این تصویر مربوط به سالِ ۱۲۹۲ خورشیدی است و در آن میتوانیم ژوزف نوز بلژيكي (رئيس گمركات ايران) و همكارش پريم را مشاهده کنیم.
ماجرا از این قرار است که مثلِ هر سال؛ رئیسِ بانکِ انگلیس در ایران جشنِ بالماسکه ترتیب داده و بسیاری از فرنگیان و مقاماتِ ایرانی را بدانجا دعوت کرد، نوز بلژیکی و همکارش نیز دعوت شده بودند و انگاری (به قول دخترش) به خاطرِ گرفتاریهای کاری نتوانسته بودند لباسِ مناسبی برای این مهمانی تهیه کنند و به جایش؛ هر دو عبا و عمامه آخوندی به تن کرده و قلیان کشیده و در مجلسِ مهمانی شرکت کردند.
هنوز هیچ کس نمیداند چه کسی این عکس را در اختیارِ مخالفین قرار داد و شیوخ را تحریک کرده و آنچنان که مردکِ سِّد عبدالله بهبهانی بر سرِ خود زده و هر شب داد و بیداد کرده و از خارجیها بد گفت و وجودِ اینان در ایران را توهین به مسلمانان میدانست.
عدهای برین باورند که شعاع السلطنه آتشِ این ماجرا را اَفروخت، سخت میتوان فهمید. به هر حالِ حضرتِ امین السلطان مردکِ بلژیکی را از کار خلع و یک ایرانی را به آن شغل منصوب کرد و تا مدتها به آخوندها باج داده و اینها پول را بینِ خود تقسیم کرده و قائِلهٔ این عکس نیز خوابید.
مرحوم کسروی اینگونه تعریف میکند این ماجرا را که از آنجا که مردم و روحانیون، تَعرفهها را به زیان میدیدند و وجود یک خارجی را بر مصدر اُمور نمیپذیرفتند، ناخشنود بودند. بلژیکیها در قبال به سختگیری و بدرفتاری با ایرانیان (به ویژه مسلمانان) میپرداختند و میان یک ایرانی و یک خارجی؛ و حتی یک ایرانی مسیحی و یک ایرانی مسلمان تبعیض میگذاشتند. این مسائل باعث مَنفوریت وی شد. بازاریها و بازرگانان که با نوز مشکل داشتند، به بهانه تعارف مشروب در جلوی درب یک مشروبفروشی به یک روحانی؛ دو روز بازار را بستند و غوغا بهپا کردند.
نوز در پایان، با فشار مشروطهخواهان و مقامات پادشاهی متحد بریتانیا از پا درآمد و با وقوع انقلاب مشروطه و روی کار آمدن مجلس شورای ملی از ایران اخراج شد.
بسیار عکس و تفصیلات خوب و خواندنی است.
شازده جان، دست شما درد نکند.
خوب شد که یک رساله توضیح المسائل ننوشت و اگر نه ممکن بود بشود آیت الله و گمرکات ایران را صاحب شود. با تشکر از شراب قرمز گرامی.
بین مستعمرین قرن ١٩، یکی از ویژگیهای بلژیکی ها این بود که بین گروهای هر کشور ' استعمار شده' تفرقه و نفاق مینداختند. مثال بارز این تفرقه افکنی در کشور رواندا است که در آن زمان این مستعمرین به اقلیت توتسی قبولوندد که از اکثریت هوتو برتر و زیباترند. نتیجه این تفرقه افکنی، کشتار عجیب توتسیها به دست هوتو ها، ١٠٠ سال بعد از خروج بلژیکی ها از آن کشور بود. عجیب اینجاست که بلژیکی ها در چند کشور اروپا منجمله فرانسه، بعلت ساده لوحی مورد تمسخر هستند که هنوز دلیل این موضوع را متوجه نشدم.