چنین گفت

بیشتر

هر وقت کسی پرسید:‌ «آقای دکتر شما چرا رانندگی نمی کنید؟» می گفت:‌ «به قول آقای علی دشتی، رفقا ماشین دارند.» البته از جمله ی دوم آقای دشتی هم بدش نمی آمد که وقتی ازش پرسیدند:‌ «چرا زن نمی گیری؟» می گفت: «آن را هم رفقا دارند.»—عترت گودرزی
در این خراب شده باید یک سر خر روی سرت باشد تا مثل خروس برایت پر گردن چتری نکنند.—ونوس ترابی
نه! نه! ناشر جان! \ جای خالی را مپوشان \ بگذار نقطه‌چین به جا بماند \ ورنه فردا \ هیچ کس نخواهد دانست \ که عشق را در کتاب من \ تکه‌تکه کرده‌اند.—مجید نفیسی
صدای زنگ معبد اوج می گیرد. بوی عنبرگرگرفته به بوی گل های زرد آغشته می شود. آسمان تبدیل به ردای زعفرانی رنگ راهبی مقدس شده است و ما را پناه می دهد. ناگهان زمان درقلب بنارس حرکتی دوار پیدا می کند. ساری خیسم به تنم چسبیده است. بچه هایم دست هایم را گرفته اند و با هم از پله های گات ها بالا می رویم. از کنار راننده ریکشا که می گذریم. نه او مرا می شناسد و نه من اورا.—فیروزه خطیبی
اینترنت شده است مثل نفس محکوم به اعدام بعد از دیدن آن حلقه نامروت آویزان مانده از جرثقیل. قسطی می آید و می رود و گاهی میان آب دهانی که فرو نمی رود هم گیر می کند. گفتم اعدام...خوب است که درخت را معاف کرده اند٬‌ نه؟ آخر کسی باید می فهمید کار درخت میوه دادن است نه آدم دادن!—ونوس ترابی
عاشق شدن، تلقین کردنِ «چیزی-جدا-از-جهان-بودن» به دیگری/معشوق است. برای همین همواره، در هر رابطه ی عاشقانه، چه ناکام، چه واصل، شکست میخوریم.—ایلکای
به اعتقاد من نتیجه انتخابات اخیر آمریکا، روح آزادی و رعایت حقوق انسانی را در سراسر جهان به گردش درخواهد آورد و درتجلی آن، انسان ایرانی هم چه در داخل و چه در خارج از کشور بجای عجز و لابه از بی قدرتی در مورد سرنوشت خودش، با شجاعت به پا برخواهد خواست.—فیروزه خطیبی
در سیکل پریودم. هرچیزی ممکن است سیم ها را قاطی کند و یک اتصالی جرقه ها و وامصیبت ها در رابطه بیندازد. این لامصب خوب می داند کی خفقان بگیرد. خوب می داند نباید به جانم بپیچد. آمار سیکلم را دارد. خوب هم می داند هم لمسش را می خواهم هم از بویش بیزارم.—ونوس ترابی، «با هم بنویسیم»
قطرات آب با فشار چون نوک سوزن، برّان از خراش روی شانه‌ام به جانم فرو ریخت. سریع خودم را از زیر دوش کنار کشیدم. یاداوری تجربه‌ی عجیب و غریب دیشب لبخندی روی لبانم نشاند. گویا حضور چسبناک خاطره‌ی عشق‌بازیمان سوزانتر از سوزش کبودی‌ها و خونمردگی‌های پوستم بود چون حس چیره در آن زمان فقط دلی بود که غنج می‌رفت. —شهیره شریف
هنوز کفن اعدام شده ها، شکنجه شده ها، خودکشی شده ها، هواپیما منفجر شده ها خشک نشده. چگونه میتوانند این چنین روی سنگ قبرها، خوش رقصی کنند و دم تکان دهند؟ —ایلکای
امروز دانالد ترامپ حکم همان دوال پا را دارد که محمد بن محمود طوسی در قرن ششم هجری در حکایتی آن را گونه ای "نسناس" خوانده است وسالها بعد صادق هدایت هم از آن در "وغ وغ صاحاب " یاد کرده و امروز، تنها رای مردم است که مثل شرابی ناب، باعث مستی دوال پایی بنام "دانالد ترامپ" خواهد شد تا بالاخره پاهای مار مانندش را از شکم دمکراسی آمریکا و آینده جهان درآورده و به راه خودش برود. — فیروزه خطیبی
این روزها بالاخره تصمیم گرفتم روش زندگی ام را تغییر دهم. جمعه اولین قرارمان بود و یکشنبه هم دومین قرار. در حالی که حس قوی ای به من می گوید این آدم اشتباه است، در اعماق وجودم از این اشتباه خوشحالم. مطمئنم که این اشتباه گلویم را نمی گیرد و خفه ام نمیکند. شاید این اشتباه راه نجاتم باشد. — بهار
میان خون و جنون و دندان و درد٬ آنقدر در لذت غرق بودم که نه فکر جای کبودی باشم٬ نه مردی که با تمام قدرت آرواره اش٬ از من انتقامی عاشقانه می گرفت.—ونوس ترابی
درختان با گذرِ فصل‌ها و بدونِ داشتنِ اراده ای به این عریانی میرسند، ولی‌ انسان‌ها فقط با گذر از تجربیات، و شجاعتِ صادق بودن، به عریانی میرسند. عریانی و صداقت مفهومِ به بلوغ رسیدنِ روحِ آدمیست. و چه گوهرِ نایابی ست.—مژگان فرهمند
درست در همان زمان که یک گروه زحمت سر بریدن را می‌کشند تا سیاست «النصر بالرعب» زمین نماند، گروه نخبگان قلم به دست می‌گیرند و سعی می‌کنند گناه کار را به گردن زمین و زمان بیندازند و کل مساله را در سطح «چیزی که عوض دارد گله ندارد» تقلیل دهند.—آرمان امیری
سیزده زن با نیویورک تایمز صحبت کرده اند که خودشان قربان تعدی و تجاوز این کثافت هستند. نوزده زن شهادت داده اند که پیشرفت و قبولی کارشان را گروگان میگرفت به شرطی که به انها تعدی و تجاوز کند. همه این فکت ها را شهره آغداشلو خوانده است. خودش قشنگ همسر کثیف و ضد زن متجاوزش را میشناسد. نان اسم فامیلش را هم میخورد. —فیروزه خطیبی
برای ایرانی خانه همیشه آنجاست که پشت سر گذاشته ایم. چیزی که کمپانی یو هال خواب جابجاییش رو هم نمیتونه ببینه.—ف. کوثر
آیا امیر طاهری، نظام شاهنشاهی را ادامه نظام مشوطه ای میداند که در صد سال پیش بر" مشروعیت" پیروز شده است؟ آیا بهمین دلیل فروپاشی نظام شاهنشاهی را شکست نظام مشروطه ای میداند که شاه نماد آن بود؟ چناانکه گویی نظام شاهنشاهی یک نظام استبدادی نبوده است؟ —فیروز نجومی
در خبرها می خوانیم که استاد شجریان هرچند خودش را فردی سیاسی نمی دانسته اما "مانیفستی" هم برای گذر از جمهوری اسلامی به یک ایران دمکراتیک تدوین کرده وآن را به عباس میلانی سپرده و... درنقطه مقابل ابراهیم گلستان نود و چند ساله قرار می گیرد که در اوج کهنسالی هنوز از شر و شور خالی نیست و حرف های "شاملویی" می زند و مدعی است انوشیروان عادل اصلا عادل نبوده است! آلیس به کف چاه که می رسد دامنش مثل چترنجات باز می شود و آرام می نشیند!—فیروزه خطیبی
او روزِ گرفتاری و سختی هم کنارِ ما ایستاد و تمامی منافع خودشو به خطر انداخت وقتی که این کار اصلا منطقی نبود. سالِ ۸۸ وقتی که ما رو خس و خاشاک نامیدن، وقتی روزِ عاشورا با وانت از رومون رد شدن، وقتی که وسطِ خیابون ها داد زدیم تا کسی در این دنیایِ بزرگ صدامون رو بشنوه و به دادمون برسه و همه رهامون کردن چون منافع شون ایجاب نمیکرد، این شجریان بود که کنارمون موند.—مژگان

بیشتر