بخش اول: اصلاح طلبان امروز، پایه گذاران انقلاب اسلامی دیروز : Link
بخش دوم - اصلاح طلبان امروز، جاده صاف کنان و همدستان حکومت ارتجاع:
شورش بر علیه رژیم شاه که ریشه اش در درون کشور ریخته شده بود، نیاز به تدارکات و سازماندهی در خارج نیز داشت. به همین دلیل مذهبیون کت شلواری در آمریکا و فرانسه و لبنان و .. مانند یزدی و قطب زاده و بنیصدر و دیگران هرکدام سری از طنابی که روزی بر گردن ملت ایران آویخته شد در دست گرفتند.
درست است که ملایان شبکههای خود را در مساجد کشور داشتند ولی خمینی بدون کمپین تبلیغاتی و برنامه ریزی تشکیلاتی و ارتباطی اسلامیون مدرن داخل و خارج کشور امکان نداشت که به قدرت برسد. برنامهریزی ها، مصاحبه ها و اعلامیهها همه به ابتکار و بدست تکنوکرات های اسلامی بود. حتی تغییر ترجمه چرندیات خمینی به طوری که به مذاق خارجیان بنشیند توسط آنان کنترل میشد.
چسباندن جمهوری به اسلامی نیز از افکار ملی مذهبیون بود. موجود هشلهفی که حتی پیش و پسوندش با هم تضاد دارد. دستِ خط آنان در تک تک نوشتههای قانون اساسی جمهوری اسلامی دیده میشود. قانونی که در یک سرش ملایان ولی فقیه و شورای نگهبان و... کنترل کامل بر امور سه قوه قضایی، مقننه و اجرأییه دارند و در سر دیگرش سخن از آزادی بیان و اجتماعات و انتخابات مطابق و نه مغایر با اسلام است و البته این تصمیم گیری نهایی با ملایان است! یعنی از همان ابتدا دیکتاتوری محض. قانونی که هنوز اصلاح طلبان از کروبی و موسوی تا خاتمی و عبادی رعایت آن را تبلیغ میکنند.
بدین طریق شبکههای اجرائی دولت، نخست وزیری، تلویزیون، رادیو، دانشگاهها، وزارات.....همگی بلافاصله بدست آقایان (و خانمهای بعضی تازه روسری کن) افتاد. البته همگان گوش به فرمان "امامت" خمینی بودند و مشغول به تشکیل و سازمان و توجیه رژیم نوی جمهوری اسلامیشان آماده ایجاد مدینه فاضله در قرن بیستم و بیست یکم.
از یک سؤ بازرگانها و یزدیها و قطب زادهها و بنیصدرها و دوستان زمام عموم را در دست داشتند و از سوی دگر چمرانها ؤ عسگراولادی ها و پیمانها و تاجزادهها و سروشها و مطهریها و دوستانشان با گروههای امّت و مجاهدین اسلامی و انقلاب فرهنگی و …سازمان های گروهی و ایدئولوژیک و فرهنگی اسلام پیشرو را تشکیل میدادند و مشغول پاکسازی بازماندهٔ سکولاریسم رژیم شاه در دانشگاهها و ادارات و ارتش و غیره بودند.
در این میان گروههای مجاهدین خلق و کمونیست ها که از همان ابتدا در سهم بندی قدرت راه داده نشدند، مجریان انقلاب را به چند دسته تقسیم بندی کردند: لیبرالها (ملی مذهبیان و شرکا)، مرتجعین (ملایان) و مترقیان (خودشان)!
ملایان به رهبری خمینی پس از اعدامهای گروهی طرفداران رژیم سابق، شروع به پاک سازی گروههای چپ و گروههای قومی و مجاهدین خلق کردند. در همین زمان تمام امور اجرائی و بخش بزرگی از مجلس شورای اسلامی در دست اصلاح طلبان بود و البته فریادی وشکایتی در مورد زندانیان سیاسی و اعدام ها از آقایان اسلامیون دموکرات به گوش نمیرسید. البته باید ذکر کرد که گاهی گله هایی شنیده میشد، البته نه به حضرت امام و ولی فقیه. مجاهدین انقلاب اسلامی و انجمنهای اسلامی که اصلا دشمن خونخوار ایدئولوژیک مجاهدین خلق شده بودند و در اعدام تک تک طرفداران مجاهد هورا میکشیدند. (بعضی از آنان پس از کودتای اخیر انتصاباتی ۱۳۸۸ بازداشت شدند ، حال دم از آزادیخواهی و عدالت میزنند.) آخردموکراسی، آزادی و عدالت اسلامی برای دیگران (طاغوتی و کافر و منافق و خوارج و ....) نیست ،و فقط شامل اسلام گرایان میشود..
کم کم حلقه ارتجاع ملایان تنگ تر و تنگ تر شد و بازرگانها و قطب زادهها و یزدیها وبنی صدرها و دوستانشان یکی پس از دیگر تاریخ مصرفشان مانند دیگر بانیان شورش ۵۷ به پایان رسید و آنان نیز هر کدام زیر آبشان به نوعی زده شد.
آری ترتیب لیبرالهای نوچههای شریعتی داده شد و حالا گروه دوم اصلاح طلبان نوچه افکار سروش و مطهری هرکدام به سرعت جای خالی رفتگان را پر میکردند. گروه دوم اصلاح طلبان شکفته از انجمنهای اسلامی و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی (این روزها رئیسشان تاج زده از زندان تبلیغ ریاست جمهوری خاتمی برای باز گشت به دوران طلایی بخور بخور خمینی میدهد) و دانشجویان قدیمی خط امام زمام خوشحال وارد صحنه شدند تا اسلام پاکسازی شده ناب محمدی مدرن را به نتیجه برسانند.
پاکسازیهای اولی درونی و بیرونی شده بود و وقت شکوفایی اصلاح طلبان نو بود ، وقت آشتی گری نسل دوم اصلاح طلبان با ملایان و با مردم مسلمان ایران... و در این راه چه بهتر از آخوند خاتمی برای ایفای این نقش: اصلاح طلب ، ملا و با لبخند. آماده برای گفتگوی تمدنها ( آخر آقایان به پول و مقام رسیده و حالا متمدن شده بودند)
وعدهها و وعیدها دوباره برقرار و آماده مثله امّت مسلمان خوش باور، دوباره گله گله و میلیون میلیون به صندوقهای رای سرازیر. آخر بازرگان ها و بنیصدرها (با روزنامه انقلاب اسلامیش) و موسوی و هاشمی نتوانسته بودند اسلام دموکرات مدرن و عادل را به واقعیت برسانند. رای دهند گان بی اعتقاد هم میگفتند که : "خوب این که از اونیکی بهتره", "چاره یی نداریم" و همان حرفهایی که هر ۴ سال رای دهندگان به خود و یک دیگر میگویند و هر بار بیچاره تر از گذشته سر از پا دراز تر و آماده رای بعدی !
۸ سال وعده پوچ خاتمی ، ۸ سال دیگر اصلاح طلبی ، نطفه جدیدی در خود پرورید: مهندس شهردار تهران : محمود احمدی نژاد ,آماده اصلاحات دوباره! ..."آخه این از رفسنجانی آخوند که بهتره"!
این یکی دیگر بدنبال تاسیس مدینه فاضله نبود، که اصلا آن ۲۸ سال اشتباه بوده و هدف اسلامی جدید: ایجاد شرایط ظهور خود حضرت امام زمان (آعه) ، که این کار فقط به دست مبارک ایشان انجام پذیر است!... و دوباره سر کار گذاشتن امت شیعه اثنی عشری.
هدف از این مقاله، نیمچه تکرار سر سری گذشته نیست که روزی همه این خیانتها در "کتاب ها" درج خواهد شد، بلکه نشان دادن اینکه در هردوره این سی چند سال ، اصلاح طلبان اسلام فرج بخش نو آور خود را به نویی و با لباسی و با قولی به مردم عرضه کرده اند و در پایان هر بحره عرضه را به ایران و ایرانی و حتی به خود تنگ تر کرده اند. .
آخر یک هیولا را هرچه بزک و گریم و لباسهای رنگارنگ بپوشانیم، درون آن هنوز یک هیولاییست همیشه گرسنه، که دوست و دشمن نمیشناسد.
بخش سوم: اصلاح طلب جمهوری اسلامی کیست، چیست و انواع شان :Link




نظرات