عمومی

دنبال کن


عضو از ۵ شهریور ۱۳۹۹

به پرونده قتل عطاالله رضوانی، شهروند بهایی رسیدگی می شود

 

خبرگزاری هرانا – پرونده قتل عطاالله رضوانی، شهروند بهائی بندرعباس، ۸ سال پس از واقعه، جهت رسیدگی مجدد به شعبه ۶ بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب بندرعباس ارجاع شد. این پرونده پس از سالها کارشکنی و تعلل قضایی از بایگانی دادسرای بندرعباس جهت رسیدگی خارج شده است. شهریورماه ۹۲ خبر قتل این شهروند در رسانه‌ها منتشر شد. به دلیل اعتقاد مقتول به دیانت بهائی و سوابق فعالیت‌های اجتماعی او در بندرعباس و درگیری‌های پراکنده‌ای که مشارالیه با برخی نهادهای ذی نفوذ شهر مانند دفتر امام جمعه بندرعباس داشته است، از‌‌ همان ساعات اولیه انتشار خبر این قتل، انگشت‌های اتهام به سوی نهادهای اطلاعاتی و امنیتی نشانه رفت با این حال علیرغم سپری شدن سالها عامل یا عوامل قتل شناسایی و یا توسط مقامات قضایی معرفی نشده اند.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، پرونده قتل عطاالله رضوانی، شهروند بهائی بندر عباس، ۸ سال پس از واقعه جهت رسیدگی مجدد به شعبه ۶ بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان بندرعباس ارجاع شد.

عطاءالله رضوانی در شب دوم شهریور ماه ۱۳۹۲ مفقود و پیکر بی‌جان وی ظهر روز سوم شهریور ماه در یکی از بیابان‌های اطراف بندرعباس توسط رهگذران کشف شد. به دلیل اعتقاد مقتول به دیانت بهائی و سوابق فعالیت‌های اجتماعی او در بندرعباس و درگیری‌های پراکنده‌ای که مشارالیه با برخی نهادهای ذی نفوذ شهر مانند دفتر امام جمعه بندرعباس به دلیل اعتقادات و فعالیت های خود داشته است، از‌‌ همان ساعات اولیه انتشار خبر این قتل، انگشت‌های اتهام به سوی نهادهای اطلاعاتی و امنیتی نشانه رفت.

با این حال پس از گذشت سالها و پیگیری های مکرر وکلا و خانواده این شهروند بهائی، پرونده قتل او به طرز مشکوکی با کارشکنی و تعلل قضایی بی نتیجه مانده و عامل یا عاملین قتل او شناسایی و یا توسط مقامات قضایی معرفی نشده اند.

مطابق اعلام نیروی انتظامی، جسد عطاالله رضوانی به هنگام کشف در داخل اتومبیل او بوده است. در حالی که گلوله‌ای به ناحیه سر اصابت کرده و از سمت دیگر خارج شده است. در بررسی‌های اولیه هیچ گونه سرقتی از مقتول و یا اتومبیل وی انجام نشده بوده اما تلفن همراه مقتول همراه جسد یا در داخل اتومبیل نبوده و احتمال داده می‌شود که توسط عامل یا عوامل قتل به سرقت رفته باشد. آنطور که از شواهد پیداست، قتل در محلی خارج از خودروی آقای رضوانی اتفاق افتاده و جسد به داخل اتومبیل منتقل شده است.

هرانا سه ماه پس از قتل عطاالله رضوانی و در آذرماه سال ۹۲ در گزارشی، بررسی تحلیلی ماجرای قتل این شهروند بهائی را که توسط دکتر آریا حق گو- حقوقدان و وکیل دعاوی تهیه شده منتشر کرده بود.

 

وارتان گریگوریان، ناجی ارمنی- ایرانی کتابخانه عمومی نیویورک درگذشت

 

بی بی سی: وارتان گریگوریان، دانشمند ایرانی ارمنی علوم انسانی و تاریخدان برجسته که دارنده مدال "آزادی" ریاست جمهوری آمریکا بود، روز پنجشنبه در سن ۸۷ سالگی در بیمارستانی در منهتن درگذشت. از او به عنوان "ناجی کتابخانه عمومی نیویورک" یاد می‌شود.

روزنامه نیویورک تایمز او را "مهاجر ارمنی پرشوری" توصیف کرده که قله‌های آکادمیک و بشردوستی را بالا رفت؛ کسی که تقریبا دست تنها در دهه ۱۹۸۰ میلادی، کتابخانه نیویورک را از نابودی نجات داد.

پسر او، داره گریگوریان، درگذشت او را تایید کرده اما به دلیل آن اشاره‌ای نکرده است.

وارتان گریگوریان از سال ۱۹۹۷ تا زمان مرگ، ریاست بنیاد کارنگی را بر عهده داشت. این بنیاد در اطلاعیه‌ای گفته است که آقای گریگوریان به دلیل آزمایش مربوط به دردی در ناحیه شکم در بیمارستان بستری بود.

وارتان گریگوریان در مدت ریاستش بر بنیاد کارنگی، کارزارهای بسیاری برای آموزش، مهاجرت، صلح و امنیت جهانی به راه انداخت.

دوران کودکی آقای گریگوریان با داستان‌های مادربزرگ و کتابخانه آمریکایی تبریز گذشت.

وارتان گریگوریان متولد ۱۹ فروردین ۱۳۱۳ در تبریز بود اما خود را "شهروند جهان" توصیف می‌کرد. او وقتی شش ساله بود، مادرش را به دلیل ذات‌الریه از دست داد.

پدرش حسابدار یک شرکت نفتی انگلیسی-ایرانی بود. وظیفه بزرگ کردن وارتان و خواهرش به عهده مادر بزرگ مادری‌شان بود؛ زنی که آقای گریگوریان از او به عنوان "قهرمان" خود یاد می‌کرد که با داستان‌هایش بیش از هر فرد یا کتاب دیگری با اخلاق انسانی آشنا شده‌ بود.

وارتان گریگوریان تحصیلات ابتدایی را در تبریز گذراند و ساعت‌ها در کتابخانه آمریکایی شهر سپری کرد. همان جا بود که عاشق خواندن شد و از آن پس، کتابخانه را مقدس دانست و مخزن حافظه جهانی در نظر گرفت.

او تحصیلات متوسطه را در کالج ارمنیان بیروت گذراند هر چند که پدرش با رفتن او از ایران موافق نبود. در بیروت بود که او زبان‌های فرانسوی و انگلیسی را آموخت و به چند زبان دیگری که می‌دانست (ارمنی، فارسی، ترکی و عربی) افزود.

"غریبه‌ای مهربان در فرودگاه نیویورک"

وارتان گریگوریان خاطره‌ای از یک غریبه مهربان دارد که اگر نبود، آینده‌اش شکل نمی‌گرفت. در سال ۱۹۵۶، هنگامی که به آمریکا مهاجرت کرد، در فرودگاه نیویورک بلیتش به سانفرانسیسکو را گم کرده بود. او باید روز بعد در دانشگاه استنفورد ثبت‌نام می‌کرد و آینده‌اش به آن بستگی داشت. با انگلیسی شکسته‌بسته‌ای مامور بلیت را متوجه شرایطش کرد. آن مرد در ابتدا گفت که قوانین اجازه چنین کاری را به او نمی‌دهد. اما بعد نرم شد و گفت کاری را می‌خواهد انجام دهد که هیچ‌وقت انجام نداده است. آن مامور فرودگاه نیویورک، روی پاکت خالی بلیت مرد جوان مهر زد و اجازه داد که سوار هواپیما شود. اما به او گفت که در سراسر آن پرواز ۱۴ ساعته که چهار توقف هم داشت، در هواپیما بماند تا موضوع لو نرود.

آقای گریگوریان در رشته تاریخ و علوم انسانی تحصیل کرد و سال ۱۹۶۴ از دانشگاه استنفورد مدرک دکترا گرفت. پایان‌نامه دکترایش را با عنوان "سنت‌گرایی و مدرنیسم در افغانستان" نوشت. او کتابی هم با عنوان "ظهور افغانستان مدرن: سیاست‌های اصلاحی و مدرنیزاسیون ۱۹۴۰-۱۸۸۰" دارد.

در حالی که انتظار داشت که برای تدریس در دبیرستان به بیروت برگردد، از بنیاد فورد بورسیه آموزشی توسعه مناطق خارجی را دریافت کرد که سرنوشت شغلی‌اش را تغییر داد.

پس از آن، در دانشگاه‌های ایالتی سانفرانسیسکو، تگزاس و پنسیلوانیا تدریس کرد. از سال ۱۹۷۴ در دانشگاه پنسیلوانیا در تگزاس به عنوان رئیس و موسس گروه هنرها و علوم فعالیت کرد. در اینجا بود که مهارت‌های استخدام و جذب بودجه را به دست آورد >>>

بکتاش آبتین به دلیل ابتلا به کرونا در بهداری زندان اوین بستری شد

 

کانون نویسندگان ایران: بکتاش آبتین به دلیل ابتلا به کرونا در بهداری زندان اوین بستری شد.

بر اساس اخبار رسیده از زندان اوین، یکشنبه ۱۵ فروردین بکتاش آبتین، عضو کانون نویسندگان ایران به دلیل بیماری کرونا در بهداری مرکزی زندان اوین بستری شد.

بکتاش آبتین جمعه ۱۳ فروردین با علائم کرونا به بهداری زندان منتقل شده بود و تست پی‌سی‌آر او را پس از نیم ساعت منفی اعلام کرده بودند؛ اما پس از دو روز با شدت گرفتن علائم مجددا او را به بهداری اوین منتقل کردند و اسکن ریه نشان داد که بخشی از ریه درگیر بیماری است. آبتین اکنون در بهداری زندان اوین بستری است.

پس از مشخص شدن وضعیت بکتاش آبتین، از رضا خندان (مهابادی)، عضو کانون نویسندگان ایران و کیوان صمیمی به دلیل هم‌اتاق بودن با بکتاش آبتین و داشتن علائم خفیف کرونا تست گرفته شد که پاسخ تست هر دو پس از نیم ساعت منفی اعلام شد.

بکتاش آبتین و رضا خندان (مهابادی) پیشتر با توجه به شرایط بحرانی کرونا، با ارائه‌ی پرونده‌ی پزشکی‌شان درخواست مرخصی کرده بودند که با مخالفت مراجع قضایی روبه‌رو شد.

با بحرانی‌تر شدن وضعیت کرونا در روزهای اخیر و اخباری که از افزایش تعداد زندانیان مبتلا به کرونا به گوش می‌رسد، خانواده‌های زندانیان به شدت نگران وضعیت عزیزان دربند خود هستند.

کانون نویسندگان ایران پیش از این با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرده بود: "حاکمان جمهوری اسلامی، قوه‌ی قضائیه و وزارت اطلاعات را مسئول حفظ جان و سلامت اعضای در بند خود می‌داند" و خواستار آزادی بی‌قید و شرط اعضای دربند خود و سایر زندانیان سیاسی و عقیدتی شده بود.

 

احضار ۵ شهروند بهائی ساکن مشهد جهت اجرای حکم حبس

 

خبرگزاری هرانا – نیکا پاکزادان، فرانه دانشگری، ساناز اسحاقی، نکیسا حاجی پور و نغمه ذبیحیان، پنج شهروند بهائی ساکن مشهد، روز شنبه ۷ فروردین ماه، طی ابلاغیه ای جهت تحمل دوران محکومیت خود به واحد اجرای احکام دادسرای مشهد احضار شدند. این شهروندان مهرماه سال گذشته توسط دادگاه انقلاب مشهد هر یک به تحمل ۱ سال حبس تعزیری محکوم شدند و این حکم عینا به تایید دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی رسید.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روز شنبه ۷ فروردین ۱۴۰۰، نیکا پاکزادان، فرانه دانشگری، ساناز اسحاقی، نکیسا حاجی پور و نغمه ذبیحیان، پنج تن از شهروندان بهائی ساکن مشهد طی ابلاغیه ای جهت تحمل دوران محکومیت خود احضار شدند.

بر اساس این ابلاغیه که در تاریخ ۷ فروردین ماه توسط واحد اجرای احکام دادسرای مشهد صادر و به این شهروندان ابلاغ شده است، از آن ها خواسته شده تا ظرف مدت ۱۰ روز جهت اجرای حکم حبس در این شعبه حاضر شوند.

این شهروندان مهرماه سال گذشته توسط دادگاه انقلاب مشهد هر یک به تحمل ۱ سال حبس تعزیری محکوم شدند و این حکم عینا به تایید دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی رسید.

نغمه ذبیحیان، ساناز اسحاقی، فرانه دانشگری، نیکا پاکزادان و نکیسا حاجی پور در تاریخ ٢۴ آبان ١٣٩۴ توسط ماموران امنیتی در مشهد بازداشت شدند.

از میان این شهروندان نغمه ذبیحیان پیش از این نیز در زمستان سال ۹۰ همراه با شمار دیگری از شهروندان بهائی به دلیل برپایی یک نمایشگاه کارهای دستی در منزل یکی از شهروندان بهائی ساکن این شهر بازداشت و در سال ۹۱ توسط دادگاه انقلاب مشهد به قضاوت قاضی قربانی محاکمه و به اتهام تبلیغ علیه نظام به ۶ ماه حبس تعزیری محکوم شده بود.

شهروندان بهائی در ایران از آزادی‌های مرتبط به باورهای دینی محروم هستند، این محرومیت سیستماتیک در حالی است که طبق ماده ۱۸ اعلامیه جهانی حقوق بشر و ماده ۱۸ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی هر شخصی حق دارد از آزادی دین و تغییر دین با اعتقاد و همچنین آزادی اظهار آن به طور فردی یا جمعی و به طور علنی یا در خفا برخوردار باشد.

بر اساس منابع غیررسمی در ایران بیش از سیصد هزار شهروند بهائی وجود دارد اما قانون اساسی ایران فقط اسلام، مسیحیت، یهودیت و زرتشتی گری را به رسمیت شناخته و مذهب بهائیآن را به رسمیت نمی‌شناسد. به همین دلیل طی سالیان گذشته همواره حقوق بهائیان در ایران به صورت سیستماتیک نقض شده است.

تداوم محرومیت های برادران افکاری در زندان عادل آباد شیراز

 

خبرگزاری هرانا – وحید افکاری و حبیب افکاری، زندانیان سیاسی محبوس در زندان عادل آباد شیراز از حدود ۷ ماه قبل در بند عبرت که از آن به عنوان بند دربسته نیز یاد می‌شود، نگهداری می شوند. با وجود پیگیری ها و درخواست های مکرر برادران افکاری و خانواده آنان با کارشکنی مسئولان و علیرغم وعده دادستان از انتقال این دو زندانی به بند سیاسی جلوگیری شده است. وحید و حبیب افکاری کماکان از حق برقراری تماس تلفنی و رسیدگی پزشکی مناسب محروم هستند.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، امروز چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۰، وحید افکاری و حبیب افکاری، زندانیان سیاسی، کماکان در بند عبرت زندان عادل آباد شیراز نگهداری می‌شوند.

این زندانیان سیاسی اواسط شهریورماه ۹۹ به بند عبرت (بند دربسته) که محل نگهداری زندانیان محروم از تماس تلفنی است منتقل شدند و با گذشت نزدیک به ۷ ماه کماکان در این محل در زندان عادل آباد شیراز نگهداری می‌شوند. با وجود پیگیری های مکرر خانواده آنان و با وجود وعده دادستان از انتقال آنها به بند سیاسی جلوگیری شده است. در برخی موارد زندانیان محکوم به اعدام، پیش از اجرای حکم به این بند منتقل می‌شوند، امری که همواره با اعتراض برادران افکاری و خانواده آنان مواجه بوده است.

روز گذشته سعید افکاری، برادر این دو زندانی در حساب شخصی خود از ملاقات با حبیب و وحید افکاری و همچنین تداوم نگهداری آنان “در افرادی، بدون حق تماس و بدون حق مداوا” خبر داد.

حسن یونسی، وکیل پرونده برادران افکاری اواخر مهرماه سال گذشته با اشاره به اینکه از زمان اجرای حکم نوید افکاری تاکنون، وحید و حبیب در محلی خارج از بند عمومی نگهداری شده و در طول این مدت، خانواده و وکلای آن‌ها، هیچ گونه ملاقاتی (آزادانه) با برادران افکاری نداشته‌اند. گفته بود: “بر همین اساس نیز از وضعیت محل نگهداری و اینکه آیا در انفرادی نگهداری می‌شوند یا خیر، هیچ اطلاعی در دست نیست. مسئله‌ای که موجب نگرانی خانواده افکاری شده است. بر اساس آئین‌نامه زندان، محکومین قطعی، صرفا باید در بندهای عمومی و زیر نظر سازمان زندان‌ها نگهداری شوند. همچنین طبق همین آئین‌نامه، نگهداری متهمین در بازداشتگاه، صرفا با قرار کتبی از سوی مقامات قضائی امکان‌پذیر خواهد بود و نگهداری حبیب و وحید افکاری در خارج از بند عمومی زندان و بدون ملاقات (آزادانه)، خلاف قانون است”.

نوید افکاری و وحید افکاری در تاریخ ۲۶ شهریورماه ۱۳۹۷ و حبیب افکاری در تاریخ ۲۲ آذر ۱۳۹۷ در رابطه با اعتراضات سراسری مرداد ۹۷ بازداشت شدند. این افراد در جریان بازجویی‌ها برای اخذ اعتراف بارها مورد ضرب و شتم و شکنجه قرار گرفته‌اند.

این شهروندان توسط دادگاه انقلاب و دادگاه کیفری شیراز مورد محاکمه قرار گرفتند و نوید افکاری به ۲ بار اعدام، ۶ سال و ۶ ماه حبس و ۷۴ ضربه شلاق، وحید افکاری به ۵۴ سال و ۶ ماه حبس و ۷۴ ضربه شلاق، حبیب افکاری به ۲۷ سال و ۳ ماه حبس و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شده‌اند.

نوید افکاری، کشتی گیر ایرانی در نهایت سحرگاه روز شنبه ۲۲ شهریورماه ۹۹ علیرغم ابهامات جدی در پرونده و موج جهانی حمایت از وی در زندان عادل آباد شیراز اعدام شد.

هرانا در تاریخ ۷ شهریورماه سال گذشته نخستین بار در گزارشی به تفضیل از صدور احکام اعدام، حبس و شلاق برای نوید، وحید و حبیب افکاری خبر داد و اسناد مربوط به آن را نیز منتشر کرد.

دادگاه متهم به مشارکت در اعدام‌های ۶۷ ایران در سوئد برگزار می‌شود

ایرج مصداقی: عیدی بزرگ به مردم ایران:‌ دادگاه #حمید_نوری ۸ ژوئن برگزار می‌شود. این بزرگترین دادگاه تاریخ سوئد است. ۸۹ جلسه ادامه خواهد داشت. ۴ دادستان اتهامات نوری را مطرح می‌کنند. و شاکیان ۳ وکیل مدافع دارند. من روز ۲۲ و ۲۴ ژوئن به عنوان اولین شاکی در دادگاه حضور خواهم داشت.

***

حمید نوری که گزارش شده «با نام مستعار حمید عباسی، دادیار سابق در قوه قضائیه جمهوری اسلامی بوده» در آبان‌ماه ۱۳۹۸ با حکم دادگاهی در سوئد بازداشت شد.

ایرج مصداقی همان زمان در گفت‌وگو با رادیوفردا، حمید نوری را معاون قاضی محمد مقیسه‌ای و ایفاگر «نقشی فعال» در اعدام‌های سال ۶۷ معرفی کرد.

آقای مصداقی در توییتر خود خبر داده است که خود به عنوان اولین شاکی در دادگاه حضور خواهد داشت >>> رادیو فردا

خانواده قربانیان حکومت در کنار زندان و قبرستان سفره هفت‌ سین پهن کردند

بهیه نامجو در کنار قبر فرزندش، نوید افکاری

 

رادیو فردا: خانواده برخی از قربانیان حکومت ایران با وجود تداوم فشارهای امنیتی، اقدام به برگزاری مراسم ویژه نوروز و گستردن سفره هفت سین در کنار قبر اعضای خانواده‌شان کرده‌اند.

فرنگیس مظلوم، مادر سهیل عربی، در ویدئویی که در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده است، می‌گوید به همراه کشور رضایی، مادر آرشام رضایی، قصد داشتند سفره‌ هفت‌ سین در کنار زندان پهن کردند ولی «متاسفانه نگذاشتند آنجا بنشینیم».

او با اشاره اینکه در محلی دورتر سفره هفت‌ سین را به یاد فرزندان زندانی‌شان پهن کرده‌اند، آرزو کرده است که سال آینده، «سال آزادی» برای ایرانیان باشد.

آرشام رضایی، فعال مدنی به اتهام «اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی» به ۵ سال زندان محکوم شده و از آبان امسال برای تحمل محکومیت در زندان به سر می‌برد.

سهیل عربی عکاس و شهروند خبرنگار زندانی و برنده جایزه شهروند خبرنگار ۲۰۱۷ برای اتهام‌هایی چون «تبانی و تجمع علیه امنیت ملی» و « تبلیغ علیه نظام» تیر ماه ۹۹ به شش سال زندان محکوم شد.

در شبکه‌های اجتماعی همچنین تصویری از بهیه نامجو، مادر نوید افکاری منتشر شده است که با تصویری از فرزندش، در کنار قبر او که بر سر آن سفره هفت‌ سین گسترده شده، ایستاده است.

نوید افکاری به اتهام شرکت در اعتراض‌های مرداد ۹۷ شیراز و همچنین «قتل یک نیروی امنیتی وابسته به حراست شرکت آبفا» به نام حسن ترکمان در روز دوم مرداد ۷۷، به اعدام محکوم و حکم اعدام او روز ۲۲ شهریور اجرا شد.

بر اساس حکم دادگاه، وحید افکاری به ۵۴ سال و شش ماه زندان و ۷۴ ضربه شلاق و حبیب افکاری به ۲۷ سال و سه ماه زندان و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شده‌اند و خانواده او نیز کماکان تحت فشارهای امنیتی قرار دارند.

​در روزهای گذشته، تصاویری از گوهر عشقی، مادر ستار بهشتی نیز منتشر شده بود که او را در حال تمیز کردن سنگ قبر فرزندش، ستار بهشتی نشان می‌داد.

ستار بهشتی، وبلاگ‌نويس و فعال کارگری منتقد حکومت، روز ۹ آبان توسط پليس سايبری ايران (فتا) به اتهام «اقدام عليه امنيت ملی از طريق فعاليت در شبکه اجتماعی» بازداشت شد و در زندان کشته شد.

علاوه بر این، ۲۸ زندان سیاسی ساکن زندان‌های اوین، فشافویه و عادل آباد شیراز در بیانیه‌ای مشترکی نوشته‌اند که در اعتراض به رویکردهای جمهوری اسلامی و کشتار مردم معترض توسط حکومت، سه روز اول سال ۱۴۰۰ را در اعتصاب غذا به سر خواهند برد.

در این نامه با رویدادهایی چون کشته شدن سوختبران در سراوان، «سرکوب، کشتار، و خفقان اقلیت‌های قومی و مذهبی»، مرگ بهنام محجوبی، «کشته‌شدگان آبان ماه ۹۸ و اعدام زندانیانی چون نوید افکاری، مصطفی صالحی، محمد ثلاث»، حکومت ایران، سیستمی خودکامه توصیف شده است که «امنیتش را بر سرکوب میزان می‌کند».

زندانیان سیاسی در این نامه همچنین به وضعیت معیشت بد حاشیه‌نشیان و کارگران اشاره کرده و تاکید کرده‌اند که «در اعتراض به استبدادی که حتی در زندان هم در پی گسستن هر پیوندی‌ست و به جبر تبعید آواره‌ات می‌کند، اعتصاب غذا خواهیم کرد».

به روال معمول، در آستانه نوروز بسیاری از زندانیان سیاسی و روزنامه‌نگاران زندانی از امتیازاتی چون مرخصی محروم مانده‌اند و فشارهای امنیتی بر خانواده فعالان سیاسی ادامه دارد.

‌‌مادر شعر نو فارسی

 

۱۳ اسفند ۱۲۶۲  شمس کسمایی در یزد زاده شد. نخست در زادگاهش اندکی درس خواند اما پیوند زناشویی زودهنگام با یک بازرگان چای و تحصیل دیرهنگام در ۲۷ سالگی در عشق‌آباد ترکمنستان داشت. در آنجا روسی خواند و با دیدگاه‌های انقلابی آشنا شد.

۳۵ ساله بود که پس از ورشکستگی همسرش به تبریز رفت و با روزنامه‌های تندرو مانند "تجدد" علیه دخالت انگلیس در ایران همکاری کرد: «کار امروز را نباید به فردا گذاشت، سیاست‌های بیگانگان را نباید دست کم گرفت و وطن‌خواهان بایست از برای تأمین آسایش، کمر همت به میان استوار کنند».

۳۷ ساله بود که چندین سروده ماندگار در راستای دگرگونی‌های سیاسی و اجتماعی در مجله نوبنیاد "آزادیستان" به چاپ رساند. او همزمان برای برابری حقوق زنان تلاش بسیار کرد: «مقصود، شغل برای زن است. در اروپا زنِ معلمه، مدرسه باز می‌کند، ده نفر دیگر از زن‌های معلمه را در مدرسه آورده مواجب می‌دهد، زن‌های بیسواد را به کارهای مدرسه وامی‌دارد، از کفایت یک نفر زن امور چندین زن به خوشی می‌گذرد. لیکن خانم ایرانی از بیکاری به قول خودمان حوصله‌اش سر می‌رود».

او فرزند هنرمندش را در نبردهای جنبش جنگل از دست داد و با فرو نشستن جنبش سوسیالیستی در تبریز به ادبیات محض روی آورد. ۵۷ ساله بود که به زادگاهش بازگشت و دیرزمانی به پژوهش در کار سرایش پرداخت و با جا به جا کردن قافیه‌ها و بلند و کوتاه کردن مصراع‌ها پیش از نیما کالبدهای سنتی شعر را شکست و نخستین گام‌ها را در زمینه شعر نو برداشت:

«ز بسیاری آتشِ مهر و ناز و نوازش
از این شدتِ گرمی و روشنایی و تابش
گلستان فکرم
خراب و پریشان شد افسوس
چو گل‌های افسرده افکارِ بکرم
صفا و تراوت ز کف داده گشتند مأیوس».

افزون بر این او از واژگان روسی و ترکی در شعرهایش بهره می‌گرفت یا واژگان نامتعارفی مانند "تیراژه" به جای "رنگین‌کمان" و "حفید" به جای "نواده" را به کار می‌برد. باید دیرزمانی می‌گذشت تا ادیبان و سخنواران به نوگرایی‌های او پی ببرند. حتی دیوان اشعارش گم یا به قولی سر به نیست شد:

«در کهنه ملک جم، خوش دیده می‌شود
صدها هزار مرد، مردان لشکری
آیا کجا شدند، زن‌های کشوری؟»

شمس کسمایی در ۷۴ سالگی در تهران درگذشت.

اسکندر آبادی

آتنا دائمی از زندان اوین به زندان لاکان رشت تبعید شد

 

خبرگزاری هرانا – آتنا دائمی، کنشگر مدنی زندانی روز سه‌شنبه ۲۶ اسفندماه از زندان اوین به زندان لاکان رشت تبعید شد. خانم دائمی از آذرماه ۹۵ تاکنون دوره محکومیت خود را بدون یک روز مرخصی در بند زنان زندان اوین سپری می‌کرد.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روز سه‌شنبه ۲۶ اسفندماه ۱۳۹۹، آتنا دائمی، کنشگر مدنی زندانی از زندان اوین به زندان لاکان رشت تبعید شد.
خانم دائمی ظهر روز گذشته با پابند و دستبند از زندان اوین خارج و ساعت ۸ شب گذشته به زندان لاکان رشت تبعید شده است. خانم دائمی از زمان انتقال خود به زندان لاکان رشت از حق تماس تلفنی محروم بوده و مسئولان زندان وسایل شخصی او را نیز تحویل نگرفته‌اند.

تبعید زندانیان سیاسی از تهران به سایر شهرستان‌ها در ماه‌های اخیر امری مسبوق به سابقه است. طی روزهای ۱۹ و ۲۱ اسفندماه مریم اکبری منفرد و سپیده قلیان از بند زنان زندان اوین به ترتیب به زندان‌های سمنان و بوشهر تبعید شدند. یکشنبه‌شب مورخ ۵ بهمن‌ماه نیز گلرخ ایرایی، زندانی سیاسی از زندان قرچک ورامین به زندان آمل تبعید شد. هرانا در تاریخ ۱۵ آذرماه از انتقال سه زندانی دیگر از جمله سپیده فرهان و مژگان کشاورز از بند سیاسی زنان زندان اوین به زندان قرچک ورامین خبر داد. همچنین پیشتر نیز در تاریخ ۳۰ مهرماه یاسمن آریانی و مادرش منیره عربشاهی از زندان اوین به زندان کچویی کرج و سمانه نوروز مرادی به زندان لاکان رشت منتقل شدند. به علاوه طی روزهای ۲۹ مهرماه تا ۱۷ آبان‌ماه نیز نسرین ستوده و مریم ابراهیم وند به زندان قرچک ورامین و سکینه پروانه به زندان قوچان فرستاده شدند.

انتقال تعدادی از این زندانیان بدون اطلاع قبلی و به صورت ناگهانی صورت گرفته بود. همچنین این شهروندان در زمان انتقال از بردن وسایل خود به ویژه در روزهای آغاز فصل سرما و نیاز به لباس‌های گرم محروم بوده‌اند. طی ماه‌های اخیر مسئولان زندان اوین و سازمان زندان‌ها چندین بار با حضور در بند، با زندانیان صحبت کرده‌اند که در یکی از این موارد، معاون قضایی زندان اوین ضمن سلب مسئولیت از خود اعلام کرد که این انتقال‌ها با دستور نهادهای دیگری صورت گرفته است و آنان تنها نقش اجرا کننده در این امر را دارند. این مقام مسئول دلیل انتقال‌های ناگهانی را مقاومت احتمالی زندانیان عنوان کرده و به زندانیان گفته بود که اگر با ما همکاری کنید در موارد بعدی از پیش به شما اطلاع داده خواهد شد.

آتنا (فاطمه) دائمی در تاریخ ۲۹ مهر ۹۳ بازداشت در تاریخ ۲۵ اردیبهشت ۹۴ توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی محمد مقیسه از بابت اتهامات “اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی، تبلیغ علیه نظام و توهین به رهبری” به ۱۴ سال حبس محکوم شد. حکم وی توسط دادگاه تجدیدنظر به ۷ سال تقلیل یافت و نهایتا با اعمال ماده ۱۳۴، ۵ سال آن قابل اجرا بود. خانم دائمی نهایتا در بهمن‌ماه ۹۴ با تودیع قرار وثیقه تا پایان مراحل دادرسی از زندان آزاد شد.

این زندانی سیاسی از آذرماه ۹۵ دوره محکومیت خود را آغاز کرد و سال ۹۷ زمانی که در حال سپری کردن دوران محکومیت خود در بند زنان زندان اوین بود، به همراه گلرخ ابراهیمی ایرایی با گشایش پرونده دیگری مواجه و نهایتا توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ۳ سال و ۷ ماه حبس تعزیری محکوم شد. دادگاه همچنین علاوه بر این هر یک از این دو شهروند را به ۲ سال محرومیت از عضویت در گروه ها و احزاب محکوم کرد. این حکم مدتی بعد در مرحله تجدید نظر بدون تشکیل جلسه دادگاه عینا تائید و به آنان ابلاغ شد. بر اساس حکم صادره در صورت اعمال ماده ۱۳۴ مدت ۲ سال و ۱ ماه از این حبس برای هر یک از آنها قابل اجرا است.

خانم دائمی تیرماه امسال از بابت پرونده‌ای که در دوران حبس علیه او گشوده شده توسط شعبه ۲۴ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی محمدرضا عموزاد از بابت اتهام “تبلیغ علیه نظام” به یک سال حبس و به اتهام “اخلال در نظم زندان” به یک سال حبس تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد.

این پرونده با شکایت وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه علیه وی گشوده شده است. دادگاه درخصوص مصداق اتهام “تبلیغ علیه نظام” به صدور بیانیه‌ها و نوشتن نامه‌ها و بیانیه‌های منتسب به وی و در خصوص اتهام “اخلال در نظم زندان” به برقراری جشن، بزم و پایکوبی در مراسم سوگواری امام حسین (امام سوم شیعیان)، استناد کرده است.

این اتهامات در حالی مطرح شده که خانم دائمی آنها را از پایه بی‌اساس خوانده و مدعی شده به عنوان مثال در خصوص دلایل انتساب اخلال در نظم زندان هیچگونه جشنی در آن ایام از طرف وی و دیگر هم‌بندیان او برپا نشده است. در صورت اعمال ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، مجازات اشد یعنی ۱ سال حبس تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق برای وی قابل اجرا خواهد بود. اسفندماه امسال دیوان عالی کشور درخواست اعاده دادرسی وکلای آتنا دائمی را رد کرد.

آتنا دائمی و اعضای خانواده او علاوه بر این نیز بارها با پرونده ها و فشارهای امنیتی و قضایی دیگر روبرو بوده اند.
 

دریافت کنندگان «جایزه نوروز بنیاد میراث پاسارگاد» سال ۱۴۰۰

 

دکتر ماشاالله آجودانی نویسنده، تاریخ شناس، تاریخ نگار، منتقد ادبی و موسس «کتابخانه مطالعات ایرانی» جایزه نوروز بهترین شخصیت سال، در رشته ی میراث فرهنگی و تاریخی را دریافت کرده اند، به خاطر:

ـ یک عمر تلاش و روشنگری های شجاعانه در ارتباط با تاریخ و فرهنگ ایرانزمین

ـ توجه به شیوه ای از  تاریخ نگاری مدرن، با تکیه بر اسناد معتبر و بدون جهت گیری های عقیدتی یا سیاسی.

ـ نگارش کتاب «مشروطه ی ایرانی»، به عنوان یکی از معتبرترین کتاب های تاریخ در ایران.

ـ مبتکر نقدی نوین و استثنایی بر یک اثر ادبی در تاریخ نقدنویسی ایران در کتاب « هدایت ، بوف کور و ناسیونالیسم»

ـ اهمیت دادن به ارزش های فرهنگی در ساختن جامعه ای مدرن برای ایران، و ارائه نظریاتی با ارزش در نوشته ها و گفتارهای رسانه ای.

ـ تاسیس به هنگام کتابخانه ای ایرانی و تلاش برای زنده نگاهداشتن مطالعات فرهنگ و تاریخ ایران در لندن، در دورانی که حکومت اسلامی مسلط بر ایران بیشتر بخش های ایرانشناسی دانشگاه های اروپا را عملا تبدیل به بخش اسلامی شناسی کرده است >>>

*****

دکتر فرد هرینگتون، بیولوژیست، اکولوژیست، کارشناس محیط زیست، و متخصص پاکسازی مناطق آلوده به سلاح های شیمیایی، جایزه نوروز بهترین شخصیت سال، در رشته میراث طبیعی و محیط زیست را دریافت کرده اند، به خاطر:

ـ نفش ارزنده ایشان در توسعه حفاظت از محیط زیست در ایران

ـ هفت سال تلاش در مناطق مختلف ایران برای شناخت بیشتر موقعیت طبیعی و زیست محیطی ایران در بین سال های  1348تا 1355

ـ تهیه اولین «گزارش ملی محیط زیست انسانی» و ارائه شده از سوی دولت وقت ایران به نخستین کنفرانس محیط زیست جهان ـ استکهلم 1972

ـ نگارش طرح و برنامه محیط زیست ایران، به عنوان برنامه راه برای تاسیس سازمان محیط زیست ایران.

ـ  تلاش برای آشناسازی مردم محلی به حفظ محیط زیست و حیات وحش

ـ انتشار فیلم ها، مقالات و کتاب های علمی درباره محیط زیست، به زبان ساده، و در جهت آشناسازی روستاییان و جوامع بومی ایران با روش‌های حفاظت محیط‌زیست >>>

*****

اسفندیار منفردزاده، موسیقیدان، آهنگساز، و سازنده موزیک متن فیلم، جایزه نوروز بهترین شخصیت سال در رشته هنر را دریافت کرده اند، به خاطر:

ـ سال ها تلاش برای به دست آوردن جایگاهی متفاوت و یگانه درموسیقی مدرن ایران

ـ ابتکارهای بدیع در ساختن موسیقی متن فیلم، با معیارهای سینمای پیشرفته جهان

ـ انتخاب شعرهایی تفکر برانگیز و ساختن موسیقی آن ها

ـ باور به هویت ایرانی داشتن موسیقی، چه برای فیلم و چه برای ترانه، و پایبند بودن به آن

ـ نگاه روشن و انسانمدار به مسایل حقوق بشری، به ويژه در ارتباط با آزادی زنان و زندانیان سیاسی

ـ ساختن اولین موسیقی «روز کوروش»، بلافاصله پس از پیشنهاد «روز کوروش بزرگ» از سوی بنیاد میراث پاسارگاد >>>

*****

خانم الهه بقراط  نویسنده، ژورنالیست، سردبیر روزنامه کیهان لندن، و سخنگوی پروژه ی ققنوس ایران ، جایزه نوروز بهترین شخصیت سال را در رشته ی علوم ارتباطات  دریافت کرده اند، به خاطر:

ـ بهترین بهره برداری از توان ژورنالیسم آزاد خارج کشور، در جهت اداره ی یک نشریه ی سیاسی و خبری

ـ سردبیری هوشمندانه ی نشریه ای با بیش از هشتاد سال سابقه، با اصول  و قواعد روزنامه نویسی امروز جهان

ـ توجه خاص به فرهنگ ، تاریخ، و هنر ایرانی در کنار مطالب سیاسی و خبری

ـ انتشار مرتب مطالبی در جهت آشنا کردن خواننده با مفاد اعلامیه حقوق بشر

ـ درک شرایط اضطراری ایرانیان خارج کشور و با خبر کردن آن ها از خبرهای درست و واقعی >>>

بیشتر