چند تصویرِ تاریخی و مهم برای یادآوری تاریخِ گذشته.

 

تصاویری که مشاهده می‌‌شود مربوط به رودلف دوم ـ امپراتور مقدس روم (پادشاه مجارستان، کرواسی، بوهم و آرشیدوک اتریش بود. وی از دودمان هابسبورگ بود) Rodolfo II del Sacro Imperio Romano Germánico ، شاه عباس بزرگ، شاه اسماعیل یکم و نشان خانوادگی دودمان هابسبورگ می‌‌باشند.

در زمان حکومت شاه اسماعیل مبادلاتی میان وی و کارل پنجم، امپراتور مقدس روم ولایوش دوم با هدف اتحاد علیه عثمانیان انجام شد. کارل که در آن زمان با عنوان کارل اول پادشاه اسپانیا بود بین سال‌های ۸۹۵ تا ۸۹۸ خورشیدی فرستاده‌ای را جهت ایجاد یک اتحاد نظامی به دربار شاه ایران ارسال نمود. لایوش نیز در همین زمان راهبه‌ای سوری به نام پترس مونته لیبانو را با ماموریتی مشابه به دربار ایران فرستاد.

پاسخ این نامه‌ها در تاریخ محفوظ نمانده است. اما شاه اسماعیل به سال ۹۰۲ خورشیدی توسط پترس مونته لیبانو نامه‌ای به لاتین با هدف حملات هماهنگ علیه دشمن مشترک عثمانی برای کارل پنجم فرستاد. فرستادگان ایران در اسفندماه ۹۰۲ خورشیدی در بورگوس درخواست ایران برای اتحاد نظامی علیه عثمانیان را به کارل پنجم ارائه نمودند. به نظر نمی‌رسد از این نامه نگاری‌های اولیه نتیجه چندانی حاصل شده باشد. کارل اتحاد نظامی را پذیرفت اما پیش از صورت گرفتن هرگونه اقدام نظامی مرگ شاه اسماعیل در خردادماه ۹۰۳ عملاً این اتحاد را باطل نمود.

در بیست و نهم بهمن ماه ۹۰۷ خورشیدی (۱۵۲۹ میلادی) کارل پنجم که از پیشروی گسترده عثمانیان در اتریش به سوی وین به شدت نگران بود، از تولدو نامه‌ای به شاه طهماسب صفوی فرستاده و ملتمسانه حمله‌ای انحرافی از سوی ایران به عثمانی را خواستار شد. شوالیه فرستاده شده با صفویان به توافق رسید تا در یک سال آینده حملاتی هماهنگ از شرق و غرب علیه عثمانی صورت گیرد. طهماسب همچنین در پاسخ مراتب دوستی خود با امپراتور هابسبورگ را اعلام داشت. بدین گونه تصمیم بر آن شد تا از هر دو سو به امپراتوری عثمانی حمله شود. اما بازگشت فرستاده کارل پنجم بیش از یک سال به طول انجام و تا آن زمان شرایط در ایران تغییر کرده بود. ایرانیان به دلیل طغیان ازبکان شیبانی در شرق کشور با عثمانیان صلح کرده بودند.

در همین بازه زمانی نمایندگانی از سوی فردیناند یکم نیز به سوی ایران رهسپار شدند اما هیچگاه موفق به اتمام ماموریت نگردیدند. سفرای دیگری در سال‌های بعد (۹۱۰ و ۹۱۱) به ایران فرستاده شدند. پس از این مبادلات جنگ طولانی مدت صفویان و عثمانی (۱۵۵۵–۱۵۳۲) روی داد. از آن زمان به محض اردوکشی عثمانیان به اروپا ایرانیان با حمله به مرزهای شرقی سلطان عثمانی را وادار به بازگشت سریع به استانبول میکردند.

در همین دوره شاه فرانسوای اول فرانسه، دشمن هابسبورگ، و سلیمان یکم به برقراری اتحادی میان فرانسه و عثمانی نزدیک می‌شدند. رسمی شدن این اتحاد در سال ۹۱۴ (۱۵۳۶ میلادی) خطر هابسبورگ را موازنه نمود. در ۹۲۵ هنگامی که سلیمان یکم به ایران یورش برد، گابریل دلوز از سوی فرانسه به عنوان سفیر و مشاور نظامی به یاری عثمانی در جنگ فرستاده شد. او با راهنمایی‌های تاکتیکی خود به ویژه در مورد چیدمان توپخانه در حین محاصره وان اثر قابل توجهی بر درگیری‌ها گذاشت.

صفویان در جریان جنگ‌های ایران و عثمانی بارها با عثمانیان درگیر شده و هربار با وارد کردن ضربه‌های جدی و تضعیف عثمانی و گشودن جبهه‌ای جدید علیه آن‌ها هنگامی که در جنگ با اروپا بودند کمک چشمگیری به اوج گیری هابسبورگ‌ها نمودند. تحقق یافتن اتحادی که شاهان پیشین ایران و هابسبورگ طرح ریزی نمودند تسکین بزرگی برای امپراتوری هابسبورگ بود.

پس از یک دوره ناآرامی در ایران، روابط ایران و اتریش در سال ۱۰۰۱ خورشیدی (۱۵۹۳) بازیابی شد، گنگامی که رودلف دوم از پراگ از طریق سفر ایران در موسکو با شاه عباس صفوی مکاتبه نمود. کوشش های دیگری برای اتحاد از سوی جهانگرد انگلیسی، آنتونی شرلی به عنوان میانجی صورت گرفت.در سال های بعد اقدامات سیاسی متعددی جهت ایجاد اتحاد های نظامی علیه عثمانیان صورت گرفت که از جمله آنها میتوان سفارت ایران در اروپا (۹۷۸ء۹۸۱) و سفارت ایران در اروپا (۹۸۸ء۹۹۴) را نام برد.

منابع: تاریخ صفویان و تاريخ سلاطين صفويه