می‌اندیشم، پس هستم، جمله معروف رنه دکارت است. این روزها که توحش مسلمین حاکم علیه غالباً مسلمانان و دیگران داد همه را در آورده، هستند آنانی که سعی در لاپوشانی کرده و میگویند این ظالمان نماینده اسلام راستین نیستند.

دروغ میگویند، تواریخ اسلام نوشتۀ  خود مسلمانان و نص کتاب مقدس مدرک دروغگویی اینان است. تدین خود را در تحریف حقایق عینی و تاریخی جستجو میکنند، دروغ میگویم؛ پس مسلمانم.

داعشی ها و حضرات در ایران، عربستان و دیگر جاها که میخواهند مانند اینان به قدرت بلامنازع و ثروت برسند  هیچ کاری خلاف دستورات صریح اسلام و سیرۀ پیامبر  نمیکنند.

اشتباه نشود، دیگر ادیان؛ یهودیت، مسیحیبت و ... هم هیچ آش دهان سوزی نیستند، همه از سر و ته یک کرباسند، همه،  ولی،  الان که در قدرت نیستند تلطیف و مهار شده اند، زمانی که حاکم بوده اند همین دست توحش ها  کرده اند.

اکنون این اسلام در حاکمیت و آنهایی که میخواهند از این طریق به قدرت برسند است که بلای جانهای اکثراً مسلمانان شده. نباید با دروغگویی منجمله از نوع  مصلحتی  راه را برای تداوم حاکمیت فاجعه بار آن هموار ساخت.  

اسلام، مانند دیگر ادیان، جایش در حاکمیت نیست، باشد، جز اینکه اکنون هست نمیتواند باشد. نیش عقرب نه از ره کین است، اقتضای طبیعتش این است.

چه بلایی است که هنوز سر مردم نیاورده اند؛ تا کی دروغ،  مغلطه و سفسطه حقایق؟  

برای نمونه به دروغگویی  حجت الاسلام والمسلمین حاج آقا محسن کدیور آمریکا نشین توجه کنید (↓). با همان بی شرمی که به دروغ میگفت مردم ایران شعار میدادند "هم غزه هم لبنان" همان بی حیایی را در دروغهای شاخدار گفتن در باره اسلام و تاریخ اسلام به نمایش میگذارد.

 

دور نیست، رهایی اصلاً دور نیست.

"تنها حقیقت است که رهایی میبخشد"

تبریک

 

"بهرام مشیری و نقد محسن کدیور " (از دقیقه یازده به بعد):