نمایش "موش و تله" فیروزه خطیبی، یک طنز تلخ و شیرین و یک کمدی – تراژدی ایرانی درباره غربت  و غربت نشینی

" ما آدم ها، زمانی که غمگین ترین حالت ها را داریم آماده خندیدن هستیم "

" تا زمانی که انسان های واقعی هستند، آزادی نابود نخواهد شد"

 

فیروزه خطیبی نویسنده، نمایشنامه نویس، بازیگر و کارگردان تئاتری است که بیشتر او را بعنوان روزنامه نگار و برنامه ساز رادیویی می شناسیم، از سال 2003 به ترتیب با رادیوفردا، صدای آمریکا، بی بی سی فارسی و کیهان لندن همکاری داشته و از 8 سال پیش هم برنامه هفتگی پرشنونده ای را با عنوان "هنر و زندگی" در رادیوهمراه لس آنجلس نوشته واجرا می کند. او از پایه گزاران "کانون تئاتر لس آنجلس" است که از سال 1995 در این شهر با همکاری استاد خلیل موحد دیلمقانی  و داریوش ایران نژاد، بازیگر برجسته تئاتر به کار اجرای نمایشنامه های کلاسیک ایرانی از فتحعلی آخوندزاده و میرزا آقا تبریزی تا صادق هدایت و غلامحسین ساعدی اشتغال داشته است.

فیروزه که  تحصیلاتش را در رشته فیلم و ادبیات انگلیسی  و سپس نمایشنامه نویسی و کارگردانی تئاتر در انستیتوی "لی استراسبرگ " نیویورک بپایان رسانده، بعدها به گروه تئاترویل گیر و استلا ادلر در لس آنجلس پیوست و همزمان در چند نمایشنامه از  پدرش پرویز خطیبی – طنزنویس و نمایشنامه نویس سرشناس - از جمله "عروسی ایران خانم" و "حاجی مارمولک" (برداشتی از نمایش تارتوف مولیر) نقش های حساسی را برعهده گرفت.  با درگذشت پدر، نمایش "ماه در آینه" (ماجرای دلدادگی قمر الملوک وزیری و یک ویولونیست یهودی) را در لس آنجلس با بازی هنرمندان تئاتر مهوش آژیر، کامران نوزاد، داریوش ایران نژاد و محمود بهروزیان برروی صحنه آورد و نمایش "شاهشکار" درباره میرزا رضا کرمانی را به همراه این هنرمندان روخوانی کرد.  در نمایش "پرومته در اوین" اثر ایرج جنتی عطایی در کنار پرویز صیاد نقش آفرینی کرد و در ترجمه ای از نمایش "زندانی طبقه دوم"  نوشته "نیل سایمون"با شرکت و کارگردانی داریوش ایران نژاد نقش مقابل این هنرمند را برعهده داشت. در چند سال گذشته او به همراه حسن خیاط باشی، بازیگر تئاتر، تلویزیون و سینما اولین "جشنواره تئاتر و فیلم لس آنجلس" را پایه گذاری کرد که در آن  نمایش " طریقه حکومت زمان خان بروجرد" اثر میرزا آقا تبریزی روخوانی شد و در سال 2019 یکبار دیگر در یک همکاری تازه با داریوش ایران نژاد، در کنار نمایشی از غلامحسین ساعدی، نمایشنامه نویس بزرگ ایرانی، در اجرای پیش پرده های طنز سیاسی  پرویزخطیبی بشکل مولتی میدیا با او همکاری نمود.  

خانم خطیبی این روزها به شدت مشغول تمرین نمایش تازه خود "موش و تله" است. هرچند او سال ها در برنامه های رادیویی "روی خط طنز" در "رادیو صدای ایران" و برنامه های نوروزی "رادیوهمراه"،  نمایشنامه های کوتاه طنز نوشته و به همراه هنرمندان دیگری چون بهرام وطن پرست، بازیگر سینما و تئاتر، زینت مودب(خطیبی) بازیگر سینما و نمایشنامه های رادیویی و محمد رضا موذنی برنامه ساز و مجری برنامه های رادیو- تلویزیونی اجرا کرده اما این بار یک کمدی – تراژدی ایرانی را بر روی صحنه می آورد که هرچند بازیگران در شرایطی کاملا جدی روی صحنه نقش آفرینی می کنند اما شرایط آن ها وضعیت خنده آوری را برای تماشاگر بوجود می آورد.

فیروزه خطیبی که معتقد است جامعه برای یک تغییرات اساسی بیش از هرچیز نیاز به تغییرات  فرهنگی  دارد می گوید: "اگر به ریشه‌های فرهنگ ایران زمین توجه کنیم می بینیم که بن‌مایه‌های اصلی آن را شادی و نشاط شکل می‌دهد. چرا که در فرهنگ کهن ایرانی، شادی، اصل زندگی است و علاوه بر آن مدام بر این مسئله تأکید شده که زندگی تنها با شادی و نشاط پویایی پیدا می کند.   حتی در کتیبه  معروف داریوش آمده است که‌ «بزرگ است اهورامزدا که این زمین را آفرید، آن آسمان را آفرید و شادی را آفرید» که نشان می‌دهد شادی و شاد زیستن تا حد آفرینش زمین و آسمان ارزش و اهمیت داشته است."

"ما آدم ها، زمانی که غمگین ترین حالت ها را داریم آماده خندیدن هستیم. در چنین شرایطی است که تعادل مناسب بین کمدی و تراژدی، یک  تجربه توصیف ناپذیر را ممکن می کند. "

نمایش "موش و تله" من  یک طنز تلخ و شیرین و درواقع یک کمدی – تراژدی ایرانی برگرفته از تجربیات زندگی ما ایرانی ها درغربت و تا حدودی غیرمعقول و باورنکردنی است. اما درعین حال یک کمدی "بوف" با پایان خوش هم هست. 

نمایش "موش و تله" را من در اواخر سال 2019 نوشتم و تصمیم داشتم خودم به همراه داریوش ایران نژاد ، دوست و بازیگر توانای تئاتر ساکن لس آنجلس آن را بازی کنیم اما تمرین های اولیه مصادف شد با شیوع کرونا و ما مجبور شدیم کار را کنار بگذاریم. اما خوشبختانه سه سال بعد فرصتی پیش آمد تا یک بار دیگر و درست یک ماه قبل از خیزش های انقلابی مردم ایران، تمرین های این کار را بدست بگیریم. البته این بار با دو بازیگر  تازه نفس: خانم شیدا پگاهی، بازیگر تئاتر و سینما ، طراح و مدرس رقص و  آقای محمد رضا موذنی – بازیگر، کمدین، برنامه ساز و مجری پرتوان رادیویی در رادیو همراه و آقای مهدی کاملی  - آهنگساز، خواننده و مجری برنامه  خوب "کافه کلاژ " که در واقع یکی دیگر از همکاران ما در رادیو همراه به شمار می رود این کار را بدست بگیریم. هرچند اجرای ما بخاطرخیزش های انقلابی که در داخل ایران جریان دارد و به احترام جوانان قهرمانی که جان خود را از دست دادند دوبار تا کنون به تعویق افتاده است. راستش تا زمانی که پیامی از دوست هنرمند و بازیگرم در پاریس بدستم نرسیده بود هنوز تصمیم نگرفته بودم که دست به این اجرا بزنیم یا نه.

اونوشته بود: «وقتی که سپاهیان «قتیبه»، سیستان را به خاک و خون کشیدند، مردی چنگ نواز، در کوی و برزن شهر که غرق خون و آتش بود، از کشتارها و جنایات «قتیبه» قصه ها می گفت و اشک خونین از دیدگان آنانی که بازمانده بودند، جاری می ساخت و خود نیز، خون می گریست ... و آنگاه بر چنگ می نواخت و می خواند:

با این همه غم در خانه دل

اندکی شادی باید که گاه نوروز است.»

و اما اگر بخواهم درباره محتوای نمایش "موش و تله" که  روز یکشنبه 19 فوریه در "گیندی آدیتوریم" لس آنجلس به روی صحنه خواهد آمد توضیح بیشتری بدهم، باید بگویم که یک طنز اجتماعی است که اسرار پلید زیر پوست یک جامعه غربت زده را آشکار می کند. زمانی که  انبوهی از احساسات پنهان بخشی از قشر جامعه به شکل نامعقول و خشونت آمیز و درعین حال مضحکی منفجر می شود و پرده از بسیاری از چیزها از جمله عشق و نفرت های سرپوشیده و خشم و عقده های فروخورده برداشته می شود.

"موش و تله" مخلوطی است از کمدی و تراژدی که  بیش از هرچیز از رفتارهای ریاکارانه و پوچ اجتماعی نشات می‌گیرد.  رفتارهایی  که باعث مضحک شدن خود کاراکترها شده است. اما از آنجایی که حقیقت در نمایش فاش می‌شود، وقتی شخصیت‌ها عواقب دنیای واقعی رفتارشان را در نظر می‌گیرند، همه چیز به سمت تراژیک‌ شدن پیش می‌رود. البته اشتباه نکنیم. این کمدی تاریک –  حتی برای لحظه‌ای -  به زندگی واقعی شبیه نیست، چرا که  در "موش و تله" قوانین بازی شکسته شده و ریاکاری ها حداقل برای 24 ساعت طول وقایع داستان نمایش، به عنوان واقعیت آشکار می‌شود.  

یکی از نمونه های سینمایی این نوع  کمدی - تراژدی را بدون آنکه قصد مقایسه داشته باشم، می توانیم در شاهکار چارلی چاپلین فقید و در  فیلم دیکتاتور بزرگ تماشا کنیم. در این فیلم کلاسیک چارلی، هم نقش یک آرایشگر نجیب یهودی را بازی می کند و هم نقش یک دیکتاتور ظالم را بر عهده می‌گیرد که به دنبال تخریب شیوه زندگی آرایشگر است. این فیلم طنز تلخ که در سال ۱۹۴۰ ساخته شده است، انتقاد شدیدی است به وقایع جنگ دوم جهانی  و این هنرمند نابغه توانسته  از بی‌عدالتی هایی که نتیجه این جنگ خانمانسوزو پیشروی های رژیم فاشیستی آدولف هیتلر بوده به شدت انتقاد کند و درعین حال شرایط خنده آوری بوجود بیاورد.  چاپلین مهارت‌های افسانه‌ای خود را به عنوان یک کمدین در داستانی در مورد دورانی از تاریخ به کار می‌گیرد که حتی به شکل داستان هم بسیار تراژیک‌ است.  در فیلم، آرایشگر یهودی که از لحاظ ظاهری عینا  شکل دیکتاتور بزرگ است، در یک پرونده هویتی اشتباها گرفتار می شود و ناچار است در نقش دیکتاتور بزرگ برای جمعیت عظیمی سخنرانی کند.   نتیجه،  یکی از نمادین‌ترین صحنه‌های تاریخ سینماست که شامل یک سخنرانی میخکوب کننده درباره صلح در برابر ظلم‌هایی است که انسان‌ها قادر به انجام آن هستند.  سخنرانی  که هنوز هم  بعد از گذشت بیش از  80 سال، هنوز هم  شگفت انگیز و اثر گذار باقی مانده است.

"من متاسفم، اما نمي‌خواهم امپراتور شوم. این كار من نيست. من نمي‌خواهم به كسي دستور بدهم يا جايي را فتح كنم.  من دوست دارم به همه مردم كمك كنم، اگر امكاني باشد به  يهودي، به بي‌دين به سياه و به  سفيد. همه ما مي‌خواهيم به یکدیگر کمک کنیم چون طبیعت بشر چنین است.  ما دوست داریم  در شادي با يكديگر زندگي كنيم، نه در رنج وبدبختي . ما نمي‌خواهيم از همدیگر متنفر باشيم و یکدیگر را تحقير كنيم، در اين دنيا برای هر انسانی جایی و مکانی هست . زمين آنچنان بخشنده  است که  مي‌تواند براي همه غذا فراهم كند. و شيوه زندگي  هم مي‌تواند آزاد و زيبا باشد. اما گاه بنظر می رسد که ما راه را گم كرده‌ايم. حرص و آز، روح بشر را مسموم کرده و  و دنيا را پر از نفرت  و ما را در بدبختي و خون غوطه‌ ور ساخته است.  با بالا بردن سرعت همه چیز، ما خودمان را محبوس كرده‌ايم. ماشين‌آلات با توليد انبوه، ما را نيازمند كرده است. دانش ما را بدگمان كرده، هوشمان سخت و روحمان  نامهربان شده . ما زیاد تر از همیشه فكر مي‌كنيم اما کم تر از همیشه احساس می کنیم. اما بيش از هر ماشين‌آلات و تکنولوژی، ما محتاج به انسانيت هستيم. بيش از هوش، محتاج به مهرباني و ملايمت. چرا که بدون اين کیفیات، زندگي خشن مي‌شود و همه چيز از دست مي‌رود.

به کسانی که صدای مرا می شنوند می گویم ناامید نشوید. رنجی که ما امروز می کشیم نتیجه حرص و طمع آدمیزاد است. اما بدانید که نفرت آدمی می گذرد ودیکتاتور ها می میرند و قدرتی که از مردم می گیرند به مردم بازخواهد گشت و تا زمانی که انسان های واقعی هستند، آزادی نابود نخواهد شد. "

چارلی دیکتاتور بزرگ در اینجا با حالتی شاعرانه  می گوید: هانا، صداي مرا مي‌شنوي؟ هرکجا هستي نگاه كن، ابرها به حركت در مي‌آيند،  خورشید می درخشد. ما از تاريكي به روشنايي مي‌رسیم و وارد جهانی تازه مي‌شويم. جهانی مهربان تر. جایی که انسان ها در مکانی فراسوی احساس تنفر، احساس پولدوستی، حرص و آز و ددمنشی خود قرار می گیرند. نگاه کن. به روح انسان بال پرواز داده شده است و او در نهایت پرواز را آغاز می کند. پرواز به سوی رنگین کمان. به سوی نور، امید و به سوی آینده.  این آینده با همه شکوه، متعلق به تو، به من و به ماست.

نمایش موش و تله روز یکشنبه 19 فوریه 2023 ، ساعت 7 شب در گیندی آدیتوریوم در شهر لس آنجلس به نمایش درخواهد آمد. خرید بلیت از مراکز ایرانی.