پس از ۳۶ سال حاکمیت مطلقۀ فاشیست های مُعمم و مُکلای "اصلاح طلب" و غیره بر ایران و  ایرانیان،  اهداف اسمی انقلاب خوش عاقبت که شامل عدالت اجتماعی و بهروزی ایرانیان میبود همه برباد رفته و انکار آن غیر ممکن میباشد.  

ولیکن، در ازای آن برباد رفته ها، در طول همین سالها، نهال خشونت عریان و بی وقفۀ حاکمان درختی تنومند شده، به  بار نشسته و اکنون میوه های آن بصورت رسوخ توحش به همه لایه های اجتماع قابل رویت است.

در خانه، مدرسه و بیرون از خانه؛ کودک ایرانی بصورت مداوم خشونت لفظی و فیزیکی را تجربه میکند.

شاید نهایتاً "ادب از که آموختی از بی ادبان" به داد جامعۀ تحت خشونت روزمره، سیستماتیک و سازمان یافته برسد،  ولی:

آیا توقع رفتار متمدنانه در بزرگسالی  از  کودکان قربانی خشونت بی وقفه و آموزش داده شده توقع بی جایی نمیباشد؟

آیا با تداوم حاکمیت وحشت فاشیسم، میشود امیدی به توقف رشد و آغاز کاهش خشونت روزافزون و عادی شده در جامعۀ ایران را  داشت؟

 

دور نیست، رهایی اصلاً دور نیست.

"تنها حقیقت است که رهایی میبخشد"

 

تبریک 

عکس بالا؛ کودک ایرانی در مراسم بقتل رساندن (اعدام) انسان ، ویدیو ↓ وحشیگری دیگر عادی شدۀ معلم در ایران. هشدار، ویدیو بسیار دلخراش است.

 

 "این همان شدن با متجاوز" رک گویی شجاعانۀ یوسف اباذری در تهران. ویدیو ↓   به اینجا هم سرکی بکشید.