رحیق  مختوم چیست و چگونه شرابی است

يُسْقَوْنَ مِن رَّحِيقٍ مَّخْتُومٍ ﴿۲۵﴾

علماء عظام دینی در ایران تفاسیر مختلفی از [ رحیق مختوم ] آیه ۲۵ " سوره المطففین " ارائه کرده اند و این شراب ناب را در به اشتباه و شاید عمدا به معانی دیگر آ آورده اند 

در زیربه نقل  خلاصه نظرات  حضرات بسنده میکنم 

 

» آیت الله مشکینی

و کسانی را که ایمان آورده و عمل های شایسته کرده اند بشارت ده که برای آنها بهشت ها یا باغ هایی است که از زیر ( ساختمان و درختان ) آنها نهرها روان است ، هر گاه از آن باغ ها از میوه ای به آنها روزی داده شود گویند: این همان است که از پیش ( در دنیا ) روزی ما شده است ، و همه میوه ها به نزد آنان ( در زیبایی و لطافت ) شبیه هم آورده می شوند

و برای آنها در آنجا همسرانی است پاکیزه ( از عادت زنانه و مرض و بد خویی ) و آنها در آن جاودانه اند.

 
 » آیت الله مکارم شیرازی
به کسانی که ایمان آورده ، و کارهای شایسته انجام داده اند ، بشارت ده که باغهایی از بهشت برای آنهاست که نهرها از زیر درختانش جاریست. هر زمان که میوه ای از آن ، به آنان داده شود ، می گویند: «این همان است که قبلا به ما روزی داده شده بود. ( ولی اینها چقدر از آنها بهتر و عالیتر است. ) » و میوه هایی که برای آنها آورده می شود ، همه ( از نظر خوبی و زیبایی ) یکسانند. و برای آنان همسرانی پاک و پاکیزه است ، و جاودانه در آن خواهند بود.
 

آیت‌الله موسوی همدانی (ترجمه‌المیزان)

کسانی که ایمان آورده و کارهای صالح کرده اند نویدشان ده که بهشت ها در پیش دارند که جویها در آن روانست و چون میوه ای از آن روزیشان شود بگویند این همانست که قبلا روزی ما شده بود ، و نظیر آن بایشان بدهند ، و در آنجا همسران پاکیزه دارند و خود در آن جاودانند .

 
و تقریبا یکسان و یا  مترادف اند نظرات آقایان قمشه ای و صفوی و و دیگران که هیچیک از کلمه شراب استفاده نکرده اند 

وبر عکس حتی حضرت علامه دهخدا نیز در لغتنامه  کبیر این واژه مرکب را چنین  معنی میکند 

رحیق مختوم  یعنی شراب صاف و نابی که از گزند ناخالصی، مصون و  محفوظ باشد .

 

اما این بنده حقیر معتقد است که منظور از رحیق مختوم باده ای است که حضرت دوست بهر که نوشانید اورا بزرگ گردانید

می ناب عشق

برداشت عاشقانه ای از سورة المطففين

زان باده بنوش کز تو جوشد
زان می که نخورده مستی از آن

باده رحیق مختوم کدام است

 

ان باده که خیزد از سر شمع
در خلوت بزم عشق بازان

مستانه و بی قرار از عشق
پروانه در آن چو شعله رقصان

ان باده که بلبل و چکاوک

از نشات آن گرفته الحان

ان باده که از کرامت آن
قمری شده این چنین غزلخوان

ان باده که جام جان از او مست
ان می که خمار از او گریزان

آن باده که در حری درخشید
بر امی و گفت نامه برخوان

گفتا که توان خواندنم نیست
گفتا که بخوان بنام یزدان

آن باده که در غدیر خم داد
احمد به امام انس و الجان

ان باده کز او به زعم حلاج
آسان شده درد سنگباران

ان باده کز او برای فرهاد
شیرین شده کار طاق بستان

ان باده که بایزید بسطام
یک جرعه چشید و گفت سبحان

ان باده که در دم مسیحا
بنهاد شفای درد مندان

ان باده که نوح و کشتی نوح
ایمن شد از او بلای طوفان

ان باده که از درون بجوشد
ان می که نخورده مستی از آن

ان باده کز او اجاق نمرود
بر جان خلیل شد گلستان

ان باده که از کلیم و فرعون
بگشود شکاف موج غلطان

ان باده که در لباس ترسا
افتاد بجان شیخ صنعان

ان باده که نا چشیده هرگز
یک قطره از آن لبان شیطان

ان باده که از چشیدن آن
آدم شده خلق و خوی حیوان

ان باده که بوی یار دارد
چون عطر نسیم صبحگاها

ان باده که شیر بیشه عشق
در محشر نینوای سوزان

لا جرعه به سر کشید و پر زد
بر اوج حماسه های دوران

ان با د ه که نام عشق دارد
سر منشا هر کلام و عنوان

ان باد که نام او[ رحیق ] است
[ مختوم ] در ایه های قران

 

م.س شاهد