گل گلاب
دیروز تا غروب ذهنم درگیر مقاله فرناز فصیحی در نیویورک تایمز بود.
فصیحی با استناد به مطلعینی از داخل سیستم مطالبی بیان کرده بود که به نظر مهم و قابل توجه هست.
شاید مهمترینش این باشه که نظام خودشو برای روزهای جنگ و حتی دوران شکست نظامی بدون حضور آقای خامنه ای آماده میکنه و تصور میکنه حمله نظامی با هر شدت و وسعتی به سقوطش منجر نخواهد شد.
و برای مهار اعتراضات داخلی و برخورد با جاسوس ها برنامه داره!
طبق این برنامه ها و به روال گذشته ، نظام در دوران ضعف و شکست و حذف رهبران ارشد و تاثیرگذار خودش ، در برخورد با مخالفان و منتقدان با سواستفاده از موقعیت جنگی ، با اتهام جاسوسی ، وطن فروشی و همکاری با دشمن ، فرار از میدان جنگ ، اقدام علیه امنیت ملی و... اقدام به سرکوب شدید معترضان خواهد کرد.
درک نمیکنم اگر حمله ای اتفاق بیفته ، رهبران سیاسی و نظامی ترور بشن ، زیرساخت های هسته ای و موشکی و نیروی دریایی نابود بشه ، دیگه نظام قراره با چه رویی و به چه پشتوانه ای به ملت ایران و این سرزمین جنگ زده حکومت کنه؟
بعد از جنگی که نظام مدعی هست تا آخرین لحظه مقاومت خواهد کرد ، کلا از این ملت و سرزمین چه چیزی باقی خواهد ماند؟
آیا مهاجمان خارجی مملکت را در دست باقیماندگان نظام رها خواهند کرد و خواهند رفت؟
آیا دست نظام را برای تشدید سرکوب ها باز تواهند گذاشت؟
ما سال هاست ذیل یک دیکتاتوری نظامی با مشارکت روحانیت در پوشش جمهوریت زیست میکنیم ، قدرت واقعی مملکت مدت هاست در اختیار سپاه و نهادهای زیرمجموعه بیت هست.
حتی اگر تمامی شخصیت های سیاسی و فرماندهان ارشد نظامی ترور شوند ، باز سپاه بصورت مویرگی در تمام کشور نیرو و نفوذ دارد و کلا نظام را بدون سپاه نمیتوان تصور کرد.
دستاورد و خروجی حکمرانی نظامی/امنیتی/ولایی در شرایط صلح و دسترسی به صدها میلیارد دلار درآمد ، وضعیت فلاکتبار و ناامن امروز ایران هست.
تصور کنید دستاوردهای ادامه این حکمرانی نظامی ایدئولوژیک زخم خورده و شکست خورده و تحت تحریم در زمان پساجنگ برای ملت ایران چه خواهد بود!
ذهنم درگیر موضوع بالا بود که پیام جدید ترامپ منتشر شد و قسمت آخر پیام مو به تنم سیخ کرد:
ترجیح میدهم یک توافق داشته باشم تا اینکه جنگی رخ دهد، اما اگر به توافقی دست نیابیم، آن روز برای آن کشور بسیار بد خواهد بود و، بسیار متأسفانه، برای مردمش هم، چون آنها مردمی بزرگ و شگفتانگیز هستند و چیزی مثل این هرگز نباید برایشان اتفاق میافتاد.
به زعم من خط آخر پیام ترامپ به نوعی تکمیل کننده مقاله فرناز فصیحی بود!
ترامپ هم میدونه این جنگ تبعات خطرناکی برای مردم ایران داره.
هم از این جنبه که ممکنه به سقوط جمهوری اسلامی ختم نشه و مملکت درگیر دیکتاتوری نظامی با سرکوب های گسترده و امکان تجزیه بشه.
و هم از این جنبه که ممکنه دامنه جنگ وسعت پیدا کنه و به زیرساخت های مملکت کشیده بشه و کشور سالیان سال به عقب بیفته و صحنه تاخت و تاز الیگارش های نظامی امنیتی بشه.
برعکس بسیاری از دوستان معتقدم آمریکا خواهان ایران ضعیف و تجزیه شده نیست و در بحث جزایر سه گانه و کریدور زنگرو این سیاست آمریکا قابل مشاهده هست.
در هر صورت با شرایط امروز ایران و درحالیکه حکومت هیچ راهی برای اصلاح و عقب نشینی باز نگذاشته و کماکان دربند توهمات خودش هست ، جنگ اجتناب ناپذیر خواهد بود و مردم ایران رنج های بسیاری خواهند کشید.
در عالم رویا برمیگردم به بزرگترین آرزوی سال های اخیر خودم ، ایکاش سال ها قبل این آرزوها برآورده می شد:
آرزوی کناره گیری مسالمت آمیز آقای خامنه و اصلاحات داخلی در راستای نجات مملکت از جنگ و خونریزی و هجوم خارجی.
آرزوی مشاهده اراده ملت در جلوگیری از اقدامات مخرب ایدئولوژیک حکومت با اتحاد و اعتصاب و تحریم انتخابات و...
ایکاش این آرزوها برآورده می شد و سال ها قبل آقای خامنه ای از برج توهمات ایدئولوژیک خودش پایین میومد یا توسط ملت با مبارزات مدنی و اتحاد و فشار داخلی پایین کشیده می شد تا مملکت شاهد این روزهای سیاه و خونین جاری و پیش رو نبود.
از رویاهایی که به واقعیت تبدیل نشد بیرون آمدم و توییت محمد فاضلی را دیدم:
حمله آمریکا ویرانی عظیم به بار میآورد که تا دههها بازسازی نمیشود. توسعه و دموکراسی هم به بار نمیآورد.
اگر به هدفشان برسند نظم فرومیپاشد و خشونت سر برمیآورد؛ اگر نرسند ویرانی میماند و تداوم وخیمتر وضع فعلی، هر دو نکبت.
ترامپ هم همین را گفته، سربسته! شر در راه است. دور باد.
از فریاد کشیدن #نه_به_جنگ نترسید/نترسیم.
رد کردن جنگ، تأیید وضع موجود نیست.
نکبت وضع موجود با جنگ درمان نمیشود، بدتر خواهد شد.
متاسفانه ما در نکبت وضع موجود نقش غیرقابل انکاری داریم.
آنقدر منتظر منجی و موعود نشستیم ، آنقدر در اعتراضات گذشته پشت معترضان را خالی و آنها را در مقابل حکومت تنها گذاشتیم ، آنقدر چشم بر اشتباهات عامدانه حکومت بستیم و نسبت به سرنوشت مملکت بی توجه بودیم ، آنقدر مرعوب قدرت پوشالی نظام شدیم ، آنقدر دغدغه آب و نان و مهاجرت داشتیم که نفهمیدیم چه طوفانی درحال نزدیک شدن به ماست.
طوفانی که برای نجات از آن فقط باید منتظر معجزه بود!
مملکت در دوراهی ویرانگری قرار گرفته و طوفانی در شرف نزدیکی به ماست؛
ادامه حکمرانی جمهوری اسلامی مملکت را ویران و فقر و فساد و فحشا را فراگیر و جنگ و بدبختی را برای ملت ایران به ارمغان میاره.
حمله خارجی بدون پشتیبانی و هم افزایی اپوزیسیون داخلی منسجم و قوی هم تبعات غیر قابل پیش بینی داره و ممکنه باعث سقوط جمهوری اسلامی و آزادی ایران نشود.
آیا معجزه ای خواهد شد و ملت با وجود تمامی این بحران های موجودیتی توان
اصلاحات داخلی و بازسازی و جبران گذشته را خواهد داشت؟
آیا خوشبینی طرفداران حمله خارجی به واقعیت تبدیل خواهد شد و نظام با کمترین هزینه ممکن سقوط خواهد کرد و ما معجزه وار وارد دوران پساجمهوری اسلامی و آزادی و آبادی ایران خواهیم شد؟
چه دردناک که ما دوباره منتظر معجزه و موعود و منجی هستیم و پایمان در هواست...
نظرات