«دلم تنگ است

دلم می‌سوزد از باغی که می‌سوزد

نه دیداری

نه بیداری

نه دستی از سر یاری

مرا آشفته می‌دارد، چنین آشفته‌بازی!»

 

(اردلان سرفراز)