دیروز همزمان با عید فطر، در مراسمی رسمی، دولت اسرائیل از تابلو روزشمار شمارش معکوس نابودی ایران رونمایی کرد. برروی این تابلو به زبانهای فارسی، عبری و انگلیسی نابودی ایران اعلام گشته است.
البته خبر بالا کذب محض است و تنها در صورتیکه نامهای ایران و تل آویو با اسرائیل و تهران جایگزین شوند، در آنصورت حقیقت محض خواهد بود. تابلو بالا، چند روز پیش در "روز قدس" در تهران رونمایی شد.
بعنوان یک ایرانی که کشورش را دوست دار، جان هموطنان، اقوام، دوستان و آشنایانش برایش بسیار بسیار عزیز است، اگر خبر کذب بالا حقیقت میداشت، چه حالی میشدید؟
اگر از کلۀ سحر تا بوق سگ اسرائیلیان و عوامل آنان در دیگر کشورها به انحای گوناگون ایرانی ستیزی میکردند چه حالی میشدید؟
اگر اسرائیل بر روی موشکهای بالستیک به فارسی مینوشت "ایران باید از صفحۀ روزگار محو شود" چه حالی میشدید؟
اگر چه هستند آزادگانی در ایران که علیه این توحش و جنگ افروزی سکوت نمیکنند، ولی در ایران اسیر فاشیست های اسلامیست اصلاح ناپذیر که سیاستشان یهود ستیزی است مخالفت علنی با جنگ افروزی و جنایات علیه بشریت فاشیست ها بهای بسیار سنگینی دارد.
به دور و بر خود در جهان آزاد نگاه کنید و ایرانیانی که تحت پوشش دفاع از فلسطینیان تنها هم و غمشان حمله به اسرائیل است را رصد کنید که نه به فلسطینی کُشی در ابعاد گسترده توسط فاشیستهای اسلامیست اعزام شده از ایران به سوریه کاری دارند و نه با جنگ افروزی های فاشیست های ایران و دیگر جنایات علیه بشریت در اقصی نقاط جهان منجمله در خود ایران.
این هم پاسخ توییتری بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، به نصب روزشمار نابودی اسراییل در تهران:
" ما مدتها پیش از آنکه آیتاللهها مردم ایران را گروگان بگیرند اینجا بودیم، و زمان طولانی بعد از اینکه رژیمشان پاورقی تاریخ شود هم اینجا خواهیم بود"
آیا زمان آن نرسیده که به زن ستیزان، یهود ستیزان، بهایی ستیزان، آمریکایی ستیزان که نهایتاً ایرانی ستیز میباشند به صدای بلند نه گفت؟
بجز یهودیان، کدام قوم و کشوری در مقدس ترین کتاب دینشان آنچنان که در تورات است از ایران تقدیر شده؟
بجز روابط گرم تاریخی، اسرائیل و یهودیان چه هیزم تری به ایران و ایرانیان فروخته اند که باید خواستار نابودی آنها بود؟
اعراب با اسرائیل دارند کنار می آیند، آیا ایران اسیر فاشیست ها در ازای نابودی ایران کاسۀ داغ تر از آش شده قابل قبول است؟
دور نیست، رهایی اصلاً دور نیست.
"تنها حقیقت است که رهایی میبخشد"
تبریک
عکس بالا؛ عکس یادگاری با بنر فدراسیون بسکتبال ایران بدست در کنار روزشمار نابودی اسرائیل که شامل میلیونها کودک، زن و مرد یهودی، مسلمان، مسیحی، عرب و ...غیر نظامی میباشد.
پ.ن. یادمان باشد، اسرائیل متحد تاریخی، فرهنگی و استراتژیک ایران و ایرانی است.
محض یادآوری: «دولت محمد مصدق را معمولا به دلیل كارزار ملی شدن صنعت نفت میشناسند، در دولت كوتاهمدت اما پرتنش مصدق اما اقدامات مهم دیگری نیز صورت گرفت كه بررسی آنها میتواند سرشت نهضت [غیر]ملی و ماهیت آن را روشن سازد. یكی از این اقدامات قطع رابطه با دولت تازه تاسیس و مجعول اسراییل بود كه در همان ماههای نخستین به قدرت رسیدن مصدق صورت گرفت؛ اقدامی كه كمتر مورد توجه تحلیلگران و پژوهشگران قرار گرفته است. در سالروز تصویب این قانون در ١٦ تیر ماه ١٣٣٠ نگاهی خواهیم داشت به زمینهها و ریشههای این اقدام دولت مصدق. بدین منظور مروری نیز بر تاریخ شكلگیری دولت غاصب اسراییل و نقش نیروهای بینالمللی در آن ضروری به نظر میرسید.»
فضولی مطلبی که الصاق کردید میتواند فتح بابی باشد برای بحث در بارۀ یک معضل بدخیم اجتماعی در بین ایرانیان که ریشۀ تاریخی هم دارد.
این معضل بدخیم اجتماعی موجب نادیده گرفتن و اکثراً ماستمالی رفتار و تصمیماتی میشود که در غلط بودن آنها شک و شبهه ای وارد نمیباشد و همواره خسارت آنرا ایران و ایرانی پرداخت کرده و میکنند.
اینکه مصدق به پشتوانه ملت ایران نفت را ملی کرد، افتخاری به سود ایران و ایرانی است و اینکه رابطه با کشور اسرائیل ، متحد تاریخی، فرهنگی و استراتژیک ایران و ایرانی را قطع کرد، خطای اوست که به سود ایران و ایرانی نبوده. کارهای دیگری هم مصدق کرده که آنها هم خطا بوده.
این وابستگی به کیش شخصیت در ازای وابستگی به حقیقت را هم اکنون در بین برخی از ایرانیان که سالها در دموکراسی زندگی کرده هم دیده میشود.
برای مثال، از دید معتادان به کیش شخصیت نمیشود از اوباما برای قرارداد معیوب هسته ای که با رهبر فاشیست های اسلامیست ایرانی کُش و ایران ویران کُن در ازای پشت کردن به مردم ایران بست ایراد گرفت و در عین حال هوادار او هم بود.
به عبارت دیگر؛ نوکر صفتی همواره حرف اول را میزند که هرکاری ارباب کند عین صلاح میباشد.
آقاجان ایشان مظهر «سنت خواهان» یعنی دشمنان دوستی ایران و اسراییل است که بالاخره لطمه آخر را به تجدد زدند. ملی کردنش هم توام با ندانم کاری بود که خود حامیانش اذعان دارند به خاطر «یکدندگی» (عبارت خودشان) مصدق شکست مفتضح شد. شما فکر میکنی رژیم عوامفریبی هسته ای را از کی یاد گرفت؟
اگر میخواهی یک جناح یکسان ضد رژیم پیدا کنی باید مسئله تجددستیزی را حل کنی. این امامزاده ها شناسایی شوند و به تاریخ سپرده شوند