مراد ما از گردهمایی ها و تظاهرات و شعار دادن چیست؟ چه می خواهیم؟ یکم: با استفاده از ازادی هایی که دموکراسی کشور میزبان برای ما فراهم کرده، ندا و خواسته های هم میهنانمان را به گوش جهان برسانیم. دوم: به ایرانیان درون مرز قوت قلب داده، همبسته گی خود را نشان دهیم. برای رسیدن به دوهدف بالا، پیوسته نیازمندیم به مرور، بازنگری و توجه به نظم و صورت بندی اصل مسئله: 1. شعار دادن میتواند موثر و مفید باشد ولی باید انچه میگوییم با قاطعیت، صلابت و به گونه ای باشد که بازپخش رسانه ای دلخواه داشته باشد! 2. در اینگونه گردهمایی ها پرچم، پلاکارد و شعار و رفتار ما حتی رخت و پوشش ما میتواند بازتابی مثبت یا منفی داشته باشد. 3. اگر ما چیزی سوا از انچه که دو رهبر انقلاب (یعنی مردم خیابانهای ایران و شخص شاهزاده رضا) خواسته اند، بگوییم به بیراهه رفته ایم. ما نمی خواهیم انقدر در کوی و برزن این شهر و آن شهر، تظاهرات و راه بندان ایجاد کنیم که شهروندان کشور میزبانمان به ستوه بیایند. ما بازتاب رسانه ای مثبت می خواهیم. پیشنهاد میکنم به چند شعار کلیدی بویژه تکرار آنچه مردم در ایران میگویند بسنده کنید. خواسته های ناشدنی و بیهوده از ارزش کار می کاهد. می بایست رسانه های کشورهایی که همسو با ما هستند یا لااقل چوب لای چرخ ما نمی کنند، را در گردهم ایی ها فراخوانی کنیم. برای نمونه بسیاری از مردم دنیا به واسطه توجهات رسانه ای به اوارگان نوار غزه، نظری به انها معطوف دارند. ما نیز می بایستی اذهان عمومی را به سوی انقلاب ایران روان کنیم. کاری که از سران کشورهای مطرح جهانی ساخته بوده کم و بیش انجام گرفته، برخی سفیر جمهوری اسلامی را اخراج کرده اند، چندین بار کنسولگری ها تعلیق شده اند، تحریم ها برجاست، سپاه پاسداران را تروریست شناخته اند و به ما اجازه تجمع هم میدهند. برای حفظ نظم و مراقبت از ما به هزینۀ مالیات دهندگان نیروی پلیس ارسال میکنند. دیگر چه میخواهیم؟ پوشش رسانه ای شبکه های خبری را خواستار باشیم بهتر نیست؟ شاهزاده اصرار دارند که تا زمانیکه رفراندم رخ نداده است، به عنوان «شاه» از ایشان یاد نشود. من کمتر از خیلی از شما ها پادشاهی خواه نیستم، تنها بیشتر از شما گرامیان به فرمان رهبرم توجه دارم و گردن می گذارم. دیگر اینکه ما با افراط در پادشاهی خواهی، جمهوری خواهان سکولار را که با ما همراهند از خود دور میکنیم. بیایید "چاه را بکنیم بعد منار را بدزدیم". رهبر من شاهزاده رضا فرمودند بعد از دوران گذار، رای آزادانه مردم ایران است که نظام اینده را تعیین میکند. بگذارید با رای گیری علاقه خود را به بازگشت پادشاهی مشروطه ثابت کنیم نه با شعار. نکته بعدی این است که برخی از شعارها اشتباهاتی دارند که اگر انگلیسی زبانان بشنوند برایشان موجب سوء تفاهم می شود. مثلا: "internet for Iran" را فرض میکنند، ما روستاییانی هستیم که میخواهیم کشور میزبان برای ما اینترنت بدهد که ما بتوانیم مثلاً youtube تماشا کنیم؟ ما ولی میخواهیم آنها بدانند که این اتش به اختیاران ددمنش، در «تاریکی» مطلق، ما را میکشند و کسی نمی شنود. این همان دانه فلفل و خال مهرویان را میماند... اشتباهات فاحش در ترکیبات لغوی شعار از اهمیت آن میکاهد. نکته نهایی من برافراشتن پرچم است. پرچم سه رنگ شیر و خورشید نشان ایران را با غرور هر چه تمام تر برافرازید. دست تک تک شما را میبوسم. پرچم کشور میزبان را هم بیاورید و برافرازید که بسیار مهم است. پرچم کشورهایی که خود مشکلات سترگ سیاسی-اجتماعی دارند را بازدید کنید. با توجه به اینکه رسانه های جمهوری اسلامی نیز بازتاب زیرکانه و بهره گیری ناروا میتوانند داشته باشند، پرچم برخی کشورها ایراد ساز میشوند. ازمندانه دست به سوی این و آن دراز کردن "کیسه بر غمزه قحبه گان دوختن" و "باور به سوگند مستان کردن" است. کمک بدون چشم داشت ناروا اگر حتی یک ایرانی را از مرگ نجات بدهد پسندیده است ولی بیایید دنبال مناجی از غیب نباشیم. ایران به دست ایرانی و برای همیشه ازاد خواهد شد. نظامیان به نفع مردم سلاح بر زمین بگزارید و به مردم بپیوندید. مرد باشید و نان نامردیِ اغشته به خون نخورید. فردا همه باید در پیشگاه مردم ایران پاسخ، کرده یا نکرده هایمان را بدهیم. گناه تسخیر ایران به دست بیگانگان، به گردن شما است. شما هم میهنان گرامی که در سوگ و خونخواهی جوانان از دست رفته ایران و در التهاب رسیدن به طعم شیرین ازادی هستید، ما همه همین را میخواهیم. من با شما و از شما هستم و در گردهم ایی بعدی باز هم شرکت میکنم و هر چه بگویید تکرار میکنم. باورمن، باور رهبر ما و تمامی هواخواهان ما این است که همبستگی به فروپاشی رژیم و روز آزادی می انجامد. این لکه ننگ را برای ابد از دامن مام میهن می زادییم.