موری را دیدند به زورمندی کمر بسته, و ملخی را ده برابر خود برداشته. به تعجب گفتند:"این مور را ببینید که با این ناتوانی باری به این گرانی چون مى کشد؟" مور چون این سخن بشنید بخندید و گفت: مردان, بار را با نیروی همّت و بازوی حمیت کشند, نه به قوّت تن و ضخامت بدن.

عبدالرحمن‌ جامی‌ خاتم الشعراء

 

بهارستان جامی را جامی برای فرزندش ضیاءالدین یوسف تألیف کرده‌است، جامی در تألیف این کتاب از گلستان سعدی تقلید کرده‌است. نثر این کتاب مسجع و متکلف و آمیخته به نظم است.ان کتاب در هشت روضه نگاشته شده‌است و در هر بخش حکایاتی از اولیاءالله و بزرگان صوفیه، شعرا، حکما و پادشاهان آمده‌است. این کتاب در سال ۸۹۲ هجری تألیف شده‌است.

همچنین از مولانا جلال الدین رومی نیز به احترام یاد كرده و به طور كلی در مثنویات از اساتیدی نظیر: فردوسی، خاقانی، انوری، عنصری، ظهیر فاریابی، كمال اصفهانی، سعدی، حافظ، كمال خجندی و بعضی دیگر از شعرا به احترام نام برده است.

جامی پس از هشتاد سال زندگی در روز پنجشنبه ۱۸ محرم سال ۸۹۸ ه.ق در هرات چشم جهان بینش را بست و جنازه او را در مقبره استادش؛ سعدالدین كاشغری؛ كه در شمال غربی هرات واقع و معروف به ؛ تخت مزار ؛ است به خاك سپردند.

مشاغل و سمتهای مورد تصدی : توجه به امور لنگر خانه نورا ـ كه مبتنی بر رسیدگی به امور خانقاه و خانقاهیان بود، تدریس در مدرسه گوهرشادبیگم، و نیز رسیدگی به شكایات و مشكلات مردم از جمله اموری بود كه در دهه ۸۸۸ ـ ۸۹۸ ه.ق به آن می پرداخت.