تصویری از سلیمان خان در حالی که شمعآجین شدهاست.
سلیمانخان یکی از پیروانِ کتابِ بیان(کتاب بیان یکی از آثار سید علی محمد باب است که امالکتاب در دیانت بیان به حساب میآید. آیات کتاب بیان مشتمل بر تعالیم فلسفی، اخلاقی و اجتماعی دیانت بیان است) بود. او در هنگام کشتار بابیها در تهران، شمعآجین، شکنجه و اعدام شد.
ادوارد براون در مورد عملکرد سلیمان خان پس از تیر باران سید علی محمد باب می نویسد: ما شب هنگام ، سلیمان خان با یکی دو تن دیگر در حالیکه در یک دست زر و در دست دیگر شمشیر داشتند به نگهبانانی که جهت ممانعت از دفن اجساد گماشته شده بودند پیشنهاد انتخاب یکی از آندو( شمشیر یا زر) را دادند.
نگهبانان زر را گرفتند و اجساد را که در ابریشم اعلاء پیچیده شده بودند ، تحویل دادند . آنها در یک تابوت قرار داده شدند و مخفیانه به تهران انتقال یافتند تا آنجا در مکان امنی قرار داده شوند.
حقیق و بررسی شدیدی که توسط پلیس مخفی تهران آغاز شده بود منجر شد به دستگیری حدوداً چهل تن از بابیون که در خانه سلیمان خان غافلگیر شدند . پنج یا شش تن از اینها به انضمام بهاءالله که اکنون ادعای بیعت با اکثریت بزرگی از بابی ها را می کنند بخشیده شده اما بقیه همگی به مرگ محکوم شدند .
سلیمان خان بخاطر پناهگاهی که به فرقه ممنوعه داده بود از مقامش خلع شد و شکنجه های هولناک تری در راه بودند. فتیله های روشن روی زخمهای وارده روی اعضاء و بدنش گذاشته شدند، دندانهایش را از دهان بیرون کشیدند و روی فرق سرش بزور فرو کردند.
شمع آجین، نوعی روش شکنجه و اعدام، در زمانهای گذشته بوده است. در این شکنجه، روی بدن (بیشتر سینه) افراد سوراخهای متعددی ایجاد کرده، و در محل این سوراخها شمع قرار داده، و روشن میکردند.
شمع آجین کردن عبارتست از ایجاد رخم ها، همراه با حفرات در بدن فرد؛ یا افراد، و قرار دادن شمع در آن حفرات. همچنین با سوختن شمع ها و ذوب آن ها، فرد دچار سوختگی ناشی از حرارت شمع ها می شود.
اگرچه در زمان های گذشته، این نوع از شکنجه، شاید آنچنان دردآور و ملال آور نبوده؛( نسبت به سایر شکنجه های دردناک عصر) اما بعد از این حرکت، فرد مورد شکنجه را در میان مردم حرکت می دادند، تا با احساس حقارت او، در میان مردم ایجاد رعب و وحشت کنند.
منبع: یکسال در میان ایرانیان، ادوارد براون.
کشتار بابیان به نقل از میرزا آقاخان کرمانی >>>
شکنجه هم شکنجه ناصرالدین شاهی