اصلاح طلبان امروز ، مانع اصلی رسیدن به دموکراسی در ایران!
بخش چهارم: سخنهایی رک با اصلاح طلبان:
خانم و آقایان اصلاح طلب مذهبی: میدانیم که (حداقل بطور علنی) از قبول مسئولیت به کار آوردن، استحکام و تداوم رژیم اسلامی ولایت فقیه شانه خالی میکنید. میدانیم که اکثریت شما متولد یک خانواده شیعه بوده اید و البته اگر هم بفرض در هندوستان بدنیا آماده بودید، باز هم تغییر مذهب از هندو به شیعه (رهایی بخش انسان و انسانیت) میدادید .حال اگر دیگران که در خانواده یهودی و مسیحی و بودایی و هندو و بهایی و.. بدنیا آمدهاند و فکر میکنند که "مذهبشان بهتر از دیگران است"، اشکال خودشان است چون میدانید که"مذهب شما بهتر از دیگران است!"... و میدانیم که دیگران زاییده خانواده و جامعه خود هستند ، البته میدانیم که شما با دیگران فرق دارید! میدانیم که شما بهتر از ما میدانید و به گنجینه یی پی برده اید که جواب سوالهایتان را در مورد خدا وانسان و جهان و غیره میدهد و اصلا معلوم نیست که دیگران چه مرگشان است که این را به سادگی نمیبینند و منکر حقیقتی که شما به آنان واقف هستید میشوند. البته میدانیم که بعضی مغزی جامد دارند و فقط آنچه را خود فکر میکنند درست میدانند و قابل تغییر نیستند، و خدا را شکر که شما جزو آنان نیستید !
با این مقدّمه برویم سر اصل مطلب و چند سوال:
آیا شما موافق مواد اعلامیه جهانی حقوق بشرهستید؟ آیا با آزادی بیان ، آزادی تشکیلات، تظاهرات،انتخابات، نشریات، نبود زندانی سیاسی و عدالت اجتماعی موافقت دارید؟ خوب اگر اینها را قبول دارید چرا با سکولار دموکراسی بر مبنای بیانیه جهانی حقوق بشراشکال دارید؟ کجای جامعه سکولار دموکرات خواستار حقوق بشر ، با اصول ذکر شده بالا که این روزها دم از آن میزنید مخالفت دارد؟
آیا در یک دولت سکولار دموکرات نمیتوانید شرکت کنید و انتخاب شوید؟ مگر شرکت آزاد در انتخابات آزاد و رای آزاد مردم را نمیخواهید؟ اگر یک سیستم سکولار دموکرات به آزادی بیان، اجتماعات، آزادی فردی و اجتماعی (تا آنجا که حقوق دیگران را نفی نکند) احترام بگذارد، اگر در سیستم سکولار بتوانید به خدا و محمد و معصومین شیعه مشروطه ۱۲ امامی اعتقاد داشته باشید و نماز وروزه و مسجد و حج و خمس و زکات... خود را حفظ کنید دیگر چرا هنوز یک جوری به حکومت اسلامی و جمهوری اسلامی دو دستی چسبیده اید ؟
اگر هم هدفتان و خواسته اصلی تان واقعا این چیزها نیست و هدفتان امر و نهی مردم به معروف و از منکر ، افکار و مذهب و اعتقادات دین و مذهب خودتان است که پس دعوای شما با دزدان و شیادان رژیم سر قدرت و حکومت است و بقیه ادعاها بهانه و تبلیغات .
خانمها و آقایان، تا کی میخواهید خودتان را به کوچه علی چپ بزننید ؟ آخر آزادی یعنی آزادی همه افکار ، پس دیگر بر چسب اسلامیش چیست ؟
حقوق بشر چند اصل ساده و قابل فهم است و آن را مثل قران و حدیث هزار جور از نوع طالبانی و حنفی و سنی و شیعه و نو گرا وبنیاد گرا و دیگر اندیش و غیره نمیتوان تفسیر کرد. پس اگر حقوق بشر و آزادی و عدالت میخواهید، مانند بقیه ملتهای متمدن، بدون پیشوند و پسوند و اما و اگر قبولشان کنید . اگر هم میخواهید از اول کار یا در آخر آن یک جورکی آزادی و حقوق بشر و عدالت را اسلامی کنید و یا جوری قسمتی از عقاید خود را بر این اصول برتری دهید، پس چرا طفره میروید؟ ماشین آخرین سیستم سواری، که دولا دولا نمیشود. تا کی طفره و توجیه؟
اگر آزادی میخواهید دیگر این نوع اسلامیش چیست. به دیگری نا مسلمان چه که آیا اسلام آزادی خواه است یا نه ؟ اگر هست خوش بحالش و خوش به حال شما، اگر هم نیست که دیگر چرا میخواهید جمهوری اسلامی را به ما بچپانید؟!
اگر اسلام به حقوق بشر احترام میگذارد، اول از همه، خود شما به حقوق دیگران که اسلام را قبول ندارند احترام بگذارید و این کلمه اسلامی را از پاچه جمهوری بکنید. اگر هم که اصرار در "اسلامی" دارید که دیگر روضه حقوق بشر را بخوانید و دم از آن نزنید .
نمیگویم مذهب و دین و ایدئولوژی و اعتقادات و نماز و حجتان چه باشد که این به من و دیگران ربطی ندارد ولیکن میگوئیم نباید به کسی اجبار شود و دین و مذهب و غیر مذهب ما هم به شما ربطی ندارد.
اگر هم میگوئید که اکثریت مردم ایران مسلمانند ، هر کدام از مسلمانان برداشتی متفاوت از اسلام دارند حتی میان خودتان هم در برداشت از اسلام اختلافات است، بگذریم از سنیهای کرد و بلوچ و عرب، بگذریم از بهائیان و زرتشتیان و یهودیان و مسیحیان ، بگذریم از بیخدایان و درویشان ، بگذریم از مجاهدین خلق و توده ای وفدائیان اکثریت و اقلییت، بگذریم از طرفداران خامنهای و بروجردی .پس هر گونه این "جمهوری" را "اسلامی" کنید ، به بخشی از ملت ایران زور است و اجبار.
چند بار در این ۳۴ سال رنگ و نقش عوض کرده اید. این حرف من و ما نیست، این واقعیت غیر قابل انکار تاریخیست که در این عصر ارتباطات در سخنرانیهای ۳۴ سال پیش تا بحالتان، در روزنامه هایتان، در مقاله هایتان، در دستبوسی هایتان، در طرفداریهایتان ، در مخالفت هایتان، در جهت گیری هایتان، در چاپلوسیهایتان ، در سخنرانیهایتان ، در ویدئوها و نوارها و سیدیها و کامپیوترها برای همیشه ثبت شده است. رفتار و گفتار و کردار دیروزتان با امروزتان مطابقت ندارد. همان ۴ سال پیش هم ، بعد از این که زیر آبتان را زدند ، داد و بیداد کردید ، ولی حالا دوباره در آستانه انتخابات شرکت دوباره در انتخابات را گدائی و توجیه میکنید !
اوضاع ایران و ایرانی از ۴ سال پیش، ۸ سال پیش ، ۱۶ سال پیش، ۳۲ سال پیش بهتر است؟ پس اگر بدتر است ، نقش شما در اصلاح آن چه شد؟ اینهمه در دولت و مجلس و وزارت و سفارت و امور داخله و خارجه و دانشگاه و ارتش و سپاه و... دست داشتید. همه کار نبودید ولی داشتن مقامات ارشد از رئیس جمهور تا رییس دانشگاه و وزیر و ....به پایین هم هیچکاره نیست ....چه کردید؟ این است نتیجه اصلاح طلبی شما که میبینیم! تا کی میخواهید ایران و ایرانی را قربانی به عمل رساندن اعتقادات و خواستههای خود کنید؟
و اما شما اصلاح طلبانی که مذهبی نیستید و میخواهید جمهوری "اسلامی" را اصلاح کنید :
آیا در مدرسه حساب و هندسه و شیمی و فیزیک خوانده اید؟ آیا اگر یک مسئله یی را از یک روش بارها و بارها و بارها... نتوانستید حل کنید و هیچ وقت حل نشد، آیا باز هم همان بیراهه حل را انتخاب میکنید و تجدید و مردود میشوید، یا این که بالاخره راه دیگری به فکرتان خواهد رسید و از در جا زدن دست بر میدارید و به کلاس بعدی ارتقأ پیدا میکنید؟
۳۴ سال است که به دنبال اصلاح رژیم بوده اید و اوضاع هر دهه از دهه پیش بدتر شده .پس کی از این روش تکراری مردود دست برمیدارید و قبول خواهید کرد که این حیوان از خود در آروردی شتر مرغ پلنگ جمهوری اسلامی ، اصلاح پذیر نیست و هر سال وحشی تر از همیشه شده و حتی دیگر دست و پای خودیها را هم دارد گاز میگیرد!
در دنیا دزد وقاتل وشیاد همیشه وجود داشته و دارد. همینطور میدانیم که بسیاری از خانوادهها مسائلی خانوادگی ، مالی و تنش هایی دارند . به هر حال انسانها بی عیب و کامل نیستند و خانوادهها هم مجموعه های هستند از انسانها . (جامعه هم مجموعه ایست از انسانها و خانوادههای غیر متکامل و در نتیجه جامعه هم بی عیب نیست)
حال اگر یکی یا چند از اعضای خانواده با بعضی دزدن و شیادان دوستی برقرار کنند و راه آنها را به خانهتان باز کنند و آنان پس از مدتی خانواده شما را اذیت کنند و مال و اموال شما را ببرند و به اعضای خانواده تجاوز حقوقی و جسمی کنند ، مسولیت آن به گردن دزدان و شیادان است و یا عضو خانواده که آنها را به خانه شما راه داد؟ ٔ
ماییم که نباید پای دزدها را به خانه مان باز کنیم، به آنان اطمینان نکنیم ،با آنان بر علیه دیگر اعضای خانواده همکاری نکنیم، و حداقل اگر بعدا به هویت آنان واقف شدیم هر چه زودتر از همکاری با آنان خودداری کنیم و سعی کنیم آنان را از خانه خود دور کنیم. آیا شما این کار را در مورد مرتجعین و کسانی که ایران را به این روز کشیده اند کردید؟
آری، اگر پس از تجربه شکست خورده اصلاح طلبی ۳۴ سال گذشته هنوز فکر میکنید که این رژیم و دست اندر کارانش را میتوانید اصلاح کنید، حتما باید یک کاسهای باید زیر نیم کاسه اصلاح طلبیتان باشد!
***
در پایان این بخش و قبل از این که فراموش کنم ، رک بودن من را به رکی شلاق و شکنجه و اعدام و تیرباران و زندان و چماق جمهوری اسلامی که از اصلاح طلبی آن دست برنمیدارید ببخشید..
نظرات