این تصویر بر دار کشیدن یکی دیگر از مخالفان مشروطه و همراه و همعقیده شیخ فضل الله نوری، به نام حبیب الله خان موقر السلطنه است.
حبیب الله خان موقر السلطنه در سال ۱۳۲۷ق، پس از فتح تهران به دست آزادی خواهان، به سفارت روس پناهنده شد وبه اروپا رفت. پس از آن نام برده با گذرنامه جعلی به تهران بازگشت، لیکن بلافاصله شناسایی و دستگیر شد و پس از محاکمه، به اعدام محکوم و حکم اجرا گردید.
توضیحات بیشتر:
در ابتدا از غلام بچه (خانه شاگرد در خانه ٔ شاه و اعیان؛ پسران نابالغ که در حرم شاهان قاجار به کارهایی گماشته بودند مانند ایچ اُغلان سرای سلاطین عثمانی. پیشخدمتهای خرد از خاندان اعیان و شاهزادگان که در اندرون و حرمخانه ٔپادشاهان قاجار به خدمت اشتغال داشتند) های اندرونی ناصرالدین شاه بود. در ۱۳۰۴ه.ق به پیشخدمت باشی گری (مترادف پیشکار و خدمتکار است و اغلب به نوکری گفته می شود که خدمات حضوری در مجالس به او سپرده شده باشد) ارتقا یافت.
در ۱۳۰۹ ه.ق قوللر آقاسی باشی (رئیس غلامان) شد و در سال ۱۳۱۱ه.ق با دوهزار تومان پیشکش به ناصرالدین شاه، به منصب کشیکچی باشی گری (نگهبان؛ مراقب؛ پاسدار) دست یافت.
او با شکوه الدوله دختر مظفرالدین شاه ازدواج کرد اما در اواخر سلطنت شاه از شیوه حکومت مظفرالدین شاه بدگویی می کرد و مورد غضب شاه قرار گرفت. در زمان سفر آخر مظفرالدین شاه به اروپا که محمدعلی میرزا «نایب السلطنه» گردید، دستور داد موقر را حبس کرده و طلاق زنش را بگیرند.
شیخ فضل الله نوری تنها آخوندی بود که حاضر شد بدون رضایت شوهر، صیغه طلاق را جاری کند.
چه با مزه، یک عدد پدرسوخته یافت میشود که سخت مخالفِ انقلابِ مشروطه بوده و از همه بدتر این است که همچو موش مُردهها رفتار کرده و هیچ نظری نیز (در رابطه با دفاع از خود) نمیدهد.
دست شما درد نکنه شراب سرخ گرامی.
این عکسها بسیار مفیدند. درسی از اجداد آزادیخواه ما برای نسل فعلی ایران. متأسفانه برای بعضی ساده دلان این تفکر پیش آمده که مثالا میشه رژیم رو صلح جویانه و بطور مسالمت آمیز،مثل آقای مارتین لوترکینگ سرنگون کرد!! یا اگه چهار سال دیگه صبر کنیم این آخوند جنایتکار بنفش همه چیز رو اصلاح میکنه!! یا صبر کنیم که رژیم از داخل داغون بشه!! یا از همه بامزه تر، اگه آخوندها برن، ایران تجزیه میشه و نصفش دست داعش میفته!!!
به امید روزی که تک تک این آخوندان جنایتکار ---از نوع عمامه یا فکلی--- پس از فرار به سفارات اربابان چینی و روسیشان مانند همین بی وطن به سزای جنایاتشان برسند.
روزبه جان حکایت از این قرار است که بعضی از حضرات دلشان میخواهد تاریخ آنجور نگاشته شود که به سودِشان باشد، از حقیقت گریزانند، همین افراد دویست سال پیش بودند، صد سال پیش بودند، امروز هم در بینِ ما هستند. اینها از اَجنبی بدترند.
خداوند آخر و عاقبتِ ما را با این نا ایرانیان به خیر سازد.
با سپاس از شما دوستِ عزیز.
زندگینامه جالبی داشت . سیر تحول و پیشرفتش جالب بود فقط جایی نگفته بود که لقب موقر السلطنه را چه کسی و چه زمانی به این آقا می دهد
احتمالاً شاهِ شهید این لقب را به ایشان داده است.