اگر ترامپ دانشجوی تاریخ بود که متاسفانه نیست، می‌فهمید که آنچه امروز در ایران در حال وقوع است، تفاوت چندانی با آنچه بریتانیایی‌ها در سال ۱۶۸۸ با آنچه به عنوان «انقلاب باشکوه» شناخته شد، تجربه کردند، ندارد. حداقل انتظارات مشابه است. این انقلاب نتیجه یک تهاجم به رهبری خارجی بود و نه یک «انقلاب» به معنای کلاسیک کلمه مانند فرانسه. با این حال، قرار بود تأثیر عمیقی بر ظهور دموکراسی پارلمانی در بریتانیای کبیر داشته باشد.
به عنوان یادآوری، «انقلاب باشکوه» عزل شاه جیمز دوم در نوامبر ۱۶۸۸ بود. او توسط دخترش مری دوم و شوهر هلندی‌اش، برادرزاده جیمز، ویلیام سوم از اورانژ، جایگزین شد. این دو تا زمان مرگ مری در سال ۱۶۹۴، زمانی که ویلیام به تنهایی حاکم شد، به عنوان پادشاهان مشترک انگلستان، اسکاتلند و ایرلند حکومت کردند. ژاکوبیتیسم، جنبش سیاسی که هدف آن بازگرداندن جیمز تبعیدی یا فرزندانش از خاندان استوارت به تخت سلطنت بود، تا اواخر قرن ۱۸ ادامه یافت. برخی از مورخان آن را آخرین تهاجم موفقیت‌آمیز به انگلستان می‌دانند.
از نظر داخلی، انقلاب، برتری پارلمان بر تاج و تخت را در انگلستان و اسکاتلند تثبیت کرد. از نظر سیاست خارجی، تا زمان مرگش در سال ۱۷۰۲، ویلیام نقش‌های فرماندار هلند و پادشاه بریتانیا را با هم ترکیب کرد. بنابراین، هر دو کشور در مقاومت در برابر گسترش فرانسه متحد شدند، اتحادی که با وجود اهداف متفاوت، در بیشتر قرن ۱۸ ادامه یافت.
برای اطلاعات بیشتر در مورد انقلاب باشکوه اینجا را ببینید: