آنجه بین ابر قدرت امریکا و جمهوری اسلامی، میگذرد، توجه جهانیان را بخود جلب کرده است، رابطه ای که با گذشت زمان تنش آلود و خصمانه تر میگردد و از ظهور جنگی وسیع و خطرناک خبر میدهد. البته که کمتر کسی هست که باور کند مذاکرات "غیر مستقیم" امریکا و جمهوری اسلامی بجائی برسد. بسیاری هستند که یه احتمال توافق بین این دو نیرو، شدیدا، بد بین بوده و هستند. ارائه دو هفته فرصت به نمایندگان جمهوری اسلامی برای عرضه پاسخ مثبت یا منفی در باره ادامه فعالیتهای هسته ای و تحویل 400 کیلو گرم اورانیوم غنی شده مذاکره ادامه مییابد، در غیر اینصورت، زمانی که به مذاکرات اختصاص داده شده است، به پایان خود میرسد. دو هفته فرصت(در این موقع) منطبق با زمانی ست که ناو فورد که میگویند بزرگترین ناو امریکا ست وارد آبهای منطقه میشود و کم و بیش نیروهای آمریکائی را تکمیل میکند.
به نظر نمیرسد، که انتقال انواع و اقسام ابزار جنگی، از ورود چندین ناو همواپیما بر با اسکورت ناوهای کوچکتر و زیردرییائی ها موشک پرتاپ کن و ائواع و اقسام هواپیماهای جنگی و سوختگیری های هوایئ، تا هوا پیماهای ویژه جنگهای الکترونیکی با توانائی اختلال در دسگاههای الکترونیک دشمن، مثل از کار انداختن ابزار الکترونیکی سکوهای پرتاپ موشک و یا اختلاط در سیستم پدافندی، بدون آنکه از پیوستن نیروهای اسرائیلی به نیروهای امریکائی سخنی بمیان آورند. گویا
تمرکز نیروهای نظامی در آبهای منطقه و آبهای نزدیکی به جمهوری اسلامی، نیروهای اسلامی واکنشی هائئ از خود بظهور رسانده اند که سخت میتواند آنها را جدی گرفت. رهبران حکومت اسلامی معمولا مواضع خود را در قالب رجز خوانی اعلام میکند. مثلا، یک ژنرالی ادعا میکرد که ناو لینکن قراصه شده آمریکا باین منطقه فرستاده اش که با حمله های موشک ما از شرش خلاص شوند. در غیر اینصورت رهبران نظام واکنشی جدی از این جابجاییها ابزار جنگی، واکنشی از خود بروز نداده اند.
البته که سیاستمداران نظام حکومت اسلامی، بجای مهارت در کشور داری، همگان در رجز خوانی مهارتی دارند کم نظیر. چون رهبران نظام در زمانی به وضع موجود مینگرد، گوئی که در دوران رسالت و خلافت و امامت بسر میبرد او بازتابنده تاریخ گذشته است. از دوران رسالت گرفته تا دوران امامت تا قیامت. همین چند روز پیش بود که رهبرمعطم، آخوند خامنه ای، در اذای ارائه یک راهکار سیاسی برای ادامه مذاکرات هسته ای، به رجز خوانی پرداخت. اول بخواری امریکا پرداخت و آنرا "امپراتوری رو به انقراض خواند." با این وجود، اعتراف کرد که دارای توانائی "بلعیدن" کشور ایران است. سپس، جضرت ولایت تاکید کرد که این است مسئله حکومت آخوندی با امریکا. یکطرف میخواهد ببلعد و دیگری تن به ببلعیدن نمیدهد.
البته که مهارت آخوند خامنه ای را در خطبه گوئی باید ستود. او بسحره، رئیس جمهور امریکا، دانالد ترامپ را مودرد خطاب قرار میدهد که:
اگر بنا شد مذاکرهای انجام بگیرد، تعیین نتیجهی مذاکره از قبل، یک کار غلط و ابلهانهای است. خب تو میگویی بیا با هم حرف بزنیم که دربارهی فلان موضوع به توافق برسیم، چرا نتیجه را معیّن میکنی؟ [میگوید] «باید حتماً به این توافق برسیم»! خب این ابلهانه است؛ این کار ابلهانه را رؤسای آمریکا و بعضی از سناتورها و رئیسجمهور و دیگران دارند انجام میدهند
آخوند خامنه ای با اشاره به کلام امام حسین مبنی بر اینکه تا چه حد بیعت با یزید دور از ذهن امام بوده است نقل شده که امام گفته است "کسی مثل من با کسی مثل یزید بیعت نمیکند." معلوم است که میخواهد بگوید کسی مثل من با کسی مثل ترامپ مذاکره نمیکند. چنانکه گوئی که جامعی آخوندی، در دورن آرامش روانی و روحی، خوشزیستی بلحاظ آب و هوای پاکیزه و فرواونی انواع خوراکیها و غذاها و میوه ها، تمامی جامعه را غرق در طرب و شادی ساخته است است. بسخنرانی خود ولی فقیه ادامه میدهد گوئی که آنچه امد، گزارشی ست از واقعیات نه بیان رویاهای شیرینی. محرومیت، ار ارضای ابتدائی ترین نیازمندیها، واقعیتی ست بسی بسیارتلختر و حتی بسیار غم انگیز. زیرا که این درحالی ست که پس از نیم قرن حکومت اسلامی، سیه روزی و نگون بختی باوج خود رسیده است. ارزش یک دلار در 57 در حدود 7 تومن بود امروز، ارزش همان دلار به 163000 تومن افزایش یافته است این چیزی نیست مگر غرق شدن در تاریک و سیاهی. نه آب است، نه برق و گاز است. هوای تنفسی کشنده است. تورم و بیکاری بیداد میکند، بیش از 70 درصد از جمعیت در قعر فقر زندگی مکنند. طبقه میانه-حال هم به طبقات فقرا پیوسته اند. وقتی امروز روایت میشود که مردم بمنظور سیری شکم، لوازم خانکی را برای دریافت غذا مبادله میکنند. یعنی که با ادامه وضع موجود، اینده ای تیر و تار در انتظار مردم ایران است. .
سپس، حضرت ولایت، در همان رجز خوانی به حقیر ساختن رئیس جمهور و تهدید غرق ناو بزرگ امریکایی در قعر دریاها پرداخت و اعتراف کرد که:
ناو یک دستگاه خطرناکی است امّا خطرناکتر از ناو، آن سلاحی است که میتواند این ناو را به قعر دریا فرو ببرد.
بدون تردید، این تهدید، تمام نیروهای آمریکاررا دچار ترس و وحشت میکند. اما حضرت ولابت، به انتقاد خود از امریکا وفرهنگ امریکاادامه میدهد و به جزیره ای بدنام و فاسد اشاره میکند که فساد را در جامعه امریکا باوج خود رسانده است. جالبتر آن ست که حضرت ولایت، امریکا را بی منطق میخواند که آنرا یکی از نشانه های زوال امپراتوریهای بزرگ میداند. آخوند خامنه ای با لحنی تحقیر آمیز اعلام که که رئیس جمهور امریکا، هنوز باور ندارد که آنچه در خانه من میگذرد، هرچه بخواهم بسازم و یا تخریب کنم بکس دیگری ربطی ندارد. جمهوری اسلامی بر اساس قرار دادهای جهانی در ساخت موشک هایی با بردی بالاتر از 2000 کیلومتر آراد است. ساخت مووشک ها با برد های متفاوت فقط مربوط به جمهوری اسلامی ست و اراده و تصمیم نظام، نه به امریکا ربطی دارد و نه هیچ کشور دیگری. این منطق امپراتوری در حال زوال بزرگ آمریکاست. آنچه، یکی در خانه اش میسازد چه ربطی بدیگری دارد. بدون تردید، آخوندی که در حوزه های علمیه هنوز کشفیاتی جدیدی در علوم الهی که در 14 قرن پیش از این ظهور یافته، دست میبابند که موجب ترس و وحشت در تمدن غربی میگردد، از آنروی که مبادا به مستعمره حکومت اسلامی در آیند. وگرنه دشمنی امریکا با دستیابی بغنی سازی هسته ای و موشکهای بالستیک از سر چیست؟ از سر وحشت از پایان هژمونی غرب بر سراسر جهان است؟
همچنانکه، می بینیم در گفتمان رئیس جمهور آمریکا و یا رهبر حکومت اسلامی، هرگز، سحنی از صلح و دوستی بگوش نمیرسد. از اینرو آنها را مییوان گفتمانی خواند بازتابنده خصومت بین دوگفتمان سکولار و گفتمان دینی، یکی بازتابنده واقعیت گرائی و دیگری بازتابنده واقعیت گریزی و بزبانی صریح، گفتمان دروغ پردازی. اگر آینده را در ائینه این دو گفتمان ببینم، آنچه در پیش روی داریم، تنها، جنگ میتواند باشد، کشتار انسانها و تخریب و ویرانی.
اما، باید اعتراف کرد، که ملت ما به چنین سرنوشتی محتوم، از لحظه ای که آخوند بجای صعود بر منبر وعظ و روضه بر فراز منبر قدرت، منبر خطبه خوانی صعود کرد، زوال جامعه نیز آغاز گردید در ازای ادامه نوسازی و نوگرائی اجتماعی، فرو روی در تاریک و سیاهی آغاز گرید. طولی نکشید که نظام اسارت و بندگی بنا بر خواست الله، خداوند یکتا ویکانه، بنیانگزاری گردید. حال جامعه، همچون یک تن واحد، باید خود را بندهای اسارت وبندگی دین و باورهای دینی رهائی سازیم و در شعف وشادی روشنائی و آزادی را در آغوش کشیم وپرچم شیرو خورشید را بر افرازیم و فریاد بآوریم زن زندگی آزادی.
فیروز نجومی
firoz nodjomi
https://firoznodjomi.blogspot.com/
fmonjem@gmail.com
نظرات