چنین گفت

بیشتر

ضروری است جامعه علمی و دانشگاهی نسبت به مسأله آزار جنسی حساسیت نشان داده و در راستای شناسایی ابعاد مسأله در انواع محیط های اجتماعی و چگونگی پیشگيری از آنها مطالعات و پژوهش‌­هایی را در دستور کار قرار دهد. همچنین بر اساس مسئولیت اجتماعی، نسبت به ایجاد حساسیت در جامعه، آموزش و توانمندسازی کودکان و زنان، و حمایت از آسیب‌دیدگان برنامه هایی ارائه کند.—انجمن جامعه‌­شناسی ایران
صدای زمانه ی ما، «هشدار» است. رو به خود ایستادن و نهیب زدن برای جلوگیری از تسلیم و فروریختن. ما ضرب ها را مثل «واکسن انهدام» به خودمان تزریق می کنیم.—ایلکای
امروز نه به اعدام را به نه به جمهوری اسلامی پیوند می‌دهیم و نمی‌گذاریم خون نویدها و پویاها پایمال شود. اگر آنها برای #نه_به_جمهوری_اسلامی کشته شده‌اند، ما صدای آنها را بلندتر فریاد می‌زنیم! تا نویدها تنها نمانند و جوانان وطن بهای شجاعتشان را در «نه گفتن به استبداد» با جان عزیزشان نپردازند.—شیرین عبادی
در این فکرم که چرا شخصیت روشنفکر در این مملکت در اغلب موارد فردی افسرده و عبوس و گویا آری گوی به مرگ است تا زندگی... —مرتضی سلطانی
راستها چپ می‌شوند، و چپها راست، اما درستی به‌جا می‌ماند... —مجید نفیسی
وقتی هرکسی - و اتفاقاً هرناکسی - توی این بلبشو قیّم ادبیات است و وقتی نوشتن سر تا ته، از اینجا تا جایی که چشم کار می کند سهم الارث «ملّا لغتی ها»ست، نوشتن من و شمای نوعی شبیه شاشیدن به قبر پدر «استادان» و «حضرات ادیب» و توهین به ساحت قدسی کلمه است. سخت است.—ایلکای
پاییز سال شصت و هفت براى بسیجى ها ایام غم انگیزى بود. مى گفتن: دیدى در شهادت رو چطور به روى ما بستند؟! ولى براى من كه تازه پونزده ساله شده بودم فرقى نمى كرد، راه هاى دیگه اى هم براى خودكشى بلد بودم.—علیرضا میراسداله
می روم زندان برمیگردم باز ادامه می دهم. من با مشی و اعتقادات ام زندگی می کنم و در آینده هم همین راه را می روم. من با اعتقادات ام به وحدت رسیده ام توی وجودم است و با خودم شوخی ندارم.—کیوان صمیمی
در آمریکا از هر ۱۰۰۰ مورد تجاوز، کمتر از ۴۰۰ مورد به پلیس گزارش داده می‌شه، از این تعداد نزدیک به ۶۰ نفر دستگیر میشن، از اون‌هایی که دادگاهی می‌شن ۷ نفر به جرم فدرال و ۶ نفر دادگاه‌های محلی میرن. دوباره می‌گم. از هزار نفر فقط ۱۳ نفر محکوم می‌شن... دفعه بعد که خواستید نظر مششع بدید در مورد کارکرد سیستم قضایی آمریکا که به قول شما طرفدار زن‌هاست، اینا رو یادتون بیاد.—لوا زند
فهمیدم که بوسه و آغوش هم از ملزومات عشق است. اما چون در ۴/۵ سالگی ام، مادر - چون بابا شب کار بود - از ترس همیشه من را بغل می کرد و می خوابید، فکر می کردم که عشاق لابد از ترس است که محکم همدیگر را در آغوش می گیرند.—مرتضی سلطانی
آنچه که آنروز , زمان نخست وزیری آموزگار و یک سال پیش از اینکه خمینی ناشناس به پاریس برود, مشخص شد اینبود که مشکل ایران عدم آزادی سیاسی نبود. ما یک سری مشکلات عمیق فرهنگی داشتیم که حتی با چندین سال زندگی در دنیا دمکراتیک غرب بر آنها چیره نشده بودیم. ما مشتی آدم زورگو, یک دنده و انعطاف ناپذیر بودیم و هستیم که تعبیرمان از آزادی بیان اینست که که همه باید به حرف من گوش بدهند. —فرامرز
دنیا برام شد یك در نیمه باز [حموم] كه قراره اونورش بهشت باشه، ولی هر چی سرك می كشم واز لاش نگاه می كنم چیزی دستگیرم نمی شه.—علیرضا میراسداله
حاصلِ من و اون یک سال و نیم، دخترکِ ایده‌آل طلبی بود که تو سیزده سالگی سوسیالیسم رو یه رویایِ زیبایِ بزرگِ انسانی‌ میدونست و تنها راه نجاتِ بشر، و هر خطِ شعرِ حافظ رو زیباترین عاشقانه ی دنیا، و آریایی بودن رو افتخار. همه ی این بیماری هام درمان شد در گذرِ زمان وبا تفکر و تجربه ی بیشتر. خیلی‌ زود، خیلی‌ خیلی‌ زود! دیگه سوسیالیست نیستم، دیگه حافظ شاعرِ محبوبم نیست، و خیلی‌ زود فهمیدم که نژادِ آدم‌ها مسخره‌ترین و بی‌ بنیاد‌ترین دستاویز برایِ افتخاره.—مژگان فرهمند
حکومت رو در روی مردم ایستاده است. هرچه را مردم با صدای بلند فریاد بزنند. عکس آن را انجام می‌دهد. چماق سرکوب چنان روی سر مردم بالا رفته که نیاز به اثبات اتهام نمی‌بینند. با شکنجه اعتراف می‌گیرند و بر اساس اعترافهای دروغین اعدام می‌کنند.—شیرین عبادی
آری، درست است پهلوی ها معمار ایران نوین اند در این تردیدی نیست. اما، در کمال ناخشنودیست که باید گفت که بجای آنکه ملت ایران را بدروازه های تمدن بزرگ برساند، با تسلیم شدن به دین و رهبر فریبکار آن آیت الله خمینی، برخاسته از عمق خرافات و موهومپرستی، در قعر تاریکی و ناداننی فرو برده است. حکومت روحانیت را باید میراث پهلوی دوم دانست.—فیروز نجومی
این سلسله هفتصد سال برقرار بود و در زمان ماهوت سی وهفتم منقرض شد. آن هم نه به خاطر نارضایتی مردم، بلکه به خاطر این که با اختراع هواپیما عده ای از پشت کوهی ها به دیگر نقاط دنیا سفر کردند و متوجه شدند که سیستم های حکومتی تغییر کرده و چیزی به اسم دموکراسی جایش را گرفته. —علیرضا میراسداله
کانادا آخر سرزمین میان‌مایه‌گی است. نخبه‌های کشورهای دیگر هم وقتی پایشان که به این جا می‌رسد در صفِ میان‌مایه‌گان قرار داده می شوند. میان‌مایه‌سازی سیاستِ غیر رسمی این کشور است. ساز و کارِ استعماری آدم‌هایی می‌خواهد میان‌مایه ، گرفتار و محافظه‌کار که به زندگی متوسطی قانع باشند و به دروغ لبخندِ رضایت بزنند. —نیلوفر شیدمهر
انصاف کجاست که جنگ را از خاکریز بکنی و به اتاق من بیاوری مرد؟ جنگ تحمیلی اینجا بود. در تن من. در خوابگاه من. نه! وصی هیچ وقت یک طرف این جنگ و جدال نبود. من بودم و وجدان و احساس گناه و ندای نجابت و شرم از قدیسی که نامش را بر من گذاشته بود تا به مقام قرب الوهی برسم!—ونوس ترابی
اره بزرگ شدن و بالا رفتن سن ترسناکه، اما ترسناک تر ازون اینکه همیشه نگاه یک قربانی رو نسبت به خودت داشته باشی و تو اون نگاه بمونی.—دختر صحرا
زمانی بود که آن هنگام که آدمی زیر بار ظلم و ستم فرو میریخت، درمانده و عاجز میماند، مایوس و نا امید میگشت، به خالق یکتا و یگانه، الله، پناه میبرد. از او میخواست و امیدوار بود که داد او را بستاند، حق را به حق دار بدهد و سرانجام عدالت را بر قرار گرداند. هم اکنون که الله خود حاکم گردیده است، به کیست که آدمی میتواند پناهنده شود؟ به پیشگاه کدام خدا است که باید شکایت خود را ببرد؟—فیروز نجومی

بیشتر