حواس من ولی به قد بلند و ژست‌های مقتدر رعنا یه‌چشی بند بود. باورم نمی‌شد خودش باشد. همیشه یا شلوارش خیس بود یا آن تک‌ چشم و دماغش. حالایش را داشته باش! زانو زانو خزیدم کنار عمه‌ام که خان‌نشین مجلس بود و با آن ابروهای تازه به قول خودش سوزن خورده، شبیه نقاشی سیاه قلمی شده بود که فقط چشم و ابرویش را تکمیل کرده‌ای و بقیه اجزای صورتش در حد طرح باقی مانده باشد.

رعنا یه‌چشی!