دوران فرمانروایی و فرمانبری به سر آمده است. به هوش باش ای فقیه، ای آیت الله، ای مرد خداشناس، خرقه ریا از تن بر کن، شمشیر خوف و خشونت از گردن "بندگان" خود برگیر تا حقیقت را دریابی، حقیقتی که فرمانروایان از دیرباز از رویت ان اجتناب ورزیده اند. این حقیقت که «این نیز بگذرد.» چه فرمانروایان سخت بیمناک بوده و هستند که بر خیزند و در چشم بهم زدنی کاخ فرمانروایی را ویران بینند. براستی که فرمانروایان، زبون ترین زبونان اند.

تاریخ بلند و طولانی ما، یکی از دیرین ترین و درخشان ترین تاریخها، دارای بیش از یکهزار سال تمدن بود، پیش از آنکه، اسلام پا بعرصه وجود بگذارد، نیز، بر این حقیقت شهادت میدهد که فرمانروایان هرگز نپذیرند که این نیز بگذرد. نفرت همه آنان نسبت باین حقیقت، پایان نابذیربوده و هنوزهم هست. همه فرمانروایان، چه پیش و چه بعد از اسلام هرگز نپذیرفتند که دوران فرمانروایی شان فانی و گذرا است و زمانی به سر میرسد و قبل از سرنگونی، برضایت و سر فرازی راه را هموار نمایند برای فرمانروای دیگری. اما، پشت گوش اندازند این حقیقت را گویی که این، نیز، هرگز نگذرد، درست، تا واپسین ترین لحظه زندگی، این نیز بگذرد را انکار میکنند که ناگهانی تاج و تخت و بارگاه فرمانروایی دود شود و بهوا رود. و یا در نتیجه تعلل و تاخیر، در بستر بیماری، رخت از جهان بر بندند بی آنکه جانشینی برای خود در نظر گرفته باشند..

پیامبر اسلام، چشم از این جهان بر بست بی آنکه جانشینی برای خود انتخاب  کند. چه زیرک بود پیامبر اسلام! زیرا، اگر جانشینی برای خود بر میگزید، خط بطلان میکشید بر فراخوان خود مبنی بر تسلیم و اطاعت از اراده الله بآن دلیل که جهان هستی هر آن به پایان خود میرسد. حال، آنکه برگزیدن جانشین میتوانست نشانی بر بقای جهان هستی باشد و هست. پس کذب گفته بوده است پیامبر اسلام. بشر بجای آنکه عازم آن جهان دیگر، جهان ابدی گردد تا بار دیگر از دل تاریک زمین برخیزد و بر دفتر اعمالش بنگرد، در این جهان ماندگار است. اما، نمیخواست این حقیقت را با برگزیدن جانشین برای خود مورد تصدیق و تایید قرار دهد. آری، فریب بزرگ باید ادامه مییافت و ادامه یافته است. بی جهت نیست که تسلیم شدگان، در اشتیاق جهان ابدی، دست بکشتار میزنند تا کشته شوند که خود حاکی از این واقعیت است که بسی بسیار سهل تراست تن بفریب دادن تا در چهره حقیقت نگریستن.

البته که روایت خم غدیر، مکانی که گفته میشود پیامبر اسلام پسر عموی خود، علی بن ابی طالب را بجانشینی برگزیده است- روایتی که هیچ پژوهشگری، اثری از آن درفقه سنی نیافته است- یکی دیگر از افسانه هایی ست بر ساخته دست معدودی از پیروان امامت که بر آن باور بوده و هستند، که رسالت (حکومت الهی) بواسطه ارتباط خونی ادامه مییابد در خاندان بلافصل پیامبر و یا در امامت، حکومتی از جنس فرا زمینی همچون حکومت پیامبر اسلام..

حال شاید بهتر بتوانیم بفهمیم که چرا امام خمینی، بنیانگذار نظام ولایت و یا نظام فرمانروایی و فرمانبری بر اساس شریعت اسلامی، قبل از انکه چشم از این جهان بربندد هرگز در سدد برگزیدن جانشینی برای خود بر نیامده است. گزینش آیت الله منتظری بعنوان جانشین، بنا بر قول وی(منتظری) توطئه ای بوده است برای جلوگیری از ورود او در میدان رقابت جانشینی پس از امام خمینی، در آن هنگام که مرگ، امام را به مور و مار و حشرات و جانورانی موذی تحویل دهد. بدرستی که حضرت امام خمینی از این حقیقت که این نیز بگذرد غافل بود. چون او غرق در اندیشه "آدم سازی" انسانها بود..

در دوران بهارعربی، نیز، این حقیقت به تایید رسید که فرمانروایان، بدون استثنا، تا چه حد بی حدودی به این نیز بگذرد، تنفر میورزیدند و هرگز حاضر نشدند که بملاقاتش بشتابند. اگرچنین میکردند شاید هم نام نیکی از خود بجای میگذاردند. اما، نه، تا لحظات آخرین دامن فرمانروایی را رها نکردند تا سرانجام  فروغلتیدند. بشارالاسد، کشور خود و منطقه را بخاک و خون کشاند تنها بآن دلیل که هنوز نپذیرفته بود که این نیز بگذرد، به پند و اندرز فرمانروایی گوش فرا داده بود که از بزرگترین انکار کنندگان این نیز بگذرد بوده و هست، فرمانروایی که خود را از تبار امامان می پنداشت و دارنده ایمان تزلزل ناپذیر که امامت ادامه میابد تا قیامت. تا آن زمان که جهان هستی پایان میگیرد. در چنین صورتی، چگونه میتوانست ایمان آورد که این نیز بگذرد، یک حقیقت است؟ اما، همچنانکه زمان، بدیگر فرمانروایان این حقیقت را آموخته است، به بشارالاسد هم اموخت و نیز به اسماعیل هنیه و حسن نصرالله و... اما، فرمانروایان، در بیشتر مواقع زمانی به این حقیقت وقوف یافته اند که کاراز کار گذشته است و کاخ فرمانروایی فرو ریخته و در اسارت و حقارت غرق گردیده اند..

چرا که کدام فقیه است که به جایگاه خدایی تکیه بزند؟ مگر انکه شرایط مشخص تاریخی و نیز پیشینه آموزش درحوزه های علمیه، آخوند خامنه ای را آماده صعود از طلبگی یه مقام خدایی ساخته بود. بفرض که اعضای مجلس "خبرگان" هم در انتخاباتی آزاد برگزیده شوند با هر ترکیبی از جناح ها، کدام عالم و فقیهی را در حوزه های علمیه بیابند که بتواند وحدت شمشیر و شریعت را حفظ کند. اگرچه تا ولی فقیه نفس برآرد، محلس خبرگان جانشینی را برگزینند، تنها، بمنظور فریب. چه، ولی فقیه به این نیز بگذرد اعتقادی ندارد. زیرا که برگزیدن جانشین، نشان از میرندگی دارد. حال آنکه، فرمانروایان رویای جاودانگی در سر میپرورانند. اما، با خاطر جمعی بسیار میتوان نتیجه گرفت که زمانیکه خداوندگار خامنه ای در حلقوم مرگ فرو رود، افول نظام ولایت فقیه نیز آغاز میگردد و روی بنابودی میگذارد.

فیروز نجومی

firoz nodjomi

https://firoznodjomi.blogspot.com/

fmonjem@gnail.com

 

 

.