Radio zamaneh:
...."شور حسینی" ما را درمیگیرد، قیام میکنیم، فورا فرو مینشینیم و سپس توکل و تقلید میکنیم. در دوره شکست منتظر میمانیم، تقیه میکنیم، از این امامزاده به آن امامزاده میرویم، لابه و زاری میکنیم، در همان حال به انتظار زندگیمان را میگذرانیم، وقت حرکت که شد، در تشخیص لحظه وامیمانیم، ترجیح میدهیم منتظر بمانیم. شهدا را میستاییم، اما حساب کار و منافع بقای خود را دقیقاً داریم. در همه موارد ناکامی، مقصر دیگران هستند. در همه حال ما سوگوار و غمزدهایم، خاصه در جمع. شادی از آن اندرونی است، نوحهسرایی از آن بیرونی.
اینها همه خصوصیات شیعیگری هستند. منظور این نیست که مقصری جدا از ما وجود دارد به اسم مذهب شیعه. نه، به هیچ وجه! این بساط را خود ما آدمها درست کردهایم. گریهکن اگر نباشد، روضهخوان وجود نخواهد داشت. به قول یک دوست ارمنی، ارمنیهای ما هم شیعهاند.
بزرگترین پیشرفت در اندیشه سیاسی ما این است که دست از ثنویت دولت−ملت بکشیم. منظور چنین دوبینیهایی است: "دولت ستمگر، ملت ستمدیده"، "دولت بد، مردم خوب"، "دولت دروغگو، مردم راستگو". همین دولت فعلی را در نظر گیرید: بدون مجموعهای از همپوشیها میان آنها و ما، بدون مجموعهای از همدستیها و همکاریها، رشوهدهیها و رشوهگیریها، آخوندها نمیتوانستند شش ماه سر کار بمانند.
وقتی بتوانیم رشوه دهیم تا کارمان پیش رود، چرا زحمت بکشیم و دم از حق بزنیم؟ "زرنگی" ایرانی جای کمی برای حقخواهی میگذارد، چون با زرنگی بسیاری از چیزها را میتوان به دست آورد. ما تأکید ضعیفی بر حق داریم و همچنین تأکید ضعیفی بر حقیقت. "حقیقت" ما بیاندازه شکلپذیر و منعطف است. با تبصرههایی که به کلک شرعی میمانند، میتوان هر حکمی را از قاطعیت انداخت و به سادگی راست و دروغ را درهمآمیخت. یک وجه دیگر این بیتوجهی به حقیقت، عامیگری عمیقی است که آن هم از خصوصیات بارز شیعیگری است.
خلاصه کنم: دپرسیون، دورویی، عامیگری، تقیه، انتظار و ... زرنگی. منظورم از آغشتگی به شیعیگری اینهایند و همچنان که گفتم شیعه یک پدیده تحمیلی و بیرونی نیست. دستپرورده خودمان است، مکتبی است که بنایش کردهایم و در آن آموزش میبینیم.
ما اگر بخواهیم به حقوق شایسته شهروندی دست یابیم، تنها کافی نیست که از شر دولت فعلی رها شویم. باید از این سبک رفتار با حق و حقیقت هم دست شوییم. در مورد حقیقت باید سختگیرتر باشیم، توکل نکنیم، تقلید نکنیم؛ و حقجو باشیم، حتی آنجایی که به نفعمان نیست. پس نباید تقیه نکنیم، نباید زرنگی کنیم، نباید دورو باشیم. نهادهای ما و قراردادهای مضمر و صریح اجتماعی ما لازم است دگرگون شوند، تا به اندازهای لازم برای یک مدنیت شایسته فاصله بگیریم از خلق و خویی که مربیان اصلیاش آخوندها هستند.
برو به آدرس
نظرات