نجواهای نجیبانه:
بخشهای برگزیده نامه:
شما «نجواهای نجیبانه» را نشنیدید و اینک، فریادهای خشمگینانه را میشنوید و باید منتظر بدفرجامی نیز باشید
راه رهایی ایران و ایرانیان، سرنگونی «جمهوری اسلامی» و تشکیل حکومتی مدافع آگاهی، آزادی، دموکراسی و حقوق بشر است
هر تلاشی در راستای اصلاح این نظام بینظام و گندیده و تزئین و مشاطهگری نقش ایوان این خانه از پایبست ویرانگشته، «آزموده را آزمودن» و خطایی محکوم به هزیمتی محتوم و «آب در هاون و مشت بر سندان کوفتن و باد درو کردن» است
بترسید از روزی که مردم از شما نترسند و من آثار آشکار این ناترسی و انهدام هیمنه و هول و هراس را میبینم
سرنگونی سروقت سرِ نگونسار و پرنخوت و تبختر شما و حکومت جور و جهل و جعل و جنایت و خیانت شما نیز خواهد آمد
آقای خامنهای! همه جنایتها و خیانتهای جمهوری اسلامی و رهبران آن به کنار، تنها چهار کلمه، سرنگونی رژیم شما را از نظر اخلاقی، اجتماعی و سیاسی ضروری میسازد: «کشتار شصت و هفت!»
تاریخ نشان داده است که سرانجام دیکتاتورها همواره موشفرجامی بوده است!
حکومت شما سرنگون شده است و فقط جنازه گندیده آن بر روی زمین و در انتظار دفن در قبرستان تاریخ مانده است
پیشنهاد میکنم حداقل نیمنگاهی به فهرست مطالب کتاب «نجواهای نجیبانه» بیندازید، که فهرست فشردهای است از کارنامه جمهوری اسلامی و رهبران و مسؤولان آن، بهویژه شخص شما، در زمینههای فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، مذهبی و...؛ شاید... شاید در خفا و خلوت، شرم و آزرمی آزارتان داد!
پیشاپیش شکست تمامیت حاکمیت شما را در نمایش ناشایست به اصطلاح انتخابات پیش رو به مردم ایران شادباش میگویم. آری، ایران و ایرانیان سیاهترین شرایط را از سر میگذارنند، اما همواره «پایان شب سیه سپید است»
امیدوارم که انتخابات نود و دو، نه به تو و رژیم تو باشد؛ نهای نهایی و تنهایی نهایی تو و یاران پیدا و پنهان تو...
متن کامل نامه:
«دلم میسوزد از باغی که میسوزد!...»
آقای خامنهای!
من فردا، سهشنبه هفتم خرداد ماه، به شکایت وزارت اطلاعات شما، که در واقع مدعیالخصوص شماست، به شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی اصفهان احضار شدهام؛ از آنجا که متأسفانه امکان حضور در بیدادگاه شما را ندارم، این نامه را به عنوان دفاعیه نگاشتهام؛ علاوه بر این، چون ویرایش جدید کتاب «نجواهای نجیبانه» نیز در هفت جلد و بیش از شش هزار صفحه آماده انتشار بود، آن را نیز به عنوان دفاعیه خود و آزادیخواهان ایران، که نوشتارهایشان در این کتاب منتشر شده است، تقدیم دادگاه دوران و مردم ایران میکنم:
آقای خامنهای!
در اردیبهشتماه سال ۱۳۹۰، در فرجام نخستین ویرایش کتاب....
برو به آدرس
نظرات