قصیده مزامیر عشق در پانصد بیت و با یک قافیه تقدیم می شود
******
مناجات
ای ذات تو لایزال و سبحان
وای وصف تو فوق وهم انسان
بیرون ز کلام و حرف و ارقام
بر تر ز خیال و حدس و ایقان
مستغنی حمد و ذکر و تسبیح
حی و صمد و حمید و منان
ای کنه تو خارج از تعقل
وای در تو خرد حقیرو حیران
در سینه تنگ و خسته من
یک نکته نه ، بلکه صد هزاران
رازیست که تاب گفتنم نیست
دردیست مرا که نیست درمان
حالیست مرا که باورم نیست
کامشب نکشد مرا به عصیان
ترسم بکشم ز فرط مستی
یکباره بهر چه خط بطلان
این درد نهان چسان بگویم
ای جان مرا تو درد و درمان
لب بسته زبان خموش و صامت
اما ز درون چو کوره تفتان
از بستن لب مرا چه حاصل
من خامشم اندرون خروشان
این جوش و خروش و میل سرکش
واین آتش اشتیاق و طغیان
در چنته سینه ام بجوش است
چون غلغل دیک آب جوشان
من کیستم ای تو رمز هر راز
من چیستم ای رحیم رحمان
من گمشده در وجود خویشم
یارب تو مرا به من شناسان
******
ای مصدر کاف و نون تکوین
وی واجب هر وجوب و امکان
ابهام مرا به پرتو عشق
روشن بکن ای تو پرتو جان
از پرتو نور لن ترانی
یک ذره بجان ما بتابان
من محو حجاب عقل خویشم
ما را برهان ز عقل و برهان
هر خانه که قفل عقل دارد
عشق تو از آن شود گریزان
امشب به صفای مقدم می
وز شورش اشتیاق شایان
افسار وعقال خود بریدم
تا وارهم از وثاق ایمان
با تیشه عشق خانه عقل
کردم ز بن و ز پایه ویران
تا بین من و تو راحت جان
مکشوف شود غطاء الوان
در سر هوسی بلند دارم
واندر دل خود امید غفران
خواهم که یکی شویم و واحد
با [واو] و[ احد ] به یمن تکلان
یک روح شویم در دو قالب
مانند صفات ابر و باران
آنسان که بجای لا و الا
وز شک و یقین و کفر و ایمان
جز جلو گه [ ولا] ... نبینم
در منظر آشکار و پنهان
من زاین کلمات راز گونه
وز قال و مقال و حق و بطلان
جز صورت ماه تو ندیدم
در کوچه و باغ و دشت و بستان
هر جا که نظر فکندم از دل
بر ذره خاک و باد و باران
از ذره ذره های ذره
تا پهنه لایزال کیهان
جز عکس رخ تو نیست ظاهر
گر بنگرمت بدیده جان
گر چشم جهان حجاب من شد
تا گم کنم آن چراغ تابان
عطر خوش و دلنوازت آید
از شاخه یاس و برگ ریحان
من در تو عجین و مستحیلم
ماهی صفت اندرون عمان
ماهی چو بر آب و غرق دریاست
عاجز بود از تجسم آن
زان روست که دیده ات نبیند
نزدیکی ماست حا جبم هان
من کیستم ای تو رمز هر راز
من چیستم ای رحیم رحمان
من گمشده در وجود خویشم
یارب تو مرا بمن شناسان
سلام وعرض ادب استاد بزرگوارم
همیشه از خواندن اشعار عرفانی شما معنویت خاصی برایم هست که مدیون قلم و نفس رحمانی شما هستم
امیدوارم هماره باشید و بر چرخه ادب عرفانی یکه تازی نمایید
دوستدار قلبی شما ...سجاد کهنسال
سلام بر سجاد جوانسلم چقدر خوشحالم که در این سایت هم در خدمت ات هستم ، لینک قبلی را به علت ناشیگری پاک کردم و از دوستان زیادی شرمنده شدم و شما فعلا در این پست نفر اول کامنت گزار شعر عرفانی من هستید دست تان بی بلا ... محمود سراجی م.س شاهد
با درود بر استاد سراجی نازنین استاد و پدر معنوی ما ...با خواندن این ابیات جان دل تازه گردید ...شاد و پاینده باشید و ما را همچنان راهنما...با مهر ....ثریا
استاد گرامی جناب سراجی
اشعار شما آنقدر زیباست که از خواندنشان سیر نمیشوم و مانند کلاس درسی هست برای بنده
شمایید آفتاب کوی ادب، و بهر زلال شعر و غزل
ارادتمند شما
فرزین مصباح
استاد سراجی عزیز و گرامی
سروده دلنشین تان جان را صیقل می دهد و روح تازه می بخشد. وجود نازنینتان پایدار باد.
با مهر
پروین علیزاده
ممنون دخترم پروین عزیزم ، موفق و موید باشید
خسته نباشید استاد ،بسیار زیبا و دلنشین
زنده باشد مینا خانم ٦٤، خوش آمدی بابا
درود بیکران بر استاد سراجی گرانقدر
استاد عزیز و ارجمندم جناب سراجی ، اشعارتان همیشه نور امید را در دلم و باور هستی را در وجودم، صد چندان نموده و روح و روانم را جلا بخشیده است...............کلام عشق همچون شبنمی بر گلبرگهای تشنه ی وجود ، درخشیده و طرا وت می بخشد.............آرزومند سلامتی و سعادت روز افزونتان هستم..... با مهر و ارادت مهری
سپاسگزار الطاف شما دوست گرامی هستم. بزرگوارید.
استادسراجی عزیزم
هرجا که بُوَد نشانی ازتو
من درپی عشق و نور وایمان
چون تشنه پی چشمه روانم
پر شور و به شوق وصل جانان
خانه جدید شعرتان مبارک
درود بر مرد بداهه ها و حاضر جوابی مناظرات ادبی جناب محمود خان بدوحی سپاسگزارم نازنین تو هم به خانه خود خوش آمدی ، تمنا دارم از رشحات احساس و قلم لطیف نویس تآن در این سایت بزرگ و خودی آثاری بگذارید ممنون میشوم و از طرف جهانشاه جاوید مرد فرزانه رسانه های اینترنتی بشما خوش آمد میگویم ...محمود سراجی
جهانی درود بر شما استاد سراجی عزیز و ارجمند. خواندن اشعار زیبای شما که همگی از چشمهء زلال و پاک عشق و شیدائی و شیفتگی که منشعب از سرچشمهء ایزدیست لطف و طراوتی خاص دارد. قلم پر توانتان جاودان. در پناه حق سالم و شادکام باشید.
دوست بزرگوارم جناب استاد سراجی ....هر بار نیازی عمیق به خلوت با حضرت حق در خود احساس می کنم، به سراغ سروده های عاشقانه ی شما می آیم و غرق در رحمانیت عاشقانه ی الهی می شوم........امیدوارم دریای وجود شما روز به روز مملو از نغمات نیایش رحمت الهی باشد و ما هر چه بیشتر از آنها بهره مند گردیم.