بی بی سی:
رضا محمدی
امروزه خیلیها میپرسند چطور شعر حافظ ، طوطیان هندی را در قرن هشت هجری شکرکن می کرده، اگر بدانند که شعر حافظ خوانندگان بیشتری در هندوستان داشته، شاید تعجب کنند.
شکر شکن شوند همه طوطیان هند
زین قند پارسی که به بنگاله میرود
برای این، وقتی عمران خان، نخست وزیر پاکستان درباره زبان فارسی در شبه قاره در سفر اخیرش به تهران صحبت کرد و گفت "اگر انگلیسیها در قرن نوزدهم به هند نیامده بودند، نیازی به مترجم نداشتیم, همه ما به فارسی صحبت میکردیم. فارسی برای شش صد سال زبان رسمی در هند بود"، خیلیها حیرت کردند.
اما اگر کسی به هند و پاکستان سفرکند، میبیند هنوز علیرغم این که به ندرت فارسی صحبت میشود، نامهای فارسی در همه شبه قاره هند زنده است. سه قرن قبل از حافظ، یکی از بزرگترین شاعران فارسی، مسعود سعد سلمان، در لاهور میزیست، همان که یکی از زیباترین شعرهای تاریخ را در نوستالژی شهر لاهور نوشته است.
ای لاوهور ویحک بی من چگونهای
بیآفتاب روشن روشن چگونهای
و البته معروفترین حبسیه تاریخ زبان فارسی را او در زندان نوشته است که:
نالم به دل چو نای من اندر حصار نای
پستی گرف همت من زین بلند جای
همشهری او هجویری غزنوی، صاحب کشف المحجوب را هم همه علاقمندان عرفان میشناسند و طرفه این که آخرین شاعر بزرگ شبه قاره، اقبال لاهوری هم همشهری او بوده است.
اما در بین این هزار سال، هزاران شاعر، نویسنده و منتقد و عارف و دانشمند فارسیگوی دیگر، اکثرا در ایران ناشناختهاند، زبانی که هزار سال در شبه قاره هند، فرهنگ و هنر و اندیشه خلق کرد اما یک باره، جایش را به زبان انگلیسی داد.
برو به آدرس
This is not correct. The replacement of Persian by English was a deliberate act made possible because the Hindu Raj’s wanted to cut the influence of Moslem Turco-Persian rulers of India. So they cooperated with the Brits. So much so that the Turco Persian rulers are called “Mughal’ and all references to the Iranian influence has been eradicated. Yet the same Gurkhani prince referred in the piece that modern day Indians insist on calling Mughal had the most Iranian name of Dara.