فریدون فرخزاد شهرتش را مدیون خواهرش، فروغ ، نبود. علاوه بر اینکه دکترای حقوق سیاسی از آلمان داشت، هنرمندی پیشتاز، خواننده ای محبوب و شاعری توانا بود.
ولی فرای مدرک دانشگاهی و هنرهایش، ایران و ایرانی دوستی، شجاعت و فعالیت علنی و خستگی ناپذیرش در مخالفت با کلیت حاکمیت اصلاح ناپذیر فاشیسم دینی وجه ممتاز او بود.
بیست و چهار سال پیش در چنین روزی قاتلان اعزامی فاشیست ها به معنی کامل کلمه فریدون فرخزاد را در حومۀ بُن (آلمان) سلاخی و چاقو آجین کردند.
بالا از نوشته ای است که بمناسبت سالروز قتل آن زنده یاد ایراندوست سال پیش تقدیم شد. ایراندوستی، راستگویی و عدم نوکر صفتی آن زنده یاد از دلایل اصلی بی مهری و حتی دشمنی حزب خائن توده و چپولان مشتق از آن با او میبود که البته قابل درک است.
به پیام آن زنده یاد در سال ۱۹۸۳ به حزب خائن توده و چپولان ماشاءالله روشنفکر مشتق از آن گوش هوش دهید که بسیاری از همانانی که پا را توی یک کفش کرده بودند که حکومت پهلوی ایرانساز اصلاح ناپذیر است و باید برود، به کشورهای دموکراتیک سرمایه داری فرار کرده و مُبلغ "اصلاح" و تداوم حاکمیت آپارتایدی و جنگ افروز فاشیسم دینی در ایران شده اند:
VIDEO
باشد پس از رهایی ایران و ایرانی از نکبت فاشیسم اصلاح ناپذیر دینی، سالروز خجسته روز رهایی همواره جشن ملی گرفته و یاد آنانی که در راه تحقق آزادی ایران همه آنچه داشتند را هزینه کردند گرامی داشته شود تا نسلهای آتی دیگر گرفتار بلایی نشوند که اسلامیست ها، حزب خائن توده و چپولان کاپوچینو نوش، ایران را گرفتار آن کردند.
دور نیست، رهایی اصلاً دور نیست.
"تنها حقیقت است که رهایی میبخشد"
تبریک
چپ گرایان ایران نیز به سبک اسلامیون مرتجع شیعه همیشه از دگر باشان اظهار نفرت میکردند. کینه دیرینه این به اصطلاح روشنفکران از فرخزد فراموش شدنی نیست.