پس از سالیان بسیار صدایی از گذشتهای دور گوشهایم را شاد کرد. دوستی از سالهای خوب دبیرستان و قبل از آمریکا و ننگ اسلامی. در فاصلهای کوتاه هر دو به امریکا آمدیم. بازیگوش بود و بسیار تیز هوش. در یکی از دانشگاههای معروف آمریکا تحصیل میکرد ولی در یکی از همان تظاهرات ضد شاهی گیر افتاد و از آمریکا اخراج. اینها همه اطلاتی بود که قبل از برگشتن به ایران تلفنی به من داد. وقتی از او پرسیدم تو که نه سیاسی هستی و نه اهل تظاهرات چه کاره بودی و چرا گفت رفته بودم شکار دخترهای خوشگل نه برای تظاهرات. این گفته او کاملا با خلق و خویی که من میشناختم توافق داشت. در ایران هم دنبال دخترها در بولینگ عبدو، و تنیس و بیلیارد و اینجور کارها بود. هیچ کدام نه سیاسی بودیم و نه دینی. حال میگفت پسرم افسردگی گرفته و خودم دوست دارم برم جای دیگر و بسیار سر در گم هستم. گفتم بعد از نسل کشی اخیر در ایران تعجبی نیست که جوانان یا هر کسی افسرده و غمگین باشد. سر در گمی تو هم قابل درک است. بدون پیش درامدی برایم نوشتهای فرستاد از زمان قبل از ننگ ۱۹۷۹ در باره گوش ندادن شاه به هشدارهایی در باره عزل مصدق. ربط این متن را با صحبتش راجع به افسردگی و سر در گمی درک نمیکردم ولی در آن رد پایی که از سال ۱۹۷۳ آغاز شده بود میدیدم حتا اگر او نمیدید. به او گفتم شاه هر کاری کرد یا نکرد، هر حرفی گوش داد یا نه چه ربطی به تو یا وضع فعلی دارد؟ یا چه ربطی به ۴۸ سال تاراج ملی، فرهنگی و اقتصادی به دست خمینی و بقیهٔ این دژخیمان و آن بلائی که به سر ایران و ایرانیان آورده اند و میاورند؟
طولی نکشید تا بقیهٔ رد پاهای تبلیغات ۵۰ سالهٔ اسلامیون و چپیون، و مارکسیستها و توده ایها و چریکها اشکار شد. همان تبلیغاتی که ننگ اسلامی را به ایرانیان هدیه داد و هنوز اندی با دهل و زرنا آن را باز سازی و تکرار میکنند. چه در همین سایت یا در انواع و اقسام رسانههای اجتماعی. نمونههایش هم هم اکنون در بلاگهای قبل و بعد از این بلاگ من یا در ویدئوهای مختلف از ' تحلیل گران` حرفهای و غیر حرفهای نمایان است.
دوستم گفت تو مثل نتنیاهو و امریکا از `تجاوز ` به خاک ایران حمایت میکنی؟ ندیدی با مردم غزه چه کردند؟ و چند جوردیگر از این نوع گوز هایی که جمهوری ننگ و چپها و اندی دیگر و با کمک جیره خران و گماشتههای خود در غرب دهه هاست با موفقیت به شقیقهٔ مردم ایران بسته و شاهراهی دائمی بین این گوزها و شقیقه ایرانیان ساخته برای تحریف و تفرقه.
به او گفتم اگر در غزه و سومالی و ونزوئلا و اریتره و جاهای دیگر دنیا انواع بی عدالتی و آدم کشی و غیره هست و اگر امپرلیسم دنیا را حکومت میکند و اگر و اگر...چه ربطی به این دارد که یک گروه مثلا مذهبی ۴۸ سال ایران را گروگان گرفتهاند و تجاوز و چپاول؟ چه ربطی به دهها هزار گلهای ایران که در عرض چند روز پر پر شدند و دهها هزار دیگری که در بازداشت گاههای این دژخیمان معلوم نیست با چه ابلیسی و رنج و دردی در دست و پنجه؟ حال صدها هزار نفری که در جنگ خمینی و ۴۰ سال بعد از آن کشته شدند و ۲ نسل سوخته هیچ؟
گفت این ' شورشی' بود که آمریکا و اسرائیل علم کردند. گفتم تو میلیونها ایرانی جوان، و میانسال و پیر و بچهها و همه و همه را بازیچه و احمق میدانی؟
گفت تو عمرت را در خارج بودی و خبر نداری و من دوست دارم به حقیقت پی ببرم.
گفتم پس شعارها چرا؟ مثل " داس، چکش، عمامه، ۵۷ تمامه " , شریف دیگه بسشه، آریامهر اسمشه" , "نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران"، " میمیریم ایران و پس میگیریم"، "ملاّ، چپی، مجاهد، لعنت به هر سه تاشون"، ` رضا شاه روحت شاد" ، " این آخرین نبرده، پهلوی بر میگرده ""کشته ندادیم که سازش کنیم، رهبر قاتل رو ستایش کنیم"، "این ٔگل پر پر شده، هدیه به میهن شده "..از ایران اومده و ایرانیان دیاسپرا در اجتماعات چند صد هزار نفری تکرار کردند. این صحبت دیگر از گروه و سیاست نیست و رضا پهلوی نه به عنوان شاه بلکه نمایندهٔ گذار ایران از جمهوری اسلامی
صحبت چندی دیگر ادامه داشت ولی صدای آشنا از دور رسالتی سنگین که بر دوش ایرانیان بعد از ننگ اسلامی است اشکار و یاد آوری کرد. ترسیم آنچه گذشت و میگذرد و حماسهای که ایرانیان با جان و هستی خود میافرینند، و بستن اتو بان گوز و مغلطه ای که ۵۰ سال است شقیقهٔ ایرانیان را به کار گرفته.
نظرات