اشتباه تاریخی‌ اسلامی ۱۹۷۹ سالهاست که عریان شده و ماهیت ارتجاعی آن ثابت؛ حتا برای چریک ها، چپ ها، ضد‌شاهی ها، و تمام آنانی‌ که گول ۵۳ سال تبلیغات ضد ایران و ضد شاه را خوردند. ۵۳ سال چون آغاز آن ۱۹۷۳ بود نه ۱۹۷۹. صحبت از شاهنشاهی و جمهوری و شاه و مصدق نیست؛ بلکه اشتباه فرهنگی‌ و تاریخی‌ ایرانیان که خود را از اسلام تشخیص و تفکیک نکردند. ۴۷ سال جنایات و نیرنگ ملایان این مشکل ایران را حل کرد. رهایی از این ابلیس نزدیک است و تغییر رژیم به همت مردم رنج دیدهٔ ، خسته و بیتاب ایران و به کمک اسرائیل و آمریکا در همین ماه یا ماه آینده در جریان خواهد بود. نکتهٔ آخر قابل تامل است چون `هجوم` خارجی‌، به قول همان افراد و گروه‌هایی‌ را که به دنبال خمینی و ارتجاع راه افتادند که برای ایران دمکراسی ارمغان بیاورند` نمی‌تواند برای ایران دمکراسی ارمغان بیاورند. "زهی خیال باطل". در حالی‌ که ایرانیان بارها با دست خالی‌ در اعتراض مدنی به خاک و خون کشیده شدند و وقتی‌ جوانان نازنین ایران زمین را با تجاوز و قتل و شکنجه ساکت کردند اینها که با دخالت "خارجی‌" مخالفند و رگ‌های گردنشان بیرون میزند که مبادا چنین اشتباهی‌ مرتکب شویم، همه ساکت بودند. ولایت فقیهی که تاریخ، فرهنگ، کرامت و ثروت ایران را به تاراج برده و با نوکری به چین و روسیه و استخدام مزدوران افغانی و عراقی‌ و لبنانی و پاکستانی‌ سر پا ایستاده خارجی‌ و تجاوزگر نیست ولی‌ آمریکا و اسرائیل خارجی‌ و امپریالیست و خطرناک ا‌ند.

وقتی‌ مردمی که در حال کشیده شدن به خاک و خون فریاد زدند "پهلوی"، همانها که اینهمه سال در تاریکی‌ و بزدلی و گمراهی بودند، همانطور در تاریکی‌ ماندند. این تجربه عملی‌ زندگی‌ ایرانیان بود که دید اپزیسیونیی که دنبال اسماییلیون‌ها و مهتدی‌ها و جبههٔ ملی‌‌ها و چپ‌های حیران و غیره راه میافتد هنوز هم در دگما و فلسفه و ایده گیر کرده و امیدی برای رستگاری آنان نیست و فریاد زد " رضا شاه، روحت شاد". باز هم هفته‌ها گذشت و چند ده هزار گلهای ایران به خاک و خون کشیده شدند و جنایتی رخ داد که در تاریخ مثل آن کم است؛ تا گروهی دیگر از این چپ‌ها و دمکراتیک‌ها و ایدآل ایست‌ها دو زاری‌شان افتاد که حال ایرانی‌ در مجموع متحد و یک صدا داریم به رهبری رضا پهلوی. ۴۷ سال طول کشید ولی‌ نوروز امسال نوروزی دیگر است و طلوعی دیگر برای شیر و خورشید که ضحاک را دوباره به خاک کشیده و ایرانی‌ بدون ملاّ و اسلام باری دیگر همانگونه که فردریک هگل توصیف کرده بود `نوری بر انسانیت و آزادی وجدان جهانی‌ ` باشد.