عمومی

دنبال کن


عضو از ۳ اردیبهشت ۱۳۹۲

همش یازده قلم .... کاریکاتور

اجرای کالابرگ جدید با هدف جبران جهش ناگهانی قیمت‌ها در بازار صورت گرفته است. وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، احمد میدری، تاکید کرده است که حفظ قدرت خرید مردم هدف اصلی این طرح است و مردم می‌توانند با استفاده از اعتبار یک میلیون تومانی خود، کالاهای اساسی مورد نیاز را به دو شیوه خریداری کنند:

۱-خرید با قیمت‌های روز بازار: مردم می‌توانند تمام ۱۱ قلم کالای اساسی شامل مرغ، گوشت قرمز، تخم‌مرغ، روغن، برنج، حبوبات، ماکارونی، شیر، ماست و پنیر را بدون محدودیت برند و مقدار از فروشگاه‌های طرف قرارداد خریداری کنند.

از تپه به زمین سفت .... کاریکاتور

مسعود پزشکیان، سه‌شنبه ۱۶ دی گفت: «می‌دانید چرا دشمنان چشم طمع در کشور ما دوخته‌اند؟ برای اینکه ما به جاهایی رسیدیم که منطقه سفت زمین و به اصطلاح سخت کار است. به این سادگی و خیلی راحت نمی‌شود کار کرد.»
او افزود: «از این طرف برای مردم دلسوزی می‌کنند و از آن طرف با تحریم، راه‌های توسعه را می‌بندند.»

 

 

 

بیننده نباش .... کاریکاتور

پرویز پرستویی :
 
 
 نمی‌شود صدای مردم را نشنید!
نمی‌شود مردمی که تا همین چندی پیش ملت ِ غیور بودند
 و مایه‌ی مباهات،تا صدای به حق ِ اعتراض‌شان بلند شد بشوند وابسته‌ی بیگانه و عامل ِ شَر!
نمی‌شود وعده بدهید صدای اعتراض را می‌شنوید و با معترض به گفتگو می‌نشینید
باز نشنوید و باز بزنید و ببرید و باز داغ و‌ درفش به کار ببندید.
نمی‌شود جوری شده باشد که ده درصد جامعه توی پول غلت بزنند و بخورند و‌ ببرند و اختلاس کنند
 و گمان کنند آب از آب تکان نمی‌خورد و ده درصد ِ دیگر خوب زندگی کنند و ده درصد دیگر
 معمولی و ده درصد معمولی‌تر و بقیه دائم لنگ ِ خرج و مخارج ِکمرشکن و هر روز کمرشکن‌تر
 ِزندگی باشند!
نمی‌شود متوقع باشید مردم آن چه را که باید،نفهمند یا بفهمند و مدام خودشان را به آن راه بزنند!
نمی‌شود به مردم گفت کور باشید و هیچ نبینید! کَر باشید و هیچ نشنوید! لال باشید و هیچ نگویید!
نمی‌‌شود به ما مردم بگویید بروید سرتان را بگذارید بمیرید!
نمی‌شود

مادورو و ترامپ .... کاریکاتور

دونالد ترامپ اعلام کرد که مادورو به همراه همسرش دستگیر و از ونزوئلا خارج شده است. او اعلام کرد ایالات متحده آمریکا با موفقیت یک حمله گسترده علیه ونزوئلا و رهبر آن، نیکلاس مادورو، انجام داده است. نیکلاس مادورو به همراه همسرش دستگیر شده و از کشور خارج شده‌اند.

 
 

 

ستوان در یخبندان .... کاریکاتور

ستوان یکم رحیم مجیدی به دلیل یخ زدگی در شرایط جوی سخت و کولاک شدید در مناطق مرزی استان کردستان به شهادت رسید.
زمان پیدا شدن پیکر وی عکس پسرش دستش بوده که پشتش نوشته: مراقب پسرم باشید، تازه یاد گرفته بگه بابا.
#کاریکاتور #رحیم_مجیدی #سرباز #پدر
#روز_پدر

 

آب پاش زیر صفر .... کاریکاتور

تصاویر منتشر شده از همدان حضور سنگین نیروهای امنیتی را نشان می‌دهد. یکی از ویدیوها دو معترض را نشان می‌دهد که در مقابل ماشین آب‌پاش ضدشورش مقاومت می‌کنند.

این در حالی است که دمای این شهر ۲ درجه زیر صفر است.

 
 

تخمش مرغ ..... کاریکاتور

سمیه گلپور، رئیس کانون عالی انجمن‌های صنفی کارگران گفت: «دولت حتی توان کنترل قیمت تخم‌مرغ را ندارد و دیگر توقع نداریم که بتواند قیمت ارز یا طلا را کنترل کند.

اعتراض کف خیابان .... کاریکاتور

پز عالی پزشکیان ..... کاریکاتور

ابهام زمانی جدی‌تر می‌شود که به سکوت معنادار مسئولان ارشد اقتصادی نگاه می‌کنیم. نه رئیس‌کل بانک مرکزی، نه وزیر اقتصاد و نه حتی رئیس‌جمهور، توضیح شفافی درباره دلایل این جهش‌ها ارائه نمی‌دهند. این سکوت، به‌جای آرام‌کردن فضا، عملاً به سوخت انتظارات تورمی تبدیل شده و بازار را بیش از پیش به سمت التهاب سوق داده است؛ بازاری که در نبود روایت رسمی، شایعه، نااطمینانی و بی‌اعتمادی در آن فرمانروایی می‌کند.

پیش‌تر، در ۱۶ آذرماه امسال و هم‌زمان با عبور دلار از مرز ۱۲۳ هزار تومان، این انتقاد مطرح شد که چرا رئیس‌جمهور در مراسم روز دانشجو، درباره مسائل مختلف سخن گفت، اما اشاره‌ای به بحران ارزی و رشد مداوم دلار نکرد. آن زمان، انتظار حداقلی این بود که دست‌کم یکی از مسئولان اقتصادی با مردم صریح سخن بگوید؛ انتظاری که نه‌تنها محقق نشد، بلکه امروز با جهش دوباره نرخ‌ها، پررنگ‌تر هم شده است.

 

بهرام بیضایی و ساحل شمال .... کاریکاتور

صحبت‌هایی بهرام بیضایی درباره‌ی «باشو غریبه‌ کوچک»مهاجرت، خانه و وضعیت فرهنگی ایران در برنامه‌ی «۱۰ روز سینمای ایران» جشنواره‌ی برلین ؛ در اردیبهشت ۱۳۹۹می باشد ، بهرام بیضایی در بخش‌هایی گفت و گویش که همزمان با نمایش «باشو غریبه کوچک» در برلین انجام داده درباره بود دلیل مهاجرتش از ایران گفت: «من روزی که از ایران رفتم فکر نکردم به کلی رفتم. هنوز هم فکر نمی کنم به کلی رفته‌ام. من سی سال بود که شغل نداشتم و برای زندگی در مملکتی که همینجور قیمت‌هایش بالا می‌رود لازم هست که شما شغل و درآمدی داشته باشید. به زحمت بعد از هجده سال موفق شدم چهار سال یا سه سال یک بار تئاترهایی کار کنم که درآمد چندانی برای زندگی نداشت. سینما هم که همه‌اش وام می‌گرفتم و وقتی نمی توانستم وام را پس بدهم فیلم را بجای وام به آنها می‌دادم. بنابراین هیچ چیز که بتوانم رویش اطمینان کنم برای زندگی نداشتم. بعد از سی سال یک شغل پیدا کردم و آمدم دنبال شغل. وقتی آمدم این شغل برای یک سال بود و کم کم بیشتر شد من دلم تنگ میشود برای دفتر کارم و دلم تنگ می‌شود برای خانه یا جایی در ساحل شمال. 

بیشتر