هر کسی می خواهد آلمانِ ناسیونال سوسیالیست را بشناسد؛ باید واگنر را بِشناسد. (کتاب تاریخی از فستیوالِ واگنر، نوشتهٔ فردریک اسپاتس. صفحه ۱۷۵ )
همه چیز از تاریخِ اوت ۱۸۵۰ میلادی آغاز شُد، هنگامی که واگنر مقاله ای نِوشت (با نامِ دیگری) و گفت: آدمِ یهودی، اصولاً نه از نظرِ ظاهر، نه از نظرِ زبان و آواز نمیتواند اثرِ هنرمندانهای اِرائه کند.
با اینکه قبلاً تنفّر از یَهودیت وجود داشت اما امروزه روز دانسته میشود که ایشان یهودی سِتیزی را به بخشهای مهمتری از هنر وارد کرده و آنرا هَمه گیر کرد، ایشان هم به مانندِ بسیاری از هنرمندان بَرین باور بود که یهودیها (شاملِ مُنتَقِدان، بنگاههای اِنتشاراتی و روزنامهنگاران یَهودی) در عرصهٔ موسیقی دَست دارند و علت عدمِ موفقّیت خود را نفوذِ آنان در این بخشها میدانِست، حتّی هنوز این جریان را در هالیوودِ اِمروزی شاهد هَستیم!
حکایَتی برایتان تعریف کنم: مثلاً هِرمان لوی، رهبر ارکستر قطعهٔ معروف پارسیفال از همکارانِ واگنر بود و او یکی از شخصیتهای بَرجستهای بود که واگنر مُدام او را عَذاب میداد و بارها از او خواست، مَسیحی شود و با اجرای مراسمِ غسلِ تعمید در موردِ خود موافقت کند. لوی تنها موسیقیدان یهودی نبود که واگنر او را تَحتِ فشارِ روانی قرار میداد. پَس از مرگِ واگنر، همسرِ او کوزیما واگنر، به این فشارها و آزارهای روحی اِدامه داد. او در مقامِ مدیر جشنوارهی بایروت بیشتر خوانندگانِ یهودی اُپرا را از کار اِخراج کرد.
پس از مرگِ کوزیما واگنر، زیگفرید واگنر (پسرشان)، جانشین او همچنان این سیاست را ادامه داد. تنها گاه گاه، چند موسیقیدان و نوازندهٔ یهودی برای اجرای برنامههای ویژهای به اِستخدام درمیآمدند.
آدولف هیتلر چند جا در کتابَش از واگنر یاد کرده و گفته است: در آن زمان همان طور که به بلوغِ سیاسی رسیدم، به بلوغِ هنری نیز رسیده بودم. در آن زمان در مرکزِ ایالت اوبراسترایش (اَیالتی در اُتریش) تئاتری وجود داشت، که کیفّیت بَدی نداشت. تقریباً همهٔ موضوعی در آنجا نمایش داده می شد. زمانی که ۱۲ سال داشتم اجرای ویلیام تِل را دیدم که آن اولین تجربهٔ تئاتری من بود. چند ماه بعد در اجرای لوهنگرین (یکی از اُپراهای واگنر) حضور یافتم، اولین اُپرایی بود که شِنیدم. از همان اِبتدا بسیار شگفت زده شدم. شورِ جوانی اَم از اَثرِ واگنر حّد و مرز نداشت. دوباره و دوباره به سمتِ شنیدنِ اپُراهای او کشیده شُدم، و امروز آن را یک خوش شانسی برای خودم می دانم که این اِجراهای ساده در آن شهرِ کوچک راهی را برایم ایجاد و مُمکن کرد که شاهد اجراهای بهترِ بعدها باشم. (منبع: کتاب نبرد من، نوشته آدولف هیتلر. فصل ۱ ، پاراگراف ۵۲)
و در جای دیگر میگوید: قَهرمانهای بزرگ کسانی که هستند که برای آرمانها و اَهداف شان می جنگند علی رغم اینکه آنها توسط هم عَصران خودشان شناخته نمی شوند. آنها کسانی هستند که یادشان در قلبهای نَسل های آینده جا دارد و می درخشد... در کنار فردریک کبیر ما مردانی چون مارتین لوتِر و ریچارد واگنر را داریم. (کتاب نبرد من، نوشته آدولف هیتلر. فصل ۸ ، پاراگراف ۲۲)
این یعنی اینکه گرایشهای یهودیستیزانهٔ واگنر با جَهان بینی هیتلری هَمخوانی داشت. گفته می شود که سنّتِ ملّیگرایی آلمانی که ریشارد واگنر از آن هَواداری میکرد، در خانوادههٔ زیگفرید و وینیفرد (عروسِ واگنر) همواره رِعایت میشد. از این رو، هنگامی که هیتلر در سال ۱۹۲۳ میلادی به دیدن آنان به بایروت رفت، هر دو به عضویتِ حِزب درآمدند. این دو از نخستین طرفدارانِ نازیها بودند.
پس از قدرتیابی این حِزب در سال ۱۹۳۳ میلادی، هر ساله سرانِ نازی در مراسم برگزاری مراسم فستیوال بایروت فعالانه شِرکت داشتند. خود هیتلر اَغلب در تهیه و تنظیمِ برنامهها، کارگردانی اُپراها و طراحی صحنه با هنرمندانِ وقت همکاری میکرد.
جشنوارهٔ بایروت جشنوارهٔ موسیقی برای اِجرای اُپراهای ریشارد واگنر است که همهساله در بایرویتِ آلمان برگزار میگردد. واگنر جشنوارهٔ بایروت را با حمایت لودویگ دوّم ایجاد کرد. ساخت اُپراخانهٔ آن، که برای اجرای اُپراهای سترگِ واگنر طراحی شدهبود، در سالِ ۱۸۷۶ میلادی پایان یافت و نخستین دورهٔ جشنواره نیز در همان سال آغاز گردید. از آن زمان، این جشنواره، بهجز یک توقّف هفتساله پس از جنگ جهانی دوّم، بهطور مرتب برگزار میشود.
لازم به اشاره است که پس از جنگ جهانی دوّم، زندگی خانوادهٔ واگنر بخاطرِ رابطه با هیتلر با دشواری روبرو شُد، وینیفرد واگنر در سال ۱۹۴۹ میلادی، مدیریتِ بَرپایی جشنواره را به پسرانِ خود ویلاند و ولفگانگ واگذار کرد. این دو پس از پایانِ جنگ در سال ۱۹۵۱ میلادی نخستین فستیوال از این دَست را برگزارساختند.
ولی سرانجام، نتیجههای این موسیقیدان بزرگ آلمان، اِوا واگنر پاسکیور و خواهر ناتَنی او، کاترینا واگنر بودند که در سال ۲۰۰۹ میلادی، با بَرپایی نمایشگاهی بر فرازِ تپهٔ سَبز محل برگزاری جشنوارهٔ بایروت، یاد خوانندگانِ اُپرا، رهبرانِ ارکستر و کارگردانان یهودی را گِرامی داشتند.
توضیحِ تصویر: آدولف هیتلر به همراهِ اِوا و فریدلَند واگنر در تابستانِ ۱۹۳۸ میلادی.
بسیار خواندنی و آموزنده بود. با سپاس.
سلامت باشند جنابِ دیوانه جان.
As Woody Allen once said: Every time I listen to Wagner I get an urge to invade Poland :-))