن عاجز بودند. دکارت اعلام کرد هر کسی میتونه در باره نظرات و نوشته های هر دانشمندی شک  و خودش تجارب دست اولی برای راستی آزمائی انجام دهد. شعار وی "من فکر میکنم پس هستم" بود.در آن دوران لاتین زبان رسمی علوم بود و شعار وی به لاتین Cogito ergo sum  سمبل و چکیده روحیه تغییر آن دوره بود.
  2.  دکارت اعلام کرد  که برای پدیده های اطرافمون باید از تفاسیر و توضیحات ساده به سمت پیچیده و مشکل برویم بسته به نیازمون میتونیم مطالعات دقیق تری انجام بدهیم.
  3. هندسه اقلیدوسی مظهر علوم پیچیده زمان وی بود. دکارت با ابداع هندسی تحلیلی و محورهای مختصات کارتزین ابزاری ساده برای درک مفاهیم اساسی هندسه نظیر خط و  نقطه و منحنی ها پرداخت.
  4. دکارت با ابتکاراتی که صرفا ابداع خودش بود نقش  مهمی در ترویج آموزش عمومی داشت. دکارت ثابت کرد که دانشمند شدن ارثی  نیست . هر کسی از هر طبقه ائی صرفا با یادگیری  تفکر درست  یک دانشمند بالقوه  است.

 

 

کلیسای هوهانس مقدس

  این کلیسا  در روستای  سهرل Sohrol  در 35 کیلومتری تبریز قرار گرفته و در سال 1840 بر روی ویرانه های کلیسای قبلی ساخته شده  است.

  این روستا زمانی ساکنان مسیحی زیادی داشت که  همگی مهاجرت کرده و برای همیشه روستا را ترک گفته اند. اهالی مسلمان علاقه زیادی به حفظ   این کلیسا دارند و با وجود مشکلات فراوان زندگی هزینه های زیادی را برای  نگهداری و تعمیرات آن متقبل شده اند.

بیشتر