عمومی
عضو از ۵ شهریور ۱۳۹۹
از کشتهشدگان اعتراضات دی ۱۴۰۴ چه میدانیم؟
فرزاد صیفیکاران و تیم راستیآزمایی بیبیسی
دور تازه اعتراضات در ایران که به دلیل افزایش قیمت ارز و مشکلات معیشتی آغاز شد، وارد یازدهمین روز خود شده است. از آغاز اعتراضات تا کنون تعداد زیادی از معترضان در شهرهای مختلف به دست نیروهای امنیتی کشته و صدها نفر نیز بازداشت شدند.
هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر، به بخش راستیآزمایی بیبیسی گفته است که برآورد میکند تا الان حدود «۳۵ نفر» در اعتراضات کشته شدند که «دو نفر» از آنها از نیروهای امنیتی بودهاند.
به گفته هرانا این آمار شامل «چهار کودک» است که از تاریخ ۸ دیماه ۱۴۰۴ در جریان خشونتها جان خود را از دست دادهاند.
باید اشاره کرد اسامی افراد کشتهشده که در شبکههای اجتماعی منتشر شده است تا این لحظه از آمار سازمانهای حقوق بشری بیشتر است.
بخش راستیآزمایی بیبیسی توانسته است تا این لحظه هویت ۲۱ نفر از کشتهشدگان را مستقلا تایید کند، که شماری از آنها کودک بودهاند.
معترضانی که بیبیسی توانسته هویت آنها را تایید کند عبارتند از:
-شایان اسداللهی، ازنا، استان لرستان
-احمدرضا امانی، ازنا، استان لرستان
-مصطفی فلاحی، ازنا، استان لرستان
-طاها صفری، ازنا، استان لرستان
-رضا مرادی عبدالوند، ازنا، استان لرستان
-امیرحسام خدایاریفرد، کوهدشت، در استان لرستان
-محمدرضا کرمی، ملکشاهی، استان ایلام
-فارص (فارز) آقامحمدی، ملکشاهی، استان ایلام
-رضا عظیمزاده، ملکشاهی، استان ایلام
-داریوش انصاری، فولادشهر، استان اصفهان
-خداداد شیروانی، مرودشت، استان فارس
-احمد جلیل، لردگان، استان چهارمحال و بختیاری
-سجاد والامنش زیلایی، لردگان، استان چهارمحال و بختیاری
-سروش سلیمانی، هفشجان، استان چهارمحال و بختیاری
-علی عزیزی، هرسین، استان کرمانشاه
-رضا قنبری، جعفرآباد کرمانشاه، استان کرمانشاه
-رضا کدیوریان، کرمانشاه، استان کرمانشاه
-رسول کدیوریان، کرمانشاه، استان کرمانشاه
-حسین ربیعی، قم، استان قم
-امیرمحمد کوهکن، نیریز، استان فارس
-احد ابراهیمی، نورآباد، استان لرستان
گروههای حقوق بشری مانند هرانا تا کنون شمار کشتهشدگان را ۳۹ نفر اعلام کرده است. بخش راستیآزمایی بیبیسی فارسی تا این لحظه هویت ۲۱ نفر از جانباختگان را تایید کرده است.
بخش راستیآزمایی بیبیسی با نزدیکان شماری از این جانباختگان صحبت و روایت آنها را گردآوری کرده است اما برای حفظ امنیت آنها از آوردن اسمشان در این گزارش خودداری کرده است.
بر اساس بررسیهای ما تا زمان نوشته شدن این مطلب، دستکم در ۲۵ استان از ۳۱ استان ایران اعتراضات رخ داده است.
دسته: تعیین نشده
تاکنون حدود ۸۰۰ نفر از شبهنظامیان شیعه عراقی برای سرکوب مردم به ایران اعزام شدهاند
بر اساس اطلاعات رسیده به ایران اینترنشنال، از چهار روز پیش، شبهنظامیان عراقیِ وابسته به حکومت ایران شروع به جذب نیرو برای کمک به نیروهای جمهوری اسلامی در سرکوب اعتراضات در ایران کردهاند.
براساس این اطلاعات، تاکنون حدود ۸۰۰ نفر از شبهنظامیان شیعه عراقی به ایران اعزام شدهاند که تقریبا همه آنها از اعضای کتائب حزبالله، حرکة النجباء، سیدالشهدا و بدر هستند.
بر اساس این اطلاعات، مقامات دولت عراق از بسیج نیرو برای کمک به جمهوری اسلامی آگاه هستند، اما هنوز بهطور علنی واکنشی به آن نشان ندادهاند.
گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال حاکی از آن است که روند انتقال این نیروها از سه گذرگاه مرزی شلمچه، چذابه و خسروی انجام میشود و پوشش رسمی آن «سفر زیارتی به اماکن مقدس امام رضا در مشهد» عنوان شده است اما در عمل، این نیروها در پایگاه خامنهای در اهواز گرد هم میآیند و سپس برای مشارکت در سرکوب خشونتآمیز اعتراضات به مناطق مختلف اعزام میشوند.
شماری از شهروندان ایرانی نیز در ویدیوهایی که برای ایراناینترنشنال فرستادهاند بر این نکته تاکید کردهاند که برخی از ماموران سرکوبگر جمهوری اسلامی عربی حرف میزنند.
گزارشها از جذب نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی برای سرکوب مردم معترض در حالی منتشر میشود که در جریان اعتراضات سراسری در ۱۰ روز گذشته، شمار دیگری از شهروندان ایرانی بهدست نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی کشته و تعداد زیادی از جمله کودکان بازداشت شدهاند.
بهگزارش خبرگزاری هرانا، در جریان این اعتراضات دستکم ۳۶ نفر جان خود را از دست دادهاند که چهار نفر از آنان زیر ۱۸ سال بودهاند >>>
دسته: تعیین نشده
مهدی کریمی فارسی، وکیل معترض، برای اجرای حکم به اوین رفت
قای مصطفی نیلی، وکیل دادگستری با انتشار مطلبی اعلام کرد: سید مهدی کریمی فارسی که از جانبازان و آزادگان جنگ ایران و عراق هستند، روز یکشنبه جهت تحمل یک سال حبس بابت فعالیت تبلیغی علیه نظام راهی زندان اوین شد. دلیل این حکم مطالب منتشره از جانب ایشان در جریان اعتراضات ۱۴۰۱ بوده است.
آقای کریمی فارسی در مهرماه سال ۱۴۰۳، توسط شعبه ۲۹ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی سید علی مظلوم، به تحمل یک سال حبس محکوم و این حکم در شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران عینا تایید شد.
در تاریخ ۱۶ بهمن ماه ۱۴۰۲، جلسه دادگاه رسیدگی به اتهام آقای کریمی فارسی به همراه دو وکیل دادگستری دیگر در شعبه مذکور برگزار شده بود.
سید مهدی کریمی فارسی، وکیل پایه یک دادگستری و عضو کانون وکلای مرکز است. او در مردادماه ۱۴۰۲ در اقدامی اعتراضی در دفاع از استقلال کانون وکلا، مسیری طولانی در تهران را راهپیمایی کرد که این اقدام، واکنش های گسترده ای را در میان وکلای دادگستری ایران در پی داشت.
دسته: تعیین نشده
کلاه «عظمت را دوباره به ایران بازگردانیم»
لیندزی گراهام، سناتور جمهوریخواه آمریکایی، روز دوشنبه با انتشار تصویری از خود به همراه دونالد ترامپ در شبکه ایکس نوشت رییسجمهوری آمریکا این کشور را در داخل و خارج «نیرومندتر از همیشه» بازگردانده است.
او افزود: «خداوند مردم شجاع ایران را که در برابر استبداد ایستادهاند، حفظ و حمایت کند.»
در این تصویر دونالد ترامپ کلاهی در دست دارد که روی آن نوشته شده «عظمت را دوباره به ایران بازگردانیم»
این کلاه و عبارت برگرفته از شعار انتخاباتی دونالد ترامپ در انتخابات ریاستجمهوری آمریکا است.
دسته: تعیین نشده
معترض زخمی خطاب به نیروی انتظامی: پشیمان نیستم؛ من هم جوانم، گرفتارم و گرسنه
ویدیویی از حامد آزادبخت، معترض زخمی در اعتراضات ایران که او در اینستاگرامش منتشر کرده، پربازدید شده است. او در این ویدیو با نشان دادن زخمهای ساچمه روی چهرهاش خطاب به نیروهای ضد شورش که به او شلیک کردند میگوید: «داداش، رفیق، یک سانت اینورتر خورده بود، کورم کرده بودی. شاید فکر کنی دشمنه و مزدور. نه من هم مثل خودتم به خدا. ما هم یه جوونیم، دنبال رهن خونه هستیم. گرفتاریم دیگه، گشنمونه.»
آقای آزادبخت در ادامه ویدیو پس از نشان دادن وضعیت محل سکونتش میگوید: «این ویدیو را دلی میگذارم. بله من رفتم اعتراض هم کردم و پشیمون هم نیستم اصلا. میخواهید اصلا بیایید بگیریدم. کور هم بشم فدای سر بچههای من و شما و بچههای ایران.»
این معترض که مانند بسیاری دیگر از کاسبان و شهروندان معترض در این دوره از اعتراضات با چهره بدون ماسک و نام و مشخصات واقعی در اینستاگرام شخصی خود اعتراضش را بیان میکند در ویدیویی که امروز ۱۴ دی و پس از پربازدید شدن ویدیوی قبلی در صفحهاش گذاشته، میگوید: «نگران من نباشید. تصمیم گرفتهام که فقط نترسم، همین. هیچ کس با خیال راحت به آزادی نرسیده است. باید از دل ترس رد بشی که به آزادی برسی. شجاعت فقط داد زدن نیست، باید بایستی و نترسی.»
دیروز ۱۳ دی هم سرحد کرمی، معترض آسیب دیده در اسلامآباد غرب در ویدیویی با نشان دادن ساچمههایی که از بدنش خارج کرده است، گفت: «ما فقط گفتیم گرسنهایم، بچههایمان نمیتوانند ازدواج کنند و مردم در مضیقه هستند؛ جواب ۴۷ سال جانفشانی مردم ساچمه و گلوله است؟»
در هفته گذشته صاحبان مشاغل و مغازهداران بسیاری در اینستاگرام رسمی کسبوکار خود با بیان مشکلاتشان اعلام کردند که به اعتصابها پیوستهاند، «تا رسیدن به شرایط بهتر» کاسبی را متوقف کردهاند یا چند وکیل پایه یک دادگستری با انتشار پیام یا ویدیو از خود اعلام کردهاند که آمادهاند وکالت معترضان یا بازداشتشدگان را رایگان بر عهده بگیرند.
دسته: تعیین نشده
کشته شدن امیرحسین بیاتی در همدان با گلوله ماموران حکومتی
امیرحسین بیاتی معروف به امیر کافئین، جوان معترض اهل همدان در اعتراضات شامگاه ۱۲ دی در این شهر با گلوله ماموران حکومتی جان خود را از دست داده است.
بنا بر اطلاعات دریافتی، پیکر امیر پس از اصابت گلوله به بیمارستان بعثت این شهر منتقل شده و از همان زمان تاکنون، ماموران امنیتی مانع از تحویل پیکر به خانواده شدهاند.
منابع نزدیک به ایراناینترنشنال گزارش دادند او کمتر از یک سال پیش ازدواج کرده و یک مغازه فروش قهوه و ملزومات آن، در خیابان بوعلی همدان داشته است.
یکی از دوستان امیرحسین بیاتی به این رسانه گفت: که از لحظه انتقال او به بیمارستان، ماموران امنیتی خانواده او را احاطه کرده و تلفن همراه شماری از اعضای خانواده را توقیف کردهاند.
دسته: تعیین نشده
ادبیات ایران پس از انقلاب اسلامی: تولید و گردش آن در ایران و جهان
لتیسیا نانکوئت در گفتوگو با آرمین امید، آسو
لتیسیا نانکوئت استاد دانشگاه نیو ساوث ولز در سیدنی و پژوهشگر حوزهی ادبیات معاصر فارسی است. او بر تولید ادبی، تاریخ نشر، گردش جهانی ادبیات و ادبیات دیاسپورای ایرانی تمرکز کرده و در سالهای اخیر مقالات و آثار مهمی را دربارهی ادبیات پس از انقلاب، ادبیات مهاجرت و فرهنگ چاپ منتشر کرده است.
از میان آثار او میتوان به شرقشناسی در برابر غربشناسی: تصویرپردازیهای ادبی و فرهنگی میان فرانسه و ایران پس از انقلاب اسلامی و کتاب مهم ادبیات ایران پس از انقلاب اسلامی: تولید و گردش آن در ایران و جهان اشاره کرد که تصویری جامعهشناختی از میدان ادبی ایران و نحوهی گردش آن در داخل و خارج از کشور ارائه میدهد. به مناسبت انتشار کتاب اخیر، با او دربارهی ادبیات ایران پس از انقلاب گفتوگو کردهایم.
پیشینهی آکادمیک و شخصی شما چگونه بر رویکردتان در مطالعهی ادبیات ایران و گردش جهانی آن تأثیر گذاشته است؟
من تمام دوران کودکی و نوجوانیام را در فرانسه گذراندم، در پاریس علوم انسانی، ادبیات و فلسفه خواندم، و سپس در تابستانِ بعد از دریافت مدرک کارشناسیام، به لطف مطالعهی شعر و رمان ایران و افغانستان را کشف کردم. این آثار مرا تحت تأثیر قرار دادند و تصمیم گرفتم که فارسی یاد بگیرم، و بعد از مدتی برای زندگی به ایران رفتم. بین سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۶. از آن زمان تاکنون، ایران بخش عمدهی زندگیام بوده است. تحصیلاتم را در رشتهی ایرانشناسی در بریتانیا ادامه دادم. سپس دورهی پسادکترا را در ایالات متحده پی گرفتم و بعد دورهی دیگری را در استرالیا گذراندم و اکنون ۱۲ سال است که استرالیا خانهی من شده. از آنجا که عشقم به ایران و فرهنگ فارسی در نقاط مختلف جهان شکل گرفته و تکامل یافته، تحقیق دربارهی ایران برایم به شدت با سرنوشت دیاسپورای ایرانی و مطالعهی جهانیِ ایران در هم تنیده است. به نظرم ایرانشناسی به دیدگاههای متعددی نیاز دارد، از جمله بسترهای جغرافیاییِ مختلف، رویکردهای روششناختیِ متنوع و سنتهای علمی متفاوت. آنچه مینویسم ناگزیر متأثر از بستر و زمینهی کارم بهعنوان یک پژوهشگر فرانسوی/استرالیایی است. در نتیجه، این زمینه و علایق در کتابم بازتاب دارد. به علاوه، این کتاب تا حد زیادی متکی بر تحقیقات میدانی است و دسترسیام به برخی منابع و عدم دسترسی به برخی دیگر بر نتایج پژوهشم تأثیر گذاشته است.
در کتابتان بر پیچیدگی و تنوع میدان ادبی ایران تأکید کردهاید. کتاب چگونه این تنوع را پوشش میدهد و به نظر شما مهمترین دگرگونیها (و تداومها) در میدان ادبی پس از انقلاب کداماند؟
در آغاز باید بگویم که نگارش این کتاب به لطف بسیاری از اهل ادب ممکن شد، کسانی که دانش و بینش خود را با من در میان گذاشتند و کمک کردند که پیچیدگی و ظرافت میدان ادبی ایران ــ خواه در داخل ایران یا در میان دیاسپورا ــ را بفهمم.
امیدوارم توانسته باشم که این پیچیدگی و دگرسانیهای ادبیات ایران را نشان بدهم. هدفم این بود که ابعاد مختلفی از داستان ادبیات معاصر را روایت کنم: هم آنچه در داخل ایران میگذرد و هم آنچه در دیاسپورا رخ میدهد؛ هم آنچه در فضای مستقل یا زیرزمینی تولید میشود، هم آنچه در سایهی دولت پدید میآید که اغلب در پژوهشهای انگلیسیزبان نادیده گرفته میشود؛ هم ادبیات معیار و هم ادبیات عامهپسند و ادبیات کودک؛ و نیز همهی پیوندهای غیررسمی میان این حوزهها.
ادبیات ایران پس از انقلاب چندان «جهانی» نبوده است و در حاشیهی ادبیات جهانی قرار دارد. با این حال، این ادبیات با شماری از بسترهای ادبی جهان (فرانسوی، آلمانی، آمریکایی و غیره) گفتوگو و تبادل دارد. من نمیگویم که ادبیات ایران را باید جهانی خواند. فارسی در دورههایی زبان و ادبیاتی جهانی بوده، اما امروز دیگر چنین نیست. جهانیشدن ادبیات فارسی فعلاً موانع زیادی دارد. با این حال، من معتقدم که باید ادبیات ایران را از خلال مقایسه در کشورهایی که در آنها جایگاه مهمی دارد، مثل پدیدهای جهانی مطالعه و تحلیل کرد. هدف من در این کتاب این بود که هم ایران را ببینم و هم دیاسپورای ایرانی را، زیرا معمولاً این دو حوزه را جدا از هم مطالعه میکنند. یکی از کارهایی که تلاش کردهام در کتاب انجام دهم پیوند زدن ایرانشناسی با مطالعات دیاسپورای ایرانی است.
چیز دیگری که در دیاسپورای ایرانی میبینیم تعهد عمیقی است که نویسندگان ایرانی به وطن جدیدشان نشان میدهند. شاید در نگاه اول عجیب باشد، چون ایرانیان معمولاً پیوندهای محکمی با هویت ملی و فرهنگیِ سرزمین مادریشان دارند. اما من به روشنی دیدهام که وطندوستیِ ایرانی لزوماً در تضاد با رابطهای عمیق با ادبیات ملیِ سرزمینهای میزبان نیست. ادبیات دیاسپورای ایرانی بهخوبی در وطنهای ادبی جدید جا افتاده و نویسندگان ایرانیِ مهاجر معمولاً در محیطهای محلیِ خود با جدیت به فعالیت فرهنگی مشغولاند. برای مثال، نویسندگان ایرانیتبار در فرانسه به زبان فرانسوی مینویسند، به میدان ادبی فرانسه تعلق دارند و بسیار موفقاند. این امر دربارهی بسیاری از نویسندگان ایرانی-آمریکایی نیز ــ در نسلهای گوناگون ــ صادق است. این واقعیت که این نویسندگان اغلب به جای فارسی، به زبانهای اروپایی مینویسند، بسیار مهم است >>>
دسته: تعیین نشده
تصادف قهرمان پیشین بوکس جهان؛ دو همراه از جمله مربی ایرانی آنتونی جاشوا کشته شدند
آنتونی جاشوا قهرمان پیشین سنگین وزن بوکس جهان طی یک سانحه رانندگی در نیجریه مجروح شده است. در این سانحه دو نفر از اعضای تیم او که یکی از آنها سینا قائمی، مربی آنتونی جاشوا، بود کشته شدند.
این سانحه رانندگی روز دوشنبه در نزدیکی شهر لاگوس نیجریه روی داد و خبر آن به زودی فضای ورزشی جهان را متاثر کرد.
مقامها مظنوناند که خودروی جاشوا هنگام سبقت با سرعت بالا با یک کامیون متوقفشده برخورد کرده است؛ تصاویر نشان میدهد جاشوا در حالی که از خودرو نجات داده میشود، با درد چهرهاش درهم رفته است.
آنتونی جاشوا ـ قهرمان دو دوره سنگینوزن جهان ـ ریشه خانوادگی در شهر ساگامو، ایالت اوگون نیجریه دارد.
سینا قائمی در سال ۱۹۹۸ و زمانی که ۷ سال داشت به انگلستان آمد و سابقه رفاقتش با آنتونی جاشوا به نزدیک سه دهه میرسید.
آقای قائمی در مصاحبه با بی بی سی فارسی در سال ۲۰۱۷ گفته بود که از ۱۴ سالگی با آنتونی جاشوا دوست است و این دو مانند «برادرند».
دسته: تعیین نشده
از کافههای روشنفکری تا کافه کتابها
پرویز نیکنام، آسو
از لای درِ قدیمی که میگذری، حوض آبی رنگی با کاشیهای کوچک به مشتریان خوشامد میگوید. در کنار حوض چند درخت کاج بزرگ حاکی از قدمت بناست. دیوارهای آجریِ قرمزرنگ آدم را پرت میکند به گذشتهی دور. حاشیهی دیوار باغچهای است پر از گلهای شمعدانی. دور تا دور حوض و زیر چترهای بزرگ، میزهای کوچک و بزرگی مرتب چیدهاند، که همه پر است و جا برای نشستن در این حیاط دنج نیست. دختران و پسران جوان در جمعهای سه چهار نفری پشت میزها مشغول گپ و گفت هستند. در آن سوی این محیط نسبتاً شلوغ از پنجرهی ساختمان قدیمی قفسههای کتاب دیده میشود. اینجا یکی از کافه کتابهای تهران است.
دختر جوانی با موهای کوتاه از رو به رو با خنده نزدیک میشود و میپرسد: چند نفرید؟ میگویم یک نفر. میگوید در حیاط که جا نیست میتوانید داخل بنشینید؟ وارد ساختمان قدیمی میشوم که بسیار باسلیقه بازسازی شده است. کنار پنجره رو به حیاط و کنار قفسههای کتاب مینشینم. دختر جوان دوباره میآید و میگوید از بارکد روی میز اسکن کنید و سفارش بدهید. با گوشی بارکد را اسکن میکنم. همه چیز دارد از انواع نوشیدنی سرد و گرم مثل قهوه و دمنوش تا ساندویچ و سالاد. قهوه سفارش میدهم و میروم لای قفسهی کتابها چرخی میزنم. صدای موسیقی ملایمی به گوش میرشد.
جز یک پسر جوان کسی در میان قفسههای کتاب نیست. میپرسم زیاد اینجا میآیید؟ میگوید بله اکثر روزها سری به اینجا میزنم. دانشجو هستم و همین نزدیکی زندگی میکنم. گاهی میآیم اینجا و درس میخوانم و گاهی هم با دوستانم اینجا جمع میشویم.
در زندگی شهری امروز با آپارتمانهای کوچک، کافهها پاتوقی است برای شهرنشینان که از محل زندگی و کار خود به آن پناه میبرند. به گفتهی تقی آزاد ارمکی در کتاب پاتوق و مدرنیتۀ ایرانی اینجا عدهای آزادانه جمع میشوند و برخلاف کارهای روزانهشان که به دلیل وظیفه و شغل بدان مشغول بودهاند، به کارهایی میپردازند که از روی علاقه است و کمتر تناسبی با وظایف شغلیشان دارد.
محدودیتهای خانه و محل کار، طوری است که آدم نیاز به مکان سومی دارد تا خستگی درکند و ذهن بیقرار و ناآرامش آرام شود. به نوشتهی احمد راسخی لنگرودی در کتاب کافههای روشنفکری «ارزش پاتوقها در با هم بودن و همکلام شدن با پاتوقنشینان است و نه مدت زمانی که صرف نوشیدن و خوردن شود. چرا که این زمان صرف شده برای خوردن و نوشیدن را در مکان اول و دوم هم میتوان به خوبی داشت؛ شاید هم از جهاتی با کیفیتتر. این مکانهای سوم راهی است عملی برای مقابله با کنارهگزینی و اجتماعگریزی که گهگاه به بهانههایی چون خوره به جان آدمی میافتد و موجبات رنجش و آزردگی روان را فراهم میآورد ... پاتوقها حاوی یک پتانسیل رهایی بخشاند. انسان را از فشارهای روحی ناشی از عوارض زیانبار دنیای ماشینیزم میرهانند.»
کافه کتاب دنبالهرو کافههای روشنفکری
کافه کتاب که مشتریانِ پروپا قرصی دارد ظاهراً با این ایده شکل گرفته که جایِ خالی کافههای روشنفکری گذشته را پر کند و بین کافه و کتاب ترکیبی ایجاد کند که هم پاتوقی باشد برای گفتگو بین روشنفکران و هم مکانی برای بازاریابی و فروش کتاب.
اما کافههای روشنفکری چه شکلی بودند که کافه کتابها سعی میکنند با ابزارهای تازه هویت خود را به آن کافهها و کتابفروشیهای چند دههی گذشته گره بزند؟
قهوهخانهها یکی از قدیمیترین و ماندگارترین پاتوقهای سنتی ایران بودند که در دورهی شاهان صفوی به پاتوق ادیبان و شاعران تبدیل شدند. گفته میشود که اولین قهوهخانه در قزوین به همت شاه طهماسب راه افتاد و کمکم به بقیهی نقاط کشور توسعه پیدا کرد. در اواخر همین دورهی صفوی و در پی وضعیت نابسامان کشور، قهوهخانه کمی از رونق افتاد اما در دورهی قاجار، ثبات سیاسی باعث شد تا اوضاع قهوهخانه دوباره به وضع سابق برگردد.
این قهوهخانهها عمدتاً مکانی بود که مردم کوچه و بازار از طبقات نسبتاً محروم میآمدند و در آنجا قلیان و چپق میکشیدند و قهوه و گاه غذاهایی نظیر دیزی میخوردند. تا وقتی که محمدمیرزا کاشفالسلطنه چای را وارد ایران کرد و کم کم چای جای قهوه را گرفت. در بخشی از قهوهخانهها نقالی، خیامخوانی، شاهنامهخوانی و ... رواج داشت و بعدها کمکم پای علما و شعرا و هنرمندان هم به این قهوهخانهها باز شد.
همین قهوهخانه در دورهی مشروطه به مکانی تبدیل شد که جامعهی عمدتاً بیسواد در نبود رادیو و تلویزیون در آنجا اخبار روز را پیگیری میکردند و از تجربهی بزرگان در تجارت و گذران زندگی بهرهمند میشدند.
با انقلاب سال ۱۳۵۷ سنت کافهنشینی رو به افول نهاد و کمکم روشنفکرانِ از همه جا رانده به پاتوقهای خانگی و چند کتابفروشی پناه بردند که چند سال بعد از انقلاب پا گرفتند.
اما با ظهور کافهها که یکی از جلوههای عصر مدرن به حساب میآمد، شرایط دگرگون شد. شاید بتوان گفت که کافهها به عنوان پاتوقهای عمومی، صورتِ تغییرِ شکل یافتهای از همان قهوهخانههای سنتی است. البته قهوهخانهها در انحصار مردان بود اما در کافهها زنان و مردان طبقات متوسط یا بالای جامعه با انواع نوشیدنی و خوردنیها پذیرایی میشدند و به جای قلیان و چپق، سیگار میکشیدند و جایی بود «برای رهایی از ریتم تند و خشن زندگی و آرام گرفتن در تعلقات صنفی و مدنی»
کافه لقانطه قدیمیترین کافه شهر تهران بود که همزمان با انقلاب مشروطه در خیابان باب همایون کارش را شروع کرد. بعد از آن کمکم کافههای دیگری راه افتاد که به عقیدهی نویسندهی کتاب پاتوقهای روشنفکری «امیدبخش و دلگرمکننده» و «یک فرصت استثنائی» بود چون «محلی بود برای حشر و نشر افراد عادی با اقشار تحصیلکرده و نخبگان جامعه که البته خیلی از آنها هم از میان توده و طبقهی متوسط جامعه به شمار میآمدند. مجالی بود فراهم برای آشنایی مردم کوچه و بازار با نویسندگان و شاعرانِ پیشرو ایران که در آن عصر شکوفایی ادبیات نوین جهانی، نظم و نثر جدید فارسی را دنبال میکردند.»
این کافهها مکانی بود که شاعر، نویسنده و هنرمند در ساعاتی از روز در آنجا جمع میشدند و با هم در بارهی کتاب و شعرهای تازه گفتگو میکردند، شعرهایشان را برای بقیه میخواندند و امکان دیدار خواننده و نویسنده را فراهم میکرد.
این کافهها به عنوان پاتوقهای روشنفکری با اعزام اولین دانشجویان ایرانی به فرانسه رونق گرفت و سنّت کافهنشینی را فارغالتحصیلان ایرانی از پاریس به ایران منتقل کردند. کافههای فرانسه پاتوق نویسندگانی چون ژان پل سارتر، سیمون دوبوار، ارنست همینگوی، ژان زیرودو، آلبرکامو، پابلو پیکاسو و دیگران بود. این پدیدهی وارداتی پاریس خیلی زود در میان روشنفکران در تهران جا باز کرد. احمد راسخی لنگرودی در کتاب کافههای روشنفکری مینویسد: «نادرست نگفتهایم اگر گفته باشیم همین کافهها نقشی نسبتاً بارز در تحولات فرهنگی-اجتماعی و ورود تفکر مدرن و مدرنیته به ایران ایفا کرد.»
از صادق هدایت نویسندهی نامدار به عنوان پرچمدار روشنفکران کافهنشینِ ایران یاد میشود که برای تحصیل در رشتهی معماری به فرانسه رفته بود ولی خیلی زود از تحصیل در رشتهی معماری منصرف شد و به پژوهش در بارهی فرهنگ ایران باستان مشغول شد. هدایت بیشترِ وقتش را در کافهها میگذراند و «به عنوان اولین روشنفکر کافهروی ایرانی تمام قرار و مدارهایش را با دوستان و آشنایان نه در خانه که در خارج از خانه، یعنی در کافهها میگذاشت.» >>>
دسته: تعیین نشده
درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته بود، چه میدانیم؟
از روز گذشته ویدیویی از یک معترض در تهران که وسط خیابان مقابل تعداد زیادی از موتورسواران یگان ویژه نشسته بود، در شبکههای اجتماعی بارها بازنشر شده و به نماد اعتراضها به افزایش قیمت ارز و مشکلات معیشتی تبدیل شده است.
این ویدیو روز دوشنبه هشتم دیماه از دو زاویه در دو سمت خیابان جمهوری مقابل پاساژ علاءالدین گرفته شده است.
مردی که در ویدیو دیده میشود، وسط خیابان نشسته است، سرش را پایین انداخته و کاپشنش را روی سرش میکشد. حدود ۲۷ نیروی یگان ویژه بر ترک موتور یا ایستاده مقابل او دیده میشوند.
ویدیو کیفیت چندان خوبی ندارد اما بهسرعت اسکرینشاتهایی از این ویدیو که اغلب با هوش مصنوعی کیفیتش بالا رفته و دستکاری شده بود، منتشر شد.
در مواردی کاربران اسکرینشاتهای دستکاری شده را به عنوان تصویر واقعی منتشر کردند.
به نظر میرسد که کاربران این اسکرینشاتها را بر اساس تصویر واقعی به منظور بالا بردن کیفیت تصویر و تاثیرگذارتر کردنش با استفاده از هوش مصنوعی دستکاری و منتشر کردند.
برای مثال در یک تصویر که کیفیت آن با هوش مصنوعی تغییر داده شده، خطهای عابر پیاده دیده میشود، در حالی که در ویدیوی اصلی به دلیل اینکه ویدیو از پشت پنجره گرفته شده، انعکاس تصویر کلیدهای پیانویی که در اتاق فیلمبردار وجود دارد، روی شیشه افتاده است، اما هوش مصنوعی کلیدهای پیانو را به عنوان خط عابر پیاده شناسایی کرده و آن را بازسازی کرده است.
در این تصویر همچنین فردی که وسط خیابان نشسته سرش را بالا گرفته، در حالی که در تصویر اصلی سر او پایین است.
تعداد دیگری از اسکرینشاتهایی که با هوش مصنوعی بازسازیشده، تغییرات دیگری در تصویر واقعی ایجاد کرده است؛ مانند اضافه کردن دود یا تعداد نیروهای یگان ویژه، تغییر شیوه نشستن و لباس فردی که در خیابان است.
همه این موارد باعث شده تا تصویر واقعی کمتر دیده شود.
پس از انتشار این ویدیو، ویدیوی دیگری منتشر شد که در آن میبینیم نیروهای یگان ویژه این معترض را کتک میزنند.
مشخص نیست این فرد کیست، اما برخی از کاربران در شبکههای اجتماعی گفتهاند «او از نیروهای امنیتی بوده و به دلیل مخالفت با سرکوب معترضان اقدام به نشستن وسط خیابان کرده است.» بیبیسی مستقلا نمیتواند این موضوع را تایید کند.
در ویدیوی دوم، صدای فردی شنیده میشوند که میگوید «از خودشونه». سپس این فرد از جایش بلند میشود و به سمت یکی از ماموران موتورسوار میرود و با او صحبت میکند، اما لحظاتی بعد یکی دیگر از نیروهای یگان ویژه او را کتک میزند و صدای فرد دوباره شنیده میشود که میگوید: «زدنش، زدنش»
از روز گذشته بعضی از کاربران از این تصویر، برای خلق هنر اعتراضی الهام گرفتند و تصاویری ساختند که بارها در شبکههای اجتماعی منتشر شد و بعضی از کاربران اقدام این معترض را «شجاعانه» توصیف کردند.
دسته: تعیین نشده

