(۱)

یه چشمم اشکه و چشم دگر خون

در ایران جنگه و من میکنم جون

چنان بیتابم و از تو بسوزم

که گویی پوستکنده بردنم تون

 

(۲)

نوروز شده است و من ولی گریانم

امسال نه دلشادم و نه رویانم

هر دشنه که دشمنان به ایران بزنند

دل ریش شود، خون چکد از شریانم