عصرانه ی کامبیز غفوری

در بیش از چهار دهه‌ی گذشته، جمهوری اسلامی بارها به کشتار شهروندان خود دست زده است؛ از اعدام‌های دهه‌ی شصت تا سرکوب خونین اعتراضات خیابانی در سال‌های اخیر. معمولاً این خشونت‌ها با زبان «امنیت»، «حکم شرع»، «دفاع از نظام» یا «مقابله با دشمن» توجیه می‌شوند. اما پرسش اصلی شاید این باشد که چه نوع ذهنیت و جهان‌بینی‌ای می‌تواند کشتن معترض، نوجوان یا شهروند بی‌دفاع را نه‌تنها ممکن، بلکه موجه جلوه دهد.

این گفت‌وگو تلاشی است برای فاصله گرفتن از تحلیل‌های صرفاً سیاسی و نزدیک شدن به لایه‌ی عمیق‌تری از مسئله: لایه‌ی فلسفی، اخلاقی و فکری قدرت. این‌که حکومت جمهوری اسلامی چگونه جهان را می‌بیند، انسان را چگونه تعریف می‌کند، «دشمن» را چگونه می‌سازد، و مرگ را در چه منطقی به کار می‌گیرد.

برای واکاوی این پرسش‌ها، با آرش جودکی، پژوهشگر فلسفه، گفت‌وگو کردم.