نگاهی گذرا به ادبیات فارسی و خصوصاً شعرا که در ایران ماشاء الله تعدادشان هم کم نیست؛ ابعاد ریاکاری، دورنگی، خوش رقصی برای قدرت و آنچه امروز به پاچه خواری شهرت گرفته بخوبی آشکار میشود.
این بلای اجتماعی/فرهنگی، یکی از دلایل اصلی سیه روزی ایران و ایرانیان است و راه رهایی، سربلندی و آسایش ایرانیان بدون مبارزه با این بلا اگر غیر ممکن نباشد ، بسیار غیر محتمل است.
علامه محمدعلی اسلامی نُدوشن، یکی از فرزانگان ایران هستند، در بارۀ این بلا مقالۀ پُر محتوایی "قلمرو ریا در ادبیات" از ایشان منتشر شده که خواندن و گوش هوش سپردن به پیام آن در این آشفته بازار خوش رقصی ادبا، شعرا و روشنفکران بسیار سودمند میباشد.
فرازی از مقاله:
در هیچ یک از کتابهایی که راجع به ایران نوشتهاند، چه خود ایرانیها و چه خارجیها، تاکنون متذکر این معنی نشده و روشن نکردهاند که ریا و تزویر از چه زمانی وارد تاریخ ایران شده است، چرا آمده است و کم و کیف آن چیست؟ ریا و زرق، تزویر، تلبیس، سالوس و مرادفهای دیگرش عبارت است از: تغییر رنگ؛ خود بودن و دیگر بودن، دو سیمائی بودن، و این به منظور کسب قدرت یا منفعتی است در زمینه مادی یا معنوی، (مال، جاه، مقام، وجاهت ملی) و یا دفع مضرتی که شخص را از بلائی در امان نگاه دارد.
آیا این یک عارضۀ شرقی است؟ گمان میکنم که در شرق بیشتر از غرب دیده شده است، و در ایران قدری بیشتر از جاهای دیگر.
ریا بیشتر در دو زمینۀ سیاست و دین مجال خودنمایی داشته است؛ یعنی آنکه کسی خود را خدمتگزار مردم یا دیندار قلمداد کند، و از این راه جلب اعتماد نماید و بر خر مراد خود سوار بماند، و این البته نوع بدی از تقلب است؛ زیرا از سادگی و خوشباوری مردم سوءاستفاده میشود، مانند کسانی که صدای بلدرچین درمیآورند تا او را شکار کنند.
ما اگر بخواهیم ببنیم که چرا تا این درجه دورنگی و تزویر و تقیه با تاریخ کشور ما عجین شده است، میتوانیم چند عامل را در نظر بگیریم، بیآنکه در اینجا ادعای آن باشد که بررسی دقیقی صورت گرفته است و البته همة این عوامل هم به همدیگر ربط پیدا میکنند."
دور نیست، رهایی اصلاً دور نیست.
"تنها حقیقت است که رهایی میبخشد"
تبریک
عکس بالا از این نوشتۀ پیشین در همینباره.
پول میگیرن که بی حیا باشن!
پول میگیرن که پاچه خوری و پاچه گیری کنن!
پول میگیرن که کرسی شعر بنویسن!