پا به پای ناصر خسرو
جسارت هایی در تاریخ اجتماعی ایران
رضا فرنود
انتشارات H & S Media
این كتاب شامل دو مجموعه میباشد كه دركنار هم قرار گرفته اند. از یك سو، خلاصه ای از سفرنامه ناصرخسرو دست چین شده و از سوی دیگر، مجموعه مقالاتی در توضیح این متن آورده شدهاند.
یادآوری كنیم كه ناصر خسرو، شاعر، فیلسوف و سیاستمدار ایرانی تقریباً در هزار سال پیش در سفری هفت ساله از۴۳۷ هق/۱۰۴۵م تا ۴۴۴ هق/۱۰۵۲م تمامی ایران و مناطق اطرافش را در نوردید. شرح این سفر را نیز در «سفرنامه» معروفی در كمال صراحت و تیزبینی و در فارسی بسیار زیبایی بیان نموده است. متنی كه خوشبختانه امروزه در دسترس ما بوده و با مساعی محققان متعددی چندین بار تصحیح و انتشار یافته است.
موضوعات مقالات توضیحی چنان انتخاب شده اند كه بیش از همه به ایرانیان و زندگی و افكار آنان در آن دوره مربوط بوده و مستقیماً یا غیر مستقیم با تاریخ و فرهنگ دنیای ایرانی در ارتباط میباشند.
بدین صورت، همراهی با ناصر خسرو و سفرنامه او بهانه ای برای ما خواهد بود تا به ایران و مناطق همجوارش در هزار سال پیش سفر كرده و از نزدیك با زندگی و افكار مردمان آن دوره آشنا شویم.
سفری كه در دو بُعد زمان و مكان صورت میگیرد.
ناصر خسرو همچون راهنمای این تور مسافرتی، درباره مناطق مختلفی كه ما را با خود به آنجا میبرد، توضیح داده، و ما نیز یادداشتهایی درباره دیده ها و شنیده هایمان، در كنار گفته های راهنمایمان جمع آوری كرده و قرار دادهایم. این یادداشتها هر یك به موضوعی جداگانه پرداخته و اجباراً همگی در ارتباط با یكدیگر نیستند. ولی در مجموع حال و هوای آن دوره را بیان میكنند.
بعبارت دیگر، این مقالات همچون یادداشتهای سفر یك مسافر امروزی است كه به نیروی جادویی ادبیات، امكان چنین سفری را با چنین راهنمایی در ۱۰۰۰ سال پیش یافته است.
خلاصه سفرنامه ناصر خسرو
همچنان كه گفتیم، امروزه چندین متن تصحیح شده سفرنامه ناصرخسرو در اختیار خواننده فارسی زبان قرار گرفته است. اختلافاتی كه بین این تصحیحات مشاهده میشوند، تغییر چندانی در درك متن سفرنامه ایجاد نكرده و مقایسه آنان بیشتر از نظر زبانشناسی و علم تصحیح متن برای متخصصان جالب میباشد. در این كتاب ما از متن تصحیح شده آقای محمد دبیر سیاقی استفاده كردهایم چرا كه این متن از متأخرترین این تصحیحات بوده ومتون تصحیح شده قبلی خود را نیز مورد نظر قرار داده است (دبیرسیاقی ۱۳۸۱).
خاطرنشان شویم كه خلاصهای كه در اینجا از متن سفرنامه آورده شده، بدست نگارنده این سطور صورت گرفته و مسئولیت كاستیها یا اختلاف سلیقههای احتمالی در انتخاب بخشی و حذف بخشی دیگر با ماست.
برای تسهیل خواندن متن سفرنامه تغییرات كوچك نگارشی در آن دادیم كه عبارتند از:
- نگارش تاریخهای عربی به عدد: مثلاً بجای «ربیعالآخر سنه سبع و ثلاثین و اربعه» نوشتهایم ربیعالآخر ۴۳۷ هق
- همچنین برای تاریخهای هجری، معادل میلادی آنها در داخل پرانتز آورده شدهاند.
- اسمهای خاص را نیز به ایتالیك نوشته ایم.
مسیر سفر و تقسیم بندی متن سفرنامه
نقشه صفحه بعد مسیر سفر ناصر خسرو را نشان میدهد. بطور كلی این سفر را میتوان به ۲ بخش تقسیم كرد: یكی سفر رفت از مرو به مصر و دیگری سفر برگشت از مصر به بلخ. سفر رفت از مرو شروع شده و با گذشتن از مناطق شمالی ایران و عراق به شام رفته و از كنار دریای مدیترانه به مصر میرسد.
سفر برگشت از مصر به سودان امروزی و سپس به عربستان آمده، از مكه گذشته و با عبور از صحرای عربستان به بحرین و از آنجا به خوزستان و جنوب خراسان آمده و سرانجام به بلخ باز میگردد.
در طول كتاب، سفر رفت و برگشت به ۱۲ فصل تقسیم شدهاند: ۱- پیش از سفر، ۲- خراسان، ۳- قومس و شمال جبال، ۴- دیلم و آذربایجان، ۵- ارمنستان و جزیره، ۶- شام، ۷- مصرو حجاز، ۸- لحسا، ۹- عراق، ۱۰- خوزستان، ۱۱- جنوب جبال و كوهستان و ۱۲- پایان سفر.
بدین گونه متن سفرنامه نیز به ۱۲ قسمت تقسیم شده و در ابتدای هر یك از این فصول، نقشه جغرافیایی منطقه مورد نظر آورده شده است و مسیر سفر و موقعیت هر یك از شهرهای سر راه به نمایش آمده است.
مقالات توضیحی
در انتهای هر یك از این فصلها، متن سفرنامه متوقف میشود و مقاله یا مجموع مقالاتی توضیحی آورده شدهاند.
این مقالات گاهی در توضیح موضوعات مورد بحث ناصر خسرو و برای «امروزی» كردن آن بوده و گاهی در حاشیه موضوع مورد بحث و برای آشنا شدن بیشتر با «محیط» تاریخی آن میباشد.
مثلاً در فصل «قومس و شمال جبال» و در راه خراسان به سمنان در سفرنامه چنین آمده است:
«به راه كوان به قومس رسیدم و زیارت تربت شیخ بایزید بسطامی بكردم، قدّسالله روحه.»
برای آشنایی با بسطامی و دیگر صوفیان اولیه، در آخر این فصل مقالهای درباره تاریخچه تصوف تا دوره ناصر خسرو آمده است.
سپس میگوید:
«روز آدینه ۸ ذیالقعده از آنجا به دامغان رفتم، عزّه ذیالحجه سنه ۴۳۵ هق(۱۰۴۵م) به راه آبخوری و چاشت خواران به سمنان آمدم و آنجا مدتی مقام كردم و طلب اهل علم كردم. مردی نشان دادند كه او را استاد علی نسایی میگفتند. نزدیك او شدم، مردی جوان بود. سخن به زبان فارسی همی گفت، به زبان اهل دیلم، و موی گشوده و جمعی به نزد وی حاضر.»
دومین مقاله این فصل درباره زبانهای گفتاری در ایران آن زمان است.
به همین گونه و با ارجاع به دیگر گفتههای ناصر خسرو در این فصل، ۲ مقاله دیگر نیز درباره تاریخچه شهر ری و سیستم اداری آنزمان در ادامه آمدهاند.
تلاش كردهایم كه این مقالات توضیحی تا جای ممكن دقیق باشند و برای نگارش آنان از آخرین تحقیقات و جمع بندیها در مورد موضوع مورد بحث استفاده شود. در عین حال سعی كردهایم كه متن این مقالات ساده و خلاصه باشند تا خواننده را بیش از حد از سخنان ناصر خسرو دور نكنند.
خوانندگانی كه مایل باشند به مطالعاتشان درباره موضوع مورد بحث ادامه دهند، چند نمونه از مهمترین منابع مرجع را در ابتدای هر مقاله خواهند یافت.
در انتهای هر مقاله نیز نقشه یا تصویری اضافه شده است تا خواننده را بیشتر با فضای آن دوره نزدیك كند.
قبل از شروع كتاب بهتر دیدیم كه با بیان خلاصهای از اوضاع سیاسی و اجتماعی ایران در زمان آغاز سفر ناصرخسرو، خواننده را با دنیایی كه به آن پا میگذارد آشنا كنیم.
در ادامه، آنچه كه از ناصر خسرو تا پیش از آغاز سفرش میدانیم بیان كرده تا با روحیات و علایق راهنمایمان بیشتر نزدیك شویم.
ایران و خاورمیانه در هزار سال پیش
اولین نكته، برای درك دنیایی كه به آن پا میگذاریم این است كه در هنگام آغاز سفر، تنها ۴۲۰ سال از فوت پیامبر(ص) میگذرد. ۴۰۰ سال از فتح ایران بدست سپاهیان اسلام گذشته، و تنها ۱۷۰ سال از غیبت امام دوازدهم مهدی(عج) سپری شده است. بعبارت دیگر، ظهور اسلام و گسترش آن در ایران و مناطق اطرافش به گذشته نزدیك مردمان آن زمان تعلق داشته و تاریخ دوره ساسانی در خاطرهها هنوز زنده میباشد. تحولات و وقایعی نیز كه درطی آنان، مذهب اسلام و شعبات مختلف آن شكل گرفتند، بسیار نزدیك بوده و تقریباً تاریخ معاصر این مردمان را تشكیل میدهد.
در ذهنیت ایرانیان آن دوره، فتح تمامی مناطق كشور بجز كنارههای دریای خزر، در۴۰۰ سال پیش از دوره مورد نظر ما، بدست سپاهیان اسلام، مهمترین شكست نظامی ایران پس از حمله اسكندر محسوب میشد. شكستی نظامی كه به دنبال خود شكست تمامی سیستم اجتماعی و فرهنگی دوره ساسانی را باعث گردید. مذهبشان به مرور تغییر كرد، زبان گفتاریشان تكامل یافت، زبان نوشتاری جدیدی ایجاد شد و بافت اجتماعی جامعههایشان تحول پیدا كرد.
با انقلاب عباسی در ۱۰۰ سال پس از آن (۳۰۰سال پیش از دوره مورد نظر ما) به سردمداری ابومسلم و سپاهیان خراسانی او، و بدنبال شكست خلیفه اموی و تعویض خلافت بدست ایشان، بازیابی هویت ملی ایرانیان آغاز گردید.
برخلاف امویان كه در دمشق مستقر بوده و بیشتر به تقلید از سیستم حكومتی بیزانس میپرداختند، خلفای اولیه عباسی در شهر تازه ساز بغداد، به نزدیكی تیسفون پایتخت ساسانی مستقر شده، وبه یاری وزرا و درباریان ایرانی به بازتولید سیستم ساسانی بر بنیانی اسلامی پرداختند.
پیروزی مأمون هفتمین خلیفه عباسی بر برادر خود (در۲۵۰ سال قبل از دوره مورد نظر ما)، باز هم با كمك سپاهیان ایرانی-خراسانی موفقیت جدیدی در این زمینه محسوب میشد.
اواخر دوره مأمون مصادف با تشكیل حكومتهای ایرانی در مناطق شرقی كشور میباشد. طاهریان در خراسان (از ۲۳۰ تا ۱۸۰ سال قبل از دوره مورد نظر ما)، صفاریان در سیستان و خراسان (از ۲۰۰ تا ۵۰ سال قبل از دوره مورد نظر ما) و سامانیان در ماورالنهر و خراسان (از ۱۵۰ تا ۷۰ سال قبل از دوره مورد نظر ما).
این حكومتهای ایران شرقی مبدل به كانونهای بسیار فعالی گشتند كه فرهنگ و ادب ایرانی پس از اسلام در آنجا خلق گردید. زبان فارسی دری در همین مناطق شكل نهایی خود را گرفته و اولین ادبیات نوشتاری به این زبان در همین مناطق خلق شد. از رودكی تا فردوسی، نهضت عظیم ادبی فارسی كه در این دوره و این مناطق بوجود آمد، پایه گذار هویت امروزی ایرانی شدند.
ناصرخسروِ شاعر، فرزند همین منطقه و وارث همین انقلاب ادبی میباشد.
استقلال مناطق غربی ایران با تاخیری ۱۰۰ ساله و به همت كوهنشینان دیلمی صورت گرفت. ابتدا مرداویج و سپس آلبویه موفق شدند كه تمامی مناطق غربی ایران را از سلطه خلیفه عباسی رها كرده و حتی در ۳۳۴ هق/۹۴۵ م (۱۰۰ سال قبل از دوره مورد نظر ما) یكی از سرداران بویهی بغداد را فتح كرده و خلیفه عباسی تحتالحمایه ایشان قرار گرفت.
این فاصله زمانی ۱۵۰ ساله، یعنی از همان دوره تا عصر ناصر خسرو را تاریخنویسان اروپایی به «میان پرده ایرانی» موسوم كردهاند. فاصله زمانی كه بین حمله اعراب و اشغال ایران بدست تركان قرار گرفته است.
این دوره، پر رونقترین دوره فرهنگ ایران بوده و شاید تنها سالهای اخیر، از مشروطه تا امروز بتواند با آن برابری كند.
بزرگانی چون رازی، خوارزمی، فارابی، ابوعلی سینا وبیرونی فرزندان این میان پرده هستند. كسانی كه فرهنگ ایرانی هرگز موفق به تولید مشابهشان نشد.
این دوره بدون شك، دوره رنسانس (بازتولد) فرهنگ ایرانی بود. ولی اگر رنسانس اروپا بعد از قرون وسطا و قبل از انقلاب صنعتی قرار گرفته است، این رنساس ایرانی بین دو قرون وسطا و بدون انقلابی صنعتی میباشد.
زمانی كه ناصر خسرو سفر خود را آغاز میكند درست نقطه پایانی این میان پرده است. چرا كه تركان سلجوقی تنها چهار سال است كه در شرق ایران مستقر شدهاند.
ناصر خسروِ سیاستمدار، فرزند سرخوردگی و شكست این دوره طلایی است.
نقشه صفحه بعد حكومتهای ایران ومناطق اطرافش را در اوسط قرن ۴ هق/۱۰ م یعنی در اوج «میان پرده ایرانی» نشان داده و اینان را با حكومتهای این مناطق در هنگام آغاز سفر ناصر خسرو مقایسه میكند.
موضوع دیگری كه بایستی به آن اشاره كنیم، بٌعد مذهبی رویدادهای سیاسی آن زمان است.
بدنبال فوت پیامبر(ص)، اختلافات چندی در میان مسلمانان بر سر تعیین شكل حكومتی اسلام و چگونگی انتخاب حاكم سزاوار ظاهر شده و پس از مدتی چندین گروه در میان ایشان شكل گرفت.
گروه اول شیعیان مشروعیتخواه بودند كه حكومت اسلام را تنها لایق فردی از خاندان پیامبر میدانستند. ولی در طول سالهای بعدی بر سر انتخاب فردی از خاندان پیامبرو علی(ع) خود به دستهها و مكتبهای متفاوتی تقسیم شدند.
گروه دوم برابری طلبان خوارج بودند كه هر مسلمانی را به شرط رعایت عدالت، محق حكومت دانسته ولی برای امت نیز حق بازخواست و تغییر حاكم را قائل بودند.
سرانجام جمعی نیز همبستگی امت اسلامی را از همه چیز مهمتر دانسته و هر حاكمی را حتی با كاستیهای احتمالی برای حفظ این همبستگی قبول میكردند. اینان پس از مدتی به سنّیان موسم شدند.
با اینكه از ابتدای اسلام، سنّیان در ایران اكثریت مسلمانان را تشكیل میدادند ولی به مرور بر جمعیت شیعیان افزوده شده و حتی اولین حكومتهای شیعی در ایران شكل گرفت.
رشد شیعیان در ایران بخاطر نزدیكی اندیشه شیعی با تفكر سیاسی- حكومتی قدیم ایرانی بود. از سوی دیگرنیز احساسات ملی و استقلال طلبانه ایرانیان در مذهب شیعه كه مذهبی مخالف خلیفه بغداد میبود، براحتی تجلی میكرد.
اولین حكومت شیعی بدست شیعیان زیدی در كنارههای دریای خزر در ۲۰۰ سال قبل از دوره مورد نظر ما تشكیل شد. با بقدرت رسیدن آلبویه كه به مذهب شیعه دوازده امامی تمایل داشتند انتشار عقاید شیعه آزاد شده و اصول مذهب شیعه دوازده امامی در همین دوره و در مناطق تحت سلطه ایشان، به دست علمایی ایرانی تثبیت گردید.
در طول «میان پرده ایرانی» و بخصوص بخاطر آزادیهای نسبی كه در مناطق تحت سلطه حاكمان ایرانی مستقر بود، مذهب شیعه رشد بسیاری كرده بطوریكه قرن ۴ هق/۱۰ م به «قرن شیعه» موسوم شده است.
آخرین نكتهای كه بایستی در این مورد اشاره كنیم مربوط به پیدایش و گسترش نهضت شیعیان اسماعیلی است:
در اواسط قرن ۹م/۳ ه جمع جدیدی در میان شیعیان پیدا شدند كه سلسله امامانشان را به اسماعیل پسر بزرگ امام جعفر صادق(ع) منسوب میكردند.
اینان در زمینه سیاست بسیار تندرو بوده و معتقد به شیوههای انقلابی و مبارزه مسلحانه با خلافت بغداد بودند. تمام تلاش خود را نیز بر این گذاشتند كه در هر جای ممكن حكومتهایی را بدست آورده وسپس دیگر مناطق اسلامی را نیز به زیر پرچم خود متحد كنند.
اینان در ایران و مناطق اطراف بسرعت رشد كرده وسرانجام در اوایل قرن ۴ هق/۱۰ م موفق به ایجاد دو حكومت اسماعیلی گردیدند. یكی قرمطیان در بحرین و جنوب بین النهرین، و دیگری، فاطمیان در تونس. برخلاف قرمطیان كه حاكمانی محلی باقی ماندند، امرای فاطمی موفقیتهای بسیاری بدست آورده، مصر، شام و عربستان غربی را نیز به حكومتشان اضافه كرده، و حتی ادعای خلافت جهان اسلام را نموده و مستقیماً در كارزاری سیاسی و تبلیغاتی بر علیه خلیفه عباسی بغداد وارد شدند.
رشد سیاسی و نفوذ تبلیغاتی اینان چنان اهمیت یافت كه ازاواسط قرن ۴ هق/۱۰ م دنیای اسلام بین دو قدرت و دو ایدئولوژی تقسیم شده بود. وضعیتی كه بیشباهت به اواسط قرن ۲۰ میلادی و درگیریهای دو ابرقدرت آمریكا و شوروی نبود.
با به قدرت رسیدن غزنویان در اواخر قرن ۴ هق/۱۰ م و سپس تركان سلجوقی در شرق ایران، كه همگی سنّیانی متعصب بودند، كفه ترازو بنفع قطب سنی/عباسی سنگینی گرفت.
ناصر خسرو داعی فاطمی، محصول این دنیای دو قطبی و نتیجه موضعگیری صریح در این جنگ تبلیغاتی است.
ناصر خسرو تا پیش از سفر
آنچه كه از زندگی راهنمایمان تا پیش از آغار سفرخود میدانیم بسیار محدود بوده و در چند تاریخ خلاصه می شود:
۳۹۴ هق/۱۰۰۴ م: ناصرخسرو درمنطقه قبادیان و در نزدیكی شهر بلخ متولد میشود.
خانواده او احتمالاً از دهقانان خراسان بوده كه به مرو آمده، ابتدا در دربار سامانی و سپس در دربار غزنوی به كارهای دیوانی مشغول بودهاند.
از «سفرنامه» میآموزیم كه حداقل ۲ برادر دیگر نیز داشته است: یكی ابوالفتح عبدالجلیل نام داشته وتا هنگام بازگشت ناصر از سفر همچنان به كارهای دیوانی در مرو مشغول بوده است. برادر دیگر كه نامش در سفرنامه ذكر نشده، ولی از منابع دیگر میدانیم كه به كنیه ابوسعید ملقب بوده، همان است كه در سفر ۷ ساله ناصر همراه او میشود و یار و رفیق برادر در تمام این مدت است.
دوره كودكی و جوانی ناصر خسرو، باز هم احتمالاً، در مرو گذشته و صرف تحصیل در زبان و ادبیات فارسی و عربی، علوم قرآنی و همچنین فلسفه، تاریخ و ریاضیات میگردد.
پس از پایان تحصیل نیز همچون دیگر افراد خانواده به خدمت دربار غزنوی در آمده و به قول خودش «دبیر» بوده است. بطور دقیقتر احتمالاً متصدی امور مالیاتی بود.
۴۳۱ هق/۱۰۴۰ م: شكست سنگین قوای مسعود غزنوی دربرابر سلجوقیان و آغاز استقرار اینان در خراسان و شرق ایران.
میدانیم كه ناصر نیز همچون دیگر اعضای خانواده مثلاً برادرش ابوالفتح، پس از این تحولات به خدمت دربار سلجوقی در میآیند. ولی احتمالاً از همین دوره، تحولات درونی او آغاز شده و تردید و تجسس برای ارزشهای متفاوتی بر وی غالب میشوند.
۴۳۷ هق/۱۰۴۵ م: آغاز سفر بسوی مغرب كه مقارن با چهل و دو سالگی ناصر خسرو میباشد.
در آغاز «سفرنامه»، او دلیل سفر خود را خوابی اسرارآمیز ذكر میكند. ولی در یكی از قصائد بلندش در «دیوان» (مینوی ۱۳۵۳: ۵۴) این سفر را نتیجه تجسس، بحث و گفتگوهای فراوان با طرفداران مذاهب و مكاتب گوناگون دانسته است.
از تحقیقات جدید درباره زندگی ناصر خسرو چنین بنظر میآید كه او در قبل از آغاز سفر خود، تمایلات شیعی داشته و احتمالاً هوادار اسماعیلیان بوده است، ولی قبول كامل ایدئولوژی اسماعیلی- فاطمی از سوی او در طول اقامتش در مصر صورت گرفته و معلم اصلیش داعی ایرانی الاصل فاطمی بنام «موئد فیالدین شیرازی» خواهد بود (دفتری ۱۳۷۳: ۲۸۰).
خواننده علاقمند، خلاصهای از زندگی ناصر خسرو در بازگشت از سفر را در فصل آخر كتاب با عنوان «از پایان سفر تا پایان زندگی» خواهد یافت.
«پا به پای ناصر خسرو» را از H & S Media خریداری کنید
نظرات