عمومی

دنبال کن


عضو از ۵ شهریور ۱۳۹۹

کجا دانند حال ما سبک‌باران ساحل‌ها

طرحی از بزرگمهر حسین‌پور

بارش «باران نفت» و تیرگی آسمانِ تهران پس از بمباران تأسیسات نفتی؛ «مردم ماسک بزنند»

رادیو فردا: در پی حمله سنگین ارتش اسرائیل به تمام تأسیسات نفتی استان تهران، آسمان پایتخت در روز یک‌شنبه، ۱۷ اسفند، کاملا تیره شده و تمام شهر از لایه‌ای از دوده پوشانده شده است.

این رخداد روز یک‌شنبه صبح با بارش بارانی سیاه‌رنگ همراه شد که خبرنگار شبکه سی‌ان‌ان در پیامی در شبکه ایکس از آن به عنوان «باران نفت» یاد کرده است.

شنبه شب، ۱۶ اسفند، همراه بود با انتشار ویدئوهایی در شبکه‌های اجتماعی از وقوع چند آتش‌سوزی عظیم در چند انبار نفت در نقاط مختلف تهران. در این تصاویر آخرالزمانی، شعله‌های آتش و دود غلیظ در انبار نفت شهران در شمال غرب تهران، همچنین در محدوده اقدسیه و سوهانک در شمال شرق شهر دیده می‌شود.

به گفته ویس کرمی، مدیرعامل شرکت پخش فراورده‌های نفتی ایران، شنبه شب تمام تأسیسات توزیع و انتقال این گونه فراورده‌ها از جمله بنزین در دو استان تهران و البرز هدف حمله قرار گرفته و آسیب دیده است.

کرمی به میزان این آسیب‌های وارده به تأسیسات نفتی اشاره نکرد، اما با توجه به حجم دود و آتشی که از کیلومترها دورتر در تهران و اطراف این شهر هم قابل مشاهده بود، بعید به نظر می‌رسد که کارکرد این تأسیسات حفظ شده باشد.

در حالی که «کمپین حقوق بشر ایران» با اشاره به حمله سنگین هوایی به انبارهای نفت در مناطق شهران و اقدسیه تهران، و همچنین یک انبار نفت در فردیس کرج، این انبارها را «غیرنظامی» توصیف کرده، ارتش اسرائیل ادعا کرده است که این مجتمع‌ها برای توزیع سوخت میان چند نهاد نظامی جمهوری اسلامی استفاده می‌شد و حملات با هدایت اطلاعاتی انجام شده است.

سنگینی حملات هوایی اسرائیل و حجم آتشی که به راه انداخت هم تقریبا بلافاصله با اعمال محدودیت در میزان بنزینی همراه شد که مردم می‌توانند بخرند و هم به آلودگی دوچندان هوا در پایتخت ایران دامن زد که همواره با این مشکل روبه‌رو بوده است.

صادق ضیاییان، رئیس مرکز پیش‌بینی سازمان هواشناسی، تصدیق کرده است که «در تهران شاهد ترکیب دود و ابر در آسمان هستیم و مناطقی که نزدیک‌تر به محل‌های آتش‌سوزی هستند، تاریکی هوا بیشتر احساس می‌شود».

به گفته ضیاییان، «رفع شرایط فعلی و دود ایجاد شده، مستلزم اطفای حریق در مناطق مورد هدف قرار گرفته است و باید منشاء دود از بین برود».

این نشان می‌دهد که به دلیل حجم عظیم حریق مقامات مسئول در تهران پس از ساعت‌ها هنوز موفق به خاموش کردن این آتش نشده‌اند.

در همین زمینه روز یک‌شنبه استاندار تهران نیز اعلام کرد که «به خاطر آلودگی ناشی از آتش‌سوزی انبار نفت و پالایشگاه، مردم حتما از ماسک استفاده کنند».

به گفته عده‌ای از کارشناسان، در حال حاضر لازم است که مردم خارج از محل سکونت خود از ماسک N95 استفاده کنند.

استاندار تهران درباره اعمال محدودیت بر خرید بنزین در پی حمله به تأسیسات نفتی اعلام کرد که «سهمیه سوختگیری با کارت شخصی در جایگاه از ۳۰ لیتر به ۲۰ لیتر کاهش یافت.»

سلطان ترامپ

طرحی از  Graeme MacKay

‫ترامپ: باید شخصا در انتخاب رهبر بعدی ایران دخیل باشم

ایران اینترنشنال : ترامپ پنج‌شنبه ۱۴ اسفند در مصاحبه با پایگاه خبری اکسیوس گفت مجتبی خامنه‌ای محتمل‌ترین گزینه برای جانشینی دیکتاتور کشته‌شده ایران به شمار می‌رود اما او با رهبری فرزند رهبر کشته شده جمهوری اسلامی مخالف است.

او گفت: «‫‫پسر خامنه‌ای از نظر من قابل قبول نیست. ما فردی را می‌خواهیم که بتواند برای ایران هماهنگی و صلح به همراه بیاورد.»

ترامپ ادامه داد: «آنها وقتشان را هدر می‌دهند. پسر خامنه‌ای فردی کم‌اهمیت است. من باید در انتخاب [رهبر بعدی ایران] نقش داشته باشم؛ همان‌طور که در انتخاب دلسی رودریگز در ونزوئلا دخیل بودم.»

ایران‌اینترنشنال ۱۲ اسفند گزارش داد مجلس خبرگان رهبری زیر فشار سپاه پاسداران، مجتبی خامنه‌ای را به‌عنوان رهبر بعدی جمهوری اسلامی انتخاب کرده است.

جانشینی

طرحی از Vasco Gargalo

مجتبی خامنه‌ای برای درمان ناباروری و ناتوانی جنسی چهار بار به لندن سفر کرده بود

ایران اینترنشنال: دیلی‌میل بر اساس یک مدرک اطلاعاتی آمریکا گزارش داد، مجتبی خامنه‌ای برای درمان ناباروری و ناتوانی جنسی چهار بار به بریتانیا سفر کرد که سفر آخر دو ماه طول کشید. بر اساس این مدارک، مجتبی خامنه‌ای از سوی خانواده خود برای بچه‌دار شدن تحت فشار قرار گرفته بود.

مجتبی برای درمان خود به بیمارستان‌های کرامول و ولینگتون رفت و درمان او بیشتر از زمان پیش‌بینی شده طول کشید. بعد از اقامت دو ماهه در آخرین سفر به لندن، همسر او باردار شد و پسرش در ایران به دنیا آمد و نام پدر بزرگ برای او انتخاب شد.

کی می‌خواد رهبر بشه؟

طرحی از Pedro X. Molina

اسرائیل اعلام کرد هر رهبر منصوب از سوی رژیم جمهوری اسلامی هدف حذف خواهد بود

ایران اینترنشنال: در پی انتشار گزارش‌ ایران‌اینترنشنال درباره انتصاب مجتبی خامنه‌ای به عنوان رهبر جدید جمهوری اسلامی، مقام‌های اسرائیلی هشدار داده‌اند هر فردی که در راس حکومت ایران قرار گیرد و سیاست‌های پیشین را ادامه دهد، هدف اقدام نظامی قرار خواهد گرفت.

یسرائیل کاتس، وزیر دفاع اسرائیل، چهارشنبه ۱۳ اسفند اعلام کرد هر رهبری که از سوی «رژیم ایران» منصوب شود و برنامه نابودی اسرائیل و تهدید کشورهای منطقه را دنبال کند، «هدف صریح و روشن» برای حذف خواهد بود.

او در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت نام این رهبر یا محل اختفای او اهمیتی ندارد و ارتش اسرائیل به دستور دولت برای انجام چنین ماموریتی «با تمام ابزارها» آماده خواهد بود.

کاتس تأکید کرد این اقدام بخشی از اهداف عملیات نظامی جاری علیه جمهوری اسلامی است و اسرائیل «همراه با شرکای آمریکایی» به نابودی توانایی‌های نظامی حکومت ایران ادامه خواهد داد و شرایطی فراهم می‌کند که مردم ایران بتوانند حکومت را سرنگون کنند.

رهبر آینده ایران

طرحی از Benjamin Kikkert

میترا شجاعی، دویچه‌ وله

با مرگ خامنه‌ای و قدرت گرفتن کسانی چون علی لاریجانی و قالیباف، و جنگی که تنها در سه روز اول هم ویرانی به جای گذاشته و هم مرگ سران جمهوری اسلامی را در پی داشته، سناریوهای پیش رو برای آینده نزدیک ایران چه می‌تواند باشد؟

پرونده زندگی علی خامنه‌ای با حملات اسرائیل و آمریکا به "بیت رهبری" در روز نهم اسفند ۱۴۰۴ بسته شد اما پرونده جمهوری اسلامی همچنان باز است و در تلاش برای بقا و "حفظ نظام".

پیش از مرگ خامنه‌ای گزارش‌های متعددی از جمله در شبکه بلومبرگ و گاردین، فاش کرده‌ بودند که او عنان امور را به علی لاریجانی، محمد باقر قالیباف و یک فرمانده سپاه سپرده و برای تمامی مناصب کلیدی نیز تا چهار مرحله جانشین تعیین کرده است.

اینکه خامنه‌ای کسی را که به دستور خودش برای انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۴۰۰ رد صلاحیت شده بود، به عنوان تصمیم‌گیرنده اصلی سیاست داخلی و خارجی پس از خودش بگمارد، چیزی است که تنها می‌توان آن را در چارچوب اصل همیشگی جمهوری اسلامی برای "حفظ نظام به هر قیمت" توضیح داد.

حسین رزاق، تحلیلگر و فعال سیاسی در این مورد به دویچه‌ وله می‌گوید: «آقای خامنه‌ای همیشه این استراتژی را داشته که وقتی در خطر بوده به سمت کسانی می‌رفت که می‌توانستند برای بقای نظام تلاش کنند و بقای خودشان را در گروی بقای نظام می‌دانستند. علی لاریجانی کسی است که در بین فرماندهان سپاه و در بین بدنه سپاه نفوذ دارد چون خودش سپاهی بوده و بین مراجع تقلید قم و نجف هم به دلیل اینکه فرزند یک مرجع تقلید بوده نفوذ دارد و از طرف دیگر هم سال‌ها تجربه کار در مجلس شورا را داشته و شخصیت معتدلی هم محسوب می‌شده است.»

در حقیقت و از بعد دیگر می‌توان انتصاب علی لاریجانی را نشانه‌ای برای آن دانست که خامنه‌ای فهمیده بود که بقای نظام در خطر جدی قرار دارد و درنتیجه یک تکنوکرات عمل‌گرا را که به دستور خودش از صحنه اصلی سیاست کنار گذاشته شده بود دوباره به این صحنه بازگرداند.

اما آیا لاریجانی و قالیباف می‌توانند نظام جمهوری اسلامی را نجات دهند؟

شب گذشته (یک‌شنبه ۱۰ اسفند) در میانه حملات شدید هوایی و موشکی از سوی آمریکا و اسرائیل و درست زمانی که شب تهران در اثر این انفجارها "روشن" شده بود، دونالد ترامپ رئیس‌جمهوری آمریکا در گفت و گو با نشریه آتلانتیک گفت رهبران ایران خواهان گفت و گو هستند و "من هم موافقت کرده‌ام".

آیا این همان فرصت "نجات نظام" است؟ آیا ممکن است جناح حاکم که فعلا و به وصیت خامنه‌ای در دست لاریجانی و قالیباف است، بر سر میز مذاکره با آمریکا بازگردد؟ حتی پس از کشته شدن رهبر جمهوری اسلامی در حملات هوایی اسرائیل و آمریکا؟

حسین رزاق می‌گوید این امکان وجود دارد: «علی لاریجانی کسی است که می‌داند اگر این جنگ ادامه پیدا کند، می‌تواند تبعات بسیار سنگینی داشته باشد که نتیجه‌اش می‌تواند حذف جمهوری اسلامی یا ساقط شدن کامل جمهوری اسلامی باشد. برای همین به دنبال مصالحه با غرب است.»

اما علی لاریجانی همین امروز در شبکه ایکس نوشت که ایران مایل به مذاکره با آمریکا نیست و خودش را برای یک جنگ طولانی مدت آماده کرده است. معنی این پیام چیست؟

به عقیده حسین رزاق این سخن لاریجانی تنها برای راضی کردن هواداران تندروی داخلی است و دقیقا همان رفتاری است که خامنه‌ای هم داشت: مقابل هوادارانش مذاکره را با شدت و حدت رد می‌کرد ولی پشت پرده حتی در زمان ریاست جمهوری ابراهیم رئیسی در حال مذاکره بود.

این فعال سیاسی می‌گوید: «واقعیت این است که حفظ نظام برای همه اینها واجب تر از هرچیز است. اگر نظام جمهوری اسلامی نباشد، نه علی لاریجانی می‌تواند در قدرت باشد و نه حسن روحانی و حسن خمینی و نه حتی محمد خاتمی. اینها همه به انحای مختلف ذینفعان در حکومت هستند، برای همین برای بقای نظام دست به هرکاری می‌زنند؛ از تشکیل گروه‌های تروریستی نیابتی انتحاری با جوانان ناآگاهی که از طریق ایدئولوژی تحریک می‌شوند، تا مذاکره با غرب و حتی نشستن با اسرائیل پای یک میز برای اینکه جمهوری اسلامی باقی بماند. برای همین هیچ بعید نیست که همین الان که جنگ در جریان است و هر دو طرف به دارند آسیب‌های فراوانی به یکدیگر می‌زنند، مذاکرات پشت پرده ادامه داشته باشد.» >>>

انگشت ابوالفضل

طرحی از reza.bird

مرگ بی‌عزت خامنه‌ای و پایان حقارت‌بار جمهوری اسلامی

جمشید برزگر، ایران اینترنشنال

علی خامنه‌ای به همراه شمار دیگری از سرکردگان ارشد نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی در حالی در نخستین دقایق حمله اسرائیل و آمریکا در صبح شنبه ۹ اسفند کشته شد که ۹ ماه گذشته را در نهایت زبونی و حقارتی کمتر دیده‌شده در میان رهبران یک حکومت مستقر، در مخفیگاهی زیرزمینی گذرانده بود.

این بزدلی و بی‌آبرویی چندان بود که در آخرین ماه‌های حیات کسی که توانست خونین‌ترین کشتار تظاهرات خیابانی شهروندان غیرنظامی در تاریخ ایران را به نام خود ثبت کند، برای او لقب موشعلی را به ارمغان آورد.

چگونگی مرگ علی خامنه‌ای، در عین حال ثابت کرد که به‌رغم همه لاف‌ها و رجزخوانی‌ها و بر طبل جنگ کوبیدن‌ها، دوام او و دستگاه فاسد، ناکارآمد اما هم‌زمان تبهکار و آدمکش او بیش و پیش از هر چیز ناشی از اراده دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، بوده است.

علی خامنه‌ای و کارگزارانش این بقا را نشانه پیروزی خود در آن جنگ می‌دانستند و گمان می‌بردند اکنون که از دل جنگی با اسرائیل و آمریکا جان سالم به‌ در برده‌اند، می‌توانند با خیالی آسوده‌تر و دستانی گشوده‌تر به رفع و سرکوب تهدید اصلی، یعنی مردم ایران و خواست آنان برای گذار تمام‌عیار از همه اشکال و وجوه جمهوری اسلامی، بپردازند و با کشتاری بی‌سابقه، به همان روش همیشگی، با ایجاد رعب و وحشت بقای خود را تا سال‌ها تضمین کنند.

مرگ بی‌عزت علی خامنه‌ای و شادمانی ملی از کشته شدن او نشان داد که جمهوری اسلامی و رهبرانش تا چه اندازه از درک تحولات داخلی و بین‌المللی به‌ویژه پس از حملات تروریستی هفت اکتبر ۲۰۲۳ ناتوان بوده‌اند. درواقع، مرگ علی خامنه‌ای نقطه اوج روندی است که با کشتن رهبران حماس و حزب‌الله و شماری از ارشدترین فرماندهان سپاه پاسداران آغاز شده بود.

این تشابه تنها به مرگ آنان محدود نمی‌ماند. اکنون جمهوری اسلامی با تمام ادعاها و رجزخوانی‌هایش حتی قادر به برگزاری مراسم خاکسپاری کسی نیست که در نزدیک به چهار دهه گذشته رهبر معظم و ولی امر مسلمین جهان خوانده شده بود و در همه امور و شئون، فصل‌الخطاب قلمداد می‌شد، چه رسد به تعیین و تثبیت جانشین او.

این واقعیت، یعنی ناتوانی حتی در دفن و کفن رهبر، در عرصه سیاست معنای عمیق‌تری دارد: موجودیت و آینده جمهوری اسلامی در میانه دو موج حملات نظامی آمریکا و اسرائیل از یک سو و انقلاب ملی ایرانیان از سوی دیگر، فرصتی بسیار ناچیز برای بقا دارد.

بقایای جمهوری اسلامی اکنون نه بر سر جانشین احتمالی علی خامنه‌ای توافقی دارند و نه اساسا امکان آن را دارند که بر اساس شیوه‌های طراحی شده، رهبری جدید برای خود برگزینند.

سپاه پاسداران به‎عنوان ستون فقرات جمهوری اسلامی حتی اگر موفق شود با نادیده گرفتن این محدودیت‌ها و رفع و دفع منازعات درونی، جانشینی برای خامنه‌ای معرفی کند تازه با مشکل اصلی مواجه می‌شود: مردمی خشمگین و سوگوار و البته مصمم به سرنگون کردن جمهوری اسلامی و آمریکا و اسرائیلی که در این شرایط هیچ دلیلی برای پذیرفتن ریسک بقای حکومتی ندارند که در حیات ۴۷ ساله خود و در مبانی ایدئولوژیک و باورهای خود نشان داده‌ که تا باشد از ترور و و بی‌ثبات‌سازی دست نمی‌کشد؛ به‌ویژه آنکه حملات کور به کشورهای همسایه در اولین روز جنگ، تنها میانجیگیران منطقه‌ای را نیز به خشم آورده است.

مرگ علی خامنه‌ای نه فقط سرآغاز فروپاشی حقارت‌بار و ذلت‌بار جمهوری اسلامی است، بلکه فرصتی تاریخی برای برداشتن گامی بزرگ در مسیری است که با انقلاب مشروطیت آغاز شد و هدفش زدودن باورها و ساختارهایی از متن جامعه و قدرت در تاریخ ایران بود که زمینه‌های زوال و افول و جدا ماندن از کاروان تمدن بشری را به ایران تحمیل کرده است.

مردم ایران امروز در بهترین موقعیت خود برای این تسویه حساب تاریخی قرار گرفته‌اند تا با سرنگون کردن جمهوری اسلامی و استقرار حکومتی دموکراتیک، سکولار و مبتنی و وفادار به برابری بی قید و شرط شهروندان در برابر قانون در ایرانی یکپارچه و آزاد و آباد، آن باورها و ساختارها را در دل تاریخی سپری شده دفن کنند.

چکمه

طرحی از حنیف بهاری

ترامپ: اگر ایران به‌سرعت به میز مذاکره نیاید، حمله بعدی از «چکش نیمه‌شب» بدتر خواهد بود

بی بی سی: دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا به ایران هشدار داده است که اگر با واشنگتن به توافق نرسد حمله بعدی آمریکا از حمله قبلی این کشور در جنگ دوازده روزه «بسیار بدتر» خواهد بود. پیشتر، عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران گفت که هیچ درخواستی برای مذاکره با آمریکا از سوی ایران ارائه نشده است. عباس عراقچی افزود: «البته کشورهایی به عنوان واسطه در حال تلاش و رایزنی هستند که با آنها در تماس هستیم.» در همین حال، در ایران، قوه قضائیه از اعدام حمیدرضا ثابت اسمعیل‌پور به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» خبر داد. او دومین فردی است که طی یک ماه اخیر به اتهام جاسوسی برای اسرائیل اعدام می‌شود.

حراج زمستانی در ایران

طرحی از Félix در مجله طنز Charlie Hebdo

درخواست برای برکناری خامنه‌ای و محکومیت جنایات جمهوری اسلامی ادامه دارد

ار.اف.ای : ۱۸ کنشگر و فعال سیاسی خارج از ایران با امضای بیانیه‌ای خواستار برکنار علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی شدند. همچنین بیش از ۸۰۰ هنرمند و سینماگرایرانی و خارجی در بیانیه‌ای مشترک «جنایات» جمهوری اسلامی علیه مردم را «محکوم» کردند.

در نامه سرگشاده منتشر شده از سوی این ۱۸ فعال سیاسی و کنشگر ضمن تاکید بر «استبداد دینی» فعلی در جمهوری اسلامی همچنین خواسته شده تا با برکناری یا کناره‌گیری علی خامنه‌ای، مسیر ایجاد یک «حکومت سکولار» فراهم مشود.

امضاکنندگان این نامه علی خامنه‌ای را «رهبر مادام‌العمر و مطلق‌العنانِ استبداد دینیِ حاکم» خوانده‌اند.

امضاکنندگان همچنین «قتل‌عام بی‌رحمانه» معترضین را محکوم کرده و نوشته‌اند که علی خامنه‌ای «به جای جاری کردن جوی خون، باید صدای مردم عاصی و بی‌پناه ایران که خواهان زندگی شرافتمندانه، کرامت، آزادی، عدالت و رفع تبعیض هستند را با انتخاب استعفا یا برکناری بشنود، تا راه برای یک حکومت سکولار و تحقق کمترین خواسته‌های مردم بجان‌آمده یعنی تشکیل یک آلترناتیو فراگیر ملی و میهنی، برگزاری رفراندوم، تشکیل مجلس موسسان و نوشتن یک قانون‌اساسی جدید باز شود.»

آنها همچنین با محکوم کردن «دخالت خارجی» تاکید کرده‌اند که تعیین سرنوشت مردم ایران باید به دست خودشان صورت پذیرد.

این افراد از سازمان‌ها و نهادهای حقوق بشری نیز خواسته‌اند  تا «با بلند کردن صدای اعتراض بازدارنده نسبت به ادامه خشونت هدفمند و سرکوب خاموش مردمان به‌خصوص جوانان مظلوم و بی‌دفاع ایران» اقدام کنند.

در میان امضاکنندگان این نامه اسامی عبدالعلی بازرگان، محمدعلی کدیور، رضا علیجانی، فاطمه شمس، حسن یوسفی‌اشکوری و حسین دباغ به چشم می‌خورد.

پیش از این نیز در سال ۱۳۹۸ و در آستانه انتخابات ریاست جمهوری در ایران ۱۴ فعال سیاسی و کنشگر در بیانیه‌ای خواستار برکناری علی خامنه‌ای شده بودند. این بیانیه با حمایت فعالان داخل و خارج ایران مواجه شد و پس از آن، بسیاری از امضاکنندگان آن احضار یا توسط نهادهای امنیتی بازداشت شدند.

از سوی دیگر بیش از ۸۰۰ فیلمساز و هنرمند سینماگر ایرانی و خارجی در بیانیه‌ای مشترک، «جنایات» جمهوری اسلامی را محکوم کرده‌اند.

در ابتدای این بیانیه آمده است: « ما با خشم، اندوه و احساس عمیق مسوولیت اخلاقی، جنایات سازمان‌یافته‌ای را که جمهوری اسلامی ایران علیه غیرنظامیان معترض مرتکب شده است، با شدیدترین عبارات محکوم می‌کنیم.»

در بیانیه این چهره‌های سینمایی همچنین آمده است: «جمهوری اسلامی تصمیم گرفته به صدای مردمش گوش ندهد و در عوض با گلوله جنگی، کشتار، بازداشت‌های گسترده، شکنجه، ناپدیدسازی اجباری و قطع سراسری اینترنت پاسخ دهد. بنا بر گزارش‌های مستقل و منابع معتبر، بیش از سه هزار شهروند بی‌دفاع، از جمله زنان، نوجوانان و کودکان، کشته شده‌اند.» امضاکنندگان همچنین «قطع اینترنت» و «سانسور رسانه‌ها» را محکوم می‌کنند که به باور آنان تلاشی است برای «پنهان‌کردن جنایات» و «جلوگیری از آشکار شدن حقیقت.»

در میان امضاکنندگان نام گلشیفته فراهانی، سپیده فارسی، شیرین نشاط، ژولیت بینوش، ایزابل آجانی، کلر سیمون، کامیل کوتَن،  فلوریان زلر و ماریون کوتیار به چشم می‌خورد . همچنین تارک صالح، کارگردان سوئدی و ناداو لاپید، فیلمساز اسرائیلی هم از امضاکنندگان این بیانیه هستند.

نام جعفر پناهی، فیلمساز هرچند در این بیانیه نیست، اما او در روزهای گذشته در گفت‌وگو با روزنامه فیگارو تاکید کرده بود که «خشونت» و سرکوب صورت گرفته نسبت به این اعتراضات «بی‌سابقه» است؛ آنچنان که انگار «نیروهای مسلح یک کشور خارجی حمله کرده‌اند.»

به گفته پناهی همین موضوع نشان می‌دهد که «رژیم به آخر خط رسیده است.»

جمهوری اسلامی در توفان خون

طرحی از فرگل قدیمی

خیابان به‌مثابه اتاق گاز؛ گزارش شاهدان عینی از حمله شیمیایی ماموران به معترضان بی‌دفاع

گفت‌وگوهای ایران‌اینترنشنال با شاهدان عینی اعتراضات در شهرهای مختلف ایران نشان می‌دهد ماموران سرکوبگر جمهوری اسلامی، هم‌زمان با شلیک گلوله به معترضان، از گازهای اشک‌آور و سلاح‌های شیمیایی استفاده کرده‌اند که باعث بروز طیفی از آسیب‌های شدید جسمی، تنفسی و حرکتی در معترضان شده است.

این آسیب‌ها در مواردی معترضان را به‌طور ناگهانی از حرکت بازداشته و به گفته شاهدان، آثار آن فراتر از گازهای اشک‌آور متعارف بوده است. یکی از معترضان در روایت خود گفت: «آنچه سرکوبگران زدند، گاز اشک‌آور نبود؛ گاز جان‌دادن بود.»

شاهدان گفته‌اند این گازها نه‌تنها موجب سوزش چشم، پوست و ریه شده، بلکه با اختلال حاد تنفسی، سرفه‌های پی‌درپی، خون بالا آوردن، سرگیجه، بی‌حالی ناگهانی و از حال رفتن سریع، از دست دادن تعادل و ناتوانی در ادامه حرکت همراه بوده است.

آن‌ها تاکید کرده‌اند اگرچه نوع دقیق این مواد برای آن‌ها مشخص نشد، اما شدت علائم و ماندگاری آثار آن‌ها با تجربه‌های پیشین از گاز اشک‌آور تفاوت داشته است.

به گفته شاهدان، پرتاب گازها در مواردی در دل جمعیت یا در مسیرهای فرار انجام شده و هم‌زمان یا بلافاصله پس از آن‌که معترضان توان راه رفتن یا دویدن را از دست می‌دادند و بر زمین می‌افتادند، تیراندازی مستقیم آغاز می‌شد.

در شماری از روایت‌ها، ترس از حضور ماموران امنیتی در بیمارستان‌ها و خطر بازداشت باعث شده بسیاری از مجروحان از درمان محروم بمانند و بخشی از درمان‌ها به‌صورت خانگی و با کمک پزشکان داوطلب انجام شود >>>

شیر تخت جمشید

طرحی از على باقرى

اعتراضات خونین ایران؛ دسترسی بی‌بی‌سی به اسناد ۳۲۶ جسد در کهریزک

بی بی سی: صدها عکس که چهره‌های کشته‌شدگان سرکوب خشونت‌بار اعتراضات ضدحکومتی در ایران را نشان می‌دهد به دست بی‌بی‌سی وریفای رسیده است.

این تصاویر که برای نمایش عمومی بیش از حد دلخراش‌اند اما توسط تیم ما بررسی شده‌اند، چهره‌های دست‌کم ۳۲۶ قربانی، از جمله ۱۸ زن، را در محل نگهداری اجساد در کهریزک در جنوب تهران نشان می‌دهند.

ما ۳۹۲ عکس از قربانیان در مرکز پزشکی قانونی کهریزک را بررسی کردیم و توانستیم ۳۲۶ نفر را شناسایی کنیم؛ از برخی افراد از زوایای مختلف چند عکس گرفته شده بود.

بسیاری از قربانیان به‌شدت دچار آسیب شده بودند و قابل شناسایی نبودند و ۶۹ نفر با برچسب‌هایی به فارسی به‌عنوان «ناشناس» ثبت شده بودند که نشان می‌دهد هویتشان هنگام گرفتن عکس مشخص نبوده است. فقط ۲۸ نفر از قربانیان در تصاویر برچسب‌هایی با نام‌های کاملا قابل خواندن داشتند.

در بسیاری از عکس‌ها، کیسه‌های جسد نیمه‌باز دیده می‌شود و کاغذهایی کنار صورت‌ها گذاشته شده که نام، شماره سریالی جسد یا تاریخ فوت را مشخص می‌کند.

برچسب‌های بیش از ۱۰۰ قربانی که تاریخ فوت‌شان ثبت شده، تاریخ ۱۹ دی (۹ ژانویه) را نشان می‌دهد؛ یکی از مرگبارترین شب‌ها برای معترضان در تهران تا آن زمان.

این تصاویر تنها نمای کوچکی از هزاران نفری است که گمان می‌رود به دست حکومت ایران کشته شده‌اند >>>

بیشتر