نقشی‌ بی‌ نظیر به روی کاغذِ قدیمی‌ (چاپ شده) از لحظه‌ای که نادر شاه افشار به قتل رسید، این نقش در کتابِ تاریخِ توماس کولی کان در سالِ ۱۷۷۷ ـ ۱۷۸۰ میلادی چاپ شده و اثرِ نقاشِ برجسته انگلیسی ساموئل وال است. از این نقش در لندن (موزه کاغذ و چاپ بریتانیا) نگهداری می‌‌شود.

جریانِ قتلِ نادر شاه بدین شرح است که نادر شاه به دلایلی چند به تمامی سرداران اَش سوءظن داشت. نادر شبی رئیسِ آنها را احضار کرد و چنین گفت: من از نگهبانان خود راضی نیستم و از وفا و دلیری شما آگاهم. حکم می‌کنم فردا صبح همه آنان را توقیف و زنجیر کنید و اگر کسی مقاومت کند اِبقا نکنید. حیاتِ من در خطر است و برای حفظ جان فقط به شما اعتماد دارم.

نوکری گرجی این موضوع را به اطلاّع سردارانِ نادر رساند و ایشان مصّمم شدند تا دیر نشده نادر را از میان بردارند. تا پاسی از شب رفت مواضعین به خیمه چوکی، دختر محمد حسین خان ، که نادر آن شب را در سَراپرده او بود رو آوردند. ترس به آنان چنان غلبه کرد که اکثرشان جرات ورود به خیمه نکردند. فقط محمد خان، صالح خان و یک شخص متهّورِ دیگر وارد شدند و چوکی (قراول) تا متوّجهٔ آنها شد نادر را بیدار کرد. نادر خشمناک از جای برخاست و شمشیر کشید. پایش در ریسمان چادر گیر کرد و درافتاد. تا خواست برخیزد صالح خان ضربتی وارد آورد و یک دست او را قطع کرد. سپس محمد خان سر نادر شاه را از تن جدا ساخت.

این اتفاق در تاریخِ (بامداد) یکشنبه ۱۱ جمادی‌الثانی ۱۱۶۰ قمری؛ ​۲۸ خرداد ۱۱۲۶ خورشیدی روی داد.