درِ امپریالیسم همیشه بر یک پاشنه می چرخد!
آذر ماجدی
روز شنبه 3 ژانویه ترامپ به دنیا اعلام کرد که آمریکا ونزوئلا را به اشغال درآورده، رئیس جمهور آن مادورو را بهمراه همسرش در خواب دستگیر کرده و برای محاکمه به آمریکا ارسال نموده است. این خبر دنیا را شوکه کرد. نیروهای لیبرال چپ یادآور شدند که این اقدام دولت آمریکا مغایر با تمام قوانین بین المللی مصوب سازمان ملل و سازمان های متعدد وابسته به آنست. یکی نیست بپرسد کدام اقدام آمریکا در سطح بین المللی مغایر قوانین بین المللی نبوده است؟ به کارنامه چند دهۀ اخیر نگاهی بیاندازید: ایجاد جنگ و ویرانی، آشوب و بلوا و انداختن تروریست ها بجان مردم، نابودی خاورمیانه و کشتار میلیون ها نفر؛ انسان از وفور در مضیقه می افتد.
دنیا به موضع پوچی و جنون رسیده است. اشغال کشورها در آمریکای لاتین، آفریقا و آسیا سیاست جدیدی نیست. از دوره کولونیالیسم چند صد سال پیش این روش دولت های کولونیالیستی و امپریالیسم آمریکا بوده است. آمریکا پایان جنگ جهانی دوم را با فروریختن بمب اتم بر ژاپن جشن گرفت و طی جنگ سرد بیش از 70 کودتا و رژیم چنج در دنیا سازمان داده است. آیا این اعمال مغایر با قوانین بین المللی نیست؟ از پایان جنگ سرد نیز در صد کشور دخالت نظامی کرده است. در جنگ ویتنام و کامبوج چند میلیون کشته شدند؛ در اندونزی بیش از یک میلیون نفر کشته و زنده بگور شدند. پایان جنگ سرد یا آغاز "طلوع خونین نظم نوین جهانی" با نابودی عراق و افغانستان آغاز و طی سی سال تمام خاورمیانه به یک ویرانه بدل شده است. این اولین بار نیست که آمریکا بمب می ریزد، ویران می کند، آدم ربایی می کند، می کشد و به خون می کشد. این اولین بار نیست که مغایر قوانین بین المللی عمل می کند و آب از آب تکان نمی خورد.
جالب اینجاست که یک رویداد بسیار مشابه در سال 1989 در پاناما اتفاق افتاد. جرج بوش به بهانه قاچاق مواد مخدر به پاناما حمله کرد و رئیس دولت، مانوئل نوریگا را دستگیر و به آمریکا برد و پس از محاکمه به زندان انداخت. پس یادآوری قوانین بین المللی به آمریکا یک جوک است.
یادآوری قوانین بین المللی به دولت کنونی آمریکا بنوعی دارد سیاست سرکوبگرانه امپریالیستی آمریکا را از زیر ضرب خارج می کند و سعی دارد همه چی را بر سر ترامپ خراب کند. پاتریس لومومبا را در سال 1960 در جمهوری دموکراتیک کنگو دزدیدند. سازمان سیا یک کودتا در کنگو سازمان داد، لومومبا را دزدیدند، ماه ها شکنجه و سپس اعدام کردند. در سال 1973 در کودتای شیلی سالوادور آلنده را کشتند. در 1989 جرج بورش نوریگا را به بهانه مواد مخدر دزدید و به آمریکا برد. صدام حسین را دستگیر و اعدام کردند. معمر قذافی را دستگیر و وسط خیابان با شکنجه به قتل رساندند و سپس هیلاری کلینتون در تلویزیون با قهقهه از نحوه کشتن او حرف زد. تمام دنیا از این واقعیات مطلع است.
یادآوری قوانین بین المللی به آمریکا بشیوۀ برنی سندرز بمنظور در بردن امپریالیسم آمریکا از زیر ضرب جنبش وسیع اعتراضی جهانی است. آنچه این رویداد را متمایز می کند، صراحت مافیایی حکومت آمریکا است. پرده پوشی نمی کند. ترامپ رسما اعلام کرده که قصد اشغال و تصاحب نفت ونزوئلا را دارد. این وقاحت عریان دنیا را شوکه کرده است. هیچ تلاشی برای تلطیف ماجرا و پنهان کردن نیت واقعی در کار نیست. رک و صریح هدف اصلی اعلام شده است. این شرایط حاکمیت فاشیسم را آشکار می کند. زمانی که نیاز به زبان بازی نیست؛ زورگویی، خشونت و جنایت زبان رسمی است.
نکتۀ جالب توجه برخورد خاموش دولت های غربی است. چند روز پس از این واقعه که دنیا را شوکه کرده هنوز هیچیک از کشورهای غربی صریحا این اشغال نظامی و ربودن رئیس دولت را محکوم نکرده است فقط به حفظ احتیاط نصحیت کرده اند. عملا همه به ترامپ چراغ سبز داده اند. دنیای غرب توسط کمیته صلح نوبل پیشاپیش بر این سناریو مهر تائید زده بود: دادن جایزه صلح به مهرۀ کثیف رژیم چنج که بیش از بیست سال است در خدمت آمریکا برای رژیم چنج در ونزوئلا تلاش می کند بهترین چراغ سبز به رژیم چنج آمریکایی بود.
در میان جنبش اعتراضی وسیعی که در سطح جهان به خیابان آمده است، برخی جریانات مدعی آزادی، دموکراسی و بعضا چپ از این اقدام دولت آمریکا به وجد آمده اند. ظاهرا از هول حلیم در دیگ افتاده اند. اعلام می کنند مهم نیست نیت ترامپ چیست، مهم حذف یک "دیکتاتور مرتجع" است. آمریکا هر کاری می خواهد می کند، این نُرم است. مهم اینست که یک دیکتاتور سرکوبگر حذف شده است. و این از نظر آنها بنفع مبارزه چپ و دموکراتیک در ونزوئلا است. این اوج وارونگی است. توجه کنید! زیر بمب و چکمه های ارتش آمریکا جنبش چپ و آزادیخواه و دموکرات شکوفا خواهد شد! معلوم نیست مردم را چه فرض کرده اند؟
برخی نیروهای مدعی چپ ایرانی مواضع کاملا مشابه نیروهای راست پرو آمریکایی در دفاع و تائید حمله آمریکا به ونزوئلا، اشغال این کشور و ربودن رئیس جمهور آن اتخاذ کرده اند. مدعی شده اند که از آنجا که مادورو روابط حسنه با جمهوری اسلامی داشته است، سقوط او اسلام سیاسی و جمهوری اسلامی را تضفیف می کند. پس کف زدن هایشان برای ترامپ حتی محکم تر و بلند تر می شود. وقتی ارتجاع و اشغال امپریالیستی توسط کسانی که خود را کمونیست می خوانند، پیروزی دموکراسی، آزادیخواهی و چپ خوانده می شود عمق وارونگی جهان برملا می شود. (این نکته در نوشتۀ جداگانه ای مورد تحلیل قرار خواهد گرفت.)
نظرات