آذر ماجدی
سه هفته از آغاز اعتراضات اخیر در ایران می گذرد. این دور از اعتراضات سریعا رشد و گسترش یافته است. تعداد زیادی کشته و زخمی شده اند. با قطع اینترنت دستیابی به اخبار بسیار سخت شده است. آمار از هیچ سو قابل اتکاء نیست. اخبار رژیم اسلامی همانقدر دروغ است که اخبار رسانه های غربی*. اوضاع بسیار خطیر است. چشمان جهان به ایران خیره شده است. آیا این دور از اعتراضات به سقوط جمهوری اسلامی می انجامد؟ چه گزینه هایی در برابر مردم قرار دارد؟
نیروهای دست راستی و فاشیست در رسانه های غرب جولان می دهند. رضا پهلوی بعنوان جانشین رژیم اسلامی از هر سو لانسه می شود. تمام دستگاه تبلیغات دولت های غربی در تلاشند تا رضا پهلوی را بعنوان تنها آلترناتیو عملی و قابل قبول به مردم بیاندازند. روایت های متنوعی را طرح می کنند تا هر سلیقه ای را راضی کنند. نیروهای دست راستی بجلوی صحنه رانده شده اند و ادعای رهبری و جانشینی می کنند. اینها در تظاهرات های خارج کشور با وقاحت کامل با در دست داشتن پرچم شیر و خورشید و اسرائیل به نیروهای چپ و مخالف سلطنت و فاشیسم حمله ور می شوند. در همین چند روز گذشته خبر مجروح شدن تعدادی بدست این لمپن ها منتشر شده است. هنوز دست شان به هیچ جا بند نیست چاقو کشی را آغاز کرده اند. نیروی سیاه جامگان در حال حاضر بطور علنی در خارج کشور و بطور مخفی در ایران فعالند.
هیجان از نزدیکی سقوط جمهوری اسلامی با اضطراب از آینده بر فضا حاکم است. مردم با تمام نفرت عمیق شان از این رژیم جنایتکار به میدان آمده اند. گرسنگی، فقر و سرکوب و جنایت صبر مردم را لبریز کرده است. این اولین خیزش اعتراضی وسیع توده ای در ایران نیست. بویژه در سال های اخیر خیزش اعتراضی توده ای و اعتراضات و اعتصابات کارگری به یک بخش جدایی ناپذیر زندگی بدل شده است. جمهوری اسلامی با تمام قوا برای سرکوب و عقب نشاندن این موج اعتراضی تلاش می کند. نبرد میان مردم و رژیم با قدرت در جریان است. بنظر می رسد که این آخرین نبرد جمهوری اسلامی باشد. اما باید توجه داشت که سقوط جمهوری اسلامی می تواند اشکال متفاوتی به خود بگیرد. چند سناریو در حال شکل گیری است. مخاطرات بسیاری جنبش مردم برای آزادی و برابری و رفاه را تهدید می کند. باید مخاطرات را شناخت و با هشیاری دست بکار سازماندهی یک جنبش آگاه و رادیکال برای سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی شد.
مردم می خواهند این رژیم سیاه و جنایتکار را به زیر بکشند و یک جامعه آزاد و برابر و مرفه بسازند. طی تاریخ تلاش های متعدد مردم با شکست روبرو شده است. طی صد سال گذشته آمریکا و غرب دو کودتا و یک رژیم چنج در ایران سازمان داده اند و تلاش های مردم برای سازماندهی یک انقلاب را سرکوب کرده اند. بنظر می رسد که این بار آگاهی بیشتری نسبت به تلاش های سرکوبگرانۀ آمریکا و غرب با سردمداری اسرائیل وجود دارد. رویدادهای وحشیانۀ چند دهۀ گذشته چشمان بسیاری را گشوده است. ویرانی کامل خاورمیانه، کشتار میلیون ها و آوارگی میلیون ها نفر دیگر، نقشه های سیاه آمریکا و غرب را برای گسترش ویرانی و اشغال برملا کرده است. ضمن آنکه نتانیاهو با حمایت کامل دولت آمریکا و دولت های غربی اکنون بیش از دو سال است که بدون وقفه به نسل کشی فلسطینی ها و بمباران و اشغال منطقه ادامه داده و با صراحت اعلام کرده است که نقشه خاورمیانۀ جدید و اسرائیل بزرگ روی میز آنهاست. با وقاحت و صراحت از حمله به ایران سخن می گویند. در حملۀ پیش بیش از هزار نفر کشته شدند. نقشه بمباران ایران همچون افغانستان، عراق، لیبی، سوریه، لبنان و سودان اکنون بیش از دو دهه است که بر روی میز آمریکا و اسرائیل قرار دارد و سازمان سیا و موساد مشغول پیشبرد آن. بویژه اکنون پس از حمله آمریکا به ونزوئلا و نیجریه و تهدید کوبا و کلمبیا خطر حتی جدی تر بنظر می رسد.
"رژیم چنج" یا سرنگونی انقلابی؟
ابتدا یک توضیح کوتاه لازم است. رژیم چنج در این متن بمعنای خنثی تغییر رژیم نیست. لفظی است که پس از حمله به عراق توسط جرج بوش طرح شد. منظور به زیر کشیدن به زور رژیم های ناخواسته توسط آمریکاست. دو نمونۀ جدید رژیم چنج در نپال و بنگلادش رخ داد. ظرف چند هفته اعتراضات توده ای، بویژه نسل جوان، آمریکا رژیم حاکم را تغییر داد. این خطر در مقابل مردم ایران نیز قرار دارد. گزینه های مختلفی مطرح است:
1- به زیر کشیدن رژیم اسلامی و احیای رژیم سابق با ریاست پسر شاه. اکنون سه سال است که به اشکال مختلف رضا پهلوی را لانسه می کنند. یک مزدور تمام عیار که 47 سال است با پول های دزیدۀ پدر و مادر دارای یک زندگی شاهانه در آمریکاست. منتهی مشکل اینجاست که حتی برخی مامورین سیا و موساد و حتی خود ترامپ اعلام کرده اند که او شانسی ندارد. مردم او را نمی خواهند. سلطنت و پهلوی و رژیم سابق هیچ جایی در میان مردم ندارند. مزدوران آمریکایی و اسرائیلی می کوشند او را بجلوی صحنه برانند ولی از جانب مردم با اقبالی مواجه نیست. پس از حملۀ تابستان به ایران رضا پهلوی منفور تر شده است. التماس به آمریکا و اسرائیل برای ادامه بمباران پس از کشته شدن بیش از هزار نفر و حمله به زندان اوین چهره کریه اش را ملموس تر کرد. طنز تلخ اینجاست که این "شاهزادۀ" مفتخور و مزدور در یک مصاحبۀ تلویزیونی وقتی از او می پرسند که آیا این مسئولانه است که در این شرایط خطرناک از مردم میخواهد به خیابان بیایند، اعلام می کند: "این جنگ است و جنگ هزینه دارد!" یعنی مردم قرار است هزینۀ این جنگ را با جان خود بدهند تا این آقا که نفسش از جای گرم بلند می شود بیاید و بر اریکۀ قدرت بنشیند.
شیرین عبادی برندۀ نوبل نیز که در گذشته ای نزدیک جایزۀ نوبلش را تقدیم خاتمی کرد و به دستبوسی اش مشرف شد (تاریخ تقدیم نوبل تکرار می شود "زنان نوبل بگیر و مردان مافیا!") ،اکنون با استدلال مشابه ای خواهان دخالت نظامی آمریکا شده است. رضا پهلوی و فاشیست های دست راستی در میان مردم شانسی ندارند، مگر آنکه به زور بمب به مردم تحمیل شوند.
2- ایجاد یک سناریوی سیاه در ایران مشابه عراق، لیبی یا سوریه یک گزینه خطرناک و فاجعه بار دیگر است که پیش از این صریحا از آن دفاع شده و هنوز روی میز آمریکاست. بالکانیزه کردن ایران، سازماندهی و تسلیح عده ای مزدور تحت نام ملیت های مختلف، کرد و ترک و بلوچ و عرب پروژۀ دیگر است که نتانیاهو صریحا در مورد آن صحبت می کند. مصطفی هجری رهبر حزب دموکرات کردستان ایران در مصاحبه ای با تلویزیون سی بی اس نیوز گفت: که امیدوار است ایالات متحده مداخله کند؛ بویژه حملاتی علیه ایران که "مراکز نیروهای سرکوب را که به مردم در خیابان ها شلیک می کنند و همچنین نهادهای باصطلاح قضایی وابسته به رژیم را هدف قرار دهد. ما می خواهیم شاهد نابودی این نهادها باشیم. در رابطه با اقدام نظامی، هجری گفت که هنوز وقت آن نرسیده بویژه پس از عقب نشینی پرزیدنت ترامپ از تهدیدهای خود درباره مداخله در ایران." عبدالله مهتدی ناسیونالیست فاشیست کرد رسما از آمریکا و اسرائیل خواهان حمله به ایران شده است. باید با هشیاری این مزدوران را افشاء و منزوی نمود.
3- استحاله گزینۀ دیگر است. مذاکراتی که در پشت صحنه در جریان است باحتمال زیاد دارد این امکان را بررسی می کند. تغییر رژیم از درون با نقش مستقیم بخشی از سپاه و ارتش با حذف آخوندها و اعلام یک رژیم جایگزین.
سرنگونی انقلابی تنها گزینۀ مردمی است.
سرنگونی جمهوری اسلامی توسط مردم متشکل و بدست گرفتن قدرت توسط مردم تنها راهی است که می تواند شرایط را به نفع مردم تغییر دهد. ما باید بر این گزینه تمرکز کنیم و برای آن خود را آماده و متشکل سازیم. نباید اجازه دهیم که مثل سال 57 امید مردم تبدیل به یاس و مرگ شود. جمهوری اسلامی را آمریکا و سیا و موساد و ام آی 6 در ایران حاکم کردند و یک انقلاب عظیم را بخون کشیدند. نباید اجازه دهیم که تاریخ تکرار شود.
آیا خطر رژیم چنج واقعی است؟
ذکر چند فاکت برای افشای اهداف آمریکا کفایت می کند. علاوه بر صحبت های وقیحانه و رک ترامپ و نتانیاهو در رابطه با حمله و بمباران، مارک پومپئو رئیس سابق سازما سیا و وزیر امورخارجۀ سابق آمریکا چند روز پیش در توئیتر نوشت "سال نو به معترضین در ایران و ماموران موساد که در کنارشان راه می روند خوش!" از این صریحتر نمی شد از دخالت و خرابکاری مامورین موساد سخن گفت. رسانه های اسرائیلی صریح از ضرورت حمله به ایران و دخالت اسرائیل صحبت می کنند. صریح اعلام می کنند که باید ایران را مثل سوریه نابود کرد.
ضمنا شرکت و سخنرانی مزدور سیا، مسیح علینژاد در مجمع عمومی سازمان ملل با اجازۀ چه کسی انجام شده است؟ آیا کسی از مردم پرسیده است که مسیح علینژاد و رضا پهلوی و مزدوران دیگری که برای خدمت به آمریکا به صف شده اند را می پذیرند یا نه؟ عملا دارند رهبر سازی می کنند ولی طی سه سال اخیر این تلاش هایشان با شکست مواجه شده است. مردم این مزدوران را نمی خواهند. مردم یک دیکتاتوری دیگر، یک نظام سرکوب دیگر مثل سه حکومت صد سال گذشته نمی خواهند. مردم خواهان آزادی، برابری، عدالت و رفاه هستند.
کمک خارجی
این اپوزیسیون مزدور و فاشیست و برخی از مردم مستاصل از ضرورت کمک خارجی صحبت می کنند. کمک خارجی یعنی چه؟ جنبش همبستگی مردم دنیا یا کمک دولت های خارجی؟ روشن است که مردم ایران به همبستگی بین المللی نیاز دارند. اما این "کمک خارجی" هدفش دولت های خارجی است. آیا پس از تاریخ خونین اشغال ها، ویران سازی، کودتا و جنگ و رژیم چنج توسط آمریکا و دولت های غربی که در سازمان نظامی ناتو گرد آمده اند، کسی هنوز دارای این توهم است که این دولت ها بنفع مردم ایران عمل می کنند؟ لازم نیست به تاریخ چند صد سال گذشته نگاه کنیم. تاریخ سی سال گذشته کافیست تا بما نشان دهد که چشم دوختن به کمک خارجی یعنی نابودی خیزش انقلابی و آیندۀ آزادی که نوید می دهد. ارادۀ محکم، عزم جزم، استقامت، آگاهی، تشکل و سازمانیابی تنها ابزار ماست. هیچ جنبش انقلابی با اتکاء به و ائتلاف با قدرت های زور و سرکوب و ارتجاع نمی تواند به پیروزی دست یابد.
باید با تمام قوا بکوشیم که مردم و جامعه را برای یک نبرد حیاتی و خطیر، برای سرنگونی جمهوری اسلامی و خنثی کردن تهدید ها و نقشه های سیاه و پلید آمریکا، اسرائیل و غرب آماده سازیم. مردم با دو دشمن هولناک و جنایتکار روبرو هستند. باید توجه داشته باشیم که دشمن دشمن ما لزوما دوست ما نیست. جمهوری اسلامی و امپریالیسم آمریکا هر دو دشمنان مردم اند. دفاع از یکی بخاطر دشمنی با دیگری بزرگترین خطای سیاسی – اجتماعی است. مردم جهان بابت چنین اشتباهات سیاسی هزینه های بسیاری را در طول تاریخ متحمل شده اند. استیصال می تواند مردم را به دامن رژیم چنج پرتاب کند. فشار بیش از حد بر مردم، گرسنگی و فقر، سرکوب و کشتار بویژه با شدت و سرعتی که اکنون در جامعه در جریان است باید با هشیاری و سازمانیابی توده ای مقابله شود. ما در یک لحظه تاریخی، خطیر و تعیین کننده زندگی می کنیم.
* بویژه طی دو سال گذشته رسانه های بستر اصلی در غرب اعتبار خود را بسیار از دست داده اند. بخش وسیعی از مردم به دروغ و ریای آنها پی برده اند. نسل کشی در فلسطین تیر آخری بود که بر تابوت رسانه ها وارد آمد. دروغ و سانسور شدید بر اخبار مربوط به کشتار فلسطینی ها حاکم بوده است. این سانسور در عین حال استانداردهای دوگانه، ریاکاری و راسیسم عمیق حاکم بر رسانه ها، یعنی سخنگوی هیات حاکمه، افشاء کرد. هیچ اعتمادی به این رسانه ها نیست. بعلاوه، سازمان های "خیرخواهانه ای" که از ایران گزارش می کنند در آمریکا و غرب مستقراند.
نظرات