عمومی

دنبال کن


عضو از ۵ شهریور ۱۳۹۹

نرگس محمدی: من «شاکی» هستم و با زور و «تعرض» هم در جایگاه متهم نمی‌نشینم

 

رادیو فردا: نرگس محمدی، فعال حقوق بشر و نایب رئیس کانون مدافعان حقوق بشر در ایران، می‌گوید رئیس وقت زندان اوین از او شکایت کرده، در حالی‌که «شاکی» حقیقی خودِ اوست و در جایگاه «متهم» نخواهد نشست.

خانم محمدی روز شنبه ۹ اسفند با انتشار ویدیو و بیانیه‌ای، در مورد آزار جنسی و «تعرض» به زندانیان زن از جمله خودش در زندان‌های ایران هشدار داد.

پیش از این قرار بود جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات نرگس محمدی در پرونده‌ای که در دوران حبس علیه او گشوده شده است، در همین روز (شنبه) برگزار شود.

این فعال حقوق بشر تاکید کرده است که نه تنها در «هیچ» مرحله‌ای از رسیدگی به این پرونده شرکت نمی‌کند، بلکه «قطعا» از رای صادره از سوی محاکم قوه قضاییه «سرپیچی» خواهد کرد.

خانم محمدی در سخنان اخیر خود به شرح جزییاتی مفصل و «هولناک» از آن‌چه که در تاریخ سوم دی‌ماه ۹۸ در دفتر ریاست زندان اوین بر او رفته است، پرداخته است.

نرگس محمدی توضیح می‌دهد که چگونه هنگام خروج از ساختمان ریاست زندان، از سوی مردان امنیتی و به‌ویژه خودِ رئیس زندان هدف ضرب و شتم و تعرض قرار گرفته بود.

او می‌افزاید که مسئله بدرفتاری با زنان زندانی «امری شخصی نیست، بلکه کاملا مسئله سیاسی است.»

در بخش دیگری از بیانیه اخیر نرگس محمدی آمده است:‌ «البته برای من بُعد زنانگی، مهم‌تر از هر بُعد دیگری است. گو اینکه این عمل هتک حرمت انسان، لگدمال کردن حقوق زندانی سیاسی و مخالف حکومت است، اما تعرضی فاحش به زنانگی ماست که در مقابلش تمام قد خواهم ایستاد.»

خانم محمدی دی‌ماه پارسال نیز در نامه‌ای به شرح وقایع و بدرفتاری رئیس زندان اوین و نیروهای امنیتی حاضر در آن جلسه پرداخته بود.

پنج ماه از زمان آزادی نرگس محمدی از زندان می‌گذرد اما او همچنان از حق داشتن گذرنامه و خروج از کشور و دیدار با دو فرزندش که ساکن فرانسه هستند، محروم است.

خانم محمدی پیشتر از بابت اتهاماتی همچون فعالیت تبلیغی علیه نظام، تشکیل کارزار لغو اعدام و اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور در مجموع به ۱۶ سال حبس محکوم شده بود.

او از تاریخ ۱۵ اردیبهشت ۹۴ جهت گذراندن دوران محکومیتش به زندان انتقال یافت و ۱۶ مهرماه امسال با استفاده از قانون کاهش مجازات حبس از زندان زنجان آزاد شد.

کیومرث مرزبان از زندان اوین آزاد شد

 

خبرگزاری هرانا – کیومرث مرزبان، نویسنده و طنزنویس امروز چهارشنبه ۶ اسفندماه پس از تحمل ۲ سال و شش ماه حبس به صورت زودهنگام از زندان اوین آزاد شد.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، امروز چهارشنبه ۶ اسفندماه ۱۳۹۹، کیومرث مرزبان، نویسنده و طنزنویس از زندان اوین آزاد شد.

آزادی آقای مرزبان به صورت زودهنگام و پس از تحمل ۲ سال و ۶ ماه از میزان محکومیت و تعلیق باقی مانده حبس صورت گرفته است. پرونده وی در آذرماه ۹۸ شامل عفو و تخفیف مجازات شده بود.

محمدحسین آقاسی، وکیل مدافع کیومرث مرزبان با اشاره به تعلیق مابقی دوران محکومیت موکلش در صفحه شخصی خود نوشت: “کیومرث مرزبان ۲ سال و شش ماه و ۳ روز پس از بازداشت آزاد شد. او فقط نوشته بود اما با ۵ اتهام به ۲۳ سال و ده ماه حبس قطعی که ۱۱ سال آن قابل اجرا بود محکوم شده بود. حکم نامتناسب بود. اما از ۶ سال عفو برخوردار، اگرچه آزادی مشروط او رد شد. سرانجام تلاش های بی وقفه منجر به تعلیق باقیمانده حکم او شد.”

در خصوص آقای مرزبان گفتنی است که این نویسنده توسط دادگاه انقلاب تهران، به اتهامات “ارتباط با دول متخاصم”، “توهین به مقدسات”،“فعالیت تبلیغی علیه نظام”،“توهین به رهبری و بنیانگذار” و “توهین به مسئولین” به ۲۳ سال و ۹ ماه حبس تعزیری محکوم شده و حکم صادره در مرحله تجدید نظر عینا تائید شده بود.

کیومرث مرزبان، نویسنده و طنزنویس ۲۶ ساله که سال ۹۶ پس از ۸ سال به ایران بازگشت، در تاریخ ۴ شهریورماه ۹۷ توسط نیروهای امنیتی در منزل خود بازداشت و به زندان اوین منتقل شد. در هنگام بازداشت ماموران در اقدامی وسایل شخصی از جمله لپ‌تاپ، موبایل و بسیاری از وسایل شخصی وی را ضبط کرده بودند.

لازم به ذکر است، کیومرث مرزبان فعالیت حرفه‌ای خود را از سال ۱۳۸۴ با فیلم‌سازی آغاز کرده و تا سال ۱۳۸۸ هشت فیلم کوتاه ساخت. وی در سال ۸۸ ایران را به مقصد مالزی ترک کرد و کمی بعد اولین پادکست فارسی زبان و طنز ایرانی در فیسبوک به نام “رادیو سنگتاب” را راه‌اندازی کرد.

از جمله آثار این نویسنده و طنزنویس می‌توان به کتاب‌های “خام بدم پخته شدم بلکه پسندیده شدم” و “عزیز جان” اشاره کرد.

محرومیت زندانیان سیاسی از درمان و امکانات پزشکی؛ جان بهنام محجوبی در خطر است

جمهوری اسلامی باید به محروم نگه داشتن زندانیان از درمان و دسترسی به امکانات پزشکی پایان دهد

 

سه‌شنبه ۲۸ بهمن‌ماه ۱۳۹۹- کمپین حقوق بشر در ایران در بیانیه‌ای با ابراز نگرانی از احتمال مرگ بهنام محجوبی، زندانی عقیدتی، نوشت «تامین نشدن شرایط لازم برای درمان فوری بهنام محجوبی می‌تواند منجر به فوت او شود. امکانات درمانی که از ابتدا از وی دریغ شده است.»

کمپین حقوق بشر در ایران از مقامات ایرانی می‌خواهد که همه زندانیان در ایران از امکانات بهداشتی و مراقبت کامل و صحیح برخوردار باشند و در صورت محرومیت زندانیان از مراقبت‌های لازم پزشکی، مسئولان قضایی و زندان را بازخواست کنند.

 هادی قائمی، مدیر کمپین حقوق بشر در ایران، دراین‌باره می‌گوید «رفتار سیستماتیک و نظام‌مند مقامات قضایی در محروم نگه داشتن زندانیان از امکانات و مراقبت‌های پزشکی کاملا مستند است و دربسیاری از زندانیان خسارات جبران‌ناپذیری متحمل شده اند.» 

هادی قائمی هم‌چنین گفت «اکنون و با توجه به سابقه رفتار مقامات قضایی در عدم مراقبت‌های کامل پزشکی از زندانی، جان بهنام محجوبی را در معرض خطر می‌بینیم.» 

وی اضافه کرد: «سیاست بیرحمانه و غیرانسانی اعمال مجازات بیشتر علیه زندانیان با به خطر انداختن جان آنها از طریق محرومیت درمانی باید ازمسیر اقدامات قانونی و همچنین محکومیت آن در سطح بین‌المللی پایان یابد.»

بهنام محجوبی، از اعضای اقلیت مذهبی دراویش گنابادی است که در زمستان سال ۱۳۹۶ و در جریان اعتراضات خیابان گلستان هفتم توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. بهنام محجوبی در مدت زمان بازداشت بارها مورد شکنجه قرار گرفت. بهنام محجوبی نهایتا در تاریخ ۲۵ بهمن‌ماه امسال از زندان اوین به بیمارستان لقمان در تهران منتقل شد. یک روز بعد از بستری شدن بهنام محجوبی در بیمارستان، بتول حسینی، مادر بهنام  در تاریخ ۲۷ بهمن‌ماه طی ویدیو‌یی که در شبکه‌های اجتماعی بازنشر شد با اشاره به اینکه چند روز قبل بیماری بهنام دوباره اوج می‌گیرد و چند بار به پسرش تشنج وارد می‌شود، گفته بود «حتی با اینکه پزشکان زندان تایید کرده بودند که وضعیت پزشکی بهنام برای نگهداری در زندان مناسب نیست اما دادستان با مرخصی بهنام از زندان مخالفت کرده بود.»

بتول حسینی، مادر بهنام محجوبی، در این ویدیو می‌گوید که قبل از اینکه پسرش به بیمارستان منتقل شود، در زندان دچار تشنج عصبی شده است و پس از انتقال به بهداری زندان «مشخص نیست که چه دارویی به بهنام داده‌اند که از هوش می‌رود و ساعت ۴ صبح به بیمارستان لقمان منتقل می‌شود».

به گفته مادر بهنام محجوبی، یکی از آشنایان آنها به محض اطلاع از انتقال بهنام به بیمارستان در محل حاضر می‌شود اما ماموران اجازه دیدار با بهنام محجوبی را نمی‌دهند. 

روز ۲۸ بهمن‌ماه  اداره کل سازمان زندان‌های ایران در اطلاعیه‌ای نوشت که بهنام محجوبی «سابقه بیماری» دارد و «در روزهای اخیر مسموم شده و بلافاصله برای درمان به بیمارستانی در تهران منتقل شده است».

در این اطلاعیه ادعا شده که قرار بود محجوبی با وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی از زندان بیرون بیاید اما مسئله مسمومیت وی در زندان پیش آمده است. در بخشی از این بیانیه آمده است که: «در تاریخ ۱۲ بهمن ۹۹ با نظر مرجع قضایی به دلیل بیماری محکوم مورد اشاره با تعویق اجرای مجازات وی موافقت می‌شود مشروط به اینکه وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی جهت خارج شدن از زندان اخذ شود این موضوع همان زمان رسما و به صورت کتبی به وی ابلاغ می‌شود اما متاسفانه در روزهای گذشته، این محکوم دچار مسمومیت شد.»

محجوبی به همراه گروه کثیری از دراویش گنابادی که در تظاهرات خیابانی در تهران در سال ۹۶ شرکت کرده بودند، دستگیر شد. او در مرداد امسال به دلیل آنچه «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور از طریق ارتباط گیری با سایرین و فراهم ساختن تجمع غیرقانونی» خوانده شد به ۲ سال حبس تعزیری و دو سال ممنوعیت از عضویت در احزاب، گروه‌ها و دسته جات سیاسی یا اجتماعی محکوم و به زندان اوین منتقل شد و پس از چند ماه و در پاییز اوضاع سلامت جسمانی رو به وخامت گذاشت.

آذرماه ۱۳۹۹، سازمان عفوبین‌الملل در نامه‌ای خطاب به رئیس قوه قضاییه، ابراهیم رئیسی، و از قول پزشک کلینیک زندان نوشت «بهنام محجوبی، تحت شکنجه و سایر بدرفتاری‌ها قرار گرفته است».

در این نامه آمده است که بهنام محجوبی تحت فشار قرار گرفته است تا قرص‌های خواب‌آور را برای کنترل شرایط عصبی خود مصرف کند اما استفاده بیش از حد این قرص‌ها باعث شده تا بهنام محجوبی دچار فلج جزئی و تشنج شود. سمت چپ بدن او تا حدی فلج شده است و دست چپ او می لرزد و بدون کمک نمی تواند راه برود. 

در این نامه آمده است که بهنام محجوبی در اعتراض به شرایط معالجه در بازداشت  و محرومیت از دسترسی به مراقبت‌های پزشکی ویژه در خارج از زندان دست به اعتصاب غذا زده است.

زندانیان سیاسی در ایران از جمله زندانیان مسن و یا آنان که به مراقبت‌های شدید پزشکی احتیاج دارند اغلب با محرومیت از دسترسی به مراقبت‌های پزشکی و دارویی روبرو بوده‌اند.

از سوی دیگر اعمال محرومیت علیه زندانیان برای دسترسی به درمان و خدمات پزشکی تبدیل به ابزاری برای ایجاد رعب و وحشت علیه دیگر زندانیانی‌ست که رفتارهای مقامات قضایی را به چالش کشیده یا علیه آنها شکایت کرده‌اند. 

سازمان ملل مکررا نگرانی‌های جدی خود را درباره تداوم اعمال محرومیت علیه زندانیان در دسترسی به امکانات بهداشتی و عدم برخورداری محبوسان از مراقبت‌های پزشکی ابراز کرده است. 

بدیهی‌ترین و ابتدایی‌ترین قوانین درباره حق درمان و امکانات پزشکی برای زندانیان تاکید شده است که « وقتی در یک سازمان، بخش بیمارستان تشکیل و راه‌اندازی می‌شود، آن سازمان موظف است که وسایل و ملزومات مربوط به مراقبت‌های لازم پزشکی و خدمات درمانی برای افراد بیمار را فراهم کند و هم‌چنین باید اشخاصی مجرب و کارآزموده را برای درمان و مراقبت‌های پزشکی را در اختیار داشته باشند».

در آئین و مقررات سازمان زندان‌های ایران نیز صراحتا به حق زندانی از برخورداری از امکان درمان اشاره شده است. در ماده ۱۱۸ آئین‌نامه سازمان زندان‌ها و اقدامات تامینی و تربیتی ایران آمده است «معاینه و در صورت نیاز معالجه محکومان بیمار به عهده اداره زندان یا مراکز حرفه‌آموزی و اشتغال است» با این‌حال روایت‌های زندانیان و رفتارهای مکرر مقامات قضایی کاملا نافی این سطور از آئین‌نامه سازمان زندان‌های ایران است. 

نظام آموزشی یهودیان ایران پس از انقلاب ۵۷

یکی از کنیسه‌های ویران‌شده یهودیان ایران در خوزستان

 

نظام آموزشی یهودیان ایران پس از انقلاب ۵۷

(بخش اول)
(بخش دوم)

 

بهناز حسینی
پیمان قیام


رادیو فردا: تاریخ یهودیان ایران به بیش از دو هزار و ۵۰۰ سال پیش باز می‌گردد؛ اما تنها حدود ۱۲۰ سال است که یک سیستم منسجم و مدرن آموزشی در میان ایرانیان یهودی پدید آمده است.

با این حال امروزه سیستم آموزشی و فرهنگی یهودیان ایران با یک نقصان بزرگ مواجه است که نتیجه‌اش انزوای فرهنگی بخشی از این جامعه شده است.

این مقاله به این موضوع خواهد پرداخت که فقدان برنامه‌های آموزشی و فرهنگی کافی در سال‌های پس از انقلاب چه تأثیری بر جامعه یهودیان گذاشته است.

همچنین به این پرسش پاسخ خواهد داد که کیفیت کنونی آموزش‌های دینی و فرهنگی در جامعه یهودیان ایران از چه کیفیتی برخوردار است و چه تأثیری بر زیست جمعی آن‌ها گذاشته است؟

جامعه آماری مورد مطالعه، یک طیف پنجاه نفری از جامعه یهودیان ایران را در بر می‌گیرد که رده سنی آن‌ها بین ۱۴ تا ۴۰ سال است.

این تحقیق نشان می‌دهد که تقلیل یافتن سطح آموزش‌های فرهنگی در جامعه یهودیان بر نگاه جامعه اکثریت بر اقلیت‌های دینی تأثیر منفی می‌گذارد؛ این خلأ موجب ایزوله‌شدگی یا انزوای نسل جوان از تعاملات فرهنگی ایران نیز شده است.

هدف این مقاله، تلاشی است برای توضیح یکی از اصلی‌ترین مشکلات پیش‌پای روی تکثرگرایی دینی در ایران است.

تاریخ آموزش و تعلیم در میان یهودیان ایران به اندازه تاریخ چندهزار ساله آن‌ها در فلات ایران بسیار پرفراز و نشیب بوده است. از ۱۲۰ سال پیش نظام آموزشی یهودیان ایران دچار یک دگرگونی شد و بخش اعظمی از بار تعلیم و پرورش یهودیان ایران از دوش روحانیت یهود و خانواده برداشته شد و در عوض مدارس نوین به پایگاهی برای مهارت‌آموزی و آشنایی با آموزه‌های یهودیت تبدیل شدند.

تا پیش از ورود نظام مدرن آموزشی به ایران مکتب‌خانه‌ها مهم‌ترین نهاد آموزشی کشور محسوب می‌شدند. این مکتب‌خانه‌ها غالباً اسلامی بودند و یهودیان ایرانی در آن‌ها پذیرفته نمی‌شدند. اما با تأسیس اولین مدرسه در ایران، یعنی «دارالفنون» چند تن از ایرانیان یهودی به این مرکز آموزشی راه یافتند که از جمله آن‌ها می‌توان از دکتر لقمان یاد کرد.

پس از آن سلسله مدارس آلیانس در ایران افتتاح شدند که می‌توان از آن‌ها به عنوان اولین مدارس ایرانی یاد کرد. گرچه ورود به این مدارس برای عموم دانش‌آموزان از جمله مسلمانان آزاد بود، اما هدف اصلی آن‌ها بالا بردن سطح علمی و پرورشی در میان یهودیان بوده است. این مدارس توسط میسیون فرانسوی-یهودی «آلیانس ایسرائلیت» تأسیس شد.

هارون یشایایی در صفحه ۲۱۱ به بعد کتاب «گزارش یک دوران» می‌نویسد: سازمان آموزشی دیگری که فعالیت گسترده آن در سال‌های ۱۳۳۲ تا ۱۳۶۱ شمسی نقش مؤثری در آشنایی یهودیان ایرانی با تعلیمات دینی و فرهنگ یهودی داشت، سازمان آمریکایی «اوتصر هتورا» بود. هدف اصلی این سازمان آموزشی تعلیم فقه یهود به دانش‌آموزان بود. «راو اسحاق مئیر لوی» یک روحانی یهودی لهستانی که متعلق به فرقه «حسیدیم» بود این نظام آموزشی را به وجود آورد و با تلاش‌های «سلیمان کهن صدق» (سلطان سلیمان) در ایران تأثیرات فراوانی را بر زیست جمعی یهودیان گذاشت. از جمله مهم‌ترین این تأثیرات این بود که مدرسینی را از ایران و دیگر کشورها برای آموزش زبان عبری و علوم دینی استخدام کردند و همین امر سبب آشنایی هرچه بیشتر دانش‌آموزان ایرانی-یهودی با فرهنگ خودشان شد.

این دو سازمان آموزشی مهم‌ترین نقش را در تعلیم و پرورش ایرانیان یهودی در یک قرن اخیر داشته‌اند. با این حال نهادها و تشکل‌‌های دیگری نیز در تاریخ آموزش مدرن برای ایرانیان یهودی وجود داشته‌اند که هدف اصلی آن‌ها نه آموزش علوم دینی بلکه مهارت‌آموزی برای اشتغال یهودیان بوده است.

مؤسسه علمی و صنعتی «ارت» که در سال ۱۳۳۲ شمسی فعالیت خود را در ایران آغاز کرد، به جوانان دختر و پسر یهودی مهارت‌های فنی و حرفه‌ای آموزش می‌داد. این مؤسسه از اولین مدارس فنی و حرفه‌ای در ایران نیز به شمار می‌رود. هدف اصلی آموزشگاه‌های فنی ارت آموزش مهارت فنی برای اشتغال در اسرائیل بود.

در سال ۱۳۳۴ این مؤسسه، زمینی را در اطراف انجمن کلیمیان تهران در اختیار گرفت و با بهره گرفتن از تکنیسین‌ها و معلمین برتر آموزشی کلاس‌ها و کارگاه‌هایی را برای کارآموزان برپا کرد که این روند تا سال‌ها ادامه داشت. همین روند باعث اشتغال‌زایی دو چندان بسیاری از یهودیان ایرانی در کارهای فنی شد و ساختار اجتماعی ایرانیان یهودی را تحت‌الشعاع قرار داد.

بنابر آنچه گفته شد باید میان دوره پهلوی نخست و دوره قبل از آن یک تمایز قائل شد، چرا که تحولات نظام آموزشی، زندگی یهودیان ایران را به یک‌باره دچار تغییر و تحول کرد. می‌توان به یقین گفت که هرگاه ایران در آستانه ترقی بوده است، سرنوشت یهودیان ایرانی نیز رو به پیشرفت بوده و این مهم در دوره رضاشاه به یک نقطه اوج رسید >>>

بیشتر در این باره:
نظام آموزشی یهودیان ایران پس از انقلاب ۵۷ (بخش پایانی)

مرگ یکی از بزرگ‌ترین گونه‌های نهنگ خلیج فارس در ساحل تیاب

 

بی بی سی: یکی از بزرگ‌ترین گونه‌های نهنگ خلیج فارس در ساحل تیاب در هرمزگان به گل نشست. به گزارش رکنا،رئیس اداره حفاظت محیط زیست شهرستان میناب در این باره گرفته علت تلف شدن این نهنگ نامشخص است و با توجه به ظاهر بدنی سالم (طول کل بدن 8 متر) ‌احتمال خفگی و گیر افتادن در تور لنج‌های صیادی بالاست.

بیومتری از این موجود انجام شده ‌و تحقیقات بیشتر همچنان ادامه دارد‌.

کوسه‌ نهنگ یکی از بزرگ‌ترین گونه‌های کوسه در آب‌های خلیج فارس است. این گونه در معرض خطر انقراض معمولاً نسبت به محیط اطراف خود و حتی صدا ها بی‌تفاوت است و به همین دلیل به آن "کولی‌کر" می‌گویند.

شناسایی ۱۲۰ مورد کودک‌همسری در یک روستا در شهرستان نمین

 

رادیو فردا: عظیم اکبری، دادستان شهرستان نمین، از بازداشت چند نفر در ارتباط با «۱۲۰ مورد کودک‌همسری» در روستای آبی‌بیگلوی از توابع شهرستان نمین در استان اردبیل خبر داده است.

او گفته است در این پرونده «عاقد» و «تمام متهمان شناسایی‌شده اهل» این روستا به «جرم عقد کردن دختران زیرسن قانونی روانه زندان شدند».

آقای اکبری به سن کودکانی که ازدواج کرده‌اند و تعداد دقیق افراد بازداشت‌شده اشاره نکرده ولی گفته است دو دفترخانه که به این پرونده مرتبط بوده‌اند، تعطیل شده‌اند.

ازدواج کودکان به‌ويژه کودکان دختر در سال‌های اخیر به یک موضوع بحث‌برانگیز تبدیل شده است.

در سال‌های اخیر برخی از نمایندگان زن مجلس تلاش کردند که سن ازدواج در قوانین ایران را تغییر دهند، اما با مقاومت سایر نمایندگان و روحانیون روبه‌رو شدند.

در همین راستا، لایحه «منع ازدواج با کودکان» سال ۹۷ در کمیسیون قضایی مجلس شورای اسلامی رد شد.

بر اساس شرع اسلام، سن بلوغ دختران ۹ سال تمام و پسران ۱۵ سال تمام است.

مقام‌های حکومت ایران به طور معمول با ازدواج کودکان دختر بالای ۱۳ سال موافق هستند.

روز گذشته، تقی رستم‌وندی، رئیس سازمان اجتماعی کشور، گفت در برخی روستاها «دختر ۱۳ ساله آمادگی ازدواج دارد، لذا به آن کودک‌همسری نمی‌گویند».

او گفت در ۹ ماهه اول سال جاری، ۲۵ هزار ازدواج مربوط به افراد ۱۳ و ۱۴ ساله بوده است.

به گفته آقای رستم‌وندی در طول این مدت، ۱۰۶۰ مورد ازدواج افراد ۱۱ و ۱۲ ساله اعلام شده و «یک یا دو ازدواج هم زیر ۱۰ سال» بوده است.

ده‌ها نهاد حقوق بشری خواستار اقدام فوری جامعه جهانی برای آزادی فعالان کُرد شدند

 

عفو بین‌الملل و دیده‌بان حقوق بشر به همراه ۳۵ سازمان دیگر از جمله شبکه حقوق بشر کردستان در بیانیه‌ایی از جامعه بین‌المللی خواستند تا اقدامی جدی و فوری در اعتراض به بازداشت حدود ۱۰۰ شهروند و فعال کُرد، انجام دهند و از مقامات جمهوری اسلامی ایران بخواهند بازداشت شدگان را آزاد کنند: 

نیاز به اقدام فوری بین‌المللی برای آزادی فعالین کُرد و سایر قربانیان بازداشت‌های خودسرانه در ایران

ما، ۳٧ سازمان حقوق بشری و نهاد‌ مدنی امضا کننده این نامه، خواستار توجه فوری جامعه جهانی به موجی مستمر از دستگیری‌های‌ خودسرانه، قطع ارتباط بازداشت‌شدگان با جهان بیرون و ناپدیدسازی‌های‌قهری‌ توسط مقامات ایرانی هستیم که ده‌ها نفر از اقلیت ستمدیده کُرد را در استان‌های آذربایجان غربی، البرز، تهران، کردستان و کرمانشاه هدف قرار داده‌اند.

تا امروز، مقامات ایرانی هیچ اطلاعاتی در مورد علت بازداشت‌ها ارائه نداده‌اند، اما طبق اطلاعات معتبر جمع آوری شده از منابع آگاه، نگرانی‌های جدی وجود دارد که علت این بازداشت‌ها استفاده مسالمت‌آمیز افراد از حقوق خود در زمینه آزادی عقیده، بیان و تشکل‌، از جمله از طریق مشارکت ‌آن‌ها در فعالیت‌های مدنی مسالمت آمیز، و/یا حمایت مفروض ‌آن‌ها از آرمان‌های سیاسی احزاب مخالف کُرد برای تحقق حقوق بشر اقلیت کُرد ایران، بوده باشد.

بر اساس الگوهای مستند شده نقض حقوق بشر توسط مقامات ایرانی در گذشته، سازمان‌های امضا کننده این نامه به شدت نگرانند که بازداشت‌شدگان در معرض خطر شکنجه و سایر رفتارهای بیرحمانه، غیرانسانی و تحقیر‌آمیز برای دادن «اعترافات» اجباری هستند، «اعترافاتی» که بعدتر ممکن است مورد استناد دادگاه‌ها در محاکمه‌های ناعادلانه برای جرائم واهی مرتبط با امنیت ملی قرار گیرد.

براساس اطلاعات جمع آوری شده از منابع آگاه،  از روز ۱۷ دی ۱۳۹۹، دست کم ٩٦ نفر (٨٨ مرد و ٨ زن) از اقلیت کُرد ایران، شامل فعالان جامعه مدنی، فعالان حقوق کارگران، مدافعان محیط زیست، نویسندگان، دانشجویان، زندانیان سیاسی سابق و همچنین افرادی بدون سابقه شناخته‌شده فعالیت، توسط واحد اطلاعات سپاه پاسداران ایران یا وزارت اطلاعات دستگیر شده‌اند و این دستگیری‌ها گاها به صورت خشونت‌آمیز صورت گرفته است.

بازداشت‌ها در دست‌کم ١٩ شهر در ۵ استان انجام شده است از جمله: بانه (١ نفر)، بوکان (٢٣ نفر)، مهاباد (١٠ نفر)، نقده (٤ نفر)، اشنویه (١١ نفر)، پیرانشهر (٧ نفر)، رباط (٣ نفر) و ارومیه (١ نفر) در استان آذربایجان غربی؛ کرج ( ٢ نفر) در استان البرز؛ تهران (٣ نفر) در استان تهران؛ بانه (١ نفر)، دیواندره (١ نفر)، کلاترزان (٣ نفر)، مریوان (٩ نفر)، سنندج (٤ نفر)، سقز (٣ نفر) و سروآباد (٤ نفر) در استان کُردستان؛ جوانرود (١ نفر)، کرمانشاه (٢ نفر) و پاوه (٤ نفر) در استان کرمانشاه.

به گفته منابع آگاه، بیشتر این دستگیری‌ها بدون ارائه حکم قضایی توسط مسئولان به بازداشت‎شدگان انجام شده است. در واقع، مقامات دادستانی در مهاباد و ارومیه، که مرکز استان آذربایجان غربی است و بیشتر بازداشت‌شدگان به بازداشتگاه‌های آن شهر منتقل شده‌اند، ‌به خانواده‌های بازداشت‌شدگان گفته‌اند که دفاتر آن‌ها قراری برای جلب افرادی که توسط اطلاعت سپاه پاسداران بازداشت‌ شده‌اند، صادر نکرده‌ و آن‌ها از سرنوشت و محل نگهداری‌ بازداشت‌شدگان اطلاعی ندارند.

تا روز ۱۴ بهمن ۱۳۹۹، هفت نفر از بازداشت‌شدگان آزاد شده بودند (در سه مورد با قرار وثیقه و در چهار مورد بدون قید و شرط)، اما بقیه دستگیرشدگان بدون دسترسی به خانواده‌ها و وکلا‌یشان در بازداشت به سر می‌برند و نگرانی‌های‌ گسترده مبنی بر تداوم موج بازداشت‌های خودسرانه همچنان وجود دارد.

ناپدیدسازی قهری و قطع ارتباط بازداشت‌شدگان با جهان بیرون

براساس اطلاعات به دست آمده از منابع آگاه، از میان ٨٩ نفری که در بازداشت هستند، دست‌کم ٤٠ نفر در وضعیت ناپدیدشدگی قهری قرار داده‌ شده‌اند و مقامات از اعلام هرگونه اطلاعات در مورد سرنوشت و محل نگهداری آن‌ها به خانواده‌های‌شان خودداری می‌کنند.

۴۹ نفر باقیمانده در این مکان‌ها نگهداری می شوند: ٢٥ نفر در بازداشتگاه وزارت اطلاعات در ارومیه، ١٣ نفر در بازداشتگاه واحد اطلاعات سپاه پاسداران در ارومیه، سه نفر در بازداشتگاه وزارت اطلاعات در مریوان، پنج نفر در بازداشتگاه واحد اطلاعات سپاه پاسداران در سنندج، دو نفر در بازداشتگاه وزارت اطلاعات در کرمانشاه و یک نفر در زندان مرکزی مهاباد.

اطلاعات مربوط به محل نگهداری این بازداشت‌شدگان پس از آن‌ مشخص شد که تعدادی از آن‌ها، چند ساعت یا چند روز بعد از دستگیری، اجازه تماس تلفنی کوتاهی را با خانواده‌های‌شان یافتند و آن‌ها را از محل نگهداری‌شان مطلع ساختند. با این حال، مقامات از ارائه دلایل بازداشت  به خانواده‌های بازداشت‌شدگان خودداری کرده و ارتباط بیشتر بین زندانیان و عزیزانشان، از جمله تماس تلفنی یا ملاقات خانوادگی، را ممنوع اعلام کرده‌اند. بازداشت‌شدگان از حق دسترسی به وکیل و مشاوره حقوقی و به چالش کشیدن قانونی بودن بازداشت خود محروم شده‌اند و مقامات به خانواده‌ها گفته‌اند که این وضعیت تا پایان روند تحقیقات ادامه خواهد داشت.

نگهداری بازداشت‌شدگان در این شرایط آزارآمیز، که مغایر با قوانین داخلی ایران و قوانین بین‌المللی حقوق بشر است، آن‌ها را در معرض خطر جدی شکنجه و سایر بدرفتاری‌ها قرار می‌دهد، به ویژه با توجه به این‌که شکنجه و سایر بدرفتاری‌ها به طور گسترده و نظام‌‌یافته در مراکز بازداشت تحت کنترل نهادهای امنیتی و اطلاعاتی در ایران اعمال می‌شود.

ماموران سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات خانواده‌های بازداشت‌شدگان را به هنگام تلاش برای کسب اطلاعات درباره‌ی عزیزانشان، مورد توهین و تهدید قرار داده و به آن‌ها هشدار داده‌اند که نباید با رسانه‌ها یا نهادهای حقوق بشری سازمان ملل ارتباط بر قرار کنند.

با توجه به نقض اصول دادرسی منصفانه، دستگیری‌ها و بازداشت‌های صورت گرفته، عملا در همه موارد، ماهیت خودسرانه پیدا کرده و در نتیجه غیرقانونی هستند.

بازداشت‌های خودسرانه مرتبط با کاربست مسالمت‌آمیز حقوق بشر

براساس اطلاعات به دست‌آمده، در حالی که برخی از بازداشت‌شدگان در موج اخیر سرکوب، چهره‌های شناخته شده دارای سابقه فعالیت در انجمن‌های زیست محیطی و فعالیت‌های فرهنگی هستند، اکثریت ‌آن‌ها مردان و زنان جوانان بالای ۲۰ سالی هستند که به نظر می‌رسد فعالیت‌ نوپای خود را از طریق حلقه‌های غیررسمی و متمرکز بر توانمندسازی مدنی و سیاسی اقلیت کُرد ایران دنبال می‌کرده‌اند.

ما نگران این هستیم که این موج تازه سرکوب، ارعاب، آزار و اذیت با هدف جلوگیری از مشارکت جوانان فعال کُرد در سازماندهی محلی و ترسیم چشم انداز‎ برای جامعه‌شان به راه افتاده باشد. ما همچنین بابت گزارش‌هایی که احتمال می‌دهند این افراد بر اساس تعلق خاطر‌ مفروض‌شان به آرمان‌های سیاسی احزاب مخالف کُرد مورد هدف قرار گرفته‌ باشند، نگرانیم >>>

 

بسکتبال ایران و آمریکا در المپیک توکیو به مصاف هم می‌روند

ایران و آمریکا برای نخستین بار در جام جهانی ۲۰۱۰ استانبول روبه‌رو شده بودند
ارسال

 

رادیو فردا: تیم‌های ملی بسکتبال ایران و آمریکا در بازی‌های المپیک ۲۰۲۰ توکیو هم‌گروه شده‌اند و در گروه آ مقابل هم می‌ایستند. برگزاری المپیک توکیو با همه‌گیری ویروس کرونا، به سال ۲۰۲۱ موکول شد، اما عنوان رسمی آن توکیو ۲۰۲۰ باقی ماند.

ایران در گروه نخست با آمریکا دارنده ۱۵ مدال طلای المپیک، فرانسه و تیم برنده مسابقات انتخابی در کانادا همگروه شده است.

آخرین تیم این گروه در ویکتوریای کانادا انتخاب خواهد شد. جایی که کانادا، جمهوری چک، یونان، ترکیه، اروگوئه و چین به مصاف هم می‌روند.

تقابل تیم‌های ملی ایران و آمریکا در همه رشته‌های ورزشی، همواره جذاب و خبرساز بوده است.

در این بین تیم ملی بسکتبال آمریکا گران‌ترین و مهم‌ترین تیم بین همه رشته‌های ورزشی است که در المپیک شرکت می‌کند.

بسکتبال المپیک برای اولین در سه گروه ۴ تیمی برگزار خواهد شد و در حالی که هنوز چهار تیم دیگر المپیک انتخاب نشده‌اند، مراسم قرعه‌کشی در سوئیس برگزار شد.

در گروه ب استرالیا، نیجریه، تیم اول مسابقات انتخابی به میزبانی کرواسی و تیم اول انتخابی‌های صربستان حضور خواهند داشت.

در گروه سوم آرژانتین، ژاپن (میزبان المپیک) اسپانیا و تیم برتر انتخابی‌های لیتوانی قرار گرفته‌اند.

ایران برای سومین بار حضور در مسابقات بسکتبال المپیک را تجربه خواهد کرد؛ ۱۹۴۸ لندن، ۲۰۰۸ پکن و ۲۰۲۰ توکیو.

ایران و آمریکا برای نخستین بار در جام جهانی ۲۰۱۰ استانبول روبه‌رو شدند. آمریکا در آن مسابقه از نخبگانی چون استیون کری، کوین دورانت، کوین لاو و آندره ایگودالا بهره ‌برد.

بازی با نتیجه ۸۸-۵۱ به سود آمریکا خاتمه یافت اما امتیازآورترین بازیکن زمین، حامد حدادی از ایران بود که همچنان عضو تیم ملی است و در المپیک توکیو هم بازی خواهد کرد.

حدادی سابقه انجام ۱۶۴ بازی را در NBA برای تیم‌های ممفیس و فنیکس دارد و اینک در لیگ چین فعالیت می‌کند.

آمریکا پس از سیزده سال شکست ناپذیری، در جام جهانی ۲۰۱۹ و بدون یاران اصلی، مغلوب فرانسه شد. پر افتخارترین تیم تاریخ بسکتبال، ۵۸ برد پیاپی را در دیدارهای رسمی بین‌المللی به جا گذاشت.

جالب اینکه فرانسه نیز مانند آمریکا در المپیک توکیو با ایران همگروه شده. آخرین شکست‌ آمریکایی‌ها تا قبل از دیدار با فرانسه، نیمه نهایی جام جهانی ۲۰۰۶ بود که مغلوب یونان شدند.

آمریکا را گرگ پاپوویچ هدایت می‌کند که پنج بار سن آنتونیو اسپرز را به قهرمانی NBA رسانده. او در ۳۳ سال اخیر، مربی و سرمربی سن آنتونیو بوده.

دستیارش هم استیو کر سرمربی گلدن استیت است که پنج سال پیاپی با این تیم به فینال لیگ رسیده و همچون پاپوویچ از محبوب‌ترین مربیان بسکتبال دنیاست.

سوای رده بزرگسالان، در جام جهانی ۲۰۱۷ جوانان نیز ایران در برابر آمریکا قرار گرفت و با نتیجه یک‌ طرفه ۱۰۸ بر ۴۸ شکست خورد.

پیش از آن، سنگین‌ترین شکست جوانان ایران مقابل آمریکا در سال ۲۰۰۹ رقم خورده بود که ایران بازی را با ۵۱ امتیاز فاصله واگذار کرد.

در لیگ برتر بسکتبال ایران ۹ بازیکن آمریکایی حضور دارند، هشت نفر در مردان و دو بازیکن در لیگ زنان.

دوین مارتین در مس، سوئیتنی در ذوب آهن، مالکوم گرانت به اتفاق واورلی استین (آمریکایی-آلمانی) در قزوین، کورین هنری در اکسون تهران، مالیکو ترنت در مهرام و پری پتی هم برای شهرداری گرگان بازی می‌کنند.

جالب اینکه در لیگ بسکتبال زنان ایران هم شوماری هریس در نارسینا و جوی هدلی در نامی نو بازی می‌کنند.

باربارا پراوی؛ اگر ادیت پیاف تباری ایرانی داشت

 

رادیو فردا 

باربارا پراوی، خواننده جوان فرانسوی که هم با ظاهرش و هم با ترانه‌های خود هموطنانش را به یاد ادیت پیاف، اسطوره موسیقی قرن بیستم فرانسه می‌اندازد، به عنوان نماینده فرانسه در مسابقات آواز یوروویژن انتخاب شده است.

او که پدری صرب و مادری ایرانی دارد، به نماد استعدادهای برآمده از مهاجران در فرانسه تبدیل شده و تلاش می‌کند برای کشوری که روزی پذیرای والدینش بود، افتخارآفرینی کند.

با این حال، باربارا پراوی در گفت‌وگویی تأکید کرده است: «مادرم، ایران، الگوی من در طبیعی بودن، خودانگیختگی و عزم است.»

منتخب مردم و هیئت داوران

مسابقات نهایی یوروویژن که سال گذشته به دلیل شیوع ویروس کرونا برگزاری آن لغو شد، قرار است در روز ۲۲ ماه مه سال جاری در روتردام هلند برگزار شود.

سال گذشته، نماینده فرانسه در مسابقات یوروویژن توسط یک کمیته انتخاب شده بود، اما امسال تلویزیون فرانسه تصمیم گرفت تا نظر مردم را هم در این انتخاب شریک کند؛ اسم برنامه مسابقات را هم این گونه انتخاب کرد: «یوروویژن فرانسه، شما هستید که انتخاب می‌کنید».

همچنین مسابقات انتخابی یوروویژن امسال در فرانسه، یک تفاوت دیگر هم داشت؛ در حالی که سال گذشته انتخاب یک ترانه دوزبانه فرانسه-انگلیسی با عنوان انگلیسی «The Best in Me» به عنوان نماینده فرانسه در مسابقات یوروویژن جنجالی به راه انداخته بود، امسال برگزارکنندگان فقط به ترانه‌های فرانسوی اجازه حضور در این مسابقه را دادند.

در مسابقه انتخابی یوروویژن در فرانسه که شنبه از شبکه دوم تلویزیون این کشور پخش شد، باربارا پراوی با ترانه «ووآلا» (Voilà) با ۱۱ خواننده دیگر رقابت می‌کرد.

باربارا پراوی در حالی توانست به نمایندگی فرانسه در مسابقات یوروویژن برسد که رقبای جدی داشت و حتی یکی از ترانه‌های حاضر در این مسابقات از حمایت وزیر جهانگردی فرانسه برخوردار بود.

بالاخره باربارا پراوی توانست با ترانه خود، هم رأی مردمی مسابقه را که از طریق تلفن ابراز می‌شد، به دست آورد و هم نظر هیئت داوران ۱۰ نفره را به خود جلب کند.

کسانی چون ماری مریام، خواننده فرانسوی ۶۳ ساله که ۴۴ سال پیش در مسابقات یوروویژن ۱۹۷۷ برنده شد و فعلاً آخرین برنده فرانسوی یوروویژن محسوب می‌شود، و همچنین ژان پل گوتیه، طراح مد فرانسوی، در میان اعضای هیئت داوران بودند.

ریاست هیئت داوران را نیز «امیر» خواننده معروف و محبوب فرانسوی برعهده داشت. امیر خودش پنج سال پیش با ترانه «جست‌وجو کرده‌ام» (J'ai cherché) به عنوان نماینده فرانسه در یوروویژن انتخاب شده بود و در مسابقات نهایی آن سال در استکهلم مقام ششم را به دست آورد.

ووآلا، یک اعتراف شخصی

باربارا پراوی این ترانه را با صدایی خراش‌خورده و به سبک خوانندگی ادیت پیاف اجرا می‌کند. ادیت پیاف بدون شک، محبوب‌ترین خواننده زن فرانسوی است که هنوز ترانه‌هایش شنیده می‌شود و برای نسل‌های بعد از خودش نیز خاطره‌ساز است.

آندره مانوکیان، آهنگساز فرانسوی ارمنی‌تبار که یکی از اعضای هیئت داوران برای انتخاب نماینده فرانسه در یوروویژن بود، در این باره گفته است: «باربارا پراوی نیزه برجای مانده ادیت پیاف یا باربارا [خواننده فرانسوی دیگر که در سال ۲۰۱۰ درگذشت] را برداشت و آن را به دورتر پرتاب کرد.»

تأثیرگذاری ترانه ووآلا در برانگیختن احساسات شنوندگانش به ویژه فرانسوی‌ها، به گونه‌ای بود که با شنیدن این ترانه، اشک از چشمان برخی جاری شد. قطعا بخشی از نیروی این ترانه، به جادوی نوستالژیک آن بازمی‌گردد.

باربارا پراوی که تحت قرارداد شرکت کپیتال رکوردز فعالیت می‌کند، تاکنون ترانه‌هایی را برای دیگر خوانندگان نیز سروده است >>>

سفیر ایران در لندن خواستار ممنوعیت پخش فیلمی درباره زندگی فاطمه زهرا شد

 

رادیو فردا: حمید بعیدی‌نژاد، سفیر ایران در لندن، خواستار ممنوعیت پخش فیلم «بانوی بهشت» شده است. این فیلم به زندگی فاطمه زهرا،‌ دختر پیامبر اسلام، پرداخته است.

او در توییتی که روز دوشنبه، ۱۳ بهمن منتشر کرده، نوشته این فیلم توسط «جریان منحرف در لندن» تولید شده و در رابطه با این فیلم با « مراکز اسلامی شیعه و سنی در انگلیس» نامه‌نگاری کرده و خواستار آن شده که «از طریق قانونی برای جلوگیری از پخش آن در انگلیس اقدام کنند».

فیلم «THE LADY OF HEAVEN» (بانوی بهشت) توسط یاسر حبیب، روحانی شیعه ساکن لندن ساخته شده است که از منتقدان علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی است.

حامیان رهبر جمهوری اسلامی معمولا برای توصیف جریان صادق شیرازی، مرجع تقلید شیعه، از عبارت «شیعه انگلیسی» استفاده می‌کنند.

بر اساس گزارش خبرگزاری مهر، این فیلم درباره جنگ‌های سال‌های اخیر سوریه و عراق است و در جریان آن به حوادث صدر اسلام و زندگی دختر پیامبر اسلام نیز پرداخته می‌شود.

پیش از این، علی شمخانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، تولید فیلم را بر اساس «راهبرد اختلاف‌افکنی» و در راستای «سیاست‌های محور غربی، عبری و عربی» ارزیابی کرده بود.

سازمان تنظیم مقررات صوت و تصویر فراگیر (ساترا) نیز روز ۹ دی امسال اعلام کرد که انتشار این فیلم در داخل ایران ممنوع است.

بیشتر