داتیس در فرهنگ واژه ها
داتیس = دارنده ی قدرت - دارنده ی آگاهی - پاک نیت: لغت نامه ی دهخد/ تارنمای پارسی ویکی
داتیس (در فرهنگ نام‌ ها) = سرداری از مردم ماد و از سرداران داریوش هخامنشی: تارنمای واژه یاب
داتیس = " دا " که از داد می‌آید + " تایس" که به معنی بخشنده و در جمع به معنی بخشیده ی خدا یا خداداد - یزدانبخش - ایزد داد: منابع و تارنما های گوناگون
پسر داتیس = هرمامیتر: از فرماندهان سواره نظام و یکی از افسران خشایارشا (از ایران باستان پیرنیا ص ۷۳۹): لغت نامه ی دهخد/ تارنمای پارسی ویکی
آگاهی هایی درباره ی داتیس سرداری از مردم ماد
۱ - داتیس از نسل ماد، یکی از سرداران سپاه ایران در زمان داریوش بزرگ در شاهنشاهی هخامنشیان و فرمانده ایران در جنگ های ایران و یونان بود. عده‌ای بر این باورند که وی در نبرد ماراتون (ماراتن) کشته شد ولی این مسئله اثبات نشده است. فرزندان وی بعدها فرمانده ی سوار نظام خشایارشا شدند: تارنمای ویکی پدیا
۲ - داتیس سرداری از مردم ماد و از سرداران داریوش هخامنشی و نیز پدر هرمامیتر از فرماندهان سواره نظام خشایارشاست. وی از جانب داریوش در معیت ارتافرن مأمور جنگ با اهالی ارتری و آتن گردید و در جدال ماراتن (۴۹۰ پیش از میلاد) نیز که منجر به عقب نشینی ایرانیان گشت داخل بود. هرودوت گوید: داتیس در می کُن هنگامی که بطرف آسیا می رفت خوابی دید که کس نداند چه بود، ولی صبح تفتیشی در کشتی ها کرد و هیکل مطلای آپلن (خدای یونانی) را در یکی از کشتی های فنیقی یافت و معلوم کرد که یکی از سپاهیان آن را از معبد دلیوم که متعلق به تبی هاست و در کنار دریا و مقابل کالسیس واقع است ربوده است. داتیس سوار کشتی خود شد و به دلس رفت و مجسمه را در معبد این جزیره گذاشت و تقاضا کرد که آن را به دلیوم تبی برسانند. این تقاضا انجام نشد اما بیست سال بعد اهالی تب بگفته ٔ غیب گویی به دلس رفتند و مجسمه ٔ خود را بردند. این حکایت می رساند که داتیس بنا به عقیده ٔ خود و یا بحکم داریوش مقدسات ملل رامحترم می داشته است/ برگرفته از   لغت نامه ی دهخدا: تارنمای تخصصی تاریخ ایران
۳ - بسیارند سرداران دلیر سپاه ایران برای شکوه این سرزمین اهورایی جنگیدند همانند مردونیه ، ماسیست ، داتیس و بسیار سرداران دیگر: تارنمای همخونه
۴ - داتیس یا داتوس سرداری از مردم ماد/ به زبان انگلیسی: بخش انگلیسی تارنمای ویکی پدیا
آگاهی هایی پیرامون جنگ ‌های ایران و یونان
جنگ ‌های ایران و یونان یا جنگ‌ های پارسی، به جنگ ‌هایی گفته می‌شود که میان شاهنشاهی هخامنشی و دولت یونان و شهرهای یونان باستان درگرفت. این جنگ ها در سال ۴۹۹ پیش از میلاد آغاز شد و تا ۳۹۹ پ. م نبردهایی پراکنده درمی‌گرفت تا در پایان صلح آنتالکیداس به جنگ‌ ها پایان داد. به موجب صلح آنتالکیداس، یونان حق حکمرانی و تملک هخامنشیان بر آسیای صغیر را به رسمیت شناخت. این جنگ ها به چندین دوره تقسیم می‌شود: دوره ی داریوش بزرگ، دوره ی خشایارشاه و دوره ی داریوش سوم
جنگ ‌های ایران و یونان در دوره ی داریوش بزرگ
۱. شورش ایونیه (ایونیا): از سال ۴۹۹ تا ۴۹۳ پیش از میلاد: با تحریک یونانیان اروپا، آتش جنگ استقلال طلبانه ایونیه بر ضد دولت هخامنشی آغاز شد. در همین زمان گروهی از یونانیان به شهر سارد هخامنشی حمله کردند که به آتش‌سوزی بزرگی انجامید. جنگ ایونیه، شش سال به درازا کشید و فرجام آن پیروزی کامل و قطعی داریوش بزرگ بود. ۲. نبرد ماراتون: از سال ۴۹۲ تا ۴۹۰ پیش از میلاد.
به گفته هرودوت، هیپیاس، حاکم پیشین آتن و هوادارانش با داریوش به توافق رسیدند که با فرستادن سپاهیانی به یونان، زمینه را برای انتقال قدرت در آتن فراهم کند. سپاهیان ایران در ساحل ماراتون پیاده شدند ولی خبری از تحرک نیروهای هیپیاس نشد. پس نیروهای ایرانی به کشتی‌ها بازگشتند و آتنی‌ها، این رخداد را پیروزی قلمداد کردند: تارنمای ویکی پدیا
داتیس سردار سپاه ایران در نبرد ماراتن در دوره ی داریوش بزرگ
نکاتی پیرامون " نبرد ماراتن" و دروغ پردازی های تاریخ نگار یونانی
آنگونه که هرودوت، تاریخ نگار یونانی نگاشته است،پارسیان از یونانیان در نبرد ماراتن در سال ۴۹۰ پیش از زایش مسیح شکست سختی خوردند. برای رساندن خبر شکست ایرانیان از یونان، یک سرباز پیاده از دشت ماراتن تا آتن را دوید تا پیک این پیروزی باشد. اما شادی او چندان نپایید و از خستگی مرد. شاید این سرباز اگر فراموش نمی کرد که می شود اسبی اختیار کرد و تا آتن رفت، این اندازه زود نمی مرد، البته اگر اسبی برای این سپاه به اصطلاح پیروز باقی مانده بود!!!.... بی گمان نبرد ماراتن را باید از روی ساخته و پرداخته های یونانی جستجو کرد و در این میان، اندکی اندیشه نیاز است... باختری ها آنچنان یاد این نبرد خیالی را گرامی می دارند که نام یکی از ورزش های دو و میدانی المپیک را ماراتن نهاده اند. باختری ها پس از گذشت دو هزار و اندی سال آنچنان این نبرد را بزرگ نشان می دهند که جای بسی شگفتی است. مرتضا ثاقب فر نویسنده و پژوهشگر ایرانی که در زمینه ی هخامنشیان کارهای بسیاری از او به بازار کتاب آمده درباره ی این بزرگ نمایی باختر زمینی ها، گفت: "این بزرگ نمایی ها در زمان خودش کاربرد داشته است، یعنی هرودوت با این کار تلاش کرده برای ملتش تاریخ بسازد و برای هم میهنانش غرور. اما چرا هنوز باختری ها به این افسانه ی ایدئولوژیک احساس نیاز می کنند. جای بسی شگفتی دارد"... (تاریخ ایران)/ بیشتر: تارنمای پارس باستان

تهیه و تدوین:
دکتر منوچهر سعادت نوری

گزیده ای از نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2017/01/blog-post_30.html
بخش های پیشین مجموعه ی ایرانیان در پهنه ی سرزمین نیاکان آریایی