نگاهی به دگرگونی های منطقه پس از انقلاب اسلامی تا کنون-قسمت پنجم

 

قسمت اول این مطلب را در اینجا می توانید ببینید

http://www.iroon.com/irtn/blog/279/

قسمت دوم این مطلب را در اینجا می توانید ببینید

http://www.iroon.com/irtn/blog/280/

قسمت سوم این مطلب را در اینجا می توانید ببینید

http://www.iroon.com/irtn/blog/306/

 

قسمت چهارم این مطلب را در اینجا می توانید ببینید

http://www.iroon.com/irtn/blog/307/

 

 

 

برآمدن ترکیه با گرایش های اسلامی

 

ترکیه یکی از متحدین اصلی امریکا در منطقه، از دوستان حکومت ایران در زمان شاه و از اعضای اصلی پیمان بغداد (CENTO)  بود و از سال ۱۹۵۲عضو پیمان ناتو است. ترکیه در حقیقت حلقه ی پیوند پیمان ناتو و سنتو در منطقه بود.

 

ترکیه کشوری است که گرچه از همان سال ۱۹۲۳  دوران آتاتورک به عنوان یک حکومت لائیک شناخته شده است، اما در درون خود شاید یکی از مذهبی ترین جوامع منطقه ماست. در ترکیه احزاب مذهبی همیشه مورد استقبال مردم قرار گرفته و هرگاه که امکان حضور پیدا کرده اند، با استقبال فراوان مردم روبرو شده اند.

 

انقلاب ایران بی شک در تهییج احساسات مذهبی در ترکیه بی اثر نبود. استقبال و خشنودی مردم مسلمان در ترکیه، تحرک جدیدی را در فعالیت های سیاسی دینی بوجود آورد.

 

در ترکیه احزاب اسلامی همیشه فعال بوده اند. ولی طی 50 سال گذشته هر زمان که آنها در قدرت نقش جدی تر پیدا کرده و نمایندگان خود را به مجلس فرستاده اند، زیر عنوان سرپیچی از اصول لائیسیته در قانون اساسی ترکیه، فعالیت آنها ممنوع اعلام شده و در بیشتر موارد پس از کودتاهای نظامی پی در پی که در این کشور روی می داد، از قدرت بیرون رانده شده اند و گاه رهبران آنها دستگیر شده و روانه زندان گردیده اند.

 

نجم الدین اربکان یکی از شخصیت های برجسته مسلمان در سیاست ترکیه بود که در دوران ریاست جمهوری سلیمان دمیرل در سال ۱۹۹۶ تا ۱۹۹۷ مقام نخست وزیری این کشور را عهده دار بود. او بنیانگذار یکی از اولین احزاب اسلامی در ترکیه به نام نظم ملی است (۱۹۷۰-۷۱) که پیرو دکترین خود اوست که در حقیقت اولین مانیفست ترک های اسلام گرای مهاجر در غرب است که به نگاه ملی (National View)  معروف شد. این سازمان که بزرگترین گروه متشکل اسلام گرای ترکیه در خارج از کشور بود، بازگشت به اسلام را راه رهایی ترکیه دانسته و مبلغ غرب گریزی شد. آنها واژه "ملی" را به جای "اسلام" به کار می گرفتند چرا که بکارگیری واژه اسلام برای نام حزب به حساب رودررویی با قانون اساسی ترکیه قلمداد شده و به غیرقانونی بودن می انجامید.

 

بسیاری از احزاب اسلام گرای بعدی در ترکیه مثل حزب نجات ملی (81-1972)، حزب رفاه (98-1983)، حزب فضیلت (2001-1997) و حزب سعادت (کنون – 2001) در حقیقت در ادامه فکر نجم الدین اربکان و توسط پیروان او تشکیل شدند که هر کدام پس از چند سال فعالیت، توسط نظامیان و دادگاه قانون اساسی فعالیت شان تعطیل گردید.

 

حزب عدالت و توسعه که در سال ۲۰۰۱ از ترکیبی از اعضای حزب های بالا به وجود آمد، موفق شد که در انتخابات سال بعد در ۲۰۰۲ دو سوم تعداد نمایندگی های مجلس ترکیه را از آن خود نماید و با گرفتن مقام ریاست جمهوری و نخست وزیری کشور، قدرت اجرایی را در دست گیرد. پیروزی بزرگ حزب عدالت و توسعه که اکثر رهبران آن به اسلام گرایی شهرت داشته و از بنیانگذاران احزاب اسلام گرای پیشین بودند، در حقیقت بیانگر رشد اسلامگرایی و استقبال مردم این کشور از حضور اسلامگرایی در سیاست بود.

 

این پدیده، یعنی استقبال بی نظیر مردم در کشوری که از زمان پیدایش جمهوری در آن همواره به شیوه لائیک اداره شده و جلوی هرگونه فعالیت سیاسی – مذهبی در ۸۰ سال گذشته در آن سرزمین گرفته شده بود، نشان از رشد و محبوبیت اسلام سیاسی در همه منطقه بود.

 

این پدیده بزرگ سیاسی در ترکیه نه تنها برای مردم این کشور که برای همه منطقه و کشورهای غربی دارای اهمیت ویژه ای بود. ترکیه کشوری است که بزرگترین ارتش را در منطقه داشته و با داشتن بیش از یک میلیون سرباز، دومین قدرت نظامی ناتو است و ۴۰ بمب اتمی در اختیار نیروی هوایی آن کشور است و بزرگترین پروژه های نظامی در آن کشور به مبلغ ۱۶۰ میلیارد دلار از سال ۱۹۹۸ آغاز شده است. حالا در این کشور حکومتی را مردم انتخاب کرده اند که بطور آشکار گرایش های اسلام گرایانه خود را اعلام نموده و حال و هوای رهبری اسلامی منطقه را در سر می پروراند.

 

آنچه روشن است، اینست که تا پیش از قدرت گرفتن اسلام گراها در ترکیه، جمهوری اسلامی ایران بدون کمترین شک و شبهه ای رهبری جهانی  مسلمانان را در اختیار داشت. نه رهبران فاسد و پرده داران کعبه توانسته بودند با هزینه کردن میلیاردها دلار سرمایه گذاری در مدرسه های دینی کشورهای اسلامی، بویژه پاکستان، برای جمهوری اسلامی رقیبی دینی بتراشند، و نه کسی خلافت طالبان در افغانستان را تهدیدی برای رهبری برجهان اسلام می دید، و نه الازهر در مصر تحت ریاست مبارک رقیبی بشمار می رفت.

 

به لحاظ نظامی و سیاسی هم جدی ترین رقیب ایران صدام بود که پس از سالها جنگ، دست از ادعای سردار قادسیه بودن خود برداشته و رام شده بود. در عین حال، جنگ شیعه و سنی نیز نتیجه ای نداده بود. اکثریت مردم در کشورهای عربی از مواضع  ایران در مسائل منطقه حمایت می کردند و حتی گروه های مبارز و انقلابی سنی در منطقه حامی حکومت ایران بودند. بویژه با تضعیف صدام پس از جنگ خلیج، هیچ جایگزین دیگری برای رهبری کشورهای  سنی وجود نداشت.

 

پیروزی اسلام گرایان در ترکیه گرچه برنامه ریزی شده نبود و مدیون فعالیت های احزاب اسلامی در تمام چند دهه گذشته بود، ولی از نظر زمانی، بهترین آلترناتیو ممکن در منطقه در مقابل حکومت اسلامی ایران بود. ترکیه و اسلامگرایان حاکم بر آن از طرفی وارث بزرگترین خلافت اسلامی نیز بودند، خلافتی که با بیش از ۶۰۰ سال حکمرانی بر بخش های بزرگی از سرزمین های اروپا، آسیا و افریقا تا حدودی به مظهر یگانگی و وحدت سیاسی – ایدئولوژیک مسلمانان عرب و غیرعرب تبدیل شده بود.

 

قدرت گیری اسلام گرایان سنی مذهب در ترکیه، حالا نه تنها از جانب امریکا و غرب مورد مخالفت قرار نمی گرفت، که حتی به عنوان یک مدل دمکراتیک از یک کشور اسلامی در مقابل جمهوری اسلامی ایران تبلیغ هم می شد.

 

کبوتر بخت بر شانه سیاست مداران ترکیه نشسته بود و اینبار اسلام برای آنها نه تنها تنبیهی به همراه نداشت که بهانه ای شده بود که از آنها مدلی جدید در مقابل حکومت اسلامی ایران به دنیا ارائه شود. مدلی که مدعی بود که ترکیبی از هر دو عنصر دمکراتیک و دینی در آن موجود بوده و در دنیای غرب هم مورد پذیرش است.

 

حزب عدالت و توسعه ترکیه به عنوان یک حزب محافظه کار و دست راستی با گرایشات جدی اسلام گرایی، نه تنها در جامعه ترکیه مورد استقبال مردم این کشور قرار گرفت که در میان احزاب اروپایی نیز پذیرفته شد. این حزب به عنوان اولین حزب سیاسی با گرایش اسلام گرایانه به عنوان عضو ناظر در EPP  یا باشگاه احزاب اروپایی (European Peoples’ Party)  در سال ۲۰۰۵ پذیرفته شد. EPP بزرگترین تشکل سیاسی عضو پارلمان اروپاست.

 

قراردادهای چندین بیلیون دلاری در رابطه با احداث خط های لوله گاز باکو- تفلیس – ارزروم به طول ۶۹۲ کیلومتر و خط لوله Nabucco  که از ترکیه تا اتریش به طول ۳۸۹۳ کیلومتر امتداد خواهد داشت و از مسیرکشورهای رومانی، بلغارستان، و مجارستان عبور می کند،برای ترکیه نه تنها میلیارها دلارثروت به همراه داشت که ترکیه را در آینده به مرکز اصلی انتقال انرژی در منطقه تبدیل خواهد کرد.  تخمین زده می شود که پروژه احداث لوله Nabucco  که در آغاز 7 میلیارد یورو ارزیابی شد، ۱۲ تا ۱۵ میلیارد یورو هزینه بر دارد.

 

ترکیه حق برداشت ۱۵% از گاز تحت عبور از این خط لوله را دارد و در ساختن آن نیز میلیاردها یورو نصیب شرکت های ترکیه خواهد شد.

 

ترکیه و رهبران اسلام گرای آن در حقیقت در طی سالهای گذشته نقش دوگانه ای را بر عهده گرفته و موفق شدند که موقعیت جدید خود را با حمایت همه جانبه امریکا و رهبران اروپایی ایفا کنند.

 

پروژه اول دردست گرفتن هژمونی اسلام سیاسی، و پروژه دوم تامین انرژی اروپا و کاهش وابستگی آن به روسیه از طریق احداث خطوط انتقال انرژی.  در پروژه اول، ترکیه با نفوذ سنتی خود از دوران امپراتوری عثمانی بهترین اتنخاب است و بهترین کشوری است که می تواند رهبری جهان اسلامی-عربی-سنی را در مقابل هژمونی طلبی ایرانی ها بر عهده گرفته و پروژه های اسلام گرایی ضدامریکایی-ضداسرائیلی را خنثی نماید. ترکیه در تمام طول ده سال گذشته بهترین مناسبات سیاسی را با دو قدرت دیگر منطقه ای، عربستان سعودی و مصر، داشته و پس از روی کار آمدن اخوان المسلمین در مصر، این مناسبات به سطح جدیدی افزایش یافته است. در سفر آقای اردوغان به همراه یک هیات بلندمرتبه ترکی در سپتامبر سال ۲۰۱۱ پس از انقلاب مصر، از او به عنوان یک رهبر جدید دنیای اسلام استقبال شد و اخیرا هم از طرف آقای خالد مشعل، رهبر حماس، به عنوان یکی از رهبران جهان اسلام مورد ستایش قرار گرفت. ترکیه با چند اقدام نمایشی در تقابل با اسرائیل، از جمله اعتراض کلامی آقای اردوغان در کنفرانس داووس در سال ۲۰۰۹ به شیمون پرز و ترک سالن هنگام سخنرانی پرز(1)، و یا ارسال کشتی حامل کمک های انسان دوستانه به غزه در سال ۲۰۱۱ که مورد حمله کماندوهای اسرائیلی قرار گرفت و تعدادی از سرنشین های آن کشته و مجروح شدند، موفق شده برای خود در میان مسلمانان جهان یک ژست ضداسرائیلی درست نماید. و این در حالیست که این کشور به عنوان یک عضو ناتو، متحد اصلی امریکا در منطقه بوده و همیشه مناسبات دوستانه ای با اسرائیل داشته است. آقای اردوغان خود در راس هیاتی در سال ۲۰۰۵ در یک سفر رسمی به اسرائیل رفت و مورد استقبال مقامات این کشور قرار گرفت. شیمون پرز، رئیس جمهور اسرائیل نیز در سال ۲۰۰۷ در سفر رسمی خویش به ترکیه مورد استقبال مقامات ترکیه قرار گرفت و برای نخستین بار در پارلمان یک کشور دارای اکثریت مسلمان، اجازه حضور و سخنرانی یافت. و همانجا بود که گفت "من به اینجا آمده ام که قدردانی خودم را از ترکیه بیان کنم." (2)

 

گرچه پس از دعوای لفظی طی یکی دوساله گذشته سطح مناسبات دو کشور تا حدودی کاهش یافته و برخی از قراردادهای نظامی موقتا به حالت تعلیق در آمده است، اما مناسبات سیاسی بین دو کشور همچنان بطور رسمی ادامه دارد.

 

ترکیه پس از شروع بهار عربی نقش فعال تری را در رابطه با جریانات اسلامی به عهده گرفت و از حامیان اصلی جریان اخوان المسلمین شد. در وقایع لیبی، یکی از طرف های اصلی درگیر بوده ودر حال حاضرنقش اصلی را در درگیری های سوریه از طریق کنترل خود بر جریان های اسلامی اخوان المسلمین و سلفی ها به عهده دارد. رهبری سوریه طی یکی دو سال گذشته مورد نقد شدید اسلامگرایان حاکم بر ترکیه بوده و بویژه در رابطه با مسائل میان اعراب و اسرائیل هم از جانب ترکیه و هم از جانب اسرائیل مورد شماتت قرار گرفته است. در همین حال، ترکیه اجرای پروژه احداث خط لوله انتقال گاز میان ایران-عراق-سوریه را تهدیدی برای انحصار خود در انتقال انرژی به اروپا دید. شاید اصلا یکی از دلایل تنش اخیر در مناسبات ترکیه با سوریه همین باشد که بشار اسد در سال ۲۰۱۱  سیاست چهار دریایی (Four Seas Policy)  و حمایت کشورش از این پروژه خط لوله انتقال گاز را اعلام نمود که می توانست به معنای دور زدن ترکیه در بوجود آوردن یک شاهراه انتقال انرژی از آسیا به اروپا باشد. درست دو ماه پس از اعلان این سیاست توسط اسد، در گیری های درون این کشور آغاز شد.(3)

 

بهرحال، ترکیه بجز نفع اقتصادی احداث خط لوله و انحصار شاهراه های صدور انرژی، بدنبال استقرار رژیمی در سوریه است که در سیاست های منطقه ای نیز در مدار ترکیه-عربستان-مصر قرار گرفته و در انزوا قراردادن جمهوری اسلامی ایران در منطقه در کنار آنها باشد.

 

اگر ترکیه موفق به تغییر حکومت در سوریه گردد و مانع از احداث خط های لوله گاز ایران – عراق – سوریه شود، عملا انحصار را در این زمینه از آن خود کرده و در عین حال به تضمین موقعیت یگانه خویش در پروژه استراتژیک انتقال انرژی میان روسیه و اروپا نیز دست یافته است.

 

این موقعیت یگانه برای ترکیه، وضعیتی را بوجود می آورد که نه تنها ترکیه به عنوان یکی از متحدین اصلی امریکا و اروپا سالانه میلیاردها  دلار سود برده و جایگاه برتری را در آینده  در اروپا از آن خود خواهد کرد، که به عنوان میانجی و واسطه انتقال نیز می تواند از همه امتیازات دلالی در شرایط بحرانی در روابط اروپا و روسیه، دو طرف را سرکیسه نماید.

 

جالب است که پس از گذشت ۴۰۰  سال از رودررویی حکومت شیعه صفوی در ایران با خلافت عثمانی سنی مذهب ترک ها،  بار دیگر دو اسلام شیعه و سنی را در این منطقه در مقابل هم می بینیم. این بار، ترک های سنی در قالب یک نظام لائیک و ایرانیان شیعه در قالب یک نظام جمهوری اسلامی در برابر هم قرار گرفته اند.

 

با احترام،

رضا فانی یزدی

۱۴ دسامبر ۲۰۱۲

 

(1)

Leaders of Turkey and Israel Clash at Davos Panel

http://www.nytimes.com/2009/01/30/world/europe/30clash.html?_r=0

 

(2)

Israeli president addresses Turkish Parliament

http://www.nytimes.com/2007/11/13/world/africa/13iht-peres.3.8315894.html?_r=0

 

(3)

Syria's Pipelineistan war

http://www.aljazeera.com/indepth/opinion/2012/08/201285133440424621.html