براستی، تاکنون، از خود پرسیده ایم چگونه جامعه ما در چنین گودالی وحشت آور فرو غلتید؟ چیست که آخوندهای حاکم بر کشور را بر آن داشته است که همچون، 47 سال گذشته با بکارگیری ابزار خشونت و خونریزی، قهر و انتقام ستانی، تا آینده ای نامعلوم به سلطه مطلق خویش بر جامعه ادامه دهد؟

آنچه حکومت آخوندی در 47 سال حکمرانی در معرض دیدگاه همگان قرار داده است، آگاهانه یا نه، مهم نیست، مهم انستکه در لباس قداست و حتی معصومیت که الله، در نهاد امامان نهفته است، بسیار ساده و راحت تر میتوانی مرتکب گناه شوی، هر گناهی، از جمله، شکنجه، اذیت و آزار و کشتار انسانهای دیگر، اعمالی که مورد تایید الله و دین اسلام قرارمیگیرد.

گفته میشود که تنها در سال گذشته حکومت اسلامی آخوندها 2000 نفر را بدار مجازات آویخته است. در تظاهرات دو هفته اخیر، بنا بر گزارشهای رسمی، در دو روز، در هفته گذشته ، در روز پنجشنبه و جمعه، نیروهای انتظامی حکومت اسلامی از 2000 تا 20000 از تظاهر کنندگان را بقتل رسانده اند.

واقعیت آن است که از 1375، یا از زمانیکه آخوند،به یاری آمریکائیها، برفراز منبر قدرت صعود کرد، از جمع وجامعه؛ هیچ نخواسته است، بجز تسلیم و اطاعت و فرمانبرداری. چنانکه گوئی، انسان محروم از قدرت، بویژه، در اسارت و بندگی، در منظر آخوند، حیوانی بیش بشمار نیاید و میتوان با ابزار تنبیه و مجازات، همچون، شلاق وشکنجه و حبسهای مجرد. بنا بر روایات زندانیان رها شده، بسیاری از زندانیان یا از اطاق شکنجه زندان خارج نمیشدند و یا آویخته از چوبه دار با زندگی وداع میگفتند.

بمانند هر خیزشی، مثل خیزش 96 ، 98 و جنبش زن زندگی آزادی در 401 خیزش کنونی نیز دارای ویژهگیهای خاص خود است که آنرا از جنبشهای گذشته مشخص میسازد. که دیکر  نه در خواستها و طلبکاری های معیستی و یا در خواست دستمزد بیشتر است که تظاهر کنندگان را بکف خیابانها میکشاند. هرچه بیشتر به ویدیوها مینگری، آنچه مخابره میشود بیش از هر چیز  تصاویریست بیانگر اراده معطوف برهائی، رهائی از پسروی و سقوط در فقر و فلاکت و گرسنگی.

بدون تردید، آنچه در کف خیابانها در میان تظاهر کنندگان، بیش از هر شعاردیگری، تکرار میشد این شعار بود، که این آخرین نبرد است پهلوی بر میگردد. یکی دیگر از شعارها که تردید ندارم ، بینان آخوند خامنه ای را بلرزه در میآورد اینست که امسال سال خونه سیدعلی سرنگونه. هر دو شعار بیانگرخوشبینی و آینده نگری در ادامه نزدیکترین جنبشها در گذشته، مثل، جنبش زن زندگی آزادی بیانگر، آرمانی ماندگار و فنا ناپذیر. است.

 اما، آنچه نظام ولایت را محکوم بفروپاشی نموده است، گسترش فساد در سراسر جامعه است که عمق و توسعه آن در تاریخ بی سابقه است. بحدی که هر آن ممکن است از درون منفجر گردد. آنچه در کف خیابانهای کشور رخ میدهد،  باز تابنده فسادی است برخاسته از خصلت فساد زای قشر مفتخوار آخوندیسم که از باور به افسانه ها و اسطوره های دینی بمثابه واقعیاتیهائی مقدس برمیخیزد.

 همآهنگ با بحران درونی در باورها و ارزشهای دینی و دور زدن تحریمات جهانی،  توسل به فریب و ریاکاری کارایی خود را برای دور زدن تحریمات جهانی، کم وبیش از دست داده است. حکومتی که بر اساس باور باصل و اصول اخلاقی بناگردیده است، پس از نزدیک به نیم قرن حکومت، چیزی از خود، بیشتر از نمایش ناکارامدیها و ندانم کاریهای قشر قئرتمداران، قشر آخوندها، در کل با عمامه و یا کت و شلوار، بجای نگذاشته است. هرگز، نیز، از خدمت خود به ملت نشان بجای نگذرده است. چه در منظر آخوند اول خدمت به الله  بعد خدمت به مردم.

 در شرایط کنونی بیش از 20 درصد، اگر نه بیشتر، از جمعیت کشور بفقر وگرسنگی کشانده شده اند. کی مسئول است. آیا، میتوان رهبری که نزدیک به نیم قرن با مشتهای آهنین بر جامعه حکومت کرده اسست، مسئول دانست، مسئول بوجود آوردن شرایطی که جامعه را بلحاظ مادی و معنوی، آماده سقوط و انفجار نموده است..

بدون تردید، فساد، در هر چامعه ای وجود دارد، اما، تا چه حدی گسترش می یابد و چه درصدی از جامعه را آلوده ساخته است مهم است. در اینجا نتوان امار و ارقامی معتبر مبنی بر درصد و انواع فساد، در جامعه ایکه آخوندهای مقدس بر آن سلطه افکنده اند ارائه داد. همین بس که در منظر آخوندهای مقدس هیچ چیزی نیست که قابل مالکیت نباشد، از مالکیت بر زمینهای مرغوب در شمال تهران و سایر نقاط کشور گرفته تا مالکیت بر انواع و اقسام شرکتهای بزرگ، از مالکیت بر ماشین سازیها  گرفته تا کارخانجات صنعتی. گفته میشود که بیش از 30 در صد ثروت کشور به حساب ولایت مقدس، آخوند خامنه ای واریز میشود.

اما، در اینجا ما از عمق و گسترش فسادی سخن میگوئیم که ساختار قدرت را در یک نظام دینی، بفساد کشانده است. بعبارت دیگر، پس از نیم قرن، حکومت دین، جامعه بتازگی دریافته است که فریب خورده است از قشری که لباس مقدس دین بتن دارد و بر سر و سینه خود میکوبد برای قربت و تنهائی امام حسین در برابر یزید. حال آنکه، خلیفه یزید، برغم خوبی و یا بدی شخصیتش، به امام حسین رخصت داد که شمشیر بر گیرد و با لشگرش برای آنچه که میخواهد، در میدان جنگ ظاهر شود. حال آنکه، جانشین امام حسین، .ولی فقیه، مدعیان قدرت را بخاک خون میکشد و از بکارگرفتن هر ابزاری مشروع یا غیر مشروعی برای تداوم حکومت فریب و ریاکاری در زیر پوشش باور و ایمان به اصل و اصول دین اسلامی. چنان تظاهر کند، گوئی که بازتابنده ایمان است بخداوندبخشنده مهربان، نه خدایی، خود خواه و خودپرست که همچنانکه زودتر اشاره شد، خدایی خشن و بیرحم و انتقامجو .

فیروز نجومی

firoz nodjomi

                                                          https://firoznodjomi.blogspot.com/

fmonjem@gmail.com